6 بهمن, 1394
مقاله اختصاصی معاون وزیر اسبق اقتصاد برای دفاع اقتصادی:

بیش از حد به خارج تکیه کنیم، چه پیامدی برای تولید دارد؟

دکتر حیدر مستخدمین حسینی- معاون وزیر اسبق اقتصاد- رکود بحثی نیست که در حوزه اقتصاد به یک باره شکل بگیرد تا ما را با یک عکس العملی مواجه کند که بگوییم اقتصاد وارد رکود شده و چاره خروج از آن چیست؟

 

بلکه رکود یکی از ادوارهای تجاری محسوب می شود و همان طور که می دانید ادوارهای تجاری می تواند دامنه رکود، رونق، تورم، رکود تورم را در بر بگیرد و هر کدام از آنها نیز یک شرایط و ویژگی دارند که اگر مسئولان سیاسی و اقتصادی به آن توجه کنند و از شرایطی که در آن قرار می گیرند به سلامتی و خوبی گذر کنند، اقتصاد کشور را در کانال رونق قرار می دهند. اگر خوب عمل نکنند و به بحث به صورت نادرست نگاه کنند زمانی که در شرایط بدی مانند رکود قرار بگیرنند، اقتصاد را دچار تنش های بیشتری خواهند کرد و وضعیت مسمومی برای اقتصاد ایران رقم می خورد.

این جمله حکایت فعلی ما است که چند روز گذشته رئیس جمهور محترم نیز در افتتاحی فاز ۱۵ مطرح کردند که کسی صحبت از رکود نکند. منظور ایشان این بود که اقتصاد ایران از رکود خارج شده است. این بحث یعنی نمی خواهیم شرایطی را که در آن قرار گرفته ایم را بپذیرم. بلکه می خواهیم آن را دور بزنیم و جامعه را وارد آمال و آرزوهایی القاء کنیم و به افکار عمومی بگوییم شرایط مطلوب است و شرایط به گونه ای نیست که بتوان از آن به عنوان منفی یاد کرد.

اگر عمده قضیه را در شرایط رکود با یکی از اقتصادهای جهان مرور کنیم، در واقع یکی از زمینه های به وجود آمده رکود با مقدماتی ترجیحی برون نگر به درون نگر می باشد به عبارتی دیگر توجه و عنایت مسئولین به جای توجه به ظرفیت ها و توانمندی های داخلی بنا بر هر دلایلی که می تواند قابل بحث باشد به بیرون است تا به درون، بنا بر وضعیتی که برای کشور پیش آمده، زمینه های آن به خوبی شناسایی نشده است.

منظور بنده از برون نگر به درون نگر این است که به بحث رکود پایدار بیشتر توجه شود. مقام معظم رهبری در چند سال گذشته، سالی را به عنوان سال تولید مطرح کرد، اما متاسفانه در آن سال کمترین توجه به بخش تولید شد. به عبارتی دیگر رویکردها و جهت گیری های بیشتر به سمت سوی خارج گرایش پیدا کرد و در همان سال ما بالاترین واردات را به کشور رقم زدیم. بنابراین علی رغم جهت گیری ها درآمد نفت، تولید نفت و قیمت نفت پایه ای شد که وضعیت ۱/۰ گذشته را نیز ندارد.

در حال حاضر در کشور ما همچنان میل و گرایش نسبت به تولیدات کشورهای دیگر و گرایش به بیرون است. شاید دلایل آن به کم دردسر و آماده تر بودن آن برگردد و شاید مسائل منفی را که پشت سر دارد، به دلیل ایفای منافع عده ای است که رقم می خورد. اولین زمینه های رکود این است که در یک فرآیند توجه به عوامل اقتصادی بیرونی نسبت به عوامل ظرفیت ها و توانمندی های داخلی و به اصطلاح بزرگ شود و افزایش پیدا کند. این موضوع برای همه کشورها ثابت است حتی برای کشورهایی که واحد پول های آنها در سطح جهانی ارزشمند است و اگر آن کشورها نیز این تبادل را نسنجند با چنین مشکلات روبرو می شوند، مانند حادثه ای که برای چین پیش آمد یا بحرانی که در آمریکا در سال ۲۰۰۸ پیش آمد. بنابراین مسئولین باید این موضوع را مدنظر داشته باشند. چنین شرایطی برای رکود اقتصادی ما نیز پیش آمد و عنایات و توجه ما بیشتر به خارج یا بیرون نگر شد و از عوامل و مسائل داخلی کاملا چشم پوشی کردیم و همین موضوع باعث شد تا کالاهای آماده ای با انگیزه خارجی و تبلیغاتی که در سطح شهر با اطلاع رسانی های مختلف طعم کشش مردم را به سمت کالاهای خارجی و کالاهای مصرفی خارجی رونق دهد.بنابراین تولید کنندگان که با اخذ تسهیلات بانکی مواجه شده بودند با عدم باز پرداخت ها مواجه شدند.

بنابراین شرایطی به گونه ای شد که آرام آرام تولیدات خارجی جای تولیدات داخلی را گرفتند و تولیدات خارجی در اقتصاد کشور ما جا گرفت و از آن سوء باعث شد تا فشارهای بانک ها به سازمان های تولیدی افزایش پیدا کند. بنابراین اقتصاد ایران به سویی حرکت کرد که تمام محصولات خود را از طریق شیفت کاری از سه شیفت به دوشیفت و از دو شیفت به یک شیفت و بعضا تقلیل واحدهای تولید کاهش داد.

از طرفی بخش تولید از هیچ حمایتی برخوردار نبودند و یکی از آن حمایت ها تعرفه بود تا به جهت حمایت از تولیدات داخلی رقم بخورد. منتهی نگاه بعضی از مسئولین و مسئولین اقتصادی به این سمت بود که کالاهای داخلی در مقایسه با کالای وارداتی در مقام رقابت قرار بگیرند. این مسائل باعث شد تولید از هدف اصلی فاصله بگیرد و سرمایه گذاری در حوزه تولید کاهش یابد. لذا مجموعه سازمان های تولیدی یکی پس از دیگری به نظام بانکی مقروض شدند و شاکله ذهنی تولید کنندگان درگیر مسائلی شد که آنها را از هدف اصلی دور کرد و سرمایه گذاران جدید نیز در این عرصه ورود پیدا نکردند.

از طرفی دیگر یکی از علل دیگر نحوه برخورد دولت مردان با بازار سرمایه بود. در بازار سرمایه سهام شرکت های بزرگی از جمله شرکت های تولیدی توسط مردم داد و ستد می شود. به لحاظ دخالت هایی که دولت روی قیمت گذاری کالاها به عمل آورد این قیمت ها دچار تنش و رکود شد و بحث سهم بندی و خرید و فروش آن به وجود آمد و آثار بعدی آن به طرف بازار سرمایه بود که آن را نیز از هدف اصلی خود دور کرد. در نتیجه این فرآیند به سمت و سویی حرکت کرد که در آنجا نیز مورد بی میلی قرار گرفت و در نتیجه طبیعی ترین راه این بود که سیاست های بعدی دولت فقط و فقط بر تورم متمرکز شد. به خصوص تورم ساختاری و دو رقمی که در کشور وجود داشت. این در حالی بود که با شیوه دولت تمرکز بر کاهش تورم سبب تعمیق رکود گردید و مردم نیز کاهش تورم را حس نکردند و اصلا مردم پذیرای این تورم نیستند. در حال حاضر شاهدیم که قیمت ها نیز رو به افزایش است و مردم با این افزایش قیمت ها زندگی می کنند. در نتیجه رکود بر جای خود باقی ماند و سیاست های برای برون رفت از این رکود تاکنون از طرف سیاست گذاران اقتصادی و دولت دیده نشد.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.