26 بهمن, 1394
کره، چین و نروژ چگونه به توسعه رسیدند؟

داشتن نفت خوب است یا بد؟

دکتر منیژه دشتبان – استاد اقتصاد دانشگاه – آیا داشتن منبع عظیمی مانند نفت خوب است یا بد؟ مشکل اصلی یک کشور داشتن یا نداشتن نفت نیست، اینکه ما نتوانسته­ایم از ثروت خدادادی خود به خوبی استفاده کنیم به معنی رد آن و بد‌بودن داشتن این ثروت نیست.

اتفاق بدی که رخ داده این است که ما نتوانسته‌ایم از این ثروت به خوبی استفاده کنیم؛ لذا من برای یک کشور نفت‌خیز، نمیتوانم اقتصادی بدون نفت تصورکنم. بلکه می‌توانم کشوری را تصور کنم که این ثروت را مدیریت و از درآمدهای آن به‌خوبی استفاده کند. باید تجربه کشورهایی را در نظر گرفت و مقایسه کرد که نفت دارند و درست توانستند از این منبع مهم بهره‌برداری کنند؛ اگرچه تعداد این کشورها اندک است و اکثر کشورهای نفت‌خیز با مشکلات عمده‌ای روبرو هستند اما کشورهای نفتی موفق نیز وجود دارند؛ تجربه نروژ بهترین آن است.

اما کشوری مانند کره جنوبی نفت ندارد اما توسعه یافته است؛ سوال این است، کشور مذکور بدون نفت چگونه توانسته است به رشد و توسعه برسد؟ در ۴۰ سال اخیر کره‌جنوبی دومین رشد سریع جهان را تجربه کرده است. در طی این دوره ۴۰ ساله، کره جنوبی توانست درآمد سرانه خود را ۱۴ برابر کند. این کشور اکنون دارای اقتصادی توسعه‌یافته و یکی از اعضای OECD است و جزء اقتصادهای با درآمد سرانه بالا طبقه‌بندی می‌شود.

قبل از این وضعیت، کره جنوبی در شرایطی به سر می‌برد که صاحبان سرمایه‌های بزرگ و مجتمع‌های صنعتی این‌گونه تصور می‌کردند که خسارت‌های وارده به آن‌ها را باید دولت جبران کند و همواره دولت باید حامی آنان باشد. دولت در واقع به طور آشکار و پنهان مجتمع‌های بزرگ صنعتی را در برابر ریسک سرمایه‌گذاری، بیمه می‌کرد و بار سنگین خسارت‌های این مجتمع‌ها بر همه ملت سرشکن می‌شد. این روش اگرچه هم‌سو با جهانی‌شدن نبود، اما روشی مناسب برای ایجاد اشتغال بود. وقتی صندوق بین‌المللی پول به کره جنوبی وام داد، این کشور را مجبور کرد یک سری تدابیر را برای اصلاح شرایط موجود خود بیاندیشد. مثل سیاست‌های پولی انقباضی و محدود‌کردن بودجه دولت و آزادسازی نرخ ارز و… ؛ این تدابیر باعث دگرگونی در اقتصاد کره شد و حمایت از بنگاه‌های بزرگ اقتصادی به نحو چشم‌گیری کاهش یافت. به این ترتیب کره به یک اقتصاد پیشرفته صنعتی بدل شد. جهانی‌شدن، نگرش و روحیه صاحبان سرمایه و کسب‌و‌کار در این کشور را تغییر داد و در سایه جذب سرمایه‌گذاران خارجی و روحیه خاص مردمش که خواهان کسب مهارت‌های فنی بود به توسعه و پیشرفت دست یافت.

در مورد چین هم که کشوری است که نفت ندارد و به توسعه مطلوب رسیده است باید گفت که چین وضعیتی متفاوت‌تر از کره جنوبی دارد. الگوی رشد اقتصادی چین مبتنی بر اقتدار سیاسی و امنیتی است. این کشور به طور تدریجی به اقتصاد باز روی آورد و با داشتن جمعیت قانع، صبور، کاری و ساختار پرقدرت حزبی، امنیت اجتماعی خوبی را برای جذب سرمایه‌های خارجی ایجاد کرد. چین در طی سال‌ها با دنبال کردن توسعه هدفمند و برنامه‌ریزی شده، با گسترش مراکز تحقیق و توسعه و همسان‌سازی قوانین و مقررات با تجارت جهانی توانست رشد اقتصادی خود را شتاب ببخشد و جایگاه فعلی را در جهان برای خود کسب نماید.

اما در مورد نروژ باید اذعان کرد این کشور نفت­خیز، یکی از تجربه­های موفق در استفاده از درآمدهای نفتی خویش است. نروژ توانسته از این ثروت خدادادی خود به بهترین نحو در جهت توسعه کشورش استفاده نماید. بیشتر درآمدهای نفتی این کشور در صندوق بازنشستگی دولت پس‌انداز و با نرخ ۴ درصد برای جبران کسری بودجه استفاده می‌شود. این سیاست نشان‌دهنده مدیریت صحیح نروژ بر منابع نفتی خویش است. نروژی‌ها همواره نگران بروز بیماری هلندی در کشور خود بوده‌اند. در دهه‌های اخیر ما شاهد رشد شتابان­تر درآمد سرانه نروژ در مقایسه با کشورهای همسایه آن بودیم که از موهبت‌های منابع نفتی در این کشور است. اما آنچه این کشور را با سایر کشورهای دارای نفت متمایز می‌کند این است که از خیلی سال قبل­تر از کشف و استخراج نفت در این کشور، نهادهای سیاسی مناسب در آن شکل گرفته بود و دموکراسی سابقه طولانی و محکم در آن داشت. نروژ در سال ۱۹۰۵ استقلال یافت و از آن زمان تا‌کنون دارای دموکراسی پایداری بوده است. لذا قبل از اینکه نفت در این کشور کشف شود دموکراسی درآن نهادینه شده بود.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.