30 اردیبهشت, 1395

از ارائه مدل جدید تاب آوری اقتصادی تانگاه نونهادگرایانه به اقتصاد

اقتصاد مقاومتی دارای شباهت هایی با نونهادگرایی اقتصادی است. مبنای اصلی این مدل جدید اقتصادی، تاکید بر نقش نهادها در فرایندهای اقتصادی است که کمتر در اقتصاد کلاسیک مورد اشاره قرار گرفته است.

 نظریه اقتصاد مقاومتی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحبان نظر در حوزه اقتصادی، یک نظریه بدیع و جامع است که مبتنی بر یک فلسفه کامل ایجاد شده و تلاش دارد تا با ایجاد بسترهای تقنینی و نهادی لازم، راه را برای توسعه و پیشرفت در ایران هموار سازد.

ابتنای اصلی این نظریه بر آموزه های اسلامی و به تعبیر دقیق تر، نظام اقتصادی اسلام است؛ که مبتنی بر شرائط و اقتضائات روز بازپروری شده است. به زعم راقم این سطور و با توجه به فحوای کلام مقام معظم رهبری، محور اصلی و کانونی الگوی اقتصاد مقاومتی قاعده نفی سبیل است؛ (وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا)[۱]، خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مومنان داشته باشند.

مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: «هیچ مسئولى معلوم است که راضى نیست و موافق نیست که در مقابلِ دشمنان کوتاه بیاید و براى اینکه مثلاً تحریم‌ها برداشته بشود یا کم بشود، از آرمانها دست بردارند؛ خیلى خب، حالا که این‌جور است، پس شما بیایید کارى کنید که کشور در مقابل تحریمها مصونیّت پیدا کند؛ اقتصاد مقاومتى یعنى این. … از جمله بزرگ‌ترین مسئولیّت‌هاى مسئولین کشور همین است که کارى کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربه‌اى وارد نشود؛ راه آن چیست. راه آن این است که مراجعه کنیم به درون کشور، به درون ملّت، از نیروهاى درونى کشور استفاده کنیم و راه‌هایى وجود دارد؛ آدم‌هاى صاحب‌نظر، آدم‌هاى کارشناس و بااخلاص، گواهى می دهند که راه‌هایى وجود دارد که انسان بتواند به خودش متّکى باشد. این وظیفه‌ مسئولین کشور و مسئولین دولتى است، چشم ندوزند به دست بیگانه». [۲]

با این حال نگاهی به ادبیات اقتصادی در این زمینه نشان می دهد که الگوی اقتصاد مقاومتی در پایه و اساس بدیع است، اما رویکردهای مشابهی نسبت به مخاطرات این چنینی در سطح جهانی مدتهاست که تدوین و اجرایی شده است.

از زمانی که الگوی جهانی شدن (Globalization) یا به تعبیر دقیق تر جهانی سازی (Globalism) آغاز شده، توسعه اقتصادهای لیبرالی و باز در سطح کشورها افزایش یافته است. ابرقدرت های اقتصادی همچون آمریکا و اتحادیه اروپا، نظام اقتصادی جهان را به سمت توسعه اقتصاد باز سوق می دهند و همین عامل از توان دولت ها در اعمال سیاست ها و برنامه های خود کاسته است. اما با وقوع بحران های متعدد اقتصادی جهانی، اکنون اغلب کشورها به نوعی احساس مخاطره جدی دارند؛ از این منظر که هضم شدن بیش از حد در فرایند اقتصاد جهانی می تواند منجر به فروپاشی اقتصادی در زمان بحران برای کشورهای کمتر توسعه یافته شود. در حالی که اقتصادهای برتری همچون آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و … با استفاده از ظرفیت های داخلی می توانند از این بحران ها جان سالم به در ببرند.

به تعبیر احسان خاندوزی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، «اقتصاد آسیب‌پذیر یا شکننده (vulnerable economy) نقطه‌ مقابل اقتصاد مقاومتی به‌شمار می‌رود و حدود یک دهه است از تولد آن در ادبیات اقتصادی می‌گذرد. این مفهوم در واقع چند سال پس از تجربه‌ بحران مالی شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ مورد توجه قرار گرفته است. بحرانی که مولود خطای راهبردی وابسته ‌کردن بازارهای مالی به سرمایه‌گذاران خارجی بود و به سقوط چندساله‌ اقتصادهایی منجر شد که در جهان به عنوان معجزه‌ آسیایی شناخته می‌شدند.»[۳]

یکی از شاخص های مهم برای بررسی شکنندگی اقتصادی میزان باز بودن اقتصادی است که در واقع بررسی تراز تجاری به تولید ناخالص داخلی است. معمولاً نسبت کمتر از ۵۰ درصد وضعیت مطلوب در این زمینه به حساب می آید، اما وقتی بیش از حد تولید ناخالص داخلی به واردات یا صادرات کشورها بستگی پیدا می کند، اقتصاد رو به شکنندگی سوق پیدا می کند. به عنوان مثال، برای برخی از کشورهای آسیایی در دوران بحران ۱۹۹۷ این درصد به بیش از ۱۰۰ رسیده بود و همین مساله نیز باعث شد تا ضرر و زیان های گسترده ای به اقتصاد این کشورها وارد شود.

البته طبق آمارها، وضعیت باز بودن اقتصاد ایران در شرایط نرمال یعنی زیر ۵۰ درصد قرار دارد؛ اما مساله اینجاست که در یکی دیگر از شاخص های شکنندگی اقتصاد، یعنی درجه بالای تمرکز صادراتی اوضاع ما خوب نیست. وابستگی شدید به صادرات منابع فسیلی و مشتقات آن باعث شده است که اقتصاد ایران در معرض آسیب قرار بگیرد و اتفاقا کانون تمرکز دشمن در جنگ اقتصادی نیز معطوف به همین مساله بود؛ به طوری که آمار صادرات نفت ایران به شدت در دوران تحریم کاهش پیدا کرد. از سوی دیگر، با تحریم نظام بانکی کشور، امکان انجام مبادلات مالی برای همان اندک فروش نفت نیز میسر نبود.

از این منظر، می توان گفت اقتصاد مقاومتی حداقل در رویکرد ایجاد زیرساخت های مقاومتی در برابر تکانه های اقتصادی ناشی از تحولات اقتصاد جهانی دارای پیشینه است، هرچند که در اساس و فلسفه وجودی الگوی اقتصاد مقاومتی چیزی بیش از رویکردهای تاب آوری اقتصادی (Economic resilience) است.

به تعبیر دیگر می توان اقتصاد مقاومتی را دارای شباهت هایی با نونهادگرایی اقتصادی New institutional economics (NIE) نیز دانست. مبنای اصلی این مدل جدید اقتصادی، تاکید بر نقش نهادها در فرایندهای اقتصادی است که کمتر در اقتصاد کلاسیک مورد اشاره قرار گرفته است. برای مثال، مهمترین قاعده در اقتصاد کلاسیک دست نامرئی آدام اسمیت است که تاکید دارد تصادم نیروها و منافع در بازار رقابتی موجب ایجاد هماهنگی اقتصاد و تعادل و در نتیجه تنظیم بازار می شود. اما تجارب واقعی نشان داده است که اقتصاد در عمل چنین رفتار نمی کند. اقتصاد کینزی نیز برای رفع همین چالش به عرصه آمده و دست دولت برای مداخلات محدود در بازار را باز می کند. نونهادگرایی اقتصادی تاکید دارد آنچه که باعث می شود تا بازار و اقتصاد متناسب با نظریه دست نامرئی حرکت کند، تاثیر همین نهاد برای اوضاع اقتصاد و افراد جامعه است که باعث می شود همیشه قاعده انتخاب عقلانی آن طور که مد نظر است پیش نیاید.

از سوی دیگر، ایده اقتصاد مقاومتی نیز در بطن خود دارای نوعی نگاه نهادگرایانه است که سعی دارد با ۱- ایجاد نهادهای انقلابی در حوزه اقتصادی و افزایش حوزه عمل آنها، ۲- تحریک افراد جامعه و به ویژه بخش های مردمی برای ورود به بخش تولیدی اقتصادی به جای دلالی و … به عنوان یک امر پسندیده دینی و حافظ منافع ملی (عملکرد نهادی) و ۳- ترمیم نهادهای اقتصادی موجود برای بهبود کارکردی چالش اقتصاد در ایران را حل و فصل کند.

به تعبیر محمدعلی مهیمن «هم‌ و غم اصلی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، بازیابی ساختار نهادی اقتصاد کشور، آن‌هم براساس مبانی و الزامات اقتصاد اسلامی است؛ چرا که هم قانون اساسی کشور به‌عنوان بزرگ‌ترین محدودیت رسمی کشور و هم رفتار و عملکرد مردم مسلمان جامعه به‌عنوان بزرگ‌ترین محدودیت غیررسمی کشور، مبتنی بر اسلام ناب محمدی(ص) است. لذا ترتیبات نهادی نیز باید متناسب با آن بازیابی شوند تا حداکثر اثربخشی را داشته باشند.»[۴]

در نهایت و به عنوان جمع بندی، باید گفت که الگوی اقتصاد مقاومتی جامعیت ویژه ای در بنیادها و رویکردهای خود دارد؛ که افق و دورنمای روشنی را در پیش روی اقتصاد ایران ترسیم کرده است. آنچه که امروز نیاز است در گام نخست ایمان و باور مسئولان اجرایی به این الگو و توانمندی هایش برای عبور اقتصاد ایران از وضعیت فعلی است و در گام دوم کار و تلاش مجاهدانه برای پیاده سازی این الگو در میدان عمل.

ارجاعات:

[۱] آیه مبارکه ۱۴۱ سوره نساء

[۲] بیانات در دیدار مردم قم-۹۳/۱۰/۱۷

[۳]تجربیات جهانی مقاوم‌سازی اقتصاد،khamenei.ir

[۴] خبرگزاری تسنیم-۹۳/۰۱/۷

منبع : مهر

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.