4 اردیبهشت, 1395
مقاله اختصاصی رئیس سابق صندوق توسعه ملی برای دفاع اقتصادی:

پول مفت نفت و آنچه بر سر ما آمد؛ ایراد از کجاست؟

دکتر رحیم قربانی رئیس هیات عامل سابق صندوق توسعه ملی- چرا برخی از کشورهای غیرنفتی، امروز توسعه یافته تر از کشورهایی هستند که دارای منابع غنی نفتی هستند؟ پاسخ به این سوال اگرچه در مقاله نخواهد گنجید اما لازم است اشاره‌ای کوتاه برای عبرت و آموختن به آن‌ها داشته باشیم.

دکتر رحیم قربانی رئیس هیات عامل سابق صندوق توسعه ملی- چرا برخی از کشورهای غیرنفتی، امروز توسعه یافته تر از کشورهایی هستند که دارای منابع غنی نفتی هستند؟ پاسخ به این سوال اگرچه در مقاله نخواهد گنجید اما لازم است اشاره‌ای کوتاه برای عبرت و آموختن به آن‌ها داشته باشیم. اکثر این کشور‌ها فرهنگ سخت کنفسیوسی دارند و چین و ژاپن هم که قدمت در تمدن، تلاش، بهبود مستمر و کایزن دارند. برای نمونه کره‌‌جنوبی را بررسی می‌کنیم. ابتدا یادآوری چند نکته ضروری به نظر می‌رسد. اولاً، باید بدا‌نیم ریشه‌ تمام معضلات کشور ما توطئه‌ دشمنان نیست. پس باید بپذیریم ضعف‌هایی داریم که دشمن از طریق آن‌ها در کار ما کارشکنی می‌کند. ثانیاً، کشور آمریکا از زمان وقوع جنگ‌های صلیبی تا شکل‌گیری تفکر استعمارگری اجازه نداده در هیچ یک از کشورهای اسلامی سرمایه‌گذاری مناسب خارجی صورت بگیرد. یادمان باشد تمام کشورهایی که امروز توسعه یافته تر از کشورهایی هستند که دارای منابع غنی نفتی هستند ، غیر‌اسلامی هستند. حتی کشورهای اسلامی دوست آمریکا نیز شامل این کشورها نیستند، مانند کشور خود ما در رژیم پهلوی یا برخی از کشورهای اسلامی منطقه که از اول رابطه سیاسی قوی با امریکا و غرب داشتند و بعضاً جایگزین رژیم پهلوی برای همکاری با امریکا و اقمارش شدند، فقط چپاول منابع شدند نه از منابع خود و نه از طریق سرمایه‌گذار خارجی به توسعه دست پیدا نکردند.

عرض بنده این نیست که تمام این ضعف‌ها ناشی از توطئه‌ دشمن است؛ اما در بررسی وضعیت کره‌‌جنوبی، به نظر می‌رسد امریکا اجازه نداده است هیچ رژیمی به این کشور آسیب برساند. به علاوه، بعد از جنگِ دو کره نیز، آمریکا در آن‌جا سرمایه‌گذاری سنگین نمود؛ در صورتی‌که در کره‌‌شمالی این کار را نکرد. در حالی که مردم دو کره یک مردم هستند و فقط دو نوع حاکمیت متفاوت دارند. کره‌شمالی حاکمیتی از جنس حاکمیت چین با شیوه‌های اندکی متفاوت دارد در حالی که منابع‌شان خیلی متفاوت نیست و حتی چین، خشونت فوق‌العاده‌ای در مقابل معترضین داخلی و غرب‌گرایان نشان داد که تا به ‌حال در کره‌شمالی و هیچ‌یک از کشورهای مذکور، اتفاق نیفتاده است، اما با همه این‌ها، ‌ چین همچنان بالاترین رشد اقتصادی دنیا را دارد. بسیاری از کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند اگر آمریکا سرمایه‌ خود را از کره‌‌جنوبی خارج کند،کره‌‌جنوبی به سراشیبی سقوط خواهد غلتید. این تحلیل درست است؛ اما واقعیت دیگر این است که کره‌ای‌ها هم، از این فرصت به خوبی استفاده کردند. بنابراین، به نظر می‌رسد برای هر یک از این عوامل، باید اهمیت مخصوص به آن را در نظر بگیریم تا دچار خطا در تحلیل و عملکرد نشویم. به نظر می‌رسد مردم کره، در این تمرین کارگری برای سرمایه‌گذاران آمریکایی کار‌آفرین شده و اعتماد به نفس بالایی پیدا کرده‌اند. چیزی که با حضور سالیان طولانی آمریکا و غرب در کشور ما معکوسش اتفاق افتاد. کار‌آفرینان و سرمایه‌گزاران بومی ما دست آورد و میراث شان به یغما رفت و آمریکا نه تنها مانع حضور سرمایه‌گزاران خارجی غرب و خودش در ایران شد بلکه منابع سرشار ما را به تاراج برد و مقداری تسلیحات برای حفاظت و ژاندارمی از ا‌سرائیل حتی بدون حق تعمیر و نگهداری بما داد و زمینه سرمایه‌گزاری ملی و از منابع خودمان را هم از بین برد و ما ماندیم و پیکان وکوکا کولا.

اما درباره تحلیلِ وضعیت به توسعه‌رسیدن اقتصادی ژاپن، باید اذعان کرد که در ژاپن، با توجه به پیشینه تمدنی که داشته است، بدون کمک امریکا هم می‌توانست شرایط مناسبی داشته باشد ولی برای آن‌ها هم شرایطِ کره، با اندک تفاوتی که مربوط به خود ژاپنی‌هاست، صادق است. ژاپن هم کشوری با مردم مسلمان نیست و در حال حاضر پایگاه های نظامی آمریکا در آنجا مستقر و بعضاً موجب هتک نوامیس ژاپنی‌ها هم می‌شوند و ژاپنی‌ها حق مؤاخذه مجرمین آن‌ها را ندارند. ضمناً پس از فجایع هیروشیما و ناکازاکی توسط امریکا و تسلیم ژاپن، آمریکا در فقدان تهدید معنویِ محتوایی، مثل اسلام در آن سرزمین، با طراحی راهبرد دل‌جویی از جنایت ارتکابی خود، همه موانع و مزاحمت و محدودیت‌های توسه را از سر راه ژاپن برداشت و ضمناً آن‌ها، مثل ما پول مفتِ نفت برای خوش‌گذرانی نداشتند و اگر هم منابعی داشتند قطعاً مثل ما رفتار نمی‌کردند و نکردند و در حال حاضر از اقتصادهای قوی دنیا محسوب می‌شوند و لیدر اتحادیه اقتصادی شرق آسیا (اپک) هستند که هم بر (نفتا) و هم بر (اتحادیه اقتصادی اروپا-حوزه یورو) رقیب سرسخت بشمار می‌آیند و پیش روی خود کارشکنی و مانع‌تراشی و تحریم ندارند و در اقتصاد با رقابت نرم و مثبت آمریکا مواجه است.

”الوین تافلر” از نظریه‌پردازان اقتصاد سیاسی آمریکا، در کتاب “رویارویی بزرگ” شرایط اقتصادی دنیا و جایگاه آمریکا را با شکل‌گیری اتحادیه‌ اروپا و فروپاشی شوروی تشریح می‌کند. به گفته‌ او، در میان سه بلوک اقتصادیِ آسیای شرق به محوریت ژاپن (اپک)، اتحادیه‌ (نفتا) که مولود اتحاد آمریکا و کاندیدا در آمریکاست و سومی اتحادیه‌ اروپا، که در حال تولد بود، جایگاه آمریکا را تنزل‌یافته دانسته و رتبه اول را از آن آمریکا تحلیل نمی‌کند. تافلر اشاره می‌کند که ژاپن در این بخش از آمریکا سبقت گرفته و بازار الکترونیک و لوازم صوتی و تصویری را از آن خود کرده است.

در حال حاضر، تمام قدرت آمریکا در صادرات اسلحه است و میل به آتش‌افروزی در دنیا و فعالیت در لابی صهیونیستی (که صاحب سلاح‌های بزرگ در دنیا هستند) ریشه در این امر دارد. رقم قراردادهای آن‌ها چندصد میلیارد دلار است که نشان می‌دهد، پای معاملات کلان در میان است. بنابراین، آمریکا برای فروش سلاح، نیاز به آتش‌افروزی، دشمن‌تراشی، اسلام‌هراسی و عوام‌فریبی دارد.

همچنین “فوکویاما” مفسر لیبرال دموکراسی، در سخنرانی معروفی در اجلاس اورشلیم، سال ۲۰۱۲ را عهد ظهور و پایان تاریخ نامید. به این ترتیب، با سوءاستفاده از این نکته، شروع به فروش اسلحه، تونل و کانال‌های زیرزمینی کردند. در آنجا “کسینجر” صهیونیست کهنه‌کار، حرف بسیار جهت‌داری زد و گفت: «اگر من جای مردم بودم، برای آخر‌الزمان دو چیز می‌خریدم: اسلحه و مزرعه». این نقل‌ قول‌ها نشان می‌دهد آمریکایی‌ها هنوز دلال و فروشنده‌ اسلحه هستند. در نهایت باید اذعان کرد که کره‌‌جنوبی سرمایه‌ خود را مدیون آمریکاست؛ اما باید اعتراف کرد که کره‌ای‌ها نیز از این امکان بهترین استفاده را کردند و تبدیل به کارآفرین‌های قدرتمندی شدند. امروز حتی اگر سرمایه‌ آمریکایی از کره خارج شود، کره‌ای‌ها شیوه‌ استقلال و شکوفایی اقتصادی را پیدا کرده‌اند. به عنوان مثال، کشور ما به شدت به تکنولوژی کره وابسته شده است.

تأکید من بر این نکته است که آمریکا هرگز کشوری مثل ایران را برای حرکت رو‌ به جلو و پیشرفت مجهز نکرد، زیرا اسلام را یک رقیب جدی و عقاید مردم مسلمان را مانع پیشرفت منافع استکباری خود و حتی مانع طبیعی برای نفوذ و پذیرش عقاید کمونیزم می‌داند. اما برای کره‌‌جنوبی (عمدتاً بخاطر جلوگیری از نفوذ کمونیزم) و دیگرکشورهای دوست غیر‌اسلامی خود، این قدم را برداشتند. برای پاکستان، عربستان و مصر نیز مسیر پیشرفت را هموار ننمودند. امروز، همه شاهدیم که در مصر، آمریکا به ارتش کمک‌های مالی هنگفتی می‌کند که اسلام‌خواهی مردم را سرکوب کند؛ ولی اقدام به سرمایه‌گذاری و رفع بیکاری مردم مصر نمی‌نماید.

در عین حال باید دید مردم کره، چین و نروژ در شکوفایی اقتصادی کشور خود چه نقشی دارند؟ آیا توجه مردم به توان و تولیدات داخلی عامل مهمی در پیشرفت این کشورها نیست؟

امروزه بهترین و بی‌بدیل‌ترین نظام تولید دنیا در ژاپن است. مردم ژاپن بسیار سخت‌کوش‌اند و ارزش‌های فرهنگ کنفسیوسی، مانند پرهیز از اتلاف و دوباره‌کاری را مبنای کار خود قرار داده‌اند؛ اگر چه “لستر تارو” نظریه‌پرداز امریکایی در کتاب “ثروت آفرینان”، روش مدیریت و بنگاه‌داری ژاپنی‌ها را تحقیر و آن‌را بزدلانه خوانده است که از ورشکست‌شدن یک بنگاه و بانک هراس دارند، در حالی‌که خود آمریکا در بحران اقتصادی ۱۹۰۷ (سال ۱۳۸۶) برخلاف تعالیم “آدم اسمیت” مبنی بر عدم دخالت دولت در بازار و تشبسات آقای “لستر تارو” در کتاب مذکور بر علیه ژاپنی‌ها، بنا بر ادعای “فرانسیس فوکویاما” در مقاله خود (شکست شرکت آمریکا) برای جلوگیری از ورشکستگی بانک‌های خصوصی امریکا، یک شبه، ۷۰۰ میلیارد دلار از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی به جیب بانک‌ها واریز کرد.

فلسفه بهبود مستمر ژاپنی، مفاهیم و ارزش‌های آن با فرهنگ ما نیز بسیار سازگاراست؛ اما به نظر می‌رسد که ما بسیار تن‌پرور تربیت شده‌ایم. یکی از دلایل این پدیده آن است که به خاطر توزیع ناعادلانه، سریع و بدون دردسر به پول نفت دستیابی پیدا کرده‌ایم

در حقیقت، ما ایرانیان، ذاتاً تنبل نیستیم و بعضی از ضرب‌المثل‌های رایج، در ستایش رفاه و تن‌پروری متعلق به فرهنگ ما نیست و از دوره حضور انگلیسی‌ها و توسط آنان ساخته و تبلیغ شده است.

اما سؤال این است که در ۳۰ سال اخیر، نقش دولت‌ها در حل یا ایجاد ناخواسته مشکلات اقتصادی چه بوده است؟ از زمان حکومت قاجار تا امروز، مقصر اصلی دولت‌ها بوده و هستند. کشور ما در گذشته خودکفا بود؛ به‌نحوی که محصولات کشت و زرعِ یک استان، می‌توانست غله‌ مورد نیاز سراسر کشور را تأمین کند؛ اما دولت‌ها به سادگی اقتصاد ملی ما را تغییر دادند و باعث نابودی ظرفیت‌های داخلی شدند و کوتاهی ما نیز، این‌ است که شعارهای خوب در جهت اصلاح می‌دهیم ولی در عمل، فرهنگ بجا مانده‌ی مصرفِ پول مفت نفت بر ما احاطه دارد.

برای مثال در زمان پهلوی، نظام فئودالی (ارباب و رعیتی) حاکم بوده و اما قادر بود گندم مورد نیاز کل کشور را تأمین کرده، ما را از واردات گندم بی‌نیاز کند. ما آن نظام را دگرگون کردیم و هیچ جایگزین مناسبی برای آن نیافتیم. صرفاً زمین‌ها را تکه‌تکه کردیم و به فکر بهره‌برداری مناسب نبودیم. در حال حاضر، میزان بهره‌وری ما بسیار ناچیز است و باید چاره‌اندیشی کنیم. مثلاً با صرف‌کردن هزینه‌ کلان، زمین‌های زراعی را بارها شخم می‌زنیم؛ در حالی که این کار ضرورتی دارد یا نه و یک بار شخم‌زدن کافی است یا خیر مطالعه‌ای انجام و آن‌را در کار اعمال نمی‌کنیم.

هر گروهی هم که به دولت‌ها نزدیک‌تر بود، سهم بیشتری را نصیب خود کرده است. تا زمانی که پول مفت در جامعه وجود دارد، مردم هم خود را با این سازوکار وفق می‌دهند. متأسفانه امروزه مهارت‌های کارآفرینی، مهارت‌های بی‌بدیل و هنرمندانه‌ موروثی ایرانیان (مثل تهیه‌ مبلمان و نمای منازل) بر اثر این عارضه، به دست جوانان افغانی افتاده است. فرزندان ما علی‌رغم بیکاری، دست به این نوع مشاغل نمی‌زنند؛ اما با شگفتی می‌بینیم که یک جوان ۲۰ ساله‌ افغانی، تبدیل به بهترین شومینه‌ساز، نماکار، گچ‌بر و طراح دکوراسیون شده است. جوانان تحصیل‌کرده‌ امروزی فقط به دنبال مشاغل اداری هستند؛ حتی با تحصیلات دیپلم هم شغل‌هایی مانند کارگری را دون شأن خود می‌دانند.

به نظر می‌رسد، باید مفهوم بیکاری را بازتعریف کنیم. اگر اقتصاد را به دو ظرف تشبیه کنیم، بخشی از آن از نیروی انسانی تحصیل کرده سرریز شده و قدرت جذب ندارد و بخش دیگر کاملاً خالی است. هنرهایی مانند گچ‌بری و معماری، در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود و سینه به سینه از نیاکان ما به ارث رسیده‌اند؛ اما متأسفانه آن را از دست داده‌ایم. این‌ها نمونه‌های تلخی از واقعیت‌های متعددی از این مقوله‌هاست.

نکته‌ جالب توجه این است که از طرفی، امروز پیدا کردن کارگر ساختمان بسیار دشوار است و از طرف دیگر، تعداد مهندسان از شمارش خارج شده است. بنده معتقدم این عدم تعادل، ناشی از عدم وجود استراتژی، نقشه جامع علمی و برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی ناشی از رفتار دولت‌های ماست. دولت‌ها شغل را منحصر در مشاغل دولتی و پشت‌ میزنشینی معرفی کردند؛ اقتصاد را از دست مردم خارج کرده و در انحصار خود قرار دادند، به نحوی که به گفته‌ کارشناسان، امروز ۸۰ درصد اقتصاد در دست دولت است.

نتیجه گیری: دلیل عدم پیشرفت اقتصادی جامعه ایران، وجود پول مفت نفت در اقتصاد ایران بوده است. هر گروهی هم که به دولت‌ها نزدیک‌تر بود، سهم بیشتری از پول نفت را نصیب خود کرده است. تا زمانی که پول مفت مذکور در جامعه وجود داشته باشد، مردم هم خود را با این سازوکار وفق می‌دهند. فرهنگ تنبلی و عدم اقبال به تولید در ایران ناشی از پول مفت نفت است، در حالی که امروز چین و ژاپن و کره جنوبی بدون پول نفت به یک توسعه پایدار رسیده اند که البته من توسعه کره جنوبی- چین و ژاپن را توسعه آمریکایی میدانم که اینگونه توسعه با مفاهیم ارزشی ما سازگاری ندارد.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.