7 بهمن, 1394
مقاله ای اختصاصی پیرامون امنیت و اقتصاد:

همه چیز درباره مفهومی جدید به نام امنیت نرم اقتصادی

علی سلطانی، کارشناس ارشد اقتصاد- امنیت نسبت به مفهوم تهدید و قدرت یک مفهوم اعم است. یعنی با فهم امنیت نرم اقتصادی خود به خود مفاهیم قدرت نرم اقتصادی و تهدید نرم اقتصادی معین می­شوند.

امنیت نرم اقتصادی عبارت است از «امنیت نرم در حوزه اقتصاد کشور». این تعبیر به این امر اشاره دارد که مفاد امنیت نرم وقتی در میدان گسترده اقتصاد کشور عمل می­کند مفهوم جدیدی به نام امنیت نرم اقتصادی پدید می­آید. از این منظر در واقع تهدید نرم اقتصادی همان تهدید نرم است که اثر خود را در حوزه اقتصاد گذاشته و مولفه‌های امنیت اقتصادی نظیر رشد اقتصادی، توزیع درآمد و.. را متاثر ساخته است. اما از آنجا که ضریب امنیت اقتصادی در اثر پدیده­ای غیر از پدیده­های متعارف کاهش یافته، برای بیان آن نیز نمی­توان به شیوه­ای متعارف عمل نمود.

برای مثال وقتی امنیت اقتصادی یک کشور به معنایی که در بالا عنوان گردید، در اثر تحریم­های تجاری استکبار به مخاطره افتاده، برای تبیین این شرایط نیازی به استفاده از مفهوم امنیت نرم اقتصادی نیست. تحریم­های تجاری با ایجاد محدودیت در برابر فرآیند ورود نهاده­های واسط تولیدی و کالاهای نهایی مصرفی از یک سو و مختل کردن روند صادرات کشور از سویی دیگر، متغیرهای خرد و کلان اقتصادی را متاثر ساخته و بدین ترتیب ضریب شکنندگی اقتصاد را افزایش می­دهد.

اما وقتی مدعی هستیم که رواج مدگرایی و بیگانه­پرستی منجر به رکود در تولید ملی و افزایش بیکاری شده و امنیت اقتصادی کشور را کاهش می­دهد، اساسا فرآیندی از سنخی متمایز را به نظاره می­نشینیم. یعنی در این مثال علتی صرفا اقتصادی باعث کاهش امنیت اقتصادی کشور نشده است بلکه عاملی فرهنگی است. آنچه که بعد از مطرح شدن مفهوم امنیت نرم در کشور بیش از همه مورد توجه همگان قرارگرفته این تعبیر از امنیت نرم است. اما باید دانست این تعبیر همانا رویه­ای ظاهری از این مفهوم است. لازم به ذکر است این تعبیر قدرت تبیین‌کنندگی خاصی را عاید تحلیل­گر نمی­کند. قبل از ظهور مفهوم امنیت نرم فرآیند و نحوه سازوکار عملکرد و تاثیر متغیرهای فرهنگی بر امینت اقتصادی، در چارچوب مفاهیمی از قبیل ناتوی فرهنگی، تهاجم فرهنگی و.. قابل تبیین بوده و از این منظر اساسا نیازی به استفاده از این مفهوم جدید احساس نمی­شود. باید دید مفاهیم سابق­الذکر چه کاستی­هایی داشته­اند که ظهور مفاهیم جدید را بسترساز شده­اند؟

البته می­توان تعبیر دیگری از این مفهوم به دست داد که آن همانا «امنیت اقتصادی در حوزه امنیت نرم» کشور است. در این صورت وقتی مفاد امنیت اقتصادی در حوزه عمل امنیت نرم قرار می­گیرد، مفهومی به نام امنیت نرم اقتصادی شکل می­گیرد. در این تعبیر همانا شاخص­های امنیت نرم مورد توجه هستند و امنیت نرم اقتصادی در واقع در پی بررسی و تبیین اثر مولفه­های امنیت اقتصادی بر روی حیطه کلی امنیت نرم است.

از منظر این تعبیر باید دید که چه کاستی­ای در مفهوم امنیت نرم یا امنیت اقتصادی که مفاهیمی معلوم و معین هستند و از قدمت بیشتری نیز برخوردارند، برای توضیح این شرایط وجود داشته که نیاز به ابداع مفهومی نو مثل امنیت نرم اقتصادی احساس شده است؟ به عبارتی دیگر کاستی­های هر دو مفهوم زبده امینت نرم و امنیت اقتصادی چه بوده که دانشمندان را به فکر ابداع مفهومی ترکیبی و نو انداخته است؟ دریافت بخشی از پاسخ شاید در این نکته نهفته باشد که مفهوم­پردازان و تئوری­پردازان حول مقوله امنیت نرم اگرچه تا به حال پربار عمل کرده­اند، اما کمتر به تاثیر امنیت غیرنرم بر امنیت نرم از یک سو و تاثیر امنیت اقتصادی بر امنیت نرم پرداخته­اند.

از منظر کلی­نگری البته می­توان به راحتی حدس زد که طبیعتا هر چه امنیت اقتصادی یا امینت غیرنرم بالاتر باشد، امنیت نرم نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس. اما باید پذیرفت که در عرصه ادبیات امنیت نرم کمتر به مکانیسم­های جزیی این تعامل پرداخته شده است. این تعبیر شاید بتواند این نکته عمیق را به ذهن متبادر سازد که افزایش امنیت اقتصادی کشور حوزه امنیت نرم را حداقل از منظر مولفه­های اقتصادی واکسینه می­سازد. برای مثال افزایش قدرت کشور در ساخت خودروهای با استاندارد بالا می­تواند عاملی باشد برای ترمیم خاطره ماندگار و طولانی «احساس حقارت در برابر محصول خارجی» و.. . کرارا در محیط­های علمی و غیرعلمی شاهدیم که متخصصان و غیرمتخصصان از نحوه مدیریت و سازماندهی بیگانگان طوری به وجد می­آیند که پیشرفت­های بدیهی و اظهر من الشمس متخصصان داخلی را هم نادیده انگاشته و حتی نسبت کذب بدان­ها می­دهند. البته این مثال نازل­ترین مصداقی بود که می­توانست برای این تعبیر استفاده شود. بمثلا از آن­جا که تفکر اقتصادی آدمیان در یک جامعه اعم از نخبگان، مردم عامه و .. را از جمله مولفه­های امنیت نرم بشماریم، می­توان امنیت نرم اقتصادی را به امنیت روان آدمیان در حوزه تفکر اقتصادی تعبیر نمود.

تهدید نرم یا قدرت نرم اصولا با روان آدمیان سر و کار دارد. بنابراین اگر بتوان ساختار روانی آدمیان را تشخیص داد می­توان نحوه اثرپذیری آن را نیز تشخیص داد. اما امنیت روان آدمی حوزه­های مختلفی دارد و یکی از مهم­ترین این حوزه­ها حوزه تفکر اقتصادی است. تفکر اقتصادی به مجموعه محتویاتی می­گویند که رویکرد فرد (از حیث این که یک فرد عامی یا نخبه و.. در جامعه است) را در حوزه‌های اقتصادی اعم از نگرش به مقوله کار، مصرف، محرومیت، پیشرفت و .. متاثر می سازد. تفکر اقتصادی فرد متاثر از فرهنگ، نظام آموزشی، ایدئولوژی مسلط و.. در جامعه است. عمده توان و دغدغه تهدیدات نرم اقتصادی صرف انهدام این حوزه از روان افراد یک ملت می­شود.

هر دو تعبیر اشاره به حوزه­ای دارند که بین حوزه امنیت نرم و حوزه اقتصاد به صورت فصل مشترک وجود دارد. این فصل مشترک میدان عمل امنیت نرم اقتصادی است. بنابراین اگرچه از جنبه­ای خاص تفاوت چندانی در این دو تعبیر نیست، اما دلالت­های هر یک بسی متفاوت است. اما به هر صورت می­توان نتیجه گرفت که صحبت کردن از امنیت نرم اقتصادی بدون داشتن امنیت نرم در حوز­های غیر از اقتصاد یعنی فرهنگ، سیاست و.. بی­معنا خواهد بود. هم­چنین صحبت کردن از امنیت نرم اقتصادی بدون داشتن بهره­ای از قدرت اقتصادی (که طبیعتا از زمره مفاد امنیت سخت محسوب می­شود) ناممکن است. پس می­توان امنیت نرم غیراقتصادی و امنیت (سخت) اقتصادی را از جمله زیرساخت­های امنیت نرم اقتصادی برشمرد.

بنابراین از منظر موضوع­شناسی، موضوع امنیت نرم اقتصادی شناسایی عواملی است که قدرت نرم کشورها را در حوزه اقتصاد و نیز قدرت اقتصادی­ای که قدرت نرم را متاثر می­سازد. بدیهی است در این صورت تهدیدات نرمی را که کشورها در این حوزه با آن مواجه هستند را در زمره موضوعات این رویکرد بین­رشته­ای خواهیم دید. سنجش وضعیت امنیت نرم اقتصادی کشور از طریق تحلیل میدان نبرد بین دو نیروی قدرت و تهدید نرم اقتصادی امکان­پذیر خواهد بود. هر کشوری برای خود دارای مولفه‌های قدرت نرم اقتصادی و هم­چنین مواجه با مولفه­های تهدید نرم اقتصادی است. این دو که در ذیل امنیت نرم اقتصادی تعریف شده­اند، آن قدر با هم تعاطی می­کنند تا بالاخره برآیند نبردشان نشان­دهنده وضعیت و میزان امنیت نرم اقتصادی آن کشور باشد. بنابراین شناسایی تهدیدهای نرم اقتصادی که یک کشور با آن مواجه است، نیز از جمله موضوعات امنیت نرم اقتصادی می­باشد.

از همین جا می­توان تعریف ابتدایی از امنیت نرم اقتصادی را ارائه نمود. امنیت نرم اقتصادی میدان عملی مشترک بین دو حوزه اقتصاد و امنیت نرم یک کشور است، به نحوی­که بین قدرت نرم و قدرت اقتصادی رابطه­ای متقابل برقرار است. در آن مولفه­های تهدید و قدرت نرم اقتصادی کشور با هم به مبارزه برخاسته و نهایتا برآیند این نزاع نشان دهنده وضعیت امنیت نرم اقتصادی کشور است. اما قدرت نرم اقتصادی آن سنخی از قدرت است که قادر است با کمترین نیروی مادی[۱](نسبت به قدرت سخت اقتصادی) اهداف امنیتی را در حوزه اقتصاد و هم­چنین امنیت نرم کشور در حوزه­های غیراقتصادی را محقق سازد.

لازم به ذکر است که رشد مستمر اقتصادی (و در اکثر موارد تبعا سیاسی) کشورها هنوز به سان جعبه سیاهی[۲] است که علوم مختلف اقتصاد، سیاست و.. هنوز قادر به رمزگشایی شایسته آن نیستند. برای مثال سالای مارتین[۳] استاد بی­بدیل حوزه رشد اقتصادی و اقتصاد کلان، در زمینه رشد مدعی است که رشد اقتصادی را با حدود یک میلیون معادله و هفتاد متغیر متفاوت و ترکیبی رگرسیون نموده است. جالب توجه است که وی اکثر این متغیرها را دارای نقش معنی­دار در توضیح رشد کشورها دانسته است. یعنی عملا هیچ تئوری­ای نتوانسته به طور شاملی همه متغیرهای لازم را درک کند. از سویی چشم­انداز مطالعات حوزه رشد به نحوی نیست که امید رود مسیری که تا به حال طی نشده از این پس طی شود.

بنابراین به‌طور ضمنی مطالعات دامنه­دار رشد در حوزه اقتصاد زیر سوال رفته و این سوال که “علت اصلی رشد کشورها چیست؟” هنوز جواب درخور و متمایزی پیدا نکرده‌است. اما دامن زدن به مطالعات قدرت نرم اقتصادی می­تواند قدرت تبیین­کنندگی تئوری­های رشد را افزایش دهد.

با توسل به این دریافت عمومی که “در اکثر مواقع رشد­های مستمر و بالا در حوزه اقتصاد با رشد قدرت سیاسی کشورها در حوزه منطقه­ای و جهانی همراه است” می­توان افق­های خوبی در زمینه تاثیر قدرت نرم سیاسی، فرهنگی و.. بر قدرت اقتصادی یافت و با دنبال کردن این افق­ها تئوری­های بهتری حاصل نمود. در این زمینه مثال­های چین، برزیل، هند، ترکیه و.. قابل ذکر است. در همه این موارد کشورها اگرچه رشد بالای اقتصادی را به طور مستمر تجربه می­کنند، درون خود شاهد نوعی خیزش عمومی مردم، نخبگان و.. برای زنده کردن سنت­ها (در ترکیه اسلام­گرایان و..)، توافق عمومی برای تحمل مصائب اولیه رشد بالا، افزایش قدرت منطقه­ای و فرامنطقه­ای کشورها (نقش­آفرینی برزیل و ترکیه در قضیه هسته­ای ایران به مثابه دو قدرت فرامنطقه­ای و منطقه­ای، نقش­آفرینی ترکیه در مسایل سوریه، نقش روسیه در غائله گرجستان و..)، و.. هستند.

به‌عبارتی دیگر، گویی رشد کشورها اولا همه­جانبه و ثانیا نوعی خیزش ملموس بین­الاذهانی است. یعنی به‌نوعی کشورهای هم­قطار یا کارشناسان و سیاسیونی که نظاره می­کنند احساس می­کنند که گویی در این کشور خاص اتفاقات خاصی در حال بروز و ظهور است.

قدرت نرم اقتصادی ماهیتی نمادین[۴] دارد و می­تواند با یک انقلاب رفتاری، سیاستی و.. جذابیت و محبوبیت اقتصاد ملی خود، فرهنگ اقتصادی خود و.. را ارتقا بخشد. هم می­تواند به وجود بیاید و هم می­تواند ناشی از مسایل تاریخی و سنتی، فرهنگی، منطقه­ای و.. وجود داشته باشد. در مورد دوم عمده موارد قدرت نرم اقتصادی به صورت بالقوه وجود داشته و باید بالفعل شود. در هر دو صورت همانند مزیت نسبی در عرصه امنیت اقتصادی در اینجا هم بروز مزیت نسبی ممکن است. مثلا سرزمین آمریکا به لحاظ نعمات طبیعی غنی­ترین کشور دنیاست. وقتی این داده خام[۵] در کنار قدرت اقتصادی آن قرار می­گیرد نوعی جذابیت ذاتی برای آن حاصل می­کند. یا سنت ژاپن در مورد فرهنگ کار؛ سنت پس­انداز بالا در بعضی کشورهای در حال توسعه یا سنت خمس و زکات و.. در کشورهای اسلامی همگی از جمله این مزیت­های نسبی هستند که محتاج پردازش برای بدل شدن به یک نماد ملی در سطح جهانی هستند.

همانطور که معین است درونزایی یا همان اتکا به نیروهای درونی، ذات و ممیزه قدرت نرم اقتصادی کشورهاست. دقیقا به همین دلیل است که قدرتمند شدن کشورهایی مثل کانادا، کره جنوبی و.. در حوزه قدرت اقتصادی هیچ­گاه به افزایش قدرت و نیروی ایشان در حوزه­های قدرت سیاسی نینجامیده است. این کشورها عمدتا ماهیتی انگل­وار و وابسته به کشورهای بزرگ نظیر امریکا دارند. به همین دلیل به محض کوچکترین عرضِ اندامی در برابر ایشان به شدت دچار رکود و افت اقتصادی می­شوند.

اما یکی از از افتراقات اساسی قدرت نرم اقتصادی با قدرت اقتصادی در این است که قدرت نرم اقتصادی بیشتر از قدرت اقتصادی در قالب بازی­های با جمع ثابت[۶] قابل تصویر و تحلیل است. بازی­های با جمع ثابت در مقابل بازی­های با جمع صفر[۷] هستند. به طور کلی بازی­های با جمع ثابت وجود بازی­های برد-برد را ممکن می­دانند. دلالت این مفهوم در عرصه اقتصاد به عدم تنازع دو قدرت منطقه­ای برمی­گردد. قدرت اقتصادی و اصولا هرچه به سمت قدرت­های سخت نزدیک می­شویم، تنارعات منطقه­ای قدرت­ها نمی­تواند به سمت وضعیتی پیش رود که در ان وضعیت هر دو طرف دارای وضعیت راضی کننده­ای هستند. یعنی وضعیت­ها عمدتا به گونه­ای رقم می­خورند که یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده خواهد بود. اما در حوزه نرم اساسا تنازعات منطقه­ای و فرامنطقه­ای آسانتر حل شده و امکان تصور شرایطی که دو طرف منتفع شوند بیشتر است.

 

 

[۱]. در مقوله قدرت، چه سخت و چه قدرت نرم، نیروی معنوی، بسا بیش از نیروی مادی موثر باشد، اما یقینا نیروی معنوی در عرصه قدرت نرم بیش از قدرت مادی مهم است. البته چنانچه در صفحات آتی خواهید آمد، نیروی مادی و معنوی همدیگر را مورد پشتیبانی قرار می­دهند.

[۲] . Black Box

[۳] . Sala-i-Martin

[۴] Symbolic

[۵] Row materials

[۶] . Non zero game

[۷] . Zero game

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.