9 دی, 1394

بررسی رابطه متقابل رشد جمعیت و خودکفایی و استقلال اقتصادی

جمعیت -به معنی کمیّت تجمعی انسان- همواره از موضوعات مهم علم اقتصاد بوده و حجم جمعیت و آهنگ تغییرات آن و تأثیرات این دو بر دیگر متغیرهای اقتصادی، در مطالعات انجام‌شده به شکل‌های مختلفی بررسی‌شده است. درواقع با توجه به این‌که اندازه‌ی جمعیت و تغییرات آن تأثیر بسیار مهمی بر رشد و توسعه‌ی اقتصادی دارد، بسیاری از مطالعات صورت گرفته در علم اقتصاد به‌نوعی بر این موضوع تمرکز دارد.

جمعیت و رشد اقتصادی

اهمیت مبحث در نظریه‌ها و مدل‌های رشد اقتصادی، بدین سبب است که در همه فعالیت‌هایی که در قلمرو علم اقتصاد قرار می‌گیرد، انسان در جایگاه عنصر اصلی و پایه‌ای مطرح است؛ زیرا همه فعالیت‌های اقتصادی، اعم از تولید کالاها، مصرف، سرمایه‌گذاری، کشف ایده‌های جدید و تربیت انسان جدید برای انجام این فعالیت‌ها و… الزاماً به حضور و وجود انسان نیاز دارد.

پل ساموئلسون، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال

آنچه اکنون در مدل‌های رشد به‌عنوان موتور رشد اقتصادی مطرح می‌گردد، تنها سرمایه‌ی فیزیکی نیست. حتی به‌طور تلویحی مسائلی همچون سرمایه‌ی انسانی و متوسط دانش انسانی در جامعه نیز در حال کنار گذاشته شدن است. اقتصاددانان اکنون مستقیماً به سراغ اصل موضوع، یعنی خود انسان و کمیّت جمعیت رفته‌اند. ازاین‌رو مدل‌هایی که اکنون در رشد اقتصادی مورداستفاده قرار می‌گیرند، نرخ باروری را موتور و محرک رشد اقتصادی در نظر می‌گیرند.

اما در برخی تحلیل‌ها، افرادی همچون مالتوس و طرفدارانش ، رشد جمعیت را به‌عنوان یک تهدید ارزیابی می‌کنند.در جواب این گروه باید یادآور شد که به خاطر بی‌عدالتی اجتماعی حاکم بر کشورهای مختلف، همیشه قسمتی از جامعه در حال افزایش پرداخت سود و درآمد خود هستند و از طرف دیگر، درآمد سرانه‌ی واقعی بسیاری از مردم کاهش می‌یابد. این کاهش قدرت خرید سبب کاهش تقاضای موجود در بازار می‌شود. در مواجهه با کاهش اندازه‌ی بازار، تولید نیز کاهش می‌یابد و اقتصاد وارد مسیر ناپایدار می‌گردد.درنتیجه رشد جمعیت به‌تنهایی نمی‌تواند باعث ایجاد تهدید در اقتصاد شود.

ضیایی بیگدلی نیز در مطالعه خود به بررسی جمعیت و سطح باروری و ارتباط آن با توسعه‌یافتگی اقتصادی و اجتماعی کشورهای مختلف جهان به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، ازجمله ایران می‌پردازد. در این مطالعه به‌طورکلی می‌توان نتیجه‌گیری نمود که اگر افزایش باروری و رشد جمعیت منجر به تولد نوزادانی شود که به‌خوبی تربیت‌شده و از تغذیه خوب برخوردار باشند، در سنین جوانی به نیروی کاری سالم و توانمند تبدیل خواهند شد، که به این صورت تولید فزونی یافته و رشد اقتصادی حاصل می‌آید. اما اگر افزایش باروری منجر به تولد نوزادانی شود که به علت کمبود مواد غذایی دچار سوءتغذیه باشند و خوب تربیت نشوند در سنین جوانی می‌توانند مشکلاتی اعم از بزهکاری‌ها و سایر معضلات اجتماعی را برای جامعه به همراه آورند که نه‌تنها رشد اقتصادی را بهبود نمی‌دهند؛ بلکه فقط مصرف‌کنندگانی هستند که چه‌بسا اثر معکوس بر بهبود رشد اقتصادی کشور خواهند داشت.

جمعیت و استقلال اقتصادی

در عالی‌ترین سند و میثاق ملی جامعه‌ی ایران، یعنی قانون اساسی، دست‌یابی به استقلال همه‌جانبه و به‌ویژه تحقق استقلال اقتصادی موردتوجه جدی قرارگرفته است به‌نحوی‌که مفهوم استقلال فرازمانی بوده و در قالب یک دوره‌ی خاص قرار نگرفته است. در این میان اصل ۴۳ قانون اساسی تحقق استقلال اقتصادی، رفع فقر و برآوردن نیازهای در حال رشد انسان‌ها را موردتوجه قرار داده است. دربند هشتم اصل یادشده، در راستای عملیاتی نمودن قاعده‌ی نفی با تأکید بر وجه اقتصادی آن، جلوگیری از سلطه‌ی اقتصادی بیگانگان بر اقتصاد کشور، موردتوجه طراحان قانون اساسی بوده است. بازشناسی مفهوم سلطه‌ی اقتصادی اجانب نشان می‌دهد که این پدیده در تمامی دوره‌ها در مکتب اقتصادی اسلام از صدر اسلام تاکنون موردتوجه بوده و تضمین‌کننده‌ی عزت و کرامت انسانی و زمینه‌ساز رشد و پیشرفت جامعه بوده است

 

 

بدون تردید, در میان همه کارهای مفید و سودآور, عوامل مولد و برطرف کننده نیازهای اساسی انسان یعنی کشاورزی , دامداری و صنعت ,از اهمیت ویژه‌ای برخورداراست. زیرا, در حقیقت , کشاورزی , موجبات حیات بشری را فراهم ساخته و بر اساس آن , جوامع ,استوار می‌گردد. صنعت نیز در دنیای کنونی ,از اهمیت فراوانی برخورداراست , به‌طوری‌که زندگی بشر امروز, به‌گونه‌ای گسترده با آن پیوند خورده وزندگی به‌صورت مجموعه به‌هم‌پیوسته صنعتی درآمده است . بدین‌سان , کشاورزان و کارگران ازآن‌جهت که زندگی را برای انسان‌ها ممکن و سهل ساخته‌اند, حقوق بسیاری بر عهده انسان‌ها دارند. افزون براین , دست‌یابی به کشاورزی و صنعت صحیح پایه‌های استقلال کشور را تشکیل داده و می‌تواند سرنوشت سیاسی اجتماعی ملت‌ها را دگرگون سازد. چه بسیار از ملت‌های که امروز, در عین گسترش و عظمت , براثر کمبود مواد غذایی محتاج دولت‌های استعمارگر گردیده واصلی‌ترین شریان حیات وزندگی خود را به دست مستکبران سپرده‌اند. گره خوردگی این مسئله , باسیاست‌های مریض ضد اخلاقی ابرقدرت‌ها, بر اهمیت خودکفائی در کشاورزی و صنعت می‌افزاید

مایکل کرمر- اقتصاددان دانشگاه هاروارد- اطلاعات یک‌میلیون سال تاریخ بشر و ماقبل تاریخ تاکنون را موردمطالعه قرار داده و اثبات کرده که رشد جمعیت مایه پیشرفت فناورانه، پیشرفت فناورانه محرک رشد اقتصادی و رشد اقتصادی محرک رشد جمعیت است که سرانجام به استقلال اقتصادی منجر می‌شود.

جمعیت و خودکفایی

خودکفایی از اساسی‌ترین ارکان استقلال اقتصادی است. امام خمینی(ره) در اهمیت آن چنین فرمودند: “شما می‌دانید که اگر یک مملکت در اقتصاد، خصوصاً این رشته اقتصاد که نان مردم است؛ در این، احتیاج به خارج پیدا بکند و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش را اداره کند خودش را و باید دیگران او را اداره کنند. این وابستگی اقتصادی آن‌هم در این رشته، موجب این می‌شود که ملت ایران، مملکت ایران، تسلیم بشود به دیگران

کشور ما ظرفیت‌ها و منابع زیادی دارد که با مدیریت درست می‌توانیم به کشوری قدرتمند تبدیل شویم.جمعیت ایران قبل از انقلاب حدود ۳۵ میلیون نفر بود و الان به حدود ۸۰ میلیون نفر رسیده است و باز هم ظرفیت بیشتر جمعیت را دارد و نباید این‌گونه پنداشت که افزایش جمعیت موجب بدبختی و فلاکت جامعه است. اگر افزایش جمعیت موجب هلاکت جامعه بود باید چینی‌ها فقیر و بدبخت می‌شدند، اما با مدیریت درست منابع به قدرت اقتصادی در دنیا تبدیل شده‌اند.  کشور ایران “وسعتش آن‌قدر است که برای ۱۵۰ میلیون تا ۲۰۰ میلیون جمعیت کافی است، یعنی اگر ۲۰۰ میلیون جمعیت داشته باشد، در ایران به رفاه زندگی می‌کنند.”

در ایران بسیاری از مناطق روستایی درواقع کم‌جمعیت است و این بدان معناست که دارای زمین‌های بلااستفاده و قابل کشت زیادی است و در صورتی که جمعیت بیشتری وجود می‌داشت که آن را کشت کند؛ تولید کشاورزی افزایش زیادی می یافت و کشور را به‌سوی خودکفایی در کشاورزی هدایت می‌کرد.

اگر کشوری بخواهد استقلال سیاسی خود را در برابر کشورهای سلطه‌گر حفظ نماید، باید پایه های اقتصادی خود را قوی کند و این به تولید ، به شکوفایى کار و به نوآورى در بخش‌های مختلف کار وابسته است.اگر ما به دنبال رشد و رسیدن به استقلال اقتصادی هستیم، باید کار را تقویت کنیم .سرمایه‌گذاری یکی از رکن‌های رسیدن به رشد و استقلال اقتصادی است اما رکن اساسی کار کارگر است .مردم و نیروی کار ستون اصلی تولید در کشور هستند.

مسئله حفظ هویت، استقلال اقتصادی و خوداتکای و خودکفایی، در آموزه‌های اسلامی از ارزش و جایگاه والایی برخوردار است. مسلمانان از هرگونه وابستگی به ظالمان و مستکبران به‌شدت نهی شده‏اند. چرا که وابستگی اقتصادی و اتکا به غیر، می‏تواند منفذی برای تکیه مالی به دشمنان اسلام باشد. در روایات اسلامی، به کار و فعالیت در جهت بی‌نیازی از دیگران، ارزش بسیار داده شده و تحمل زحمت و رنج برای رسیدن به غنا و بی‌نیازی عبادت به شمار آمده است.

وابستگی اقتصادی، در طول تاریخ از عوامل مهم و اساسی نفوذ استعمارگران، در ممالک جهان سوم بوده است. بنابراین هر ملتی که بخواهد خود را از سلطه اجانب نجات بخشد، می‏بایست بر توان خویش تکیه کند و دست حاجت به‌سوی دیگران دراز نکند. این است که خودکفایی و اتکای به توان و نیروهای داخلی و توسعه توانمندی‏ها و دارایی‏های ملی همواره به‌عنوان یکی از راه‌های دستیابی به رشد و شکوفایی ملت‏ها توصیه شده است.

بنابراین بر اساس مطالعات انجام‌شده ، رشد جمعیت عاملی مهم در رشد اقتصادی کشور و رسیدن به استقلال اقتصادی است، ولی این مهم تنها زمانی می‌تواند محقق شود که فرصت اشتغال و ارتقای بهره‌وری و آموزش برای این جمعیت جدید فراهم باشد و این افراد بتوانند در زمان مناسب و با داشتن مهارت‌های کافی وارد بازار کار شوند. درصورتی‌که جمعیت اضافه‌شده به کشور درنتیجه رشد جمعیت نتوانند به چرخه فعالیت‌های اقتصادی وارد شوند دیگر فرصتی برای رشد اقتصادی و رسیدن به استقلال ایجاد نمی‌کنند و تنها بر مشکلات اجتماعی کشور اضافه می‌شود.

ایران به لحاظ برخورداری از موقعیت جغرافیایی،تنوع آب و هوایی،نیروی جوان و تحصیلکرده و منابع غنی فسیلی و معدنی از ظرفیت های بالایی در جهت پیشرفت و رسیدن به استقلال اقتصادی برخوردار است.

اگر بخواهیم استقلال اقتصادی داشته باشیم باید از تمام ظرفیت های کشور به نحو احسن استفاده کنیم. نیروی انسانی پویا به عنوان بزرگترین سرمایه می‌تواند نقش مهمی را در شکوفایی اقتصاد داشته باشد.

 

[۱] هادوی تهرانی، مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص ۸۳، نینوا، ۱۳۸۳

[۲] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۴، ص ۲۳۸، صدرا، تهران، ۱۳۸۱

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.