15 فروردین, 1395

ایدئولوژی لیبرالی، مهمترین مانع اقتصاد مقاومتی

مشکلات اقتصادی کنونی در کشور، موضوعی بسیار جدّی است، در حالی که برخی نگرش ها سعی در پنهان سازی این مشکل دارند.

یکی از مهمترین مولفه‌هایی که رهبر انقلاب طی دو سال گذشته به دفعات و در جمعهای مختلف بر آن تأکید داشته‌اند، پیاده سازی سبک و الگوی اقتصاد مقاومتی در کشور است. موضوعی که باعث شده مسئولین کشوری را به تلاش وا دارد، اما این که تا چه حدی این تلاشها موثر و مفید بوده جای بحث دارد. به هر شکل، نشانه‌های زیادی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب درباره کشور، اقتصاد مقاومتی است. ایشان در بدو طرح موضوع، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کردند و در زمانی که مذاکرات هسته‌ای در جریان بود، گفتند: «رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد.»(۱۳۹۴/۰۷/۲۹)

معظم له در دیدارهای مختلف بر ضرورت پیگری اقتصاد مقاومتی تأکید داشتند و در دیدارهای ماه‌های قبلی به دولتی‌ها، گفتند: «هم برای کشور از لحاظ سرنوشت کشور و پیشرفت واقعی کشور، امروز اقتصاد مهم است؛ هم از لحاظ نمای بیرونی کشور مهم است؛ هم از لحاظ واقعیّت های زندگی مردم مهم است. بنابراین مسئله‌ اقتصاد در واقع اولویّت اساسی کشور است و هرچه روی این مسئله فکر بشود، کار بشود، تلاش بشود، تذکّر داده بشود، جا دارد.»

معظم له در ادامه افزودند: « اوّلاً در مورد اقتصاد، اعتقاد ما این است که پیشرفت اقتصاد کشور، باید همراه با عدالت باشد؛ ما اقتصاد منهای عدالت را قبول نداریم؛ یعنی انقلاب قبول ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی قبول ندارد. باید مراقبت بکنید که فاصله‌ی طبقاتی پیش نیاید؛ فقرا پامال نشوند؛ اینها جزو مسائل اساسی در برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی ما است که بعد به اقتصاد مقاومتی اشاره خواهم کرد؛ همین مسئله‌ی عدالت و تأمین حدّاقل‌ها در سیاست های اقتصاد مقاومتی دیده شده.»

اهمیت اقتصاد مقاومتی از آن روست که کشور درگیر با مشکلات اقتصادی بسیار زیادی است. واقعیت این است که مشکلات اقتصادی کنونی در کشور، موضوعی بسیار جدّی است، در حالی که برخی نگرش ها سعی در پنهان سازی این مشکل دارند. از یک طرف عناصر و جریاناتی، به جای نگاه به درون، نگاه به بیرون را مهم می دانند و همه چیز را در توسعه مناسبات خارجی می بینند، در حالی که توسعه مناسبات خارجی تا جایی مفید است که به رشد و تقویت بنیان‌های داخلی اقتصاد کمک کند، نه این که به التهاب آفرینی سیاسی در داخل کشور منجر گردد. از طرف دیگر برخی گروه‌ها، فضای داخل کشور را به سمتی سوق می دهند که التهاب آفرینی سیاسی جای توجه به اقتصاد مقاومتی را می گیرد.

اولین نگرش این که برخی از عناصر و جریانات، سعی دارند در سایه توافق هسته ای و برجام، حل مشکلات اقتصادی را منوط به تغییر نگرش ها در سیاست خارجی و نگاه منعطف به غرب بدانند.

در این نگرش نوعی رابطه جبری بین افزایش روابط دوستانه با غرب با حل مشکلات اقتصادی دیده می¬شود، در حالی که امروزه کشورهای غربی قدرت اقتصادی قبلی خود را تا حد زیادی از دست داده¬اند و اساساً کانون های اقتصادی دیگری در عرصه بین‌الملل ظهور کرده اند که از ظرفیت خوبی جهت توسعه روابط اقتصادی برخوردارند. بلوک اقتصادی آسه آن، گروه کشورهای بریکس، سازمان همکاری شانگهای و نیز توسعه روابط اقتصادی با کشورهای همسایه در قالب منطقه گرایی اقتصادی، بخشی از گزینه های جایگزین در روابط اقتصادی ایران با دنیاست، که هرچند دولت آقای روحانی، توجه نسبی به این موضوع دارد، اما نگاه غرب گرای برخی اصلاح طلبان در حاشیه دولت که آرمان آنان تحقق الگوی لیبرالی در جامعه، به عنوان مانع بزرگی در این راه است.

از طرف دیگر رهبر معظم انقلاب در دیدارهای گذشته خود با برخی از مقامات کشورهایی که به تهران آمده‌اند، یکی از مسائل مطرح در روابط ایران با این دولت ها را افزایش سطح روابط اقتصادی اعلام کردند. ایشان در این دیدارها بر این موضوع تأکید و به ویژه در دیدار تاریخی پوتین با رهبری، معظم له تصریح کردند: «سطح همکاری‌ها (ایران و روسیه) از جمله در مسائل اقتصادی می‌تواند بسیار بیشتر از سطح فعلی توسعه یابد.»

آیا این امکان های جایگزین در توسعه روابط اقتصادی، خود نوعی نگاه به بیرون نیست و سبب ضربه زدن به اقتصاد متکی به درون و اقتصاد مقاومتی نمی شود؟

در پاسخ می توان گفت که چنین روابط اقتصادی، خارج از سیطره غرب بوده و از این رو با خود، سیاست نفوذ و سلطه‌گری غرب را به همراه ندارد و به جای استحاله کردن اقتصاد ایران در اقتصاد دنیای غرب، به رشد توان داخلی اقتصاد و همان اقتصاد مقاومتی کمک می کند. کشورهای غربی نگاهی ایدئولوژیک و سیطره جویانه به اقتصاد دارند و تلاش می کنند از رهگذر روابط تجاری با یک کشور، آن را تحت سیطره سیاسی خود قرار دهند و دست کم در داخل کشور هدف، دست به اختلاف افکنی سیاسی بزنند.

نکته مهم تر اینکه جریانهای سیاسی و کارگزاران نظام نباید در مقابل این مسئله مهم و اولویتدار، منفعل عمل کند و باید سیاست و راهبردی مشخص را برای تحقق در مقابل سیاست بازی برخی فرصت‌طلبان لیبرالی داشته باشد. در حالیکه راهبرد را رهبر انقلاب مشخص کرده-اند؛ راهبردی که سیاسی نیست و البته بر مسئله و مشکل اصلی کشور تمرکز دارد و آن اقتصاد مقاومتی است.

در واقع، اقتصاد مقاومتی، راهبردی مرتبط با مشکلات مردم و کشور، و موضوعی است که خارج از بازی های سیاسی قرار می گیرد. تأکید و توجه به آن و مطالبه آن از دولت، می تواند به سالم سازی فضای سیاسی کشور و حل مشکلات اساسی بینجامد.

منبع : دانا

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.