14 آبان, 1394
دکتر شقاقی شهری در گفتگوی تفصیلی با دفاع اقتصادی:

می‌گویند وقتی می‌شود گندم را ارزان از خارج وارد کرد، چرا تولید کنیم!

دکتر وحید شقاقی شهری عضو هیات علمی دانشگاه علوم اقتصادی، در گفتگوی تفصیلی با پایگاه “دفاع اقتصادی” با بیان اینکه استقلال اقتصادی مفهومی عام تر از خودکفایی است، گفت: استقلال اقتصادی به معنای آن است که عوامل موثر بر رشد اقتصادی در داخل کشور قابل کنترل باشد و از طرف دیگر در سطح تبادلات خارجی، وابستکی متقابل ایجاد کنیم.

وی معتقد است چنین مکانیسمی در سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی وجود دارد و تحقق اقتصاد مقاومتی در راستای تقویت استقلال اقتصادی است. گفتگوی پایگاه “دفاع اقتصادی” را با دکتر وحید شقاقی شهری عضو هیات علمی دانشگاه علوم اقتصادی بخوانید.

آقای دکتر! لطفا به عنوان سوال نخست، تعریفی از مفهوم استقلال اقتصادی بیان بفرمایید.

استقلال اقتصادی عبارت است از کنترل عوامل موثر بر رشد و توسعه اقتصادی در داخل کشور و همچنین ایجاد وابستگی متقابل با دنیا، به طوری که رشد اقتصادی تحت شعاع این وابستگی متقابل قرار نگیرد. زمانی که عوامل تعیین کننده رشد اقتصادی در داخل قابل کنترل باشد در این صورت می توانیم رشد اقتصادی با ثباتی داشته باشیم. حال چگونه می توانیم آن را کنترل کنیم؟ ما باید تا حد امکان نوسانات اقتصادی و ثبات محیط اقتصاد کلان را با مکانیزم کنترل عوامل اثرگذار در این محیط به حداقل برسانیم و همچنین در یک مکانیزم، وابستگی متقابل با دنیا را هوشمندانه مدیریت و تبادلات تجاری خود را نیز توسعه دهیم.

لطفا مصداقی در این باره مثال بزنید.

به یک نمونه در اقتصاد خودمان اشاره می کنم. چندین دهه است که اقتصاد کشور به نفت وابسته است و اصلی ترین اتکای دولت منابع نفتی و درآمدهای حاصل از آن است. خب اگر ما اقتصادی داشته باشیم که محور آن نفت و تمام تکیه اقتصاد بر روی آن باشد این اقتصاد اصلا دارای استقلال اقتصادی نیست چرا که اولا رشد اقتصادی مبتنی بر نفتی است که کنترل آن در داخل برای شما مقدور نیست. به عبارتی نه قیمت نفت را می توانیم در داخل کنترل کنیم و نه می توانیم میزان صادرات آن را در داخل کنترل کنیم. به عبارتی تکانه های قیمتی و مقداری نفت هر دو خارج از کنترل است. در اقتصادی که متکی به نفتی است که نه قیمت و نه میزان فروش آن تحت اختیار ما نیست، وقتی قیمت حدود ۵۰ درصد کاهش می یابد و به ۵۰ دلار می رسد، ملاحظه می کنید که تمام ارکان این اقتصاد به چالش می افتد. چرا که این اقتصاد به شدت آسیب پذیر است. اقتصاد ما به شدت وابسته به نفت است. دولت هم هر کاری کند نمی­تواند قیمت را واقعی کند و یا به کنترل خودش درآورد و آن را تغییر دهد.

اقتصاد کشور در بحث تحریم­ها، دقیقا از جایی ضربه خورد که آن بخش تحت کنترل داخل نبود. در تحریم­ها اقتصادی، نفت ما را تحریم کردند و از ما نفت نخریدند به طوری که صادرات نفت کشور، یک و نیم میلیون بشکه در روز کاهش یافت و به حدود یک میلیون بشکه رسید. حتی غربی ها پا را فراتر گذاشتند و ما را تهدید کردند که اگر پای میز مذاکره نیایید صادرات نفت شما را به ۵۰۰ هزار بشکه کاهش خواهیم داد که در اینجا عبارت”نفت در برابر غذا” را مطرح کرده اند. یعنی تنها به میزانی از شما نفت می‌خریم که بتوانید غذا و داروی مورد نیازتان را تامین کنید. در چنین اقتصادی که بر پایه نفت است آن هم نفتی که قیمت و فروش آن تحت اختیار شما نیست، آن هم نفتی که به عنوان منبع رشد اقتصادی و بازده ای اقتصادی کشور است. ولی اگر شما کشوری داشتید که عوامل تعیین کننده رشد و توسعه اقتصادی آن در داخل باشد، به طوری که کنترل این عوامل تحت اختیار شما باشد و از طرف دیگر در تجارت خارجی وابستگی متقابل هوشمندانه بر پایه استقلال اقتصادی تعریف کردید، در این صورت می توان گفت که شما دارای کشور مستقل در بعد اقتصادی هستید که این استقلال بیانگر درون زا بودن اقتصاد است. استقلال اقتصادی امنیت اقتصادی را به همراه دارد. کارکرد نفت در اقتصاد ایران عملا مایه ضعف اقتصادی کشور است که پایه های امنیت و استقلال کشور را دچار خدشه کرده است.

در سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی یکی از بندهای ۲۴ گانه تاکید بر همین نکته جلوگیری از خام فروشی و به نوعی کاهش وابستگی به نفت دارد. با توجه به فرمایش حضرتعالی و مثالی که از نفت گفتید، می توان این گونه نتیجه گرفت تحقق اقتصاد مقاومتی مساوی با تقویت استقلال اقتصادی است.

بله دقیقا همین طور است. اصل اقتصاد مقاومتی، تقویت استقلال اقتصادی و ایجاد رشد و توسعه اقتصادی با ثبات است. یکی از بنیان های اصلی سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی تاکید بر درون زا بودن اقتصاد کشور است. در کلیات سیاست گذاری اقتصاد مقاومتی وقتی بر درون زا بودن اقتصاد کشور تاکید می شود به این معنی است که بایستی با تکیه بر عوامل تحت کنترل داخلی بتوانیم رشد اقتصادی با ثبات ایجاد کنیم. به عبارتی دیگر اقتصادی داشته باشیم که تحت کنترل خودمان باشد و بتوانیم ابعاد مختلف آن را کنترل کنیم و نگذاریم عواملی ثبات اقتصادی ما را به راحتی دستخوش تغیر کنند و یا اقتصادمان توسط عوامل خارجی مدیریت شود. در بحث نفت هم تکانه های قیمتی و هم تکانه های غیرقیمتی هر دو باعث می شوند رشد، امنیت و ثبات اقتصادی کشور دچار چالش شود.

یکی از موضوعاتی که در تبیین مفهوم استقلال اقتصادی مورد توجه قرار دارد بحث خودکفایی است. به نظر شما این دو چه نسبتی با هم دیگر دارند؟ آیا این دو مفهوم با یک دیگر برابر هستند؟

مفهوم خودکفایی بخشی از مفهوم استقلال اقتصادی است. خودکفایی به معنای آن است که همه نیازهای خود را در داخل تولید کنیم و هیچ کالایی را وارد نکنیم، در حالی که مفهوم استقلال اقتصادی فراتر از خودکفایی است. عقل سلیم به ما می گوید که در کالاهای اساسی و استراتژیک خودکفا باشیم و تمام نیازهای خود را در داخل تولید کنیم.

به طور مثال گندم یک کالای استراتژیک و اساسی است که باید در تولید آن خودکفا باشیم، این در حالی است که برخی معتقدند که با قیمت کمتر می­توانیم گندم را وارد کنیم پس نیازی به خودکفایی نیست این تصور غلطی است چرا که گندم یک کالای راهبردی و استراتژیک است. اگر نیاز خود را از طریق واردات تامین نماییم عملا استقلال اقتصادی خود را وابسته به بیرون کرده ایم. در این صورت اگر فردا روزی گندم را به ما نفروختند، آنگاه بایستی تسلیم خواسته های دیگران شویم.

استقلال اقتصادی ایجاب می­کند که در برخی از کالاها هزینه بیشتر متحمل شویم ولی آن را در داخل تولید نماییم. کالاهای اساسی و استراتژیک از این دست کالاها می­باشد. در استقلال اقتصادی خودکفایی در بخشی از کالاها یعنی کالاهای اساسی و استراتژیک موضوعیت دارد. استقلال اقتصادی فراتر از خودکفایی است و مفهومی عام تر دارد. ما نمی خواهیم در همه کالاها خودکفا باشیم بلکه در استقلال اقتصادی مبادله تجاری بایستی به گونه ای تعریف شود که عملا رشد اقتصادی ما تابع بیرون نباشد در استقلال اقتصادی با نگاه برون گرا و تنوع در شرکای تجاری به گونه ای باید تبادلات تجاریمان را تنظیم کنیم که استقلال اقتصادی کشور تحت عوامل خارجی و یا بیرونی قرار نگیرد. ولی در خودکفایی فقط نگاه این است که ما کالا را در درون کشور تولید کنیم برای مثال چینی ها کاری کردند که وابستگی متقابل در بین کشورها ایجاد کنند به عبارتی دیگر تولیدات و تبادلات تجاری خود را به گونه ای تنظیم کردند که دنیا نتوانند این وابستگی متقابل را به هم زنند یعنی وابستگی متقابل چین با دیگر کشورها به گونه ای تعریف شده که اگر کشور مقابل بخواهد رابطه را قطع کند و به اصطلاح محصولات خود را صادر ننماید بیش از آن که چین ضرر کند خود ضرر خواهد کرد.

یکی از موضوعات دیگری که در تجارت خارجی مطرح است رعایت اصل مزیت نسبی است. با توجه به تعریفی که شما از استقلال اقتصادی بیان کردید، این اصل به صورت مشروط و در خصوص غیرکالاهای اساسی موضوعیت پیدا می کند.

بله. همان طور که عنوان شد در خصوص کالاهای اساسی و استراتژیک بایستی صرفا به تامین کالا در داخل توجه کرد و اصل مزیت نسبی هیچ موضوعیت پیدا نمی کند. اما در ایجاد وابستگی متقابل بایستی به اصل مزیت نسبی توجه کرد. در وابستگی متقابل باید مکانیسمی طراحی نمود که شرکای متنوع وجود داشته باشد. به طور مثال همه می دانند که اگر غرب بخواهد بر روسیه خیلی فشار وارد کند، روسیه می تواند صادرات گاز خود به اروپا را قطع کند که در این صورت بسیار برای کشورهای اروپایی پرهزینه خواهد بود. این یعنی وابستگی متقابل که برای تضمین امنیت و استقلال اقتصادی نیاز اساسی دنیای امروز است.

مسلما حرکت به سمت تقویت استقلال اقتصادی، نیازمند بسته سیاستی است. به نظر شما این بسته نیازمند چه الزاماتی است و چه شروطی را باید دارا باشد؟

اولین شرط لازم برای تقویت استقلال اقتصادی آن است اقتصاد کشور از حالت تک محصولی خارج شود. به بیان دیگر بایستی اتکای اقتصاد کشور به نفت کاهش یابد و منابع درامدی را متنوع و درون زا نمود. چرا که نفت یک منبع اقتصادی است که نه قیمت آن و نه میزان فروش آن در اختیار ما قرار ندارد. دومین شرط لازم این است که اقتصاد دانش بنیان در کشور تقویت گردد. اقتصاد دانش بنیان از ارزش افزوده بالایی برخوردار است و هممچنین تمام کشورها به دنبال آن هستند لذا تقاضای آن بسیار است. شرط بعدی آن است که تا می توانیم باید اقتصاد کشور را مردمی نماییم و نباید اقتصاد محدود به دولت و یا بخش خصوصی انحصاری باشد. به بیان بهتر آحاد مردم باید در فعالیت های اقتصادی دخیل باشند. توسعه اقتصاد به بدنه جامعه، آسیب پذیری اقتصاد را کاهش و استقلال اقتصادی را افزایش خواهد داد. مسئله بعدی شفافیت است. تحقق استقلال اقتصادی در گرو شفافیت و کاهش رانت و فساد است. خروجی اقتصاد رانتی و ناسالم، بی عدالتی و نابرابری است که این موضوع امنیت اقتصادی را دچار خدشه می کند. الزام بعدی در استقلال اقتصادی، اتخاذ رویکرد برون نگر و تنوع تعداد شرکای تجاری است و نباید امر صادرات و واردات کشور محصور به چند کشور محدود باشد. در سال های اخیر بیش از ۵۰ درصد واردات و صادرات کشور با ۵ کشور بوده است. این یعنی که اگر هر یک از این ۵ کشور بخواهند شیطنت کنند و به ما کالا نفروشند و یا از ما کالا نخرند، امنیت و استقلال اقتصادی کشور به خطر می افتد.

این مواردی که شما اشاره کردید، تماما سیاست های اقتصاد مقاومتی است. لذا می توان این گونه نتیجه گرفت که استقلال اقتصادی در گرو تحقق اقتصاد مقاومتی است.

دقیقا همین طور است. همانطور که قبلا هم عرض کردم روح اقتصاد مقاومتی در جهت تقویت استقلال اقتصادی است. سیاست های اقتصاد مقاومتی شاه کلید حل مشکلات اقتصادی است که استقلال اقتصادی را به ارمغان خواهد آورد.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.