23 دی, 1394
مقاله اختصاصی دکتر حسین راغفر برای دفاع اقتصادی:

چرا سیاستهای اقتصادی بعد از جنگ تحمیلی در راستای اقتصاد مقاومتی نبوده است؟

دکتر حسین راغفر – اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا- با توجه به اینکه سیاست های اقتصادی، به ویژه بعد از جنگ تحمیلی در ایران سیاست هایی مناسب با توسعه صنعتی و در راستای مقاوم سازی اقتصاد کشور نبوده است، از این رو ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی نقطه عطفی در جهت اصلاح ساختارهای اقتصادی برای مقاوم سازی آن است.

در طول سال های گذشته متاسفانه سیاست های اقتصادی به گونه ای بوده که استقلال رای و تصمیم گیری را در داخل کشور نتوانسته به ارمغان بیاورد. با توجه به محتوا و بندهای اقتصاد مقاومتی به نظر می رسد، مهمترین ویژگی اقتصاد مقاومتی تغییر و اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور جهت مقابله با فشارهای خارجی است. به بیان دیگر اقتصاد مقاوم هدف گذاری اصلی این سیاست ها است. بنابراین مساله این است که ما چگونه می توانیم اقتصادی شکوفا بسازیم که در مقابل معادلات جهانی شکننده نباشد.

با اعمال تحریم ها علیه کشور، بیش از گذشته مشکلات ساختاری و به اصطلاح شکنندگی اقتصادی کشور مشخص گردید. متاسفانه بافت داخلی اقتصاد کشور در بخش های مختلف صنعتی، کشاورزی و … به گونه ای نبوده که به استقلال کشور کمک کنند. لذا اقتصاد کشور به شدت آسیب پذیر و غیرمقاوم شده است. اقتصاد مقاومتی تلاشی است برای مقاوم شدن اقتصاد کشور. این در حالی است که حدود دو سال از ابلاغیه رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی گذشته است اما هنوز ان طور که باید و شاید شاهد تحقق این ابلاغیه نبوده ایم.

اقتصاد مقاومتی بحث مفصلی است که محور و بحث اصلی آن رونق و شکوفایی تولید در داخل کشور است. با توجه به ساختارهای موجودی که در کشور ما وجود دارد پاداش در بخش های غیر مولد است. به بیان دیگر ساختار معیوبی که به آن اشاره کرده سبب شده تا سود اصلی در بخش های غیرمولد باشد. لذا در چنین شرایطی این امکان وجود ندارد که تولید در داخل کشور صورت گیرد. اگر تولید داخلی رونق گیرد، این به معنای مشارکت آحاد ظرفیت های داخلی کشور اعم از نیروی کار و سرمایه داخلی در بخش های تولیدی است لذا از این رو می توان گفت که اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد مردمی است که هدف از این برنامه حضور مردم و رشد فراگیر در آن است. ویژگی اصلی رشد فراگیر این است که با اشتغال کامل شکل بگیرد. در اقتصاد مقاومتی مسئله اصلی مورد تاکید استفاده حداکثری از ظرفیت های داخلی کشور است. با توجه به ویژگی های منحصر به فرد کشور، خوشبختانه این ظرفیت ها در داخل وجود دارد. بنابراین باید این امکانات فراهم شود و بر روی آن و نیروهای داخلی سرمایه گذاری و از آنها استفاده گردد. نباید اجازه داده شود، نیروهای انسانی توانمند کشور که سرمایه های اصلی اقتصاد کشور هستند، به خارج از کشور بروند و در آنجا خدمت کنند؛ بلکه باید تمامی امکانات اعم از رفاهی برای آنان فراهم شود تا از این ظرفیت ها برای رشد داخلی کشور بهترین استفاده گردد.یک هدف دیگر این اقتصاد است که به اصلاحات ساختاری نیاز دارد ولی متاسفانه این ظرفیت ها فعلا در کشور وجود ندارد.

با توجه به مسیری که تاکنون در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی صورت گرفته امیدی به شکوفایی این ظرفیت ها نیست و نمی توان خوش بینانه در مورد آن سخت گفت. البته باید دقت داشت که تمامی مسائل به دست دولت نیست. به نظر می رسد گویی آن که دولت نیز در این مسیر نیست. همان طور که اشاره کردیم نوع نگاه دولت به اقتصاد در ظرف ۲۶ سال گذشته و بعد از جنگ ادامه همان مسیر گذشته بوده است. ما برای اصلاح و حل مسائل نمی توانیم به همان تفکری متوسل شویم که موجب بروز این مشکلات شده است. بنابراین باید نوع نگاه دولت تغییر کند. متاسفانه این نوع نگاه دولت به اقتصاد همان نگاه قبلی است. بنابراین از این نگاه چیزی عائد کشور ما نمی شود. ضمن این که شرایط اقتصادی کشور ما را فقط دولت تعین نمی کند بلکه عوامل متعددی در کار هستند مانند نهادهای غیر دولتی فعال که در حوزه اقتصاد حضور دارند و آنها نیز نقش جدیدی را در اقتصاد کشور ایفاء می کنند. لذا از طرفی دولت نیز توانی نظارت، اصلاح روش ها و هم سوء کردن فعالیت های آنها را با برنامه ندارد.

به نظر می رسد برای حرکت و تحقق اقتصاد مقاومتی و شکوفایی ظرفیت های داخلی کشور دو مسئله حایز اهمیت است:

مسئله اول نحوه استفاده از سرمایه است. برخلاف برخی که می گویند مشکل اقتصادی ایران سرمایه است، به نظر می رسد مشکل اصلی سرمایه نیست و هیچوقت هم تقریبا این مشکل را وجود نداشته است. بلکه آنچه که مهم است نحوه استفاده از سرمایه در کشور است که کمتر در این زمینه موفق بوده ایم. به طور مثال می توان به نحوه تولید و مونتاژ پیکان اشاره نمود. از زمانی که در ایران، پیکان مونتاژ گردید، کره جنوبی نیز اقدام به مونتاژ دوو نمود. بعد از گذشته چندین دهه با مقایسه صنعت خودروسازی ایران و کره به خوبی می توان اختلاف موفقیت کره جنوبی و عدم موفقیت کشور را مشاهده کرد. چه عواملی باعث می شود که آنها می توانند، در حالی که از در ابتدای امر از ایران خیلی ضعیف تر بودند و ایران نتوانسته است؟ میزان ورود ارز سرمایه های خارجی به کره جنوبی، تقریبا ۵۰ درصد میزان درآمدهای ارزی ایران در این مدت است. یعنی ایران حتی دو برابر کره جنوبی ارز بادآورده حاصل از فروش منابع خام داشته است، اما وضعیت ایران در این زمینه روز به روز بدتر شده است. البته دلایل متفاوتی برای این کار وجود دارد که یکی از آنها فقدان یک منطقی در اقتصاد کشور ایران است. ما واقعا هیچ برنامه منظم اقتصادی نداریم و چیزهایی که در کشور ما رخ داده عملا برنامه صنعتی شدن نبوده است. نمی توان منکر تاثیر مثبت برخی از برنامه ها در مقایسه با غیابشان شد اما اینها برنامه صنعتی شدن نبودند. لذا یکی از اقدامات اساسی جهت تحقق اقتصاد مقاومتی، استفاده درست از سرمایه های کشور در چارچوب یک برنامه منسجم صنعتی با هدف تقویت تولید ملی و توسعه صادرات غیرنفتی است.

مسئله بعدی که به نظر بسیار مهم و قابل توجه است و از طرفی همواره یکی از موانع توسعه در ایران بوده، مسئله فساد است. با توجه به مسئله اول که به آن اشاره شد، به نظر می رسد، اصلی ترین مانع صنعتی شدن در ایران نیز همین فساد است و به همین دلیل هم اگر قرار این سیاست های ابلاغی مقاومتی هم به سرنوشت ابلاغیه های قبلی دچار نشود، باید در خصوص مسئله فساد فکر جدی شود. فساد در بسیاری از بخش های اقتصادی کشور ریشه دوانده و از مهم ترین موانع پیش روی تحقق اقتصاد مقاومتی و رشد بخش واقعی اقتصاد است. متاسفانه در زمینه مبارزه با فساد اقتصادی، اراده سیاسی یکپارچه‌ای در کشور وجود ندارد چرا که عناصری از قدرت و ثروت در این مفاسد حضور دارند و باید توجه داشت که هدف اصلی در فساد که امری سیاسی محسوب می شود، بهره وری های اقتصادی است.

 

 

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.