28 دی, 1394
مقاله اختصاصی رئیس مؤسسه پژوهش‌های اقتصاد کشاورزی برای دفاع اقتصادی:

امنیت غذایی حلقه اتصال اقتصاد مقاومتی و اقتصاد کشاورزی

دکتر سیدحسن کاظمی، رئیس مؤسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی: مقام معظم رهبری در اواخر سال ۹۲، سیاست های اقتصاد مقاومتی را براساس شرایط کشور ابلاغ نمودند.

بحث اقتصاد مقاومتی برای جامعه و نظام یک فرصت بسیار تاریخی است که در مقاوم سازی بخش های مختلف اقتصادی کشور، اقدامات عاجل و اصلاحات ساختاری صورت گیرد. وقتی مولفه های اقتصاد مقاومتی را از منظر سیاسی مورد توجه و بررسی قرار می دهیم، به موارد متعددی برمی خوریم که با اقتصاد متعارف متفاوت است به طوری که این مولفه ها به لحاظ ارزش گذاری در بازار آزاد تغیر پیدا می کند. مواردی از جمله نقش مشارکت مردم، نقش آمایش زمین و نقش تولید که همه این موارد مولفه هایی هستند که وقتی سیاست های اقتصاد مقاومتی در مقایسه با ادبیاتی که در بازار آزاد وجود دارد ارزش گذاری می شود که این ارزش گذاری بسیار متفاوت است.
یکی از مهم ترین مسائلی که در حوزه اقتصاد مقاومتی در حوزه سیاسی و اقتصادی بسیار مدنظر قرار می گیرد، مسئله امنیتی است. در حوزه مسائل امنیتی وقتی شقوق مختلف امنیت مورد توجه قرار می گیرد، یکی از مولفه ها و ابعاد بسیار موثر در مقاوم سازی اقتصاد که در حقیقت بسترساز اقتصاد مقاومتی است، امنیت غذایی می باشد. براین اساس می توان نقطه اتصال بخش کشاورزی و اقتصاد مقاومتی را اهمیت و ضرورت توجه به امنیت غذایی عنوان نمود. امنیت غذایی به معنای آن است که همه مردم در همه زمان ها دسترسی فیزیکی و اقتصادی به اندازه کافی امن  و مواد غذایی مغذی داشته باشند که نیاز های مربوط به رژیم غذایی و تنظیمات غذایی شان را برای یک زندگی سالم و فعال برطرف کنند.
وقتی بحث امنیت غذایی را به عنوان یکی از مولفه های تعیین کننده در ایجاد امنیت ملی در نظر می گیریم، توجه به بخش کشاورزی مهم و قدری متفاوت می شود. به عبارتی دیگر وقتی شما به مقوله استقلال جمعیت در مناطق مرزی توجه می کنید، یکی از عوامل ایجاد این موضوع که یک بخشی از امنیت را تامین می کند، ایجاد و فعال سازی بخش کشاورزی با استفاده از منابع نسبتا خرد و پراکنده  است. بنابراین اگر بخواهیم جایگاه بخش کشاورزی در اقتصاد مقاومتی را به صورت مختصر بیان کنیم به اعتقاد من کل اقتصاد مقاومتی، بخش کشاورزی است.
در دنیای امروز که کشورهای مختلف در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و … در حال کارزا می باشند، مقوله امنیت غذا از اولویت یالایی برخوردار است. چرا که شاید باون سلاح بتوان مقاومت و مبارزه نمود ولی در یک کشور اگر امنیت غذایی دچار چالش باشد، مبارزه به سختی خواهد بود و بالتبع عرصه های دیگر نیز با چالش روبرو خواهد شد. بنابراین اگر جامعه ای امنیت غذایی نداشته باشد منیت سیاسی و اقتصادی نخواهد داشت. در حقیقت در صورت فقدان امنیت غذایی نمی توان حصار امنیتی قابل اطمینانی را برای کشور تعریف کرد.
اقتصاد مقاومتی بر اساس بنیان های قوام بخشیدن به استفاده از منابع پایه در بخش کشاورزی تعریف می شود. لذا جایگاه بخش کشاورزی در اقتصاد مقاومتی هسته ای مرکزی است. حال ممکن است نگاه سیاستمداران به این موضوع نگاه دیگری باشد. در نگاه فرابخشی به موضوع امنیت غذایی، در حوزه های سیاست، اقتصاد و اجتماعی، غذا به عنوان تامین کننده مهمترین نیاز بشر و تولید غذا نیز به عنوان فعالیت اقتصادی نقش تعیین کننده ای را در ایجاد اقتصاد مقاومتی دارد. بنابراین بخش کشاورزی کل رویکر اقتصاد مقاومتی است.
حال در شکل گیری و تضمین امنیت غذایی و به عبارتی بخش کشاورزی، دولت مهم ترین نقش را داراست. در تمام دنیا به خصوص کشورهای توسعه یافته بیش از هر بخشی به اقتصاد کشاورزی توجه می شود. چرا که توجه به بخش کشاورزی به معنای توجه به امنیت ملی است. در بحث حمایت و توجه به اقتصاد کشاورزی و تامین امنیت غذایی اولین مسئله مهم، حمایت از فرد کشاورز است. در حال حاضر به دلیل غفلتی که سال هاست در بخش کشاورزی وجود داشته، حمایت از کشاورز در حد مطلوب قرار ندارد. به طور مثال در خصوص فردی که در روستا تولید کننده است و نیاز اساسی کشور را تامین می کند اصلا مفهوم بازنشستگی وجود ندارد. این در حالی است که این مفهوم برای کارمندان دولت تعریف شده است. برای یک پیرمردی کشاورز هیچ تامین اجتماعی وجود ندارد. یک نفر دو هکتار زمین دارد در حالی که رودخانه از پایین و چاه و آب نیز صد متر زیر زمین است، او چگونه می تواند سرمایه گذاری کند تا منابع آبی به طور منطقی در دسترس باشد، چه نهادی توانایی این کار را دارد تا زیر ساختارهای لازم را برای او تامین کند، در حالی که همه دولت ها زیر ساختار تامین کرده اند تا تولید کننده از آن استفاده کند. در این زمینه دولت اولین مسئول است.
در حال حاضر در اروپا بخش قابل توجهی از ارزش تولیدات را دولت ها مستقیما به تولید کننده کمک می کنند. در اروپا هر کس که تراکتور بر زمین بندازد به ازای هر هکتار ۳۰۰ دلار به وی تعلق می گیرد. تحقیقات، زیر ساخت ها، آموزش ها، استفاده از فناوری و … تماما به عهده دولت است. به اصطلاح ایجاد حضور مقاوم به عهده کشاورز خرده پا نیست این کار دولت است و دولت باید بر آن سرمایه گذاری کند. دولت باید زیر ساخت ها را آماده کند. همه موارد ذکر شده نیاز به زیرساختار دارد و دولت باید در این زیر ساختارها سرمایه گذاری کند. مهم تر از این منابع، پایداری منابع پایه است. دولت باید در پایداری جنگل، پایداری مرتع، پایداری آب و پایداری خاک وارد عمل شود و با برنامه ریزی منسجم در حفظ آنان بکوشد. مسلما این مسائل به عهده یک کشاورز یا تولید کننده ای که چند هکتار زمین دارد، نیست. پایداری احتیاج به سیاست گذاری دارد.
در حال حاضر کشور مشکلی به نام آب دارد. پدیده آبریزایی در بالا دست این امکان را به ما می دهد آب بارانی که در شرایط خاص در کشور می بارد ذخیره شود و با فعالیت ها و سازه ای که انجام می دهیم تا در پایین دست از آن استفاده شود. بحث زمین نیز از جمله وظایف دولت است و فقط دولت می تواند در آن سرمایه گذاری کند. اگر شاهد به راه افتادن سیل و خسارت های فراوان بعد از آن هستیم، به دلیل این است که نقش دولت در سرمایه گذاری زیر ساختی برای فراهم کردن استفاده بهینه از منابع آب و خاک به طور کامل اجراء نشده و لذا در چنین شرایطی نباید انتظار داشت یک کشاورز روستایی بی سواد با یک دکترایی که در کشور فرانسه تولیدات دارد، بتواند رقابت کند. به طور کل باید دقت کرد که بخش کشاورزی به دلیل اهمیت امنیت غذایی، از جمله مسائل مهم در اقتصاد مقاومتی است. جهت تضمین و توجه به این موضوع نیز دولت نقش اساسی و تعیین کننده ای به ویژه در فراهم کردن زیرساخت های لازم دارد.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.