18 دی, 1394
یادداشت اختصاصی دکتر ابراهیم رزاقی برای دفاع اقتصادی

چگونه با تخاصم اقتصادی غرب مبارزه کنیم؟ راهکار چیست؟

شرایط اقتصادی کشور به گونه ای است که نه تنها در این سال های اخیر بلکه چندین دهه است نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف به ویژه اقتصاد با تهاجم غرب مواجه است.

تهاجم اقتصادی که علیه کشور وجود دارد قدمتی ۱۰۰ ساله دارد. هر چند که طی ۳ سال گذشته، این تهاجم اقتصادی بیش از سال های دیگر شدت بیشتری یافته است. در طول سال های گذشته غرب و به معنای دقیق تر متهاجم، با رصد و شناخت دقیق از وضعیت اقتصاد ایران، نکات قوت و ضعف کشور را استحصا و براساس نقاط ضعف، نقشه خود را عملیاتی نموده است. در طول این سال ها متهاجم در ابعاد مختلف خود را آماده و تمامی نیروها، افراد و عوامل مورد نیاز خود برای تهاجم را آموزش داده و تربیت نموده است. یعنی نیرو و افرادی را تربیت کرده و آن افراد بر اثر آموزش ها و توزیع ثروت و مواردی از این قبیل برای تهاجم آمادگی یافته اند.

این در حالی است که رهبری با شدت یافتن فشارهای اقتصادی در راستای مقابله به مثل و در بعد وسیع تر، اقدامی اصلاحی، سیاست های اقتصاد مقاومتی را ابلاغ نمودند. مفاد سیاست های اقتصاد مقاومتی نقطه مقابل تهاجم اقتصادی است که به آن اشاره کردم. به طور قطع یقین اقتصاد مقاومتی مغایر با روح سرمایه داری لیبرالی است که طی ۲۶ سال گذشته بعد از جنگ در کشور ما پیاده شده و شاهد نتایج و تبعات آن در اقتصاد هستیم. لذا بر این اساس اقتصاد مقاومتی متفاوت با اقتصاد کنونی جاری و ساری در کشور است. اگر این اقتصاد، مقاومتی بود وضع کشور این گونه نبود.

مقاومت یعنی استقلال، یعنی دشمن نتواند به جامعه هجوم آورد. اگر هم هجوم آورد نتواند موفق شود. بنابراین اگر ما به گونه ای عمل کردیم که دشمن چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ اقتصادی و … نتوانست به کشور ما هجوم آورد و یا در صورت تهاجم در مقاومت موفق بودیم، باید بگوییم آنگاه صاحب اقتصاد مقاومتی هستیم.

جمهوری اسلامی ایران کشوری است که شعار اول آن، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است. این شعار به ما می فهماند که استقلال مسئله و اولویت نظام است. این استقلال در تمامی ابعاد از جمله اقتصاد قابل تبیین است. لذا اقتصاد برای ایران مهم است. زمانی که مسئله استقلال در عرصه اقتصاد مطرح می شود به آن معنا است که ساختارهای اقتصادی کشور به گونه ای باشد.

هیچ تهاجمی، شوک و تکانه ای نتواند استقلال اقتصادی کشور را آسیب بزند. یعنی اقتصاد بر پایه توان و ظرفیت های درونی خود مقاوم باشد و در مقابل تهاجم ها مقاومت نماید. در ایران مقاومت باید به گونه ای باشد که در مقابل هر تهاجمی از جمله تهاجم های اقتصادی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و سیاسی استقلال و پایداری داشته باشد.

در قانون اساسی اقتصاد به عنوان یک وسیله است نه یک هدف. اگر اقتصاد یک هدف باشد انسان، انسان مادی و اقتصاد خواهد شد. دیگر جایی برای خداپرستی نیست. پس ما در زندگی اجتماعی خود و در حوزه کلان نمی توانیم مثل دو نظام دیگر صرفا اقتصادی فکر کنیم و یا حرف های اقتصادی را دنبال کنیم.

در تعریف اصل ۴۳ قانون اساسی وظیفه دولت در جمهوری اسلامی ایران تامین مسکن، خوراک، پوشاک، کار، درمان و آموزش است. اما در نظام سرمایه داری به غیر از نظام سوسیالستی این طور نیست. آنها در این رابطه می گویند ما باید با یک بار کار کردن زندگی خود را اداره کنیم. در این رابطه نکته مهمی وجود دارد. در نظام سرمایه داری و اصالت سود و لذت، انسانی که خودش را بشناسد و به یاری دیگران آید و نیز به خدا نزدیک شود به وجود نمی آید و تربیت نمی شود. پس نکته ای را که در این زمینه می توان گفت این است که استثمار نباید وجود داشته باشد ولی خود دولت همه چیز را اداره و استثمار می کند.

اصل ۴۴ نظام جمهوری اسلامی وظیفه دولت ها را روشن و تعریف می کند. البته این تعاریف استفاده نشده و همه آنها مخدوش شده است. در اصل ۴۴ اقتصاد به سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تقسیم شده است. بنابراین بخش خصوصی مکمل بخش دولتی و تعاونی است. زیرا اداره اقتصاد کشور و مسئولیت آن با بخش دولتی است. بنابراین دولت نباید مانند اقتصاد سوسیالیستی کارفرما باشد. البته بخش خصوصی نیز نباید تکثر ثروت به وجود آورد و هدفش صرفا جمع آوری ثروت باشد. اگر بخش خصوصی صرفا به جمع آوری ثروت بپردازد هسته زندگی آن فقط سود، پول و ثروت خواهد شد. از این نظر در جمهوری اسلامی با توجه به این مسئله بخش خصوصی به بخش تعاونی نزدیک تر است یعنی بخش خصوصی نباید صرفا حداکثر سود را دنبال کند.

در بخش تعاونی دولت باید شرایطی را فراهم کند که همه افراد بدون این که متضرر شوند به حداقل سود قانع باشند. نکته دیگری که امام در وصیت نامه خود به آن اشاره کرده اند در رابطه با ثروت است. امام می فرمایند وقتی کسی ثروت مشروعی را دارد باید آن را در بخش تولید کارخانه و مزارع سرمایه گذاری کند. اگر این ثروت مشروع نباشد طبق قانون اساسی باید با آنها برخورد شود. به نظر شما منظور از فرمایش امام چیست؟ یعنی ثروت افراد نباید وارد فعالیت های غیر تولیدی مانند دلالی و احتکار و … شود. معقول ترین شکل ثروت در جمهوری اسلامی ایران این است که وارد تولید در کارخانه و مزارع شود.

اگر مردم صرفا به فکر سود و ثروت باشند، ارزش های انسانی به کلی از بین می رود. به طور مثال اگر سرمایه دار خانه خود را احتکار نماید و در بازار عرضه نکند، به هیچ عنوان فقرا نمی توانند خانه دار شوند و از طرفی از هزینه های اجاره نیز برنمی آیند. این موارد ذکر شده همه مبانی فلسفی است که از مبانی اسلامی نشات گرفته است. به فرموده امام نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر اسلام انقلابی است نه اسلام آمریکایی. بعضی از افراد می گویند ثروت خوب است ولی نمی گویند ثروت باید وارد تولید شود. اما برداشت امام یک برداشت انقلابی است. لذا تا وقتی مردم محتاج هستند هیچ ثروتمندی نباید آن طور که دلش بخواهد از ثروت خود استفاده کند. باید این ثروت در چارچوب اسلامی استفاده شود و در خدمت مردم قرار گیرد.

دکتر ابراهیم رزاقی،‌استاد اقتصاد دانشگاه تهران

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.