29 دی, 1394
مقاله اختصاصی دکتر علی اصغر قائمی نیا برای دفاع اقتصادی:

امنیت ملی از نگاه مکاتب مختلف؟

علی اصغر قائمی نیا، دکترای اقتصاد- علی‌رغم تنوع و تعدد در تعاریف امنیت ملی و با در نظر گرفتن مشترکات و خطوط محوری و پیش‌فرض‌های اصلی مستتر در این تعاریف و شناسایی باورهای فلسفی و انتظارات و اهداف ارائه کنندگان هر تعریف، می‌توان چارچوب‌های اساسی دیدگاه‌های حاکم بر متخصصان و صاحبنظران این رشته را شناسایی کرد.

چهار دیدگاه کلی در امنیت ملی به قرار زیر است:

دیدگاه رئالیستی (واقع گرایی، طرفداران دولت-ملت): این مکتب با نگرش هابزی[۱] به بشر، ریشه‌ی جنگ و نزاع را در ذات بشر می‌داند. زیرا علت اصلی جنگ را منفعت طلبی، زیاده طلبی و نهایتاً قدرت طلبی بشر مطرح کرده و معتقد است جامعه ی جهانی در حالت آنارشی و هرج و مرجِ غیرقابل تغییر قرار دارد. بر این اساس، کسب قدرت بیشتر برای حفظ امنیت ملی انگیزه ی اصلی همه ی دولت ها خواهد بود. به عبارت دیگر مبنای نگرش طرفداران این مکتب به امنیت، بر زور و قدرت (بعد نظامی و تا حدی اقتصادی) متکی است[۲]. به نظر واقع گرایان، از میان سطوح مختلف امنیت، امنیت ملی نقشی محوری دارد. زیرا دولت بر بسیاری از عواملی که نقش تعیین کننده در امنیت دارند، مسلط می‌باشند. مساله ی امنیت در وهله ی نخست به سرنوشت جوامع انسانی معطوف است و در مرحله ی بعد به فرد فرد آحاد انسانی. پس دولت، موضوع اصلی امنیت است. دولت ها بازیگران عقلانی هستند که هر یک در پی علایق و امنیت خویش اند و آنها که در بیرون مرزها قرار دارند، منشا تهدیدات بالقوه و یا واقعی به حساب می‌آیند. نبود یک مرجع فوق علمی، تعارض منافع و رقابت دائمی برای تامین منافع، از اصول اساسی بازی است که در صحنه ی بین الملل جریان دارد و هر دولتی می‌کوشد با حذف رقیب، منافع خود را بصورت کامل تامین کند. در این دیدگاه رابطه ی میان قدرت و امنیت، رابطه ی همبستگی و مستقیم است و دولتها تلاش دارند با افزایش قدرت نظامی خود، امنیت خویش را تقویت کنند. اگرچه ناامنی داخلی ممکن است در مقاطعی بر موضوعات امنیت ملی اولویت یابد، اما تهدیدات خارجی پیوسته عنصر اصلی امنیت خواهد بود. (مرادیان، ۱۳۸۵؛ ص ۲۵-۲۶)

دیدگاه ایده‌آلیستی (آرمان‌گرایی): این مکتب با نگرش کانتی به انسان، او را ذاتاً خیرخواه و نوع دوست و اساس حرکتش را بر مبنای حقوق و اخلاق در صحنه ی بین الملل می‌داند. ایده آلیست ها معتقدند تا دولت و مرز هست، جنگ و ناامنی هم خواهد بود. لذا رقابت شدید و ستیز بین المللی باید تبدیل به همکاری شود تا صلح و امنیت به معنی واقعی تحقق یابد[۳]. آنها در ترسیم نظام مطلوب خویش جایگاهی برای مفهوم امنیت ملی قائل نیستند. زیرا به عقیده ی آنها تا زمانی که مرزهای مصنوعی و ساخت دست بشر، ملت ها را به ناحق از یکدیگر جداکرده، رهبران کشورها هنگام احساس خطر برای منافع فردی و گروهی یا برای جامه عمل پوشاندن به آرزوهای جاه طلبانه ی خود، تحت لوای مفهوم مسخ شده امنیت ملی، ملت ها را در راستای تامین خواسته‌های خود به خدمت می‌گیرند. انسان ها در چارچوب مرزها هرگز نخواهند توانست از موهبت امنیت به معنای واقعی کلمه برخوردار شوند. اما اگر به جای تاکید بر مسائل مورد اختلاف و بزرگنمایی آنها، به محورهای مشترک میان آحاد مردم توجه شود و در کنار آن محیط برای تفوق آموزه‌های اخلاقی و گرایش‌های عقلانی افراد مساعد گردد، آنگاه ملت ها خود را از چارچوب تنگ مرزهای ملی خلاص کرده، مرزهای اعتباری فعلی را فروریخته، هوشمندانه یک واحد جهانی را جانشین دولت‌های متعدد فعلی می‌کنند و تحت لوای این دولت جهانی، همکاری جایگزین رقابت شده و امنیت آحاد بشر در سایه ی امنیت جهانی تامین خواهد شد. البته این نگرش به امنیت ملی گرچه کلی بوده ولی چون با واقعیات این دوره منطبق نبود، قابلیت اجرایی نیز نداشت. (همان، ص ۳۱-۳۲)

دیدگاه نهادگرایی: بر اساس این دیدگاه، همکاری میان دولت ها امری اجتناب ناپذیر بوده و دسترسی به امنیت تنها با وجود همکاری میان دولت ها امکان پذیر است. در واقع امنیت همزاد همکاری قلمداد شده و در صورت نبود همکاری، دست یابی به امنیت ممتنع خواهد بود. گسترش همکاری ها از طریق ایجاد نهادهای بین المللی سبب کاهش رقابت ها شده و تهدیدات امنیتی را از بین برده یا آنها را کاهش می‌دهد. به اعتقاد نهادگرایان، دولت ها دیگر نه به عنوان رقیب و دشمن بلکه بعنوان شرکایی که برای دستیابی به امنیت بیشتر همکاری آنها با یکدیگر ضروری است، به یکدیگر توجه دارند. با چنین دیدگاهی نسبت به روابط میان دولت ها و روندهای جاری در جامعه بین الملل، امنیت ابعادی تازه می‌یابد که تامین آن تنها با کسب قدرت میسر نیست. با پیوند گسترده و متقابلی که ایجاد شده است تهدید یک کشور تنها به آن کشور محدود نمی‌ماند، بلکه دیگران را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دیدگاه کثرت گرایی: این دیدگاه تحت تاثیر «اندیشه حقوق طبیعی» در قرون جدید و با الهام از جنبش لیبرالیستی قرون ۱۸ و ۱۹ به تدریج تکامل پیدا کرده و بالاخره در شکل جدید خود در نیمه دوم قرن بیستم تحت عنوان فراملی گرایی یا واقع گرایی جدید به ظهور رسیده است. این مکتب برخلاف واقع گرایان (با نوعی خوش بینی نسبت به طبیعت بشر) اعتقاد به وحدت نوع بشر و خیرخواهی و صلح طلبی او دارد و همزیستی صلح‌آمیز را در یک جامعه جهانی و تحت یک دولت جهانی امکان پذیر دانسته و برای روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی میان آحاد انسان ها نسبت به روابط سیاسی و دیپلماتیک میان دولت ها اهمیت بیشتری قائل است. در این مکتب سیاست ملایم (Low politics) بر رفتار بازیگران حاکم بوده و نوع بازی نیز دیگر تضاد با حاصل جمع صفر نیست، بلکه همکاری و رقابت است که می‌تواند برای همه ی طرف‌های بازی منافعی را در بر داشته باشد. (همان، ص ۳۵-۳۶) جدول زیر در یک نگاه ابعاد مختلف نگاه این چهار مکتب در مساله امنیت ملی نشان می‌دهد:

دیدگاه رئالیستی دیدگاه ایده آلیستی دیدگاه نهادگرایی دیدگاه کثرت گرایی
واژه مورد استفاده امنیت ملی امنیت جهانی همکاری دول همزیستی صلح آمیز
رابطه امنیتی بازیگران رقابت همکاری همکاری همکاری و رقابت(صلح آمیز)
بازیگران دولت-ملت آحاد مردم دولت ها بازیگران غیر دولتی
قاعده بازی بازی با جمع صفر بازی با جمع غیر صفر بازی با جمع غیر صفر بازی با جمع غیرصفر
نقش زور زیاد بسیار کم بسیار کم بسیار کم
اقتدار نظامی اقتصادی-اخلاقی همه جانبه روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی میان آحاد انسان ها
گرایش بازیگران افزایش قدرت و امنیت ایجاد حکومت جهانی ایجاد نهادهای بین المللی ایجاد دولت جهانی

جدول۱۱-۲٫ رویکرد‌های مختلف به مساله ی امنیت ملی[۴]

 

[۱] Hobbes, Thomas

[۲] افرادی مثل مورگنتا (Morgenthau)، کاپلان(Kaplan)، کیسینجر(Kissinger) و هانتینگتون(Hungtinton) با چنین نگرشی امنیت ملی را تعریف می کنند.

[۳] افرادی مثل شلینگ(Schelling) و روزکرانس(Richard Rosecrance) با این دید امنیت ملی را تعریف کرده اند.

[۴] برای اطلاعات بیشتر ر.ک به: افتخاری، اصغر؛ نصری، قدیر؛ روش و نظریه در امنیت پژوهی؛ تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی غیرانتفاعی، ۱۳۸۳٫

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.