26 بهمن, 1394
مقاله‌ای اختصاصی از دکتر مهدوی عادلی برای دفاع اقتصادی:

اگر روزی از ما نفت نخریدند،چه کنیم؟

دکتر محمد حسین مهدوی عادلی – عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد- اقتصاد ما تقریباً از ۱۰۰ سال گذشته وابسته به نفت بوده است. مسلماً گذار از این وضعیت و اتکاکردن به درآمدهای غیر نفتی کار دشواری است و چالش‌های زیادی را به همراه دارد.

به عنوان مثال، هرگاه درآمدهای نفتی افزایش پیدا می‌کند،کشاورزی رونق می‌گیرد که نشان می‌دهد تهیه‌ کود شیمیایی، سموم دفع آفات و بذر اصلاح‌شده نیز وابسته به درآمدهای نفتی است. همچنین تهیه‌ مواد اولیه و فناوری و قطعات در بخش صنعت نیازمند رشد این درآمدهاست.

بنابراین در پاسخ به این سؤال که اگر نتوان روزگاری نفت نفروخت یا به طور کلی روزی نفت نداشته باشیم باید اذعان کرد، مشکلات عمده‌ای بر سر راه ما قرار خواهد گرفت. به علاوه با شدت گرفتن تحریم‌ها در سالهای اخیر، مسئولان با این پرسش مواجه شدند که اگر زمانی واقعاً به صورت صد در‌صد تحریم شویم یا سوخت‌های فسیلی تمام شوند، باید چه اقدامی انجام دهیم؟

اصولاً سه نوع طرز تفکر در مورد صنعتی‌شدن و توسعه ‌یافتن کشورها مطرح است. اول، استراتژی جایگزینی واردات (Import substitution)، که کشور ما از سال ۱۳۴۰ آن را اتخاذ کرد و برطبق آن، باید اکثر محصولات وارداتی را در داخل کشور تهیه کنیم. دستاورد این استراتژی کارخانه‌هایی مانند ایران خودرو، ماشین‌سازی اراک و تراکتور‌سازی تبریز است. این استراتژی در کشور ما به دلیل وجود درآمدهای نفتی به شکل مطلوب جواب نداد و در نتیجه، مجبور شدیم سال‌ها با درآمدهای نفتی از صنایع حمایت کنیم.

استراتژی دوم توسعه‌ صادرات (Export expansion strategy) است؛ ما این استراتژی را نیز تعقیب کردیم و در برهه‌ای از زمان، مناطق آزاد تأسیس کرده و در این راه از کشورهای دیگر نیز الگو گرفتیم؛ ولی متأسفانه به جای اینکه مناطق آزاد سکوی صادرات باشند، به پایگاه واردات و قاچاق کالا تبدیل شدند. علت این مسئله نیز درآمدهای نفتی بود. به نظر من، اقتصاددانان باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا در این مورد، ما نتیجه‌ عکس گرفتیم؟ بنده معتقدم شکست ما در هر دو استراتژی معلول درآمد‌های نفتی کشور است و عدم توجه به منابع کشور.

امروز ما باید استراتژی سوم یعنی اتکا به منابع (resource – based strategy) را دنبال کنیم. ما تا‌کنون به اشتباه، نفت و درآمدهای نفتی را به عنوان درآمد تلقی کردیم؛ در صورتی که باید به عنوان صنعت به نفت نگاه کنیم. تمام کشورها برای توسعه‌یافتن متکی به یک صنعت پیشتاز بوده‌اند. به عنوان مثال در انگلستان صنعت نساجی و در آمریکا صنعت راه‌آهن این نقش را ایفا کردند. صنعت نفت و گاز هم در کشور ما می‌توانند این وظیفه را به عهده بگیرند.

ما باید در گذشته، صنعت نفت و گاز را محور توسعه‌ صنعت قرار می‌دادیم و در صنایع پالایشی، نفت و صنایع جانبی آن مانند پتروشیمی حرف اول را می‌زدیم. به عبارتی، اگر نمی‌توانیم از طریق نفت و فروش آن درآمدزایی کنیم، حداقل باید آن را تبدیل به فرآورده کنیم.

در واقع، اقتصاد ما باید در میان اقتصادهای جهانی محلی از اعراب داشته باشد و به قدری در تکنولوژی پیشرفت کند که کشورهای دیگر از تحریم ما متضرر شوند. اگر این کار را انجام می‌دادیم، اکنون وضعیت اقتصادی مناسبی داشتیم. بنابراین، در کوتاه‌مدت بیشتر مشکلات در بخش‌هایی رخ خواهد داد که تکنولوژی آن را در اختیار نداشته و کاملاً متکی به واردات هستیم، مانند برخی داروها، بعضی از سموم دفع آفات و کاتالیست‌هایی که در صنعت پتروشیمی برای تولید بنزین لازم است.

در حال حاضر، به دلیل کمبود کاتالیست برای اگزوز خودروها، آلودگی محیط‌زیست بیش از همیشه جامعه را در معرض خطر قرار داده است. متأسفانه صنایع غذایی هم به معضل واردات دچار شده‌ است و جزو کالاهای اساسی محسوب می‌شوند.

به طور خلاصه، در بیشتر بخش‌ها با نیاز تکنولوژیک و دانش فنی مواجه خواهیم شد. بنابراین، در کوتاه‌مدت شوک شدیدی به اقتصاد وارد می‌شود. اما حال سؤال این است که آیا این شوک مقطعی است یا بلند مدت؟ من معتقدم به شرط هموار شدن راه‌ها و آگاه‌شدن مردم، این شوک هرچند سنگین باشد، اما کوتاه مدت و مقطعی خواهد بود. باید مردم را آگاه کنیم؛ وضعیت را به آن‌ها توضیح دهیم و بگوییم که آنچه به خاطر آن مورد تحریم واقع شدیم ارزش دارد که تمام سختی‌ها را به جان بخریم. به نظر می‌رسد مردم باید متقاعد شوند که اقتصاد بدون نفت آینده‌ درخشانی را به ارمغان خواهد آورد.

اقتصاد بدون نفت یعنی بی‌نیازی از آن دسته درآمدهای نفتی که به صورت مستقیم وارد اقتصاد می‌شود؛ چرا که در هر صورت، برای داشتن اقتصاد داخلی شکوفا هم، به نفت و بنزین و پتروشیمی نیاز داریم. پس نفت به‌عنوان حامل انرژی باید در داخل نقش خود را ایفا کند. به این ترتیب، به نظر می‌رسد عبارت”اقتصاد بدون نفت” درست نیست و باید عبارت “اقتصاد بدون اتکاء به درآمدهای نفتی” را جایگزین آن کنیم.

آنچه اهمیت فراوانی دارد، فهم مردم از این واقعیت است، که اگر این اتفاق بیافتد افق روشنی در انتظار ما خواهد بود. البته باید پیش از شروع تحریم‌ها، از اوایل انقلاب به سمت استراتژی متکی بر منابع حرکت کرده و به راه‌حل‌هایی مانند ذخیره‌سازی نفت می‌اندیشیدیم.

واقعیت این است که تمام کشورهای مصرف‌کننده‌ نفت مانند آمریکا و اتحادیه‌ اروپا، ذخیره‌ ۶ ماهه دارند. ما نیز به عنوان تولیدکننده باید همیشه این فرض را در نظر می‌گرفتیم که اگر در آینده کشورهای دیگر نفت را از ما خریداری نکردند، چه باید کنیم؟ ما باید دست‌ کم نفت وگاز را ذخیره‌سازی می‌کردیم. کشور ما به این دلیل در فصل زمستان برای تأمین گاز خانوارها با مشکل مواجه است که فقط یک مخزن ذخیره‌سازی گاز در سرخچه‌ قم به‌تازگی ساخته شده است. این در حالی است که کشورهای دیگر سال‌هاست در این‌باره چاره‌اندیشی کرده و نفت را به عنوان یک صنعت پیشتاز در نظر گرفته‌ان

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.