5 بهمن, 1394
درونزا و برونزا بودن یک اقتصاد به چه معناست؟

چرا تنها راه مقابله با تهدیدات اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است؟

غلامحسین جعفرزاده ایمن آبادی، عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس – اقتصاد ایران چند سالی است که به شدت از رکود به ویژه رکود تورمی رنج می برد. این در حالی است که در اواخر سال ۹۲ سیاست های اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ گردید.

 به اذعان بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران، سیاست های اقتصاد مقاومتی از جمله اسناد بالادستی راهبردی در کشور است که تنها راه خروج از رکود و تنگاهای موجود می باشد. اهمیت و تاثیرگذاری این موضوع به حدی است که این مسئله نه تنها راه نجات اقتصاد از رکود، بلکه از تهدید، مقابله به مثل در مقابل تحریم ها و به طور کل نجات ایران می باشد

مفاد و محتوای و بندهای مندرج در این سیاست به خوبی نشان می دهد که در سیاست های اقتصاد مقاومتی با محوریت تولید ملی، اصلاح ساختاری اقتصاد کشور مورد نظر قرار گرفته است. سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، سلاح کارآمد و استراتژیکی است که به مسئولان و دست اندرکاارن اقتصادی کشور این فرصت را می دهد تا با اصلاح رویه ها و تنظیم مجدد سازوکارهای اقتصاد ایران خلا و مشکلات را برطرف و به طور کل اقتصاد را مقاوم سازی نمایند.

ضرورت امروز کشور، اقتصادی است که درون‌زا و برون‌گرا باشد چرا که اگر اقتصاد مقاوم نباشد با هر تنش سیاسی دچار مشکل می‌شویم.

لازم به ذکر است که مشکلات ساختاری در اقتصاد کشور، تبعات و هزینه های فراوانی بر اقتصاد تحمیل نموده است. این هزینه ها در سال های گذشته با عواید فراوان حاصل از درآمدهای نفتی قابل پوشش بود ولی در دوران کنونی که با کاهش چشم گیر قیمت های نفت مواجه هستیم، خود را عریان نموده است.

هرچند که مقام معظم رهبری بارها در دیدارها و سخنرانی های مختلف همگان به ویژه دولتمردان را به حرکت در مسیر و تحقق اقتصاد مقاومتی گوشزد نموده ولی تاکنون چندان اتفاق قابل ذکری در این عرصه رخ نداده است. متاسفانه دولت نیز نتوانسته اقدامات خوبی را در این زمینه صورت دهد.

در زمینه اقتصاد مقاومتی هرچقدر که در تحقق آن زمان را از دست بدهیم، به همان نسبت نیز خسارات و عدم نفع هایی بر اقتصاد کشور تحمیل خواهد شد. باید همگان بدانند و بر خود گوشزد نمایند که هیچ راهی جز حرکت در مسیر اقتصاد مقاومتی نداریم. اقتصاد مقاومتی تنها داروی اقتصاد بیمار کشور است. اقتصاد مقاومتی دریچه جدیدی در حوزه اقتصاد است که با عنایت به مسائل بومی اقتصاد ایران، بنا شده است.همین جدید بودن و عدم شناختش از سوی مسئولان اقتصادی بر اجرای درست و شایسته آن تاثیر گذاشته است.

یکی از موانع اصلی بر سر راه اقتصاد مقاومتی، عدم درک درست از آن است. متاسفانه هر وقت که رهبر انقلاب مسئله جدیدی را جهت هدایت و راهبری کشور مطرح می کنند، حوزه تفسیر گسترده ای در کشور شکل می گیرد و هر کس از منظر خود به تفسیر آن می پردازند. تفسیرهای گوناگون از کلام رهبری  نقطه ضعفی در کشور به شمار می رود. گزارشات وزرای دولت در جلسات علنی مجلس درباره اقدامات انجام شده در حوزره اقتصاد مقاومتی تا کنون رضایت بخش نبوده است. طبق عملکردی که تاکنون از دولت دیده شده بایستی اذعان نمود که اقدام ویژه ای از سوی دولتی ها در وزارتخانه های مختلف صورت نگرفته است. ابلاغ این سیاست ها به منزله برنامه ریزی جدی و عملیاتی برای محقق شدن آن بود.

به اعتقاد من یکی از نیازهای اساسی برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی که ناشی از همین تنوع قرائت ها و برداشت های مختلف از فرامین رهبر انقلاب در مسئله اقتصاد مقاومتی در سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه است، تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی است که به درستی از سوی مقام معظم رهبری تصریح گردید. تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی راهکار برداشت مشترک از اقتصاد مقاومتی است. در شرایط حساس کنونی تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی امری لازم و ضروری است که می تواند از موازی کاری و انحراف جلوگیری نماید.

آنچه که در اقتصاد مقاومتی یکی از مسائل حایز اهمیت است کاهش وابستگی به نفت و خروج نفت از بودجه سنواتی کشور است. فارغ از نتیجه حاصل از مذاکرات این مهم باید در دستور کار دولت قرار گیرد تا اقتصاد خودمان را مقاوم کنیم و در برابر همه بحران ها و حوادث اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی بیمه شویم. درست است که در اقتصاد پساتوافق و پساتحریم، قرار داریم ولی یادمان باشد که تغییر و بهبود شرایط کشور مرتبط با رفع تحریم ها نیست؛ زیرا ما همیشه باید در راستای رونق اقتصادی با توجه به دشمنان موجود باشیم.

کشور دارای مزیت ها و ظرفیت های فراوانی است که استفاده بهینه از انان منوط به برنامه ریزی درست و مدیریت صحیح اقتصاد کشور است. اینکه برخی این مسائل را به تحریم ها و و اقتصاد پساتحریم ربط می دهند، تلقی غلطی است. منظور رهبر انقلاب از اقتصاد مقاومتی تنها تحریم نبوده بلکه هر نوع اتفاق دیگری از جمله جنگ نیز اهمیت فرمایش ایشان را نشان می دهد .نباید بهبود اوضاع را معطوف به اقتصاد پساتحریم نمود. ایران معیارهای بسیاری برای حرکت به سمت و سوی پیشرفت و تعالی دارد. دوران اقتصاد پساتحریم با محوریت تحقق اقتصاد مقاومتی فرصت مناسبی برای افزایش صادرات غیرنفتی درنتیجه گسترش روابط با کشورهای دیگر است.

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.