23 تیر, 1395
گفتگو / کریمی قدوسی

نفوذ فکری دشمن به اتاق فکر مسئولان اقتصادی کشور

امروزه مانع اصلی در تحقق اقتصاد مقاومتی، نفوذ آن‌هم به معنای نفوذ در اتاق فکرهای داخلی است، امری که رهبر معظم انقلاب تابه‌حال بارها و بارها در بسیاری از جلساتی که با مسئولان دیدار داشته‌اند، نسبت به آن متذکر شده‌اند. روشن است که ایشان از مقولهٔ اقتصاد مقاومتی و عدم توجه کافی مسئولین به اجرایی […]

امروزه مانع اصلی در تحقق اقتصاد مقاومتی، نفوذ آن‌هم به معنای نفوذ در اتاق فکرهای داخلی است، امری که رهبر معظم انقلاب تابه‌حال بارها و بارها در بسیاری از جلساتی که با مسئولان دیدار داشته‌اند، نسبت به آن متذکر شده‌اند. روشن است که ایشان از مقولهٔ اقتصاد مقاومتی و عدم توجه کافی مسئولین به اجرایی شدن بندهای آن گلایه‌مند هستند.

حضرت‌عالی نفوذ اقتصادی دشمن به‌ویژه آمریکا را پس از توافق هسته‌ای تا چه اندازه جدی می‌دانید؟

نظام سلطه، بر پایه‌های مختلفی تئوری‌های خودش را تعریف می‌کند و براساس این تئوری‌ها استراتژی می‌نویسد و استراتژی را تبدیل به برنامه و برنامه‌ها را تبدیل به تاکتیک و پروژه می‌کند. از سوی دیگر، هم‌زمان با این تئوری، تدوین استراتژی، تعریف پروژه و تاکتیک، در ابعاد سازمان‌دهی، تربیت نیرو و شناسایی افراد ویژه‌ای که نفوذپذیر باشند و یا در فرهنگ غرب مستحیل شده باشند، به فعالیت می‌پردازد. به‌عبارت‌دیگر، افرادی که در داخل بوده‌اند و طی سالیان گذشته مراوداتی با نظام سلطه داشته‌اند، مورد شناسایی قرار می‌گیرند. بدین منظور آمریکا از سرویس‌های جاسوسی دیگر کشورهای هم‌گروه خودش مانند انگلیس، فرانسه و آلمان بهره گرفته و برای انجام نفوذ در ابعاد مختلف بسیج عمومی به وجود آورده است و بعد وارد میدان می‌شود. لذا نفوذِ خلق‌الساعه و یک‌شبه معنایی ندارد و صحبت از نفوذ بدین معنا نیست که تا دیروز خبری از تلاش برای نفوذ نبوده و مثلاً ظرف شش ماه نظام سلطه تصمیم گرفته است تا نفوذ را فعال کند. برخلاف موضوع جنگ سخت که خیلی از ابعاد آن روشن و آشکار است، نفوذ و نبرد امنیتی در فضاهای مختلف چندین برابر میدان، آدم، فن، روش و سازمان دارد که این‌ها به‌راحتی قابل‌لمس و ملاحظه نیست. درواقع شاخصهٔ اصلی نفوذ این است که اصلاً قابل‌لمس نیست حال‌آنکه نبرد سخت با اموری همچون رزمایش کاملاً مشخص است. در نفوذ تا زمانی که ضربه وارد نشده است هیچ‌چیز معلوم نمی‌شود. لذا باید پیچیدگی‌های موضوع نفوذ دشمن را به‌خوبی شناخت.

 در موضوع نبرد سی‌وشش‌سالهٔ جمهوری اسلامی ایران و نظام سلطه، یک‌طرف نظام سلطه مدعی ربوبیت انسان است و معتقد است که باید همه را پرورش دهد و یک‌طرف جمهوری اسلامی است که معتقد است رب، رب‌العالمین است و بشر باید توسط فرستادگان الهی آموزش ببیند و پرورش پیدا کند. در یک‌چنین نبرد پیچیده و درهم‌فرورفته‌ای، طبیعی است که طرف مقابل ما یعنی نظام سلطه، سخت‌ترین روش‌ها و پیچیده‌ترین و کارآمدترین تجربه‌هایش را به‌کار بگیرد؛ بنابراین نفوذ اقتصادی، نفوذ فرهنگی، نفوذ امنیتی و نفوذ سیاسی را تعریف می‌کند؛ اما باید دقت کرد که این جنبه‌های مختلف نفوذ همانند حلقه‌های یک جورچین، تکمیل‌کننده یکدیگر هستند. نفوذ سیاسی بدان معناست که در مراکز تصمیم‌گیری اثرگذار شود. با یک‌چنین نفوذی در مرکز تصمیم‌سازی یعنی دولت، اتاق فکر و محاسبات مدیران و مسئولان یک کشور را تحت کنترل درمی‌آورند و اندیشه‌اش در آن اتاق تصمیم‌گیری وارد می‌شود. نفوذ فرهنگی؛ همان تلاش برای حاکمیت تفکر اومانیسمی غرب و نظام لیبرال دموکراسی براساس آن الگوی جهان‌شمول است. یکی از مبانی قدرت هر ملتی، قدرت اقتصادی است و لذا ذیل نفوذ اقتصادی تلاش می‌کنند که اقتصاد را از درون دچار بحران کنند. دراین‌راستا، رکود و تحریم و از همه مهم‌تر «ما نمی‌توانیم» را به ملت تحمیل می‌کند. همچنین فکر و اندیشه و تولید قدرت علم را در داخل کشوری همانند جمهوری اسلامی ایران مدیریت می‌کنند و از درون کشور آن‌ها را به بیرون منتقل می‌کند. درنهایت امر، اتاق فکر مدیران اقتصادی را به‌جایی می‌رساند که حتی افرادی در سطح آقای نعمت زاده، به‌عنوان وزیر فعلی، اعلام می‌کند که باید مدیر را هم از خارج کشور وارد کرد. این نشان از عمق مسئله نفوذ دارد.

در این حالت نیز تقسیم‌کاری بین سرویس‌های جاسوسی مطرح دنیا انجام می‌شود، چراکه همهٔ آن‌ها از یک پیکره واحد برخوردارند. هیچ‌گاه سرویس جاسوسی MI6 در مقابل CIA قرار نخواهد گرفت، چراکه از ابتدا تقسیم‌کار انجام‌شده است. به‌عنوان نمونه، اخیراً زمانی که از وزیر خارجه فعلی انگلیس سؤال می‌شود که چرا انگلیسی‌ها در مذاکرات با ایران کمتر حرف می‌زنند و آمریکایی‌ها جسورترند؟ او پاسخ می‌دهد که: «ما تقسیم‌کار کرده‌ایم، بدین‌صورت که آن چیزی که مربوط به مسائل بین‌الملل و وزارت خارجه است، آمریکایی‌ها پیش‌قدم خواهند شد ولی آنچه به فضای درونی ایران برمی‌گردد، به ما مربوط می‌شود و ما وارد می‌شویم». سرویس جاسوسی انگلیس در بحث نفوذ در داخل از توانایی ویژه‌ای برخوردار است. لذا این قبیل امور را به انگلیسی‌ها می‌سپارند. مسائل فرهنگی اغلب به سرویس‌های فرانسه سپرده‌شده است و در مسائل اقتصادی بخشی را به آلمانی‌ها داده‌اند و خود آمریکایی‌ها هم در این زمینه‌ها فعال هستند. لذا این جنگ یک جنگ تمام‌عیار با نظام سلطه است که اقتصاد و نفوذ اقتصادی یکی از موضوعات بسیار مهم در این جنگ به شمار می‌آید.

اخیراً تلاش‌هایی برای ورود برندهای مصرفی غربی و آمریکایی مثل مک‌دونالد و اپل در داخل کشور صورت گرفته است. این حرکت‌ها را در راستای نفوذ اقتصادی چگونه تحلیل می‌کنید؟

در بحث نفوذ اقتصادی دشمن در تلاش است تا فرهنگ را با اقتصاد تلفیق کند. نظام سلطه اقتصاد را به‌منزلهٔ صرف یک کالا نمی‌بیند، بلکه در تمام ابعاد آن کالا فرهنگ سلطه قابل تبیین است. به‌عنوان نمونه، در غرب سیستم تبلیغی را این‌گونه طراحی می‌کنند که تا مدت‌زمانی مردم در بیلبوردهای شهر تصویر یک گل زیبا را می‌بینند و زمانی که تصویر این گل به‌خوبی در ذهن مردم شکل گرفت و با آن مأنوس شدند، آنگاه کالایشان را با آن گل زیبا که نمادسازی شده است، به بازارها سرازیر می‌کنند و مردم نیز به‌آسانی و فارغ از چیستی کالا آن را مصرف می‌کنند. آن تصویر زیبای گل که در روانشان شکل‌گرفته و به‌نوعی فرهنگ‌سازی شده است، باعث خواهد شد که ناخودآگاه دستشان به‌سوی آن کالا کشیده شود و آن را بردارند. دشمن در رابطه با کالاهایی همچون «مک‌دونالد» نیز بدین‌صورت عمل کرده و درواقع در ورای این کالا یک فرهنگ طراحی‌شده نهفته است. در کنار این مسئله و با فراگیرشدن یک کالای مصرفی، سرویس‌های جاسوسی سیاسی و اقتصادی نیز فعال خواهند شد. به‌عنوان نمونه، یک سرویس جاسوسی قوی ازنظر اقتصادی در ورای مک‌دونالد طراحی‌شده است و این‌گونه نیست که مک‌دونالد صرفاً یک فروشگاه زنجیره‌ای باشد. همین فروشگاه زنجیره‌ای اتاق فکر، دانشگاه، استراتژی و طراحی دارد. لذا به‌راحتی می‌تواند سلطه فرهنگی و اقتصادی خویش را در قالب آن محصول، به یک کشور صادر و دروازه‌های بسته‌شده را باز کند. تجربه ثابت کرده است و اطلاعات نیز همین را نشان داده است که دشمن در شرایط دشواری همچون مذاکرهٔ با ایران، اولین موضوعی که روی میز طرف مقابلش گذاشته است، مک‌دونالد است. به‌طوری‌که در همین مذاکرات اخیر اعلام کردند که طرف ایرانی باید بپذیرید که در صورت توافق، برای اثبات حسن نیتش باید اجازه بدهد که شعبه‌های مک‌دونالد وارد کشور شود. در مذاکرات هسته‌ای، قبل از آنکه وارد سانتریفیوژ و غنی‌سازی بشوند، مک‌دونالد را روی میز گذاشته‌اند و از گروه مذاکره‌کننده ضمانت اجرایی می‌خواهند. لذا آقای روحانی خدمت مقام معظم رهبری رفتند و اجازهٔ ورود مک‌دونالد به کشور را تقاضا می‌کنند؛ اما با بصیرت مقام معظم رهبری پاسخ مثبت نمی‌گیرد. لذا مقصود مقام معظم رهبری برای جلوگیری از ورود کالاهای مصرفی آمریکایی این‌چنین مواردی است. طراحی خیلی زیبایی انجام‌شده بود تا حداقل چهل شعبه مک‌دونالد بلافاصله پس از توافق هسته‌ای در تهران افتتاح شود و با صف‌کشیدن مردم و فیلم‌برداری نظام سلطه اعلام کنند که مک‌دونالد برای دنیا در همه‌جا هست. لذا توجه به این نکات بسیار مهم است و متأسفانه چنانچه افکار عمومی خوب توجیه نشود و اطلاع‌رسانی اتفاق نیفتد، این تصور به وجود می‌آید که مخالفت صورت‌گرفته، مخالفت با همبرگر و ساندویچ است، درحالی‌که اصل مخالفت با نظام سلطه و سرویس‌های جاسوسی و طرح براندازی است. مک‌دونالد و امثال این‌ها حکم گرفتن سرپل درنبرد نظامی را دارد. در یک نبرد نظامی می‌توان با گرفتن یک سرپل به دشمن هجوم برد و به اهداف تعیین‌شده دست‌یافت. لذا به‌نوعی دشمن در تلاش است تا با واردکردن امثال مک‌دونالد افکار عمومی را متقاعد سازد و پس‌ازآن گام‌به‌گام اهداف شوم اقتصادی سیاسی و فرهنگی خود را در کشور پیگیری کند. چنانچه در این زمینه مسئولین مربوطه هوشیار نباشند، به‌یک‌باره انقلاب را ازدست‌رفته خواهند دید.

نفوذ اقتصادی آمریکا شامل تدریس کتاب‌های درسی و مکاتب اقتصادی در دانشگاه‌های کشور هم می‌شود، این مسئله را چقدر در بحث نفوذ اقتصادی آمریکا اثرگذار می‌دانید؟

مبنای تولید قدرت در هر نظامی دانشگاه و علم است. علم، بنیانِ قدرت اقتصادی، امنیتی و فرهنگی را تشکیل می‌دهد. بی‌شک دانشگاه‌ها در ایران جزء اهداف درجهٔ یک دشمن به شمار می‌روند. دشمن پیش از دست‌اندازی به صنعت کشور و قبل از ورود به فضای امنیتی و اقتصادی، علاقه‌مند است تا به درون مراکز علمی کشور راه پیدا کرده و تولید علم را متوقف کند، نکته‌ای که در فتنه‌های اخیر به‌آسانی قابل رصد است. به‌طوری‌که طی آشوب‌های خیابانی یکی از اصلی‌ترین اهداف، دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی بودند که باید متوقف می‌شدند، چراکه دشمن به‌واسطه اطلاعاتی که از سرویس‌های جاسوسی به دست آورده بود می‌دانست که هر پژوهشکده در چه دانشگاهی مشغول تهیهٔ پروژه‌ای علمی است که با به نتیجه‌رسیدن آن، قدرت اقتصادی سیاسی کشور افزون می‌شود. لذا به همراه التهاب ایجادشده، گروهی مأمور بودند که به بهانه اعتراض دانشجویی آن پژوهشگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها را به هم بزنند و دستگاه‌ها را نابود کنند.

به اعتقاد شما چه راهکارهایی برای مقابله با جریان نفوذ اقتصادی وجود دارد؟

ما بر اساس اطلاعاتی که از وضع اقتصاد خودمان داریم و بنیان‌های مستحکمی که بر اساس اقتصاد مقاومتی تبیین شده است، نباید دچار بحران در داخل، رکود و بلاتکلیفی باشیم. بدین معنا که نباید همه‌چیز به برجام گره بخورد. به اعتقاد بنده چنین اتفاقاتی بیانگر نفوذ فکری دشمن به اتاق فکر مسئولان اقتصادی کشور است. امروزه مانع اصلی در تحقق اقتصاد مقاومتی، نفوذ آن‌هم به معنای نفوذ در اتاق فکرهای داخلی است، امری که رهبر معظم انقلاب تابه‌حال بارها و بارها در بسیاری از جلساتی که با مسئولان دیدار داشته‌اند، نسبت به آن متذکر شده‌اند. روشن است که ایشان از مقولهٔ اقتصاد مقاومتی و عدم توجه کافی مسئولین به اجرایی شدن بندهای آن گلایه‌مند هستند. به نظر می‌رسد که سرویس‌های اطلاعاتی کشور باید در این قضیه کاملاً هوشیارانه عمل کند و شناسایی‌هایشان را انجام دهند تا بتوانند ان‌شاءالله در فرصت مناسب ضربه کارآمدی را به دشمن وارد آورند. بسیج و سپاه در این حوزه نیز به‌عنوان نیروی فعال عمل می‌کند و همچون هشت سال دفاع مقدس و جریان فتنه، مردم را در فضای اقتصادی و برای مقابله با نفوذ اقتصادی بسیج می‌کند.

مصاحبه گیرنده: مهدی رحیمی نسب

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.