28 دی, 1394
لازمه اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی چیست؟

۳ نکته درباره سیاستهای اقتصاد مقاومتی و جنگ اقتصادی

مرتضی مصطفوی/ کارشناس ارشد اقتصادی: سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی مشتمل بر ۲۴ بند، به عنوان سند بالادستی در عرصه راهبری و هدایت اقتصاد کشور در ۳۰ بهمن سال ۱۳۹۲ از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد.

اقتصاد مقاومتی با تکیه بر ظرفیت های درونی کشور در عرصه ها و بخش های مختلف اقتصادی، در صدد است تا با حمایت از تولید داخلی و فعال سازی ظرفیت ‌های بالقوه فراوان، اقتصاد کشور را در برابر تکانه‌ های داخلی و خارجی، مقاوم نماید. مسلما این مهم مترتب الزاماتی است. یکی از این الزامات که شاید اصلی ترین آن نیز باشد، تشکیل ستاد فرماندهی است. در همین راستا مقام معظم رهبری در جلسه با اعضای هیات دولت به مناسبت هفته دولت داشتند، ضمن تاکید مجدد بر عملیاتی شدن سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، دولت را از دستور کار قراردادن برنامه‌هایی که غیر منطبق با اقتصاد مقاومتی است، بر حذر داشتند و پیشنهاد تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی را دادند.
لفظ ستاد فرماندهی غالبا در خصوص کارزای نظامی مورد استفاده قرار می گیرد، اما اینکه در خصوص اقتصاد مقاومتی چنین تعبیری به کار می رود، خود دارای بار معنایی است. اینگه چرا برای تحقق اقتصاد مقاومتی در وهله اول بایستی یک ستاد فرماندهی تشکیل گردد، سوال مهم و به جایی است که نکات ذیل قدری وجه تسمیه این مسئله را مشخص می نماید.
جنگ اقتصادی: آنچه که بر همگان مشخص است، این موضوع می باشد که انقلاب اسلامی از آغاز پیروزی تاکنون درگیر جنگ تمام عیار با دشمنان خود بوده است به طوری که این جنگ در برهه های مختلف شکل و قالب متنوعی به خود گرفته است. به طور مثال در بهبوبه پیروزی انقلاب اسلامی جنگ نظامی بر کشور تحمیل گردید. بعد از آن جنگ فرهنگی پررنگ تر بود و در حال حاضر نیز چند سالی است دشمن با استفاده از تمام ظرفیت ها خود در عرصه اقتصادی مبادرت به جنگ تمام عیار نموده است تا بتواند با فشار بر معیشت مردم، نظام جمهوری اسلامی را ساقط نماید. بر همین اساس این واقعیت بر همگان مبرهن است که کشور در شرایط کنونی در یک کارزای اقتصادی گسترده قرار دارد. مسلما یکی از نیازهای اساسی برای پیروزی در چنین جنگی همان گونه که در ۸ سال دفاع مقدس شاهد آن بودیم، تشکیل یک ستاد فرماندهی است که با رصد کامل تحرکات نرم و سخت دشمن، بتواند به موقع مقابله به مثل و اقدامات لازم را صورت دهد.
مردمی کردن اقتصاد: یکی از ایرادات اساسی اقتصاد ایران، دولتی بودن آن است. به بیان دیگر همواره اقتصاددانان از حضور پررنگ دولت و همچنین گروه های رانت خوار و انحصارطلب در اقتصاد انتقاد نموده اند. اینکه به طور کل برای مردم در عرصه اقتصاد چندان نقش پررنگی تعریف نشده است، همواره مورد مداقه صاحب نظران بوده است. هرچند که اصل ۴۴ قدمی مهم در این راستا است ولی تا رسیدن به سرمنزل مقصود فاصله زیادی وجود دارد. بر هیمن راستا سیاست های اقتصاد مقاومتی با عنایت به همین نقطه ضعف ساختاری اقتصاد کشور، به دنبال گسترده کردن حضور مردم و به اصطلاح مردمی کردن اقتصاد است. مردمی شدن اقتصاد، خود نقطه قوت و مقاوم ساز اقتصاد کشور است. همان گونه که در ۸ سال جنگ تحمیلی، حضور آحاد مردم در جنگ نقطه عطف پیروزی کشور بود و هر کس به سهم خود در عرصه های مختلف به ویژه اقتصاد مشارکت داشت، در برهه کنونی که دشمن اقتصاد و معیشت مردم را هدف گذاری نموده مشارکت مردمی در اقتصاد بیش از پیش ضروری است. حرکت و تلاش عمومی مردم برای جبران ضعف های کشور به طوری که هم برای مردم و هم برای کشور سودمند باشد، یک نیاز است. مردمی کردن اقتصاد می تواند به عنوان نقطه اتکا اقتصاد، در مقاوم سازی اقتصاد کشور موثر باشد. این در حالی است که حضور مردم در عرصه اقتصاد به طور هدفمند، هوشمندانه و فعال نیاز به راهبری است تا حرکت و حضور مردم در عرص های مختلف اقتصادی کشور منجر به نتیجه مطلوب برای همگان گردد. بر این اساس تشکیل ستاد فرماندهی در هدایت هدفمند توده های مردم در عرصه اقتصاد بسیار موثر و کارآمد و امری اجتناب ناپذیر است.
انسجام ملی: بندهای اقتصاد مقاومتی به خوبی نشان می دهد که این سیاست ها، در سطح کلان و ملی به دنبال اصلاح امور و ساختارهای اقتصادی کشور است. به طور قطع هرگونه برنامه در سطح کلان نیازمند حرکت منسجم نظام بند و دقیق ملی است. از طرف دیگر وسعت تکالیف و اقدامات مورد نظر در سیاست های اقتصاد مقاومتی همه گیر و نیازمند مشارکت همه قوا است. از انچا که به لحاظ قانونی هیچ نهادی وجود ندارد که بتواند در این وسعت دارای اختیار باشد و راهبری امور را به عهده بگیرد، لذا برای ایجاد انسجام ملی جهت تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند یک نهادی هستیم که بتواند افسار امور را به دست بگیرد و بر تمامی اقدامات در سطح کلان نظارت نماید.
با توجه به سه نکته مذکور و همچنین تجربه موفق کشور در دوران ۸ سال جنگ تحمیلی در تشکیل ستاد فرماندهی و آثار مطلوب آن، به نظر می رسد، نقطه شروع تحقق اقتصاد مقاومتی، تشکیل ستاد فرماندهی است. مسلما این ستاد می تواند با هوشیاری تمامی اقدامات لازم را رصد، طراحی، ابلاغ و نظارت نماید. به بیان دیگر این ستاد مغر متفکر حرکت عظیم اقتصاد مقاومتی است که می تواند با مدیریت یکپارچه نیروها به منظور مقابله با اقدامات دشمنان، عمل نماید.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.