27 دی, 1394
یادداشت اختصاصی دکتر محمد رجبی دوانی برای دفاع اقتصادی:

چرا مهمترین رکن اقتصاد مقاومتی، استقلال اقتصادی است؟

دکتر محمد رجبی دوانی- استاد دانشگاه- اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از اسناد بالادستی نظام، اقدام ضروری در جهت تامین منافع نظام جمهوری اسلامی است. یکی از این منافع مهم، تامین استقلال اقتصادی کشور است.

استقلال به معنای عام آن، داشتن حق و اختیار سیاستگذاری و برنامه ریزی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در جهت منافع ملی، و اجرای آن است. استقلال اقتصادی نیز، با داشتن قوانین اقتصادیِ همآهنگ و متناسب با استقلال سیاسی و فرهنگی و عدالت اجتماعی، سیستم سالم و منسجم و روزآمدِ اقتصادی در سه حوزه ی پیوسته ی تولید، توزیع و مصرف، و توانمند در مبادلات و تعاملات روزافزون بین المللی، در جهت خودکفایی و اعتلای اعتبار ملی و بین المللی، تعریف مى شود. لازم به توضیح است که “خودکفایى” هرگز به معناى بى نیازى کامل از دستاورد دیگران نیست؛ بلکه تأمین اساسى ترین نیازهاى حیاتى در داخل کشور براى بقا، و حفظ استقلال سیاسى و دفاع از تمامیت ارضى است.
از آنجا که استقلال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، سه ضلع مثلث موجودیت و هویت و بقاى یک ملت است، استقلال اقتصادی به مثابه ی ضمانت لازم برای حفظ استقلال سیاسی و استقلال فرهنگی است؛ زیرا فقر و نیاز و محرومیت داخلیِ ناشی از بی عدالتی در قانون، که در سیستم ناسالم و ناکارآمد و سوء مدیریت در چرخه ى تولید و توزیع و مصرف ظاهر مى شود، خود به خود نقطه ى ضعف و انفعال در مناسبات سیاسى و فرهنگى بین المللى است و موجب از دست رفتن تدریجىِ استقلال سیاسى و زوال روزافزون فرهنگ و هویت ملی مى گردد. دغدغه ى سیاسى رهبرى براى حفظ هویت ملى و استقلالى که محصول انقلاب اسلامى است، دقیقاً مرتبط با تأکید اخیر ایشان بر موضوع “اقتصاد مقاومتى” است. فراموش نکنیم که بسیارى از کشورهاى استقلال طلبى که سال ها براى رهایى از یوغ استعمار مبارزات سیاسى و حتى نظامى رهایى بخش داشتند؛ پس از پیروزى بر استعمار، به علت فقر و عقب ماندگى و نیاز روزافزونى که داشتند، ناچار شدند تا دشمنى را که از در رانده بودند، از پنجره وارد سازند.
یکی از مسائل مهم در تامین استقلال اقتصادی، مشارکت مردمی است. اقدام که به معنای “سهیم ساختن مردم” در حوزه هاى مختلف سیاسى و اقتصادى است. وجهى از این امر که در بخشى از حوزه ى سیاسى نظام انقلابى ما با موفقیت اجرا گردید و سرمشق دو کشور بحران زده ى عراق و سوریه قرار گرفته و نتایج معجزه آسا به بار آورده است، “بسیج مردمى” است که از مهمترین ستون هاى حافظ نظام و تمامیت ارضى ما بوده است. ترجمه ى بسیج مردمى به زبان اقتصادى، چیزى جز “تعاونى هاى روستایى و شهرى” در حوزه ى تولید و توزیع و مصرف و خدمات نیىست؛ چنان که اصل ۴۴ قانون اساسى ما نیز بخش تعاونى را رکن اصلى اقتصاد ملى پس از اقتصاد دولتى، دانسته است. واضح است که “سهیم ساختن مردم” اگر تحققى غیر از این داشته باشد، نمى توانیم انتظار معجزه ى اقتصادى مردمىِ هم سنگ با معجزه ى سیاسى مردمى بسیج داشته باشیم؛ همان طور که به قول شما متأسفانه تا کنون هم شاهد چنین اتفاقى نبوده ایم.
البته اجراى بسیار بد تشکیل تعاونى هاى تولید و توزیع و مصرف و خدمات، بدون مطالعه ى تجربیات موفق کشورهایى نظیر سوئد که بر اساس تعاونى ها شکل گرفته اند، سبب ناکارآمدى اغلب آنها و نومیدى اولیاى امور گردید؛ همان طور که خصوصى سازى بى مطالعه نیز موجب تعطیلى تقریباً تمام مراکز تولیدى بزرگ واگذار شده و بیکارى وسیع نیروهاى کارآمد شد و خاطره ى سوء و تلخى در ذهنیت عام و خاص باقى نهاد؛ که متأسفانه تبعات سیاسى و فرهنگى نیز به بار آورد و به عنوان رانت خوارى و تضییع منابع و منافع ملى تلقى و دستاویز دشمنان داخلى و خارجى گردید.
فقدان خودآگاهى تاریخى به هویت خویش به عنوان یک ملت، و نیز به نوعیت خود به عنوان بخشى از امت اسلامى، و به ماهیت خویش به عنوان انسان حاضر در زمان و جهان تلخ و شیرین کنونى که روى به آینده اى مه آلود دارد، بزرگترین مانع بر سر راه تحقق ایده آل هایى است که به آنها دل خوش کرده ایم. “باخودبیگانگى” ملت هاى جهان سوم از جمله کشورهاى اسلامى، موجب بى هویتى و سرگردانى آنها در تلاطم امواج قدرت هاى جهانى است و به همین لحاظ همواره انواع سفسطه هاى شبه کارشناسى و سنگ اندازى هاى اجرائى مالى و ادارى و حقوقى براى عدم تحقق شرایط لازمى که ذکر شد، در سطوح مختلف مدیریتى و رسانه اى آنها صورت مى گیرد.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.