24 اسفند, 1394

پیش فرض اصلی “اقتصاد مقاومتی” چیست؟

اقتصاد مقاومتی بر این پیش‌فرض بنا می‌شود که دشمنی دشمنان ما، مخصوصاً دشمنان غربی، دائماً ادامه پیدا می‌کند و هرگز تمام نخواهد شد. یعنی ادامه‌ی این دشمنی‌ها، پیش‌فرض اقتصاد مقاومتی است.

از سال‌های پس از انقلاب اسلامی، به دلیل کاهش درآمدهای نفتی و بروز جنگ ایران و عراق، دولت وقت تنها هدف خویش را مقاومت در مقابل این جنگ تحمیلی قرار داد و هیچ هدف معینی را در بنیان‌گذاری اقتصاد مقاومتی مطرح نکرد و تمامی تلاش‌ها در ایجاد امنیت سیاسی انجام می‌شد؛ به‌گونه‌ای که از سال‌های ۱۳۵۷ الی ۱۳۶۷، هیچ برنامه‌ی عمرانی مدون و تصویب‌شده‌ای جهت توسعه و مقاوم‌سازی اقتصاد کشور در نظر گرفته نشد و هر برنامه برای پیشبرد امور روزمر‌ه‌ی همان سال تدوین می‌شد.
لازم است به‌منظور مقابله با تحریم‌های اقتصادی، به مردم آگاهی لازم داده شود تا در بخش‌هایی از تحریم که شکننده‌تر عمل می‌کند، مردم مقاوم‌تر گردند، نه اینکه در مقابل تحریم‌ها زانو خم کنند. البته صداوسیما نقش اساسی در آگاهی مردم دارد که متأسفانه این نهاد با تبلیغات بی‌رویه‌ی کالاهای مصرفی و تجملی، نقش موثری در ایجاد مقاومت و اقتصاد مقاومتی ایفا نکرده است و بیشتر مبلغ تجمل‌گرایی در کشور بوده است تا فقط بودجه‌ی خود را تأمین نماید.

اقتصاد مقاومتی به معنای تشخیص حوزه‌های فشار و در نهایت تلاش برای کنترل و خنثی کردن آن‌ها و در نهایت تبدیل چنین فشارهایی به فرصت است. برای نیل به اقتصاد مقاومتی، باید وابستگی‌های خارجی کاهش یابد و بر تولید داخلی کشور و تلاش برای خوداتکایی تأکید گردد.

اقتصاد مقاومتی بر این پیش‌فرض بنا می‌شود که دشمنی دشمنان ما، مخصوصاً دشمنان غربی، دائماً ادامه پیدا می‌کند و هرگز تمام نخواهد شد. یعنی ادامه‌ی این دشمنی‌ها، پیش‌فرض اقتصاد مقاومتی است. در چنین شرایطی، اقتصاد مقاومتی به ما می‌گوید که باید از منابع داخلی حداکثر استفاده را بکنیم تا به پیشرفت برسیم. ضمن اینکه اقتصاد مقاومتی برای همه‌ی اقشار جامعه، چه نهادهای حاکمیتی مانند دولت، مجلس، قوه‌ی قضاییه و نیروهای مسلح و چه برای عموم مردم و نهادهای غیردولتی، نقش مشخصی را تعریف کرده است که البته در این میان، سهم و اثر دولت از سایر نهادها و بخش‌ها بیشتر است. دولت هم در حوزه برنامه‌ریزی و هم در عملکرد اجرایی این برنامه‌ها، نقش بسیار مهم و جدی دارد. شاید دولت به‌معنای قوه‌ی مجریه، مهم‌ترین نهاد مؤثر در اقتصاد مقاومتی باشد.

رکن اقتصاد مقاومتی:
اقتصاد مقاومتی دو رکن دارد که یک رکن آن تقویت تولید ملی و رکن دوم آن، تقویت فرهنگ جهادی است. لذا رویکرد جهادی برای تحقق اقتصاد مقاومتی، یک رکن و پایه محسوب می‌شود و اگر جای آن در بخش‌های مختلف اقتصاد خالی باشد، اقتصاد مقاومتی نیز هرگز محقق نخواهد شد.

مبارزه با تحریم های اقتصادی:
آنچه نقطه‌ی امید و اتکای دشمنان ملت و نظام در موفقیت تحریم‌های اقتصادی است، نه وابستگی شدید کشور به خارج مرزها، بلکه ناکارآمدی‌هایی است که در درون اقتصاد ایران وجود دارد که برخی از مؤلفه‌های آن عبارت‌اند از: نامناسب بودن الگوی مصرف، نامناسب بودن الگوی تولید و نامطلوب بودن الگوی مدیریت اقتصادی در کشور.

بدون روحیه‌ی جهادی، اقتصاد مقاومتی محقق نمی‌شود
به ضرس‌قاطع می‌توان گفت بدون فرهنگ و روحیه‌ی جهادی، اقتصاد مقاومتی محقق نخواهد شد. این یک قاعده‌ی بسیار محکم و قطعی است. چنان‌که می‌دانیم، اقتصاد مقاومتی دو رکن دارد که یک رکن آن تقویت تولید ملی و رکن دوم آن، تقویت فرهنگ جهادی است. لذا رویکرد جهادی برای تحقق اقتصاد مقاومتی، یک رکن و پایه محسوب می‌شود و اگر جای آن در بخش‌های مختلف اقتصاد خالی باشد، اقتصاد مقاومتی نیز هرگز محقق نخواهد شد. حال در این میان، نهادها و مسئولان حاضر در نهادهای مختلف، هرچقدر تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند، اهمیت این موضوع نیز در آن نهاد بیشتر می‌شود. لذا وجود روحیه و فرهنگ جهادی در دولت به‌عنوان مجری اصلی اقتصاد مقاومتی، نسبت به سایر ارکان کشور، ضرورت و اهمیت بیشتری دارد. وجود این روحیه و فرهنگ، بعد از دولت، در مجلس و سپس سایر نهادهای تأثیرگذار کشور، اهمیت پیدا می‌کند. اما اینکه این روحیه چقدر در مجلس فعلی ما وجود دارد، موضوعی نسبی است؛ چراکه بعضی از نمایندگان ما سراسر جهادی عمل می‌کنند و از نوک پا تا فرق سر و در تمام لحظات زندگی، جهادی‌اند. از سوی دیگر، تعدادی از نمایندگان چنین روحیه‌ای ندارند و حتی رفتارهای عده‌ای از آن‌ها در تضاد با چنین رویکردی و به ضرر کل کشور است. اگرچه مجلس فعلی نسبتاً به‌لحاظ عملکرد و روحیه‌ی جهادی، در وضعیت قابل قبولی قرار دارد، اما برای رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی، این روحیه نیاز به تکثر و گسترش بیشتری در جامعه دارد.

خانواده چگونه به شکوفایی «اقتصاد مقاومتی» کمک می کند؟
می‌توان اصلاح الگوی مصرف مبتنی بر الگوی مصرف اسلامی را راهبرد بلندمدت دستیابی به پیشرفت و عدالت دانست.مدیریت مصرف زمانی تحقق می‌یابد که الگوی مصرف فعلی به سمت «الگوی مصرف اسلامی» حرکت کند و اصلاح شود. اهمیت وجود الگوی مصرف صحیح از آنجایی اهمیت دارد که از نظر علمی، اولین و مهم‌ترین قدم برای اصلاح نظام اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف است؛ زیرا غایت تولید کالا و خدمات در یک کشور مصرف آن‌هاست. از این ‌رو، حاکمیت مصرف‌کننده بر اقتصاد یک امر عقلایی است. بنابراین اصلاح الگوی مصرف جامعه آغازی برای اصلاح تولید و به طور کلی، اصلاح نظام اقتصادی است.

اما در کوتاه‌مدت می‌توان دو مورد جهت مدیریت مصرف ارائه نمود؛ یکی از علل اصلی مصرف نامتعادل خانوار، فقدان مکانیسمی برای جذب سرمایه‌های خُرد آن‌هاست. دهک‌های متوسط جامعه معمولاً سرمایه‌های خُردی در دست دارند که به واسطه‌ی عدم جذب در بازارهای مالی، معمولاً در نهایت به مسافرت‌های پی‌درپی و پُرهزینه، تعویض‌های مکرر لوازم خانگی و… ختم می‌شود. بنابراین اولین راهبرد کوتاه‌مدت در زمینه‌ی مدیریت مصرف، ایجاد مکانیسم جذب سرمایه‌های خُرد توسط بازار (به ویژه بازارهای مالی) است.

راهبرد دیگر را می‌توان در جهت‌دهی به مدگرایی در بین جوانان دانست، زیرا مسئله‌ی پیروی از مد در عصر کنونی، اگر قابل مهار نباشد، بی‌شک قابل هدایت است. اگر تولیدکنندگان داخل بتوانند با برندسازی، افزایش تنوع و کیفیت محصول و… وارد بازار مد شوند، نه تنها با استقبال خانوارها، به رشد درآمد ملی کمک می‌کنند، بلکه وابستگی کنونی به واردات کالاهای مصرفی کاهش خواهد یافت.

تحقق اقتصاد مقاومتی الزامات متعددی را نیاز دارد. در زیر به مواردی از این الزامات به طور خلاصه اشاره می‌گردد.

اهمیت دادن به کار و تلاش:
نظام هستی براساس کار و تلاش استوار می‌باشد. کار و تلاش زمینه ساز اعتماد به نفس و بالندگی اقتصاد و لازمه قطع وابستگی و رشد و شکوفایی اقتصاد است. استقلال، عزت و سربلندی در سایه کار و تلاش بدست می‌آید.

اهمیت دادن به تولید:
در هر جامعه ای تولید نقش اساسی و محوری دارد. تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در گرو اهمیت دادن به تولید می‌باشد. ثمره کار و تلاش، تولید است. تولید نه یک ضرورت بلکه امری حیاتی برای غنا و دوام اقتصاد به حساب می‌آید.

رعایت انضباط مالی و اقتصادی:
رعایت انضباط مالی و پولی و مبارزه با فعالیت‌های نا سالم، رانت جویی و غیر شفاف و از بین بردن هر گونه روزنه فساد از الزامات اقتصاد سالم و پویا بوده و لازمه اقتصاد مقاومتی می‌باشد. از آن جایی که فساد همان کسب مال و ثروت بدون کار و تلاش و تولید می‌باشد، می‌توان انضباط مالی و اقتصادی را مکمل اهمیت دادن به کار و تلاش و تولید دانست. اقتصادی که مبتنی بر فساد بوده و فاقد انضباط مالی و پولی است و در آن امور دلالی و واسطه گرایی حاکمیت دارد و فعالیت‌های غیر مولد جذاب می‌باشند در برابر تهدیدات خارجی نمی‌تواند مقاومت نماید.

توزیع عادلانه درآمد و ثروت و از بین بردن فقر:
هدف نهایی رشد و توسعه برخورداری آحاد جامعه از امکانات و مواهب زندگی و رفاه می‌باشد. توزیع ناعادلانه درآمد و ثروت و شیوع فقر با معیارهای توسعه سازگاری نداشته و مانع پایداری اقتصاد و مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی می‌گردد.

توجه نمودن به تولیدات و کالاهای داخلی:
تولید ملی مهم‌ترین رکن اقتصاد مقاومتی بشمار می‌آید. اولویت دادن به کالا و تولیدات داخلی و مقابله با رواج مصرف کالا و تولیدات خارجی از ضرورت‌های اقتصاد مقاومتی است. اصلاح الگوی مصرف در جهت حمایت از تولیدات داخلی را می‌توان تفسیری برای اقتصاد مقاومتی بحساب آورد. صرفه جویی و ساده زیستی و پرهیز از اسراف و تجمل گرایی زمینه ساز اقتصاد مقاوم و پویا می‌باشد.

جلوگیری از خروج سرمایه از کشور:
بدون تردید سرمایه چه به شکل پول، نیروی کار، دارایی و ثروت، انسان و هر شکل دیگر نقش مهم و تعیین کننده ای در پیشرفت و توسعه اقتصادی دارد. سرمایه رکن اصلی تولید و هر فعالیت می‌باشد. سرمایه، تولید جامعه را توسعه می‌دهد. سرمایه انسانی نقش اصلی و مهم در بهبود بهره وری و بالا بردن استاندارد زندگی دارد. اهمیت آموزش و پرورش در ابداع و نوآوری و بکارگیری فن آوری جدید غیر قابل انکار است. همچنین پیشرفت تکنولوژی و فن آوری، بازده آموزش و پرورش را افزایش داده و موجب ارتقا مهارت و افزایش تقاضا برای نیروی کار ماهر و تحصیل کرده گردیده و رشد و شکوفایی اقتصاد را بدنبال دارد. بنابراین خروج سرمایه از کشور به هر شکل بویژه سرمایه انسانی لطمه جدی به اقتصاد کشور زده و اقتصاد ملی را در برابر هر گونه ضربه آسیب پذیر می‌سازد. لازم است به صورت یک اصل پذیرفته شود که: هر گونه خروج و یا به عبارت صحیح تر فرار سرمایه از کشور، با توجه به خسارات جدی که بر اقتصاد ملی تحمیل می‌نماید امر غیر معمول و غیر قابل قبول تلقی گردد. خروج و فرار سرمایه از کشور به منزله از دست رفتن منابع و فرصت‌ها می‌باشد.

مسأله ای که سالیان متمادی اقتصاد کشور از آن رنج می‌برد، وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت و گاز و یا به عبارت دیگر بیماری هلندی می‌باشد. وفور منابع طبیعی که باید فرصت و نعمت برای اقتصاد باشد، وقتی مخل و مانع رشد و توسعه می‌گردد، دیگر نه نعمت بلکه نقمت است. از این موضوع به عنوان “بلای منابع” یاد می‌شود. در خصوص اقتصاد ایران اتکا به درآمد نفت و گاز چنین حکمی را دارد. این بلای منابع طبیعی (درآمد نفت و گاز) مانع توسعه و رشد و پویایی اقتصاد ملی می‌گردد و پی آمدهای آن تحت عنوان بیماری هلندی شناخته شده که به معنی رکود در دیگر بخش‌ها است. وابستگی به درآمد منابع طبیعی (نفت و گاز) باعث می‌شود اقتصاد داخلی در مقابل تصمیم گیرندگان قیمت در بازارهای جهانی آسیب پذیر گردد. از آن جایی که قیمت نفت در بازارهای بین المللی دچار نوسانات است و تحت تأثیر قدرت‌های سیاسی و خارج از کشور قرار دارد، وابستگی به نفت مشکلات شدید در برنامه ریزی‌های مالی و اقتصادی، کاهش کیفیت، کاهش کارایی و بهره وری و بروز فاجعه مالی می‌شود.

مفهوم اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری:
رابطۀ اقتصاد مقاومتی و استقلال اقتصادی، تبیین دانشگاهی ابعاد اقتصاد مقاومتی، راهکار عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی، الزامات نظریه‌پردازی در اقتصاد مقاومتی، تبیین حماسۀ اقتصادی، مردمی کردن اقتصاد، راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی، نقش اقتصاد تعاونی و بخش خصوصی در اقتصاد مقاومتی، جایگاه مبارزۀ سیستمی علیه فساد و رانت در حمایت از تولید ملی، مدیریت ارز در اقتصاد مقاومتی، اثر اجرای اقتصاد مقاومتی در عبور از تحریم، عملیات روانی و رسانه ای؛ بهترین ابزار در اقتصاد، بررسی طرح هدفمندی یارانه‌ها در اقتصاد ایران، و تبیین اقتصاد مستضعفان و پابرهنگان.

 

منبع : جام نیوز

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.