23 دی, 1394
یادداشت اختصاصی دکتر بیات برای دفاع اقتصادی:

چگونه زمینه را برای گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی فراهم کنیم؟

دکتر محمد مراد بیات، جامعه شناس و مدیرعامل فابا/ گفتمان به معنای گذر یا حرکت از اینجا به آنجا است. گفتمان تعاریف مختلفی از زوایای علوم ارتباطات، جامعه شناسی و فلسفه دارد اما تعریف ساده گفتمان فعالیتی عقلی بر یک اساس منطقی سازماندهی شده است که متشکل از مجموعه فعالیت های عقلی جزئی است.

در گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی، اصل مسیر اقتدار بسیار مهم و حائز اهمیت است. مسیر اقتدار پایدار، اغناء و پذیرش فرهنگی و اجتماعی در آن حرف اول را می زند و در عین حال برانگیختن برای عمل است که حد رسیدن به آرمان های گفتمان در آن موج می زند و معمولا مبتنی بر مسائل قلبی و درونی انسان ها است. باید از طریق این مسیر، گفتمان را دنبال کرد. تحقق اقتصاد مقاومتی در وهله اول در گرو گفتمان سازی آن است. گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی نیز به معنای ارائه یک چارچوب منطقی از گفتار که ضرورت ها، مزایا و اهداف آن به خوبی ترسیم شده باشد و در عین حال منطبق با منافع ملی و در بر گیرنده منافع آحاد جامعه است.

گفتمان اقتصاد مقاومتی باید از جنس نرم و میزان نفوذ پذیر در قلب یعنی همان اقتدار باشد و تلقی ما از آن نباید لزوما از جنس قدرت و دستور حکومت و الزام حاکمیتی باشد. بلکه یک نیاز ملی است که از این زاویه گروه های مرجع اجتماعی اعم از حکمرانان، دانشمندان، دانشگاهیان، نخبگان، احزاب، جریانات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانه ها همه در آن مسئولیت دارند. به تعبیر دیگر از احادیث و پیامبر، همه در قبال این مسئولیت جامعه مسئولیت دارند.

تحقق اقتصاد مقاومتی مستلزم تعامل همه گروه های جامعه و طبقات مختلف است. اقتصاد مقاومتی یک مسیر دوطرفه است که با تعامل دو طرف انجام می گیرد. اگر لزوما این را در قاعده جامعه یا در راس آن در نظر بگیرم غلط است بلکه این جاده باید دو طرفه و در تعامل با هم باشد. گفتمان سازی یک رفتار عامدانه نیست که لزوما از بالا انجام شود. البته گروه های مرجع در درون جامعه نقش اصلی را دارند. ضمن آن که گفتار و رفتارهای صاحبان قدرت در این عرصه بسیار تاثیر گذار است. بنابراین شکاف بین گفتار و رفتار صاحبان قدرت مختل نظام بخشی به هر نوع گفتمانی است و در عین حال به هم چسبندگی هر گفتار به رفتار حاکمان مصداق این حدیث شریف”الناس علی دین ملوکهم”است. بنابراین همه افراد جامعه وظیفه دارند و این وظیفه متوقف بر طبقه خاصی نیست.

موفقیت در گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی مستلزم طراحی مدلی است که مبتنی بر چارچوب علمی و منطقی و برخواسته از ضرورت ها و نیازهایی باشد که برای همگان قابل درک است. در این مدل وضعیت موجود باید عالمانه بررسی و وضعیت مطلوب باید آگاهانه و نه بر اساس آرزو ترسیم شده باشد. مکانیزم رسیدن به وضعیت مطلوب نیز کاملا بایستی تعیین شده باشد. متاسفانه تاکنون این مهم صورت نگرفته است و فقط آرزوها و ضرورت های آن در کلام بزرگان مطرح شده است و نیاز است که این مهم انجام شود. در عین حال این مدل باید در محیطی آرام و در تضارب آراء و افکار صیقل داده شود و خروجی ها، مخرج مشترک همه این طبقات و لایه های اجتماعی باشد. لذا گفتمان اقتصاد مقاومتی نمی تواند صرفا از لایه حاکمیتی شکل بگیرد بلکه باید همه اجزاء و اجزاء جامعه را در برگیرد. به بیانی دیگر همه افراد و اجزاء جامعه توسط مرجع گروه های خود و یا به گونه ای دیگر در طراحی این موضوع به نوعی خود را ببینند و در آن مشارکت کنند.

یکی از بخش های مهم در مدل اقتصاد مقاومتی، سبک زندگی است. اصلاح سبک زندگی به نوعی همان اقتصاد مقاومتی است. اساسا بخشی از اقتصاد مقاومتی به اصلاح سبک زندگی برمی گردد. در تعریف کلی سبک زندگی می توان گفت، شیوه زندگی یا به طور دقیق تر الگوها وشیوه های روزمره است که نه تنها شامل الگوها و شیوه های مطلوب و فردی است بلکه شامل تمام عادات و روش هایی می شود که فرد یا اعضای یک گروه با آنها خوء گرفته اند یا اعملا با آنها سر و کار دارند. بنابراین سبک زندگی به خانه و اثاثیه محدود نمی شود بلکه الگوهای روابط اجتماعی، سرگرمی، مصرف و نحوه انتخاب پوشش را نیز در بر می گیرد. لذا نگرش ها، ارزش ها،جهان بینی های فرد و گروهی که در آن هستند را نیز منعکس می کند. کشور ایران در بعضی موارد خرده فرهنگ هایی را دارد مانند خرده فرهنگ هایی که در شهرستان ها و روستاها وجود دارد. به نظر بنده سبک زندگی روستائیان به اقتصاد مقاومتی خیلی هم سوء تر و نزدیک تر است. اما به نظر می رسد در کلان شهرها به دلیل شکاف طبقاتی، اختلاف دیدگاه ها و ارزش های که وجود دارد سبک زندگی هم سوء و نزدیک به اقتصاد مقاومتی نیست. به نظر من جامعه ای که همه محصولاتش از سنگ قبر گرفته تا لوازم خانگی اش از کشورهای دیگر وارد می شود و بازاری برای کشورهای دیگر است و از سوئی جایگزین آنها را نیز تعریف نکرده و نتوانسته تعریفی از آن داشته باشد این فضا آمادگی کمک رسانی بر اقتصاد مقاومتی را ندارد. از نگاه بنده اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی دو موضوع دو لبه و از نظر سلیقه به هم نزدیک هستند. اصولا بخش زیادی از موضوع اقتصاد مقاومتی قابل دسترسی نیست مگر آن که سبک زندگی ما متناسب با سبک زندگی بومی و حیاط اجتماعی، ملی کشور باشد. البته این موضوع نیز درد و رنج های فروانی را در نحوه استفاده از ابزار و اثاثیه برای زندگی، ماشین های وارداتی ، ساعت موچی، موبایل و همه محصولاتی را که از خارجی وارد کشور می شود و نیز در رابطه با نوع ایده ها و الگوهایی که به دلیل ارتباطات جمعی با دنیا در هم تنیده شده است و یک انتظار دیگری را در این رابطه داریم را در بر می گیرد. یقینا هر چقدر کشور در موضوع سبک زندگی با اطلاعات ملی و ارزشی تاکید کند معین و بستر ساز بسیار مناسب و مفیدی برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی است.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.