25 فروردین, 1395

اقتصاد مقاومتی در ادبیات اقتصاد جهانی؛ شباهت ها، تمایزها

اقتصاد مقاومتی یک تاکتیک مقطعی و واکنشی نسبت به پدیده‌های جاری نیست، بلکه یک گفتمان تمام عیار است با افق تبدیل کردن کشور به اقتصادی پیشرو و یک قدرت اقتصادی بین المللی.

اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را در ادبیات اقتصاد متعارف پی بگیریم، به مفهوم resilienceکه به معنای انعطاف پذیری یا مقاوم سازی است، می­رسیم. از نظر لغوی، یک سیستم مقاوم در یک وضعیت مطلوب، ظرفیتی عظیم برای تداوم ارائه خدماتی به ما دارد که کیفیت زندگی ما را حفظ کرده، در حالی که در معرض شوک های مختلفی قرار گرفته است. اما تعریف کلاسیک مقاوم بودن به ظرفیت یک سیستم برای جذب اختلالات، تاکید دارد. مقاوم سازی یا تاب آوری، ظرفیت «بازگشت سریع پس از تنش، تحمل تنش بیشتر، کاهش تخریب در اثر مقدار معینی از تنش است.» به عبارت دیگر، تاب آوری از منظر سیستم، یعنی «حفظ کارکرد سیستم در هنگام آشفتگی.»

با نگاهی به تجربه های اقتصادی دنیا، درس ها و نکته های خوبی برای مقاوم سازی اقتصاد استخراج می شود. به عنوان مثال با مطرح شدن اقتصاد بازار آزاد از سوی اقتصاددانان انگلیسی، اقتصاددانی در آلمان به نام فردریش لیست که متعلق به مکتب تاریخی بود، در نامه معروفش در سال ۱۸۱۹ نسبت به این مسله این­گونه واکنش نشان می دهد: «این آزادی اقتصادی نیست، خطر واقعی این است که کشورهای بسیار قوی شعار تجارت آزاد را بهانه قرار دهند و بر صنعت و تجارت کشورهای ضعیف تسلط یابند و آنها را به بردگی بکشانند. تجارت آزاد یک‌جانبه، دست رقیبان را باز می‌گذارد که صنعت بومی را ویران کنند اما برای تولیدکنندگان داخلی این حق را قائل نمی‌شود که در بازارهای خارجی با شرایط برابر رقابت کنند. این نوع وابستگی، ما را به رحم و شفقت بیگانگان وابسته می‌کند. صنعت و تجارت ما به قوانین آنها وابسته می‌شود.»

بر اساس اظهارات لیست، قوی نبودن و مصرف کننده صرف بودن، نوعی تقاضای ترحم و شفقت از کشورهای صنعتی را به همراه دارد. کشورهای صنعتی با قوانین بازار آزاد، اقتصاد و صنعت کشورهای صاحب منابع را در بستر تاریخ بیمار و با تئوری‌های مزیت نسبی، مانند هکشر- اوهلین  به صنعت کشورهایی چون ایران دیکته کردند که مزیت نسبی برای شما فروش راحت مواد خام است، نه مشقت کشیدن در تولید. یاد دادند که شما مواد خام بدهید، ما برای شما تولید می‌کنیم. فردریش لیست متوجه مغالطه مفهوم اقتصاد بازار آزاد می‌شود و کشورش را از افتادن در دام نظریه اقتصاددانان انگلیسی نجات می دهد. امروزه آلمان بنا بر آموزه های لیست، اقتصادی تولید محور دارد که در نوسانات اقتصادی و بحران های مالی با کمترین آسیب مواجه می شود و حتی این توانایی را دارد که به کشورهای آسیب دیده و نامقاومی مانند یونان وام بدهد. از این برش تاریخی درس مهمی از نقش خودباوری و تولیدکنندگی در تحقق یک اقتصاد مقاوم را متوجه می شویم.

مثال‌های درس آموز دیگر مواجه شدن با بحران های نفتی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ است. زیرا از آن پس این بحران ها بود که کشورهای صنعتی برای رهایی از وابستگی به نفت خاورمیانه و همگرایی در بهینه سازی و صرفه جویی در مصرف انرژی، آژانس بین المللی انرژی را به عنوان رصدخانه ای استراتژیک تاسیس کردند. مثال دیگر، مربوط به بحران اقتصادی سال  ۱۹۹۷ کشورهای  شرق آسیاست؛ کشورهایی که به ببرهای آسیایی در اقتصاد معروف شده بودند. اما این بحران نشان داد اقتصادهای پویا هم اگر مخاطرات را مدیریت نکنند، به شدت در بحران ها آسیب می‌بینند و بعد از آن بحران بود که مفاهیمی  مانند مقاوم سازی اقتصاد (Resilient Economy)  و اقتصاد آسیب‌پذیر یا شکننده (Vulnerable Economy)  در ادبیات اقتصادی مطرح شد.

آخرین حلقه از آگاهی جهانی درباره‌ اقتصاد مقاوم مربوط به گزارش رسمی اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (۲۰۱۳) است که با نام «ایجاد مقاومت ملی در برابر مخاطره‌های جهانی» منتشر شد. در این گزارش ۵۰ مخاطره‌ موثر در عدم ثبات کشورها معرفی شد. این ۵۰ مخاطره به ۵ دسته اصلی تقسیم شدند که یکی از این دسته ها اقتصاد می باشد.

در ادبیات اقتصادی دنیا، مفاهیم مقاوم سازی در برابر مخاطرات به وجود آمده است و نام استراتژیهای این رویارویی مدیریت ریسک می باشد؛ در واقع در اقتصاد مدیریت ریسک را متنوع‌سازی اقتصاد و کاهش درجه‌ی وابستگی به یک بخش مانند نفت می گویند.

البته در ادبیات اقتصاد متعارف کشور تاب آور دارای ویژگی های زیر می باشد:

۱ -سازگاری با تغییر موقعیت ها

۲- تاب آوردن در مقابل شوک های ناگهانی

۳- خود بازیابی تا حد یک تعامل مطلوب

اما برای کشوری مانند ایران کار در همین جا به پایان نمی رسد. اقتصاد مقاومتی در جمهوری اسلامی ایران با آنچه که در سایر کشور ها مقاوم سازی می نامند، تفاوتی ماهوی دارد. این تفاوت ماهوی ناشی از آشتی ناپذیری جمهوری اسلامی ایران با نظام استکبار و در رأس آن آمریکا می باشد؛ که این تفاوت ماهوی خود نشأت گرفته از آشتی ناپدیری حق و باطل دارد. در واقع می توان فلسفه اقتصاد مقاومتی در جمهوری اسلامی را در “قاعده نفی سبیل” که برگرفته از آیه شریفه «لن یجعل‌الله للکافرین علی‌المومنین سبیلا- هیچ راهی برای سلطه گری کفار بر مومنان و مسلمانان قرار نداده» دانست. یکی از مهمترین ابزارهای سلطه، وابستگی اقتصادی مسلمانان به جهان کفر است که برای خروج از این سلطه، باید تدابیر و برنامه هایی را اجرایی کرد تا راه نفوذ مستکبران بر جوامع اسلامی بسته شود و اطمینان داشت که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی محقق نخواهد شد.

به عبارت دیگر، اقتصاد مقاومتی الگویی است برای سامان دادن و عینیت بخشیدن به نظام اقتصادی انقلاب اسلامی برای تحقق الگوی بومی پیشرفت. اقتصاد مقاومتی یک تاکتیک مقطعی و واکنشی نسبت به پدیده‌های جاری نیست، بلکه یک گفتمان تمام عیار است با افق تبدیل کردن کشور به اقتصادی پیشرو و یک قدرت اقتصادی بین المللی. گفتمانی که با مقاومت در برابر تهاجم اقتصادی اجازه تسلط کفار بر مومنین را از بین ببرد، مقاومت در برابر ساختار غلط، فساد، اشرافیت و بروکراسی نابود کننده استعدادها و ظرفیت‌ها، رانت خواری؛ و به طور خلاصه، مقاومت در برابر هر عاملی است که مانع ایجاد اقتصادی پویا و سالم متناسب با مبانی و ظرفیت های انقلاب و جمهوری اسلامی است.

تفاوت دیگری که اقتصاد مقاومتی با مقاوم سازی در اقتصادهای متعارف دارد، این است که اقتصاد مقاومتی می‌خواهد به دنیا یاد بدهد که می توان بدون استکبار و آمریکا بود و زندگی کرد. این نکته، حلقه مفقوده نظام های اقتصادی غیر الهی است که حتی اگر برای رفع وابستگی هم تلاش کنند، اما برای رهایی از ظلم و استکبار توان و تلاشی ندارند. شناخت این حلقه مفقوده تمایز ویژه  اقتصاد مقاومتی با سایر مقاوم سازی های غیر الهی را نشان می دهد.

منبع : مهر

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.