10 دی, 1394

رفع بلای بی‌پولی دولت با نعمت اقتصاد مقاومتی

این روزها نفت و برجام دو موضوع اصلی در سیاست خارجی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد .

این روزها نفت و برجام دو موضوع اصلی در سیاست خارجی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد. دولت با هزینه‌های بالایی روبه رو است و از سوی دیگر قیمت نفت با شتاب وحشتناکی در حال پایین آمدن است. برخی امید دارند که با اجرای برجام دولت بتواند خود را از احتمال ایجاد وضعیت خطرناک برای حوزه اقتصادی برهاند، ولی در مقابل به نظر می‌رسد که حتی در صورت برداشته شدن تحریم‌ها نیز اتفاق خاصی در حوزه اقتصاد روی ندهد. نفت همچنان اصلی‌ترین دغدغه دولت است که باید به آن توجه کند.

بلا یا نعمت
موضوع نفت و نحوه‌ استفاده از درآمدهای ارزی حاصل از صدور آن، همواره مورد بحث اقتصاددانان و متخصصان امر بوده است. به‌طور کلی، دو رویکرد به نفت و درآمدهای ارزی حاصل از صدور آن وجود دارد. رویکرد نخست با استناد به عملکرد اقتصادی و سیاسی ضعیف و نامطلوب کشورهای برخوردار از منابع غنی نفت، آن را به‌مثابه بلا و پدیده‌ شوم می‌نگرد که اثرات مخربی بر اقتصاد و سیاست کشورهای بهره‌مند از آن خواهد داشت.
رویکرد دوم نیز با استناد به عملکرد اقتصادی کشورهایی همچون نروژ و نیز با بررسی و مقایسه‌ ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشورها و کیفیت نهادهای آنها، نفت را به‌عنوان موهبت می‌بیند که در صورت استفاده‌ درست از درآمدهای ارزی حاصل از صدور آن و همچنین ایجاد و تقویت نهادهای مربوطه، می‌توان از دستاوردهای مثبت این موهبت بهره‌مند شد، بنابراین نحوه‌ برخورد با درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت خام و همچنین کیفیت نهادها و ساختار اقتصادی و سیاسی هر کشور است که می‌تواند در ظهور و بروز بلایای ناشی از منابع نفتی مؤثر باشد.

نفت و دولت‌های رانتی
در ایران نحوه‌ درست استفاده از درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت خام همواره مورد بحث و چالش اقتصاددانان و دولتمردان بوده است. اکثر اقتصاددانان و متخصصان امر بر این باورند که نحوه‌ برخورد دولت‌های وقت با نفت و درآمدهای حاصل از آن به‌گونه‌ای بوده است که این موهبت را به میزان زیادی از کارکرد توسعه‌ای دور کرده و با دامن‌زدن به بیماری هلندی، آثار سوئی بر اقتصاد و ساختار حکومت در کشور داشته است، افکار عمومی نیز بر این باور است که ثروت‌نفت عملکرد اقتصادی کشور را تحلیل برده و اثر سوئی بر ساختار سیاست در کشور داشته است؛ به‌گونه‌ای که برخی چنان راه اغراق را می‌پیمایند که از ثروت نفت در کشور، به‌مثابه بلا و نفرین یاد می‌کنند. به این مفهوم که نحوه‌ استفاده از ثروت نفت در کشور به‌گونه‌ای بوده است که نتایج رفاهی و توسعه‌ای مورد انتظار از آن را به بار نیاورده است، چنانکه گویی اقتصاد کشور به بلای منابع گرفتار شده است. علاوه بر این، یکی از مشکلات منابع عظیم نفتی در ایران، تبدیل دولت به دولتی رانتیر بوده است. از سال ۱۳۴۴ تاکنون، بخش عمده‌ای از درآمد دولت ایران از راه فروش نفت به دست آمده و در واقع شرط اول دولت رانتیر، در ایران برقرار است. این رانت یعنی بازده نفت خام وابستگی ناچیزی به ابزارهای داخلی تولید دارد و به‌ویژه سهم نیروی کار بخش نفت از کل نیروی کار کشور بسیار ناچیز است. بر این اساس، درآمد نفت به‌عنوان نتیجه‌‌ نیروی کار و سرمایه ‌‌داخلی نیست، بلکه نوعی عایدی با‌دآورده محسوب می‌شود (شرط دوم و سوم). در ایران نیز مانند اکثر کشورهای نفتی، دولت درآمدهای نفتی را دریافت و خرج می‌کند (شرط چهارم وجود دارد). این حجم عظیم منابع، تأثیر زیادی بر دولت، روابط دولت و جامعه و همچنین بر اقتصاد ایران داشته است، به‌گونه‌ای که دولت رانتیر خود به مانعی برای توسعه‌‌ ایران تبدیل شده است.
توزیع مستقیم درآمدهای نفت بین مردم، راهکار دیگر استفاده از منابع نفتی است که در ایران با قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، فارغ از شیوه‌ اجرا مورد توجه جدی قرار گرفت و نظرات متفاوتی درباره‌ نقاط قوت و ضعف آن بیان شد. عده‌ای این روش را اتلاف منابع می‌دانند و با آن مخالفند و دسته‌ای دیگر این کار را تنها راه عوض کردن جایگاه دولت و مردم و خلاصی از دولت رانتیر در ایران می‌دانند. از طرف دیگر، برخی دولتمردان در برهه‌هایی با بی‌اعتنایی به ظهور و بروز بیماری هلندی و فراتر از آن، بلای منبع نفت، به تزریق بی‌رویه‌ درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت خام کشور به اقتصاد داخلی از طریق تأمین کسری‌های بودجه‌ مزمن، پرداخت یارانه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های دولتی پرداخته‌اند. در این میان، حتی برخی دولت‌ها با استناد ناقص به شواهدی مخدوش، ضمن رد حادث ‌شدن بیماری هلندی در اقتصاد ایران، اقدام به تزریق و هزینه ‌کردن اشتباه دلارهای نفتی کرده‌اند.
کشورهای دارنده‌ منابع تجدیدناپذیر، به‌ویژه کشورهای دارنده‌ منابع هیدروکربنی، همواره با این سؤال مواجه هستند که «منابع حاصل از فروش منابع تجدیدناپذیر» چگونه مدیریت شود؟ هر کشوری متناسب با سطح توسعه‌یافتگی خود، قواعدی برای استفاده از درآمد حاصل از منابع تجدیدناپذیر که عمدتاً به‌صورت ارز خارجی است، انتخاب کرده و به کار می‌بندد.
هرچند در ایران درآمدهای نفتی سبب افزایش قابل توجه شاخص توسعه‌ انسانی کشور شده است (رتبه‌ ۷۵ دنیا طبق رتبه‌بندی سال ۲۰۱۴ برنامه‌ توسعه‌ سازمان ملل متحد (UNDP) در بین ۱۸۶ کشور) و به کمک این منابع، سطح نسبتاً قابل قبولی از آموزش و بهداشت برای عموم مردم فراهم شده است، اما منابع نفتی نتوانسته است رشد پایدار اقتصادی که با اشتغال نیروی کار تحصیلکرده همراه باشد به ارمغان آورد، به‌گونه‌ای که میانگین حسابی رشد اقتصادی ۴۰ سال اخیر (از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۹۲)، حدود ۳ درصد بوده است.

اقتصاد مقاومتی فعال‌تر شود
حالا قیمت نفت در حال سقوط است و حتی برخی نشریات خارجی از امکان سقوط آن به حدود ۲۵ دلار خبر داده‌اند و طبیعی است سقوط بیشتر قیمت نفت می‌تواند تبدیل به تهدیدی فراگیر علیه اقتصاد کشور شود و در مقابل استفاده صحیح از آن نعمتی است که می‌تواند فواید فراوانی برای کشور داشته باشد.
به همین دلیل، رهبر انقلاب در جلسه‌ تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی (۲۰ اسفند ۹۲)، از نفت به‌مثابه «نعمتی» برای کشور یاد کردند که تبدیل آن به «فرصت» یا «تهدید»، بستگی به چگونگی سیاستگذاری مسئولان کشور دارد.
ایشان چنین فرمودند: «نکته‌ هفتم [از مؤلفه‌های سیاست‌های مقاومتی]، کاهش وابستگی به نفت است. یکی از سخت‌ترین آسیب‌های اقتصادی ما همین وابستگی به نفت است. این نعمت بزرگ خدادادی برای کشور ما در طول دهها سال، مایه‌ فروریختگی‌های اقتصادی و فروریختگی‌های سیاسی و اجتماعی شد. باید ما یک فکر اساسی بکنیم. ما نمی‌گوییم از نفت استفاده نشود، [بلکه] تکیه‌ ما بر استفاده‌ حداقلی از فروش نفت خام است. نفت را می‌توان به‌صورت فرآورده در اختیار گذاشت که در این سیاست‌ها دیده شده. یک کار اساسی و مهمی که باید انجام بگیرد، این است. اینجاست که هوشمندی دولت در استفاده از شرایط فعلی به کار خواهد آمد. در هر صورت دو یا سه سال آینده قیمت نفت باز هم به حال عادی برخواهد گشت، اما نکته مهم‌تر آسیب هایی است که می‌تواند متوجه کشور شود. همان گونه که رهبرمعظم انقلاب بارها و بارها فرموده‌اند اقتصاد مقاومتی تنها راه مقابله با شرایط فوق است.
حتی در این میان یک مؤسسه تحقیقاتی در واشنگتن نیز به این نکته اشاره کرده است که سیاست اقتصاد مقاومتی بهترین راه برای ایران جهت عبور از شرایط فعلی است. شاید فعال کردن ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از تدابیر مقام معظم رهبری اولین قدم در این مسیر باشد. واقعیت این است که برای مقابله با تبعات سقوط قیمت نفت کمی دیر شده است، اما تعلل بیشتر می‌تواند، آسیب‌های آن را بیشتر کند.

منبع : بسیج سازندگی

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.