23 دی, 1394
یادداشت اختصاصی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس برای دفاع اقتصادی

چرا تولید در ایران به این روز “بد” افتاد؟ چه باید کرد؟

دکتر مرتضی عزتی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس– در حال حاضر چند سالی است که اقتصاد کشور با رکود مواجه است. رکودی که در کشور ایجاد شده منوط بر چند علت است.

شاید اصلی ترین بخش آن به کاهش تزریق درآمدهای نفتی در اقتصاد برگردد. دومین علت ایجاد نا امنی است که چند سالی باعث نابسامانی وضعیت اقتصاد کشور شده است. این مسائل وضعیت ناامنی را در زمینه تولید و صادرات برای کشور در پی داشته است. سومین علت سیاست های نادرستی بود که پیامد بدی برای عاملین اقتصاد در پی داشت و این سیاست در خیلی سال های پیش اجراء شده است. بنابراین جمع این علت ها وضعیت سرمایه گذاری را به گونه ای رقم زده که دیگر سرمایه گذار حاضر به سرمایه گذاری در بخش تولید نبود. زیرا درآمدهای نفتی و درآمدهای مردم به علت کاهش تولید کاهش پیدا می کند و این امر باعث کاهش تقاضا می گردد. به علت کاهش تقاضا فروش تولید کنندگان نیز کاهش می یابد به طوری که تولید کنندگان جاری نیز نمی توانند کالای خود را به بازار عرضه کنند. این مسئله باعث تشدید رکود و منفی شدن رشد اقتصادی در دو سال گذشته گردیده است. این مسائل باعث شد وضعیت اقتصادی فعلی کشور به بزرگ ترین رکود دچار و شناخته شود.

در کشور ما سیاست ها به گونه ای بوده که باعث اختلال در زمینه سرمایه گذاری شده است. بنابراین اختلال در زمینه سرمایه گذاری مانع ایجاد تولید گردید. بنابراین اگر تولید نباشد درآمد در کشور وجود ندارد و اگر درآمد نباشد تقاضا به وجود نمی آید. از طرفی افت در آمدهای نفتی است .در دوران رونق درآمدهای نفتی، این درآمدها که در اقتصاد تزریق می شد و تقاضا را به وجود می آورد در حال حاضر کاهش یافته و بالتبع آننیز تقاضا راکاهش داده است.

سال ها است صادرات کشور نیز به علت تحریم دچار اختلال شده است. همانطور که می دانید صادرات به نوعی تقاضای خارجی ها از کالای داخلی است. در حالی که صاردات کشور به علت تحریم دچار اختلال شده است.از یک طرف این عوامل باعث کاهش تقاضا شده و از طرفی سیاست ها باعث ایجاد نااطمینانی در عرضه و سرمایه گذاری شده است. لذا سرمایه گذار بخشی از مواد اولیه تولید را به علت تحریم نمی توانست از خارج وارد کشور کند بنابراین این امر نیز باعث فشار و ناامنی اقتصادی وتشدید کاهش تولید و عرضه شد. مجموع این عوامل شرایط فعلی را برای کشور ما رقم زد. علاوه بر مسائل ذکر شده نگاه غیر اقتصادی بعضی افراد در اقتصاد کشور باعث نااطمینانی سیاست ها در اقتصادی کشور گردیده و سر در گمی بسیاری برای عاملین اقتصادی چه عرضه کننده و چه تولید کننده ایجاد نموده است. این عوامل باعث گردیده تا بسیاری از افراد دست نگه دارند تا منتظر اتفاقات آینده باشند و بر اساس آنچه که در آینده اتفاق خواهد افتاد، تصمیم بگیرند. بنابراین دیگر سرمایه گذاری و تولید صورت نگرفت و این موضوع نیز باعث تشدید شدن عوامل ذکر شده بود. بنابراین این عامل باعث افت رشد و منفی شدن رشد شده است.

برای برون رفت از مشکلات کنونی و ایجاد رونق اقتصادی بالتبع برخی از مسائل به سیاست های داخلی و ساختارها بر می گردد و برخی موضوعات نیز به تحریم ها. اگر تحریم ها برداشته شود بخشی از درآمدهای نفتی وارد کشور شود و این یک تزریق به اقتصاد کشور است. تزریق از جنبه خودش در اقتصاد کشور باعث بهبود سرمایه گذاری و تقاضا می شود. مورد دیگر اگر تحریم ها برداشته شود باعث ایجاد تقاضای دیگر به وسیله خارجی ها در کشور شود. لذا این تقاضا ها باعث رشد تولید می شود به شرط آن که عامل وضعی دیگری را در اقتصاد ایران ایجاد نکنیم. اگر تقاضا بهبود یابد باعث رونق تولید و بهبود درآمد مردم می شود. خود این موضوع چرخه رونق ایجاد می کند. تقاضای اضافه باعث تشدید سرمایه گذاری و تشدید سرمایه گذاری باعث تولید بالا و درآمد زیاد می شود. بنابراین این چرخه می تواند وضعیت بهتر را برای اقتصاد کشور ایجاد کند. نکته بسیار مهم هدفگذاری و برنامه ریزی درست در اقتصاد است که باید در پایه علم اقتصاد باشد و از طرفیاتخاذ سیاست گذاری درست در کشور است. ما نباید بگوییم که این اقتصاد خوب است بلکه باید ببینم نظر علم اقتصاد چگونه است. علمی که بر پای تدبیر و اتخاذ سیاست های درست و عالمانه باشد.اتخاذ سیاست عالمانه این است که به عالمان سیاست رجوع و از آنها نظر گرفته شود.

اما در این مجموعه یک راهکار کاملا تئوریک که تقریبا قریب بر سیاست ها وجود دارد این است که درآمدهای نفتی پیشین و یا درآمدهای نفتی جدید به عنوان بودجه دولت خرج نشود بلکه این درآمدها فقط در عرصه سرمایه گذاری وتولید هزینه شود. اگر ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری تولیدی در کشور داشته باشیم این ۱۰۰ میلیارد اقتصاد کشور را تا چهار یا پنج سال جلو می برد. با این ۱۰۰ میلیارد دلارجهش اقتصادی ایجاد می شود. اگر کشور هر سال به میزان یک میلیون بشکه نفت بیشتر به فروش برساند با همین درآمد ۳۰ دلاری ۳۰ میلیون درآمد ارزی بیشتر می شود و اگر سالانه این درآمدها را کنار بگذاریم و فقط در زمینه سرمایه گذاری تولیدی و صنعت هزینه کینم، می توان به رشد اقتصادی حدود ۱۵ درصد و حتی بالاتر از آن رسید و به آن امید داشت.

به طور کلی تمام اقتصاد درحول سیاست های درست می چرخد. اگر سیاست ها درست باشد حداقل رشد اقتصادی ۱۵ درصدی را در دوره ۱۰ و ۱۵ ساله برای اقتصاد ایران در پی خواهد داشت و این رشد قابل دسترسی است. به شرط آن که بخواهیم. اگر از سال آینده مسائل سیاسی و مسائل غیر اقتصادی را فدای اقتصاد نکینم ما حتما در اقتصاد رشد پیدا می کنیم. ما باید بدانیم که اگر وضع اقتصادی کشور خوب شود بعد از مدتی تمام اهداف دیگری که داشتیم با این اقتصاد خوب به آن برسیم ولی در غیر این موارد ما نمی توانیم در صحنه اقتصاد پیشرفت کنیم.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.