17 آبان, 1394
یادداشت اختصاصی دکتر ابراهیم رزاقی برای دفاع اقتصادی (1)

نقشه آمریکا برای اقتصادهایی مانند ایران چیست؟

برای دفاع کردن نخستین اقدام، شناسایی دشمن متخاصم، ماهیت، قدرت، نقاظ ضعف، پیشینه تاریخی و عملکرد آن است. در بعد جنگ نرم، و در بخش اقتصادی یکی از اساسی ترین تهدیدات کشورهای مستقلی از جمله جمهوری اسلامی ایران، تفکر سرمایه داری و اندیشه آمریکایی استعمار و سلطه بر جهان است. بر همین اساس و در همین راستا در این چند نگارش به بررسی ماهیت و عملکرد این تفکر استعماری می پردازم.

دکتر ابراهیم رزاقی – عضو هیات علمی دانشگاه تهران

پایان جنگ جهانی دوم، آغاز و ابستن تحولات جدیدی در نظام قدرت جهانی بود. پس از جنگ جهانی دوم و نیرومندی اقتصادی، نظامی و فناوری آمریکا به تدریج این کشور سرکردگی کشورهای سرمایه داری غربی علیه اردوگاه سوسیالیستی به ویژه شوروی را به دست آورد و با فروپاشی این اردوگاه سیاست های سلطه بر جهان از سوی آمریکا اتخاذ شد. در این سیاست ها حکومت های مستقل مانع سلطه گری به شمار آمده و دگرگونی آن ها به شیوه های گوناگون کودتا، دخالت نظامی، انقلاب های مخملی با پشتیبانی از عناصر داخلی مورد توجه قرار گرفت.

با ظهور و پیروزی انقلاب اسلامی، تاریخ ایران وارد مرحله جدید و متفاوتی نسبت به قبل شد. انقلاب اسلامی ایران که محمدرضا شاه سرسپرده آمریکا و ژاندارم منطقه ای را سرنگون کرد و نظام اسلامی انقلابی را جایگزین آن نمود که با توجه به استقبال مردم مسلمان منطقه مانعی بزرگ در برابر سیاست سلطه گری آمریکا بر جهان به شمار می آمد. ایرانی که از نظر موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی و ایستادگی مردم آن در برابر همه کشورهای صنعتی در جنگ تحمیلی امکان و دستیابی به استقلال اقتصادی را افزون بر استقلال سیاسی فراهم می نمود، با توجه به تجربه صنایع دفاعی استقلال توامان سیاسی و اقتصادی را امری شدنی نشان داد و اثبات کرد. الگوی صنعتی شدن ایران افزون بر الگوشدن مقاومت در منطقه و در جهان، ایران را به مهمترین عامل بازدارنده سلطه آمریکا بر جهان تبدیل نمود به طوری که همچنان آمریکا نتوانسته در برابر این عامل بازدارنده موفق و پیروز گردد.

پیش از انقلاب صنعتی در انگلستان با وجودی که همه کشورهای چهان زیرسلطه مستقیم و غیرمستقیم کشورهای استعمارگر بودند، ولی از نظر اقتصادی مستقل بوده و بازرگانی خارجی نقش بسیار حاشیه ای داشت. به عنوان نمونه کشور انگلستان، بزرگترین مستعمره دار جهان که بر هندوستان مسلط بود، برای کسب ثروت استعماری از تولید صنایع دستی هند حمایت و تولیدات آن را در بازارهای جهانی به فروش می رساند ولی پایداری انقلاب ضنعتی ماشینی در انگلستان این صنایع، فرماندار انگلیسی هند، نخست مانع صدور تولیدات صنایع دستی هند(عمدتا پارچه) به انگلستان و سپس به دیگر نقاط جهان با وضع مالیات های گوناگون شد.در گام بعدی با افزایش تولیدات صنایع ماشینی انگلستان صدور آن ها به هند، نابودی صنایع دستی هند را پدید آورد. قدرت ماشین برخلاف قدرت دست انسان که دارای محدودیت در کار است، می تواند بیش از نیاز هر کشور صنعتی تولید کند. به ویژه آنکه نظام سرمایه داری گرایش به انباشت ثروت و تکاثر آن در طبقه اندک سرمایه داران دارد.

تولید انبوه یکی از مهم ترین اصول نظام سلطه گر سرمایه داری صنعتی است. تولید انبوه ماشینی با دو مشکل کمبود مواد اولیه و انرژی و کمبود تقاضای موثر برای تولیدات در داخل مواجه است. برای رفع این مشکل، در هم شکستن استقلال اقتصادی همه کشورهای غیرصنعتی ضرورت پیدا کرد. وابسته کردن دیگر کشورها به تامین مواد اولیه و انرژی کشورهای صنعتی و صدور مازاد تولید نسبت به مصرف داخلی به کشورها وابسته را فراهم کرد. بگذریم از اینکه وقوع جنگ های اول و دوم جهان با ۷۰ میلیون کشته و وجود یک میلیارد انسان گرسنه در جهان و ۸۰۰ میلیون بیکار و گستردگی فقر و بیکاری حتی در کشورهای صنعی، تهی شدن منابع طبیعی و آلودگی کره زمین در حد هشدار و شاید مهم تر از همه این آثار تک قطبی کردن انسان ها به ویژه در کشورهای صنعتی که به قولی پول جای تمدن را گرفت و به گفته دیگری انسان های بسیاری با حذف معنویت خود به ماشین فاقد اراده تبدیل شده اند، افزون بر آنچه که تاکنون نظام سرمایه داری بر بشریت تحمیل کرده در صورت تداوم به نابودی خداگونگی همه انسان ها می انجامد.

در چند دهه اخیر با تولید انبوه امکان مصرف انبوه دست کم برای لایه های اجتماعی ثروتمند و متوسط فراهم شده است. نظام سرمایه داری و به ویژه آمریکاییها آن هم برای کاهش دوره های رکود اقتصادی خود و هم برای انحراف اذهان با استفاده از فناوری های جدید ارتباطی و رسانه ای و با بهره مندی از دانش آموختگان همه کشورها که عموما هویت زدایی ملی شده اند، الگوی مصرف ملی و جهانی به وجود آورده است که نیاز به مصرف را دیگر فرد، خانواده و بسیاری از دولت ها، خود تعیین نمی کنند. اینان با نشانه پیشرفت و تشخص داشتن مصرف را به هر قیمتی هر چند در تقابل با صنعتی شدن کشور و حتی خارج از محدوده توان مالی و ارزی خانواده و کشور دنبال می کنند. از آنجا که مصرف کالاها و خدمات مادی آرامشی کوتاه مدت فراهم می کند،‌ انسان تک بعدی شده مزبور بی اراده به دنبال تجدید مصرف خارج از توان و اراده خود اقدام می کند. در چنین شرایطی بردگان مصرفی جدید به وجود می آیند که همه ذهن، کار و عملشان به داشتن امکانات مادی برای تصاحب کالا و خدمات بیشتر صرف می شود. این بردگان جدید چه در کشورهای صنعتی و چه در کشورهای غیرصنعتی به نیازهای معنوی و انسانی خود بی اعتنا هستند و همه چیز جز لذت، شهوت، ثروت و مصرف برایشان فرعی و یا فراموش شده می شود. اینان وسیله دست سرمایه داران و خنثی در برابر بی عدالتی های ملی و جهانی هستند و تنها به درمان درد خود می اندیشند. با توجه به پدید آمدن چنین ادم هایی در آمریکا، کشورهای دیگر صنعتی و در کشورهای غیر صنعتی است که آمریکا اکنون اجرای سیاست های تسلط بر جهان خود را موفقیت آمیز می داند. بر همین اساس و تجربه است که آمریکایی ها همچنان در حال افزایش چنین افرادی در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای مستقلی هستند که از هویت ملی خود دفاع و پاسداری می نمایند. آمریکایی ها به دنبال هویت زدایی ملی از این کشورهای مستقل هستند تا بتوانند برنامه های آمریکایی سازی و هویت زدایی ملی خود گسترش و تقویت نمایند.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.