9 دی, 1394

تحلیل روش شناختی نفوذ برندهای آمریکایی در ایران

مدیریت افکار عمومی و تغییرات تحولات فرهنگی و اقتصادی کوچک میتواند منجر به تغییرات و تحولات اجتماعی بسیار
بزرگی شود که به عنوان نقطهی شروع، تلقی میگردد.

۱-مقدمه
مدیریت افکار عمومی و تغییرات تحولات فرهنگی و اقتصادی کوچک میتواند منجر به تغییرات و تحولات اجتماعی بسیار
بزرگی شود که به عنوان نقطهی شروع، تلقی میگردد. یکی از روشهای تاثیر بر افکار عمومی فروش کالاها و خدمات به
مردم است، که روش استفاده از آن، نوع کالا و خدمات، برندسازی و جلب اعتماد، تبلیغات و شیوههای تبلیغی و حضور در
رسانهها میتواند از موارد موثر باشد. بنابر این یکی از مسئولیتهای اجتماعی هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی که
شرکتهای تولیدی عهدهدار آن هستند مدیریت افکار عمومی و توسعهی فرهنگ مصرفی و اقتصادی مردم است. همچنین
تاثیر تولید کالا و خدمات بر اقتصاد، اشتغال و رفاه مردم میتواند از سوی دیگر تاثیر جدی بر تحولات اجتماعی و اقتصادی
داشته باشد.
در نتیجه یکی از روشهایی که امروز برای نفوذ در کشورهای دیگر، از سوی قدرتهای اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد،
نفوذ اقتصادی میباشد. روش کار آنها نیز در ابتدا از طریق فعالیت برندها و شرکتهای معروف و مورد اعتماد مردم جهان در
کشور مربوطه میباشد. یکی از کارکردهای برندها جلب اعتماد مردم در یک یا چند کالا و خدمات و فروش کالاهای دیگر به
مردم میباشد. در واقع با اندوختهی اعتمادی که از مردم در قالب کالاهای با کیفیت کسب کردهاند، کالاها و خدمات جانبی نیز
عرضه میکنند که شاید کیفیت و شرایط آن نسبت به سایر تولید کنندگان چندان قابل قبول هم نباشد، اما مردم به دلیل
اعتماد در کالاهای اصلی تولیدی در این برند، آن کالاها و خدمات را نیز از این شرکت تولیدی تهیه میکنند و دقتی به
ویژگیهای این کالاها و خدمات ندارند. این مسیر بهترین روش برای فروش کالاها و خدمات به مردم و جهت دهی افکار
عمومی آنها میباشد.
اشاره رهبر انقلاب بر لزوم به کار بردن تدبیر در امر واردات و تاکید ویژه ایشان بر ممنوعیت واردات هر گونه مواد مصرفی از
آمریکا در نامه اخیر خود در خصوص برجام را میتوان نشانهای بر نگرانی ویژه ایشان در خصوص برنامه نفوذ آمریکایی ها از
مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته « : این مسیر دانست. در همین راستا ایشان در انتهای نامه اخیر خود می نویسند
.» شدن تحریمها، به واردات بیرویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود
واردات بیرویه قطعا با معیارهای اقتصاد مقاومتی و اقتصاد درونزا و مبتنی بر انگیزهها، نیروها و توانمندیهای داخلی، تضاد و
تناقض دارد و حرکت رو به جلوی صنایع را کند و در برخی موارد متوقف میکند. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است
که تحریمها بر اساس نظریهی کارشناسان حوزهی تحریم در کشورهای تحریمکننده مانند آمریکا تنها در چهار سال اول خود
میتواند اثرگذاری داشته باشد و پس از گذشت چهار سال تقریبا اثر خود را از دست میدهد. زیرا نهادها و فرایندهای جدیدی
برای حل مشکل مربوط به تحریم در کشور هدف ایجاد میشود. همچنین تورم، بیکاری، رکود و سایر آثاری که از تحریم
انتظار میرود، در چهار سال اول تخلیه میشود و اقتصاد پس از آن به روال سابق بر خواهد گشت. بنابر این تقریبا همهی
تحریمها در ایران به دلیل عمر بیش از ۴ سال تاثیر خود را گذاشتهاند و هزینههایی که ملت باید پرداخت میکردند، پرداخت
شده است. حال که این تحریمها تقریبا تاثیر خود را از دست داده و تولید داخلی و شکل گیری صنایع جدید در داخل کشور،
جایگزین واردات کالا از کشورها دیگر شده و مشکلات تحریم کاهش یافته است، در صورت باز شدن درهای واردات پس از
برداشته شدن تحریمها این صنایع نو پا که هنوز قدرت رقابت با صنایع جا افتاده و قدرتمند خارجی را ندارند از گردونهی
اقتصاد خارج خواهند شد و برداشته شدن تحریمها موجب بیکاری میشود.
اما در مورد برندهای خاص از کشور آمریکا نه تنها مورد فوق و تاثیر اقتصادی مد نظر است، بلکه تاثیرات فرهنگی، مدیریت
افکار عمومی و سرچشمه گرفتن تحولات اجتماعی بیشتر مورد توجه میباشد. به عنوان مثال پس از ۴۴ سال مذاکره, بالاخره
مک دونالد در ژانویه ۴۹۹۱ اولین شعبه خود را در روسیه افتتاح کرد. این اولین نشانه ورود فرهنگ و اقتصاد لیبرالی به جامعه
کمونیستی روسیه بود. شاید نتوان فروپاشی یک سال بعد روسیه را ناشی از این تصمیم دانست، اما قطعا نفوذ اقتصاد لیبرالی
در روسیه که نشان از گرایشات دولتمردان شوروی به آن بود و پذیرش ورود مک دونالد به این کشور نمادی بر آن معرفی
میشد، آنقدر سهمگین اتفاق افتاد که یک سال بعد در سال ۴۹۹۴ ، اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید.
ساده انگاری است که نقش واردات این برندها در شکل گیری گرایشات و تبلیغات آنها در جهت فروپاشی شوروی را نادیده
بگیریم. در سال ۴۹۹۱ زمانی که مک دونالد مجوز ورود به روسیه و تبلیغ نمادها و برندهای آمریکایی در روسیه را پیدا کرد،
بسیاری از مجلات تحلیلی و سیاسی آمریکا از این واقعه به عنوان حرکتی مهم در شکل گیری اقتصاد لیبرال در شوروی سابق
نام بردند و اصلا آن را کم اهمیت در نظر نگرفتند.
نکتهی بسیار مهم این است که کشور آمریکا باید بداند که نمیتواند هر زمان تصمیم به تحریم صادرات کالا به ایران گرفت
آن را ممنون نماید و پس از آن هر زمان که تصمیم به باز کردن مرزها برای صادرات کالا به ایران گرفت، میتواند هر کالایی
که خواست را وارد ایران کند. بلکه تصمیمات او با واکنش کشورهایی مانند ایران پاسخ داده خواهد شد. ثانیاً در حال حاضر
که کشور ما آثار تخریبی تحریمهای اعمال شده را تحمل کرده و تورم ناشی از آن به طور کامل تخلیه شده است و اثرات
زیان بار خود را گذاشته و دیگر بی اثر شده است، این ایران است که با تحریم آمریکا برای صادرات به این کشور، برگ برنده
را در دست دارد. زیرا این ممنوعیت دیگر تاثیری بر اقتصاد ما نخواهد داشت )چون تا به حال تحریم بوده و چاره اندیشی کرده
ایم( و تنها مانع توسعهی صنایع از کار افتادهی آمریکایی میشود.
آمریکا تصمیم گرفته شرکتها و صنایعی که با مشکلات اقتصادی روبرو هستند و نیاز به بازارهای جدید برای ادامه فعالیت خود
دارند را به بازار بکر ایران )به دلیل تحریم( سوق داده و مشکل آنها را حل کند. تحریم فوق از سوی ایران اثر گذاری بسیار
خوبی خواهد داشت و در سوی مقابل، هزینههای چندانی برای ایران در بر ندارد.
در نهایت در این پژوهش بر این موضوع اشاره میکنیم که برندهای آمریکایی ممکن است از چه طرقی در یک کشور نفوذ
کرده و موجب بروز مشکلات اقتصادی-اجتماعی شوند. برای این منظور ابتدا در بخش بعد به بررسی برخی برندهای معروف
آمریکایی پرداخته، و پس از آن روشهای نفوذ آمریکا در کشورهای مختلف از طریق این برندها را معرفی و به طور مختصر
تفسیر خواهیم نمود و در نهایت روشهای مقابله با تاثیرات منفی برندهای آمریکایی را مطرح خواهیم کرد.
۲-معرفی برندهای آمریکایی
در این بخش تنها به ذکر نام برندهای آمریکایی بسیار معروفی که معمولا در کشورهای دیگر به ثبت نمایندگی و توسعهی
تجاری میپردازند و به نوعی ابزار تبلیغاتی آمریکا محسوب میشوند بسنده خواهیم کرد و در ادامه به تحلیل روش نفوذ آنها
خواهیم پرداخت. این برندها عبارتند از:
مک دونالد
کوکاکولا
ماکروسافت
اپل
آرکی
نایک
آی بی ام
پپسی ۸
رستورانهای زنجیرهای بیگ بوی
macdonald
CocaCola
Microsoft
Apple
ArKay Beverages
Nike
IBM
Pepsi
Big Boy Restaurants
ژیلت
فست فود کنتاکی
فورد
این برندهای از معروفترین برندهایی هستند که آمریکایی بودن آنها شناخته شدهاست. البته برندهای بسیاری از کشور آمریکا
وجود دارد. اما در این بخش تنها به آنهایی اشاره کردیم که بیشتر بین مردم به عنوان برند آمریکایی شناخته شدهاند.

۳-روشهای نفوذ آمریکا در کشورهای مختلف از طریق برندها

۱-۳-تبلیغ نمادها و سمبلهای آمریکا در ایران
مجوز واردات کالاهای آمریکایی به معنای اجازه تبلیغات آنها در کشور و به این معناست که نمادهای کشور آمریکا در تلویزیون
ملی، بنرهای و تابلوهای خیابانی و سر در مغازهها و فروشگاههای ایران به نمایش در خواهد آمد. شاید در نگاه ساده انگارانه
این امر معنای خاصی نداشته باشد، اما در نگاه ظریف سیاسی و اجتماعی این تبلیغات به معنای برتری و غلبهی تفکرات
آمریکایی و ایدئولوژی آنها بر تفکرات اسلامی و ایرانی ماست. به این معنا که رابطهی ایران و آمریکا قبل از تحریمهای
اقتصادی اصلا امکان پذیر نبود و ورود برندهای آمرکایی به هیچ وجه توجیه پذیر نبود، اما حال که تحریمها به ایران فشار
زیادی وارد کرده به محض پایان یافتن آنها ایران سر تسلیم در مقابل آمریکا، تفکرات و ایدئولوژی سلطهخواه آمریکایی فرود
آورده است. به طوری که بر سر خیابانهای ما نام برندهای معروف و مشهور آمریکایی نصب شده است و در تلویزیون ملی ما
حتی کالاها و سمبلهای قدرت اقتصادی آمریکا تبلیغ میشود.
یک نگاه سیاسی به هیچ وجه به این پدیده کوچک نمینگرد بلکه تحلیل عمیق و بزرگی از آن خواهد کرد. تاثیراتی که نگاه
به برندهای آمریکایی و تبلیغات آنها در کشور ما در دید مردم نسبت غلبهی آمریکا از طریق فشار با تحریم ایجاد میکند تنها
و تنها تسلیم در برابر آمریکا را نتیجه میدهد. حال آنکه اگر کشور ما آمریکا را از صادرات کالا به ایران تحریم کند نشان از
قدرت و قوت ایران پس از تحریمها خواهد بود و معنای مذاکرات و توافقات اخیر از تسلیم به همکاری در جهت منافع ملی
تغییر خواهد کرد.
۲-۳-تغییر در الگوی مصرف
Gillette
Kentucky Fried Chicken
Ford
بی گمان، مصرف به خودی خود نه تنها پدیدهای ناپسند نیست که بسیار بایسته و لازم است؛ چرا که مصرف، یکی از شیوههای
جایگزینناپذیر برای پاسخگویی به نیازهای طبیعی و غریزی انسان است که بدون آن، حیات مادی و معنوی انسانها
دستخوش آشفتگی و نابسامانی خواهد شد و معیشت انسان، لذت و لطف خود را از دست خواهد داد؛ اما نکته اینجاست که
گاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست داده، به جای آنکه به عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به
خدمت او در میآید. بدین گونه وسیله به هدف تبدیل میشود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به
اوج تکامل و تعالی برسد، بر اثر مصرف زدگی در سراشیبی سقوط قرار گیرد. همچنین زمینه انواع تباهیها و ناهنجاریها
فراهم میآید.
از اصول تاکید شده در آموزههای دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر)ع(
اوحی الله إلی نبی من الانبیاء ان قل لقومک لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تطعموا مطاعم اعدایی و لا « : در حدیثی زیبا میفرماید
تشاکلوا بما شاکل اعدائی فتکونوا اعدایی کما هم اعدایی؛ خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس
دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنها ظاهر نشوند که در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند
». بود
روحیهی حاکم بر تفکر سرمایهداری تولیدکنندگان آمریکایی، باعث میشود مردم را به سمت مصرف بیشتر سوق داده و به
جای رفع نیازهای مردمی به روشهای تبلیغی روی میآورند که به لحاظ فرهنگی مردم را مجبور به استفاده از این کالاها
نمایند. این دقیقا همان معضل و خسارت وارد شده به الگوی مصرف مردم در یک کشور است که میتواند خسارات فرهنگی،
اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در بر داشته باشد. در صورتی که مردم توانمندی خرید کالاهای آمریکایی را نداشته باشند
به دلیل تغییر تفکر عمومی در رابطه با مصرف دچار مشکلات اجتماعی شده و رفتارهای اقتصادی آنها نیز تغییر خواهد کرد.
۳-۳-ایجاد وابستگی مردمی به کالاهای آمریکایی
به طور کلی وابستگی اقتصاد کشور به یک کشور خاص تهدیدی بر اقتصاد محسوب میشود. زیرا در روابط بین الملل همهی
کشورها به دنبال حداکثر کردن منفعت ملی خود هستند و ایجاد ارتباط با دیگر کشورها نیز به همین منظور صورت میگیرد.
اما ممکن است در دورههایی از تاریخ قطع ارتباط با یک کشور به هر منظوری )مثلا به منظور ارتباط مستحکمتر با دشمن
کشور مربوطه( حداکثر کنندهی منفعت ملی تلقی شود و بنابر این قطع ارتباط تجاری و اقتصادی در هر لحظه از زمان امکان
پذیر است. بنابر این وابستگی اقتصاد داخلی به دیگر کشورها وابسته کردن اقتصاد به رابطهای تجاری و ناپایدار است که هر
لحظه امکان قطع شدن دارد و بنابر این در چنین اقتصادی پایهی یک اقتصاد بر امری سست و متزلزل بنیان نهاده شده است.
شاید بیان شود ورود برندهای مربوط به کالاهای غیر استراتژیک در یک کشور زیانی در بر نخواهد داشت. اما نکته این است
که مردم نسبت به برندی که مصرف میکنند احساس تعلق میکنند و نسبت به آن وفادار میمانند و اصلیترین مزیت یک
برند در اقتصاد نیز همین شاخصه تلقی میگردد. بنابر این وارد کردن برند از کشوری مانند آمریکا که اولا به دلیل عظیم بودن
جریان اقتصادی از قطع ارتباط با دیگر کشورها چندان آسیبی نمیبیند )به لحاظ سهمی از تجارت( و همچنین رابطهی
خصمانهای با ایران و بسیاری از کشورها دارد، تعلق مردم به مصرف چنین برندهایی وابستگی به کالاهایی ایجاد میکند که
هر لحظه امکان قطع شدن آن وجود دارد.
در تحریمهای گذشته مردم چندان اثر تحریمها بر اقتصاد را مشاهده نکردند و تا زمانی که از طریق تورم یا بیکاری بروز نکرد
از آن آگاه نشدند. این امر به دولتمردان فرصتی مناسب را داد تا بتوانند قبل از اینکه مردم از آثار تحریمها مطلع شوند و
رفتارها و واکنشهای نا مناسب انجام دهند، سیاستهای لازم را انجام داده و اثر واقعی آن را به شدت خنثی کنند. در واقع از
برندها به عنوان تابلویی از اثر تحریمها بر اقتصاد در چشم مردم نمایان میشود و مردم قبل از هر کسی متوجه میشوند که
تحریم اتفاق افتاده و لذا سریعا واکنشی میدهند که تاثیر تحریمها را بیشتر نیز میکند و فرصتی برای دولت در سیاستگذاری
مناسب و راهکاری جایگزین نمیدهند.
۴-۳-تغییر وجههی آمریکا در نظر مردم
وقتی مردم از دشمن خود نفرت داشته باشند و او را واقعا دشمن بدانند، زمانی که رفتار خصمانهای مانند تحریم اقتصادی انجام
داد در مقابل آن با قدرت مقابله میکنند و تسلیم نمیشوند. وجود این همکاری مردم برای دولت و حکومت نعمتی بزرگ در
دوران انقلاب بوده و همواره به همیاری و همکاری مردم در مواقع سختی و مشکلات تکیه داشته است. در همین دوران نیز
بیش از پیش به اقتصادی مردمی و حضور آنها برای توسعهی اقتصادی پایدار و مقابله با مشکلات اقتصادی اخیر، نیاز احساس
میشود. بنابر این وجههی دشمن نمای آمریکا در کشور و در بین مردم برای ایجاد واکنش مناسب در رفتارهای آنها لازم است.
این نکته واضح است که هر کشوری نمادی دارد که با آن شناخته میشود. به عنوان مثال زمانی که ترکیه نام برده میشود
پارچههای خوب آن به ذهن متبادر میشود و زمانی که از ژاپن یا کره نام برده میشود لوازم فنی و تکنولوژکی آنها به ذهن
میآید. همینطور زمانی که از چین صحبت میشود کالاهای نسبتا کم کیفیت ولی بسیار ارزان آن به ذهن میآید. در واقع
همان چیزهایی که مردم از کشور مربوطه مشاهده کردند.
در نتیجه زمانی که برندهای آمریکایی به داخل ایران راه یابند و به صورت خوراک، پوشاک و لوازم فنی هر چند با کیفیت در
دست مردم مورد استفاده قرار گیرد، آمریکا تنها با تحریمها و رفتارهای خصمانه شناخته نمیشود، بلکه با کالاهاو برندهای
جدید شناخته میشود که باعث تغییر وجههی آمریکا در بین مردم میشود. اگر ترس از سیاستهای خصمانهی آمریکا در
آینده نبود، این تغییر وجهه چندان مهم تلقی نمیشد، اما چون میدانیم که همواره از جانب آمریکا چنین سیاستهایی را شاهد
خواهیم بود به نگرش قبلی مردم و در نتیجه همکاری و همیاری مردم در مقابله با مشکلات نیازمند هستیم، که با تغییر
وجههی آمریکا آن را از دست خواهیم داد.
۵-۳- نفوذ فرهنگی در کشورها و تغییر رفتارهای اقتصادی
اگر برندهای لباس آمریکایی در ایران وارد شود، طرز پوشش مردم، اگر برندهای خوراکی و فستفودهای آمریکایی وارد شود،
نوع خوراک مردم و اگر برندهای فنی و تکنولوژیک آمریکایی وارد ایران شود، نوع رفتارهای مردم را تحت تاثیر قرار میدهد
و مردم به جای اینکه به رفع نیازهای خود فکر کنند به استفادهی بیشتر از برندهای آمریکایی گرایش خواهند یافت. در
جامعهی امروز کیفیت کالاها، نوع و زیبایی آنها و همچنین کارکرد آنها در رفع نیازهای روزمره تنها معیارهای انتخاب و خرید
کالا نیست، بلکه بسیاری از افراد به دلایل فرهنگی و اجتماعی، نوعی خاص از برند کالاها را انتخاب و مورد استفاده قرار
میدهند.
نوشیدنیهای « جان کری وزیر خارجه آمریکا به نمایندگی از وزارت خارجه، با قراردادی که ماه سپتامبر میان شرکتهای
آرکی ۴۳ ایران منعقد شده، موافقت کرده است. طبق این قرارداد، شرکت آرکی مجاز شد تا » سونا طب پارسیان « آمریکا و »
نوشابه به ایران صادر کند.
اکنون آرکی به ۴۱۱ میلیون مصرفکننده در « : معاون رئیس بخش فروش آرکی در اینباره توضیح میدهد » دیوید اینجل «
ایران )و منطقه( دسترسی خواهد داشت. این قرارداد به نفع همه است. ما نوشابههایمان را به ایران صادر میکنیم و این کار
.». مشاغل بیشتری برای کارگران آمریکایی ایجاد میکند. این یک وضعیت برد-برد است
نوشابههای فوق که طعم و رنگی مشابه با مشروبات الکلی دارد، )هرچند الکلی نیست( باعث تغییرات فرهنگی و سهل شدن
ورود سایر نوشیدنیها به داخل کشور خواهد شد، و آنها این بازاریابی و تبلیغات فرهنگی را دنبال میکنند تا بتواند سایر
محصولات خود )اعم از محصولات الکلی( را نیز در ایران به فروش برساند و این سیاستی قطعی برای تبلیغات این شرکت
خواهد بود تا سود خود را حداکثر کند.
۶-۳-کسب سود فراوان برندها به هزینهی کسادی در تولید داخلی کشورها
همانطور که اشاره شد، بسیاری از صنایع داخلی که در دوران تحریم شکل گرفتند، اما به دلیل نوپا بودن همچنان توانمندی
رقابت با صنایع و شرکتهای تولیدی بین المللی را ندارند، با واردات کالا از برندهای معروف آمریکایی که بین مردم ایران نیز
شهرت فراوان داشته و قطعا گرایش زیادی به خرید آن است، باعث کاهش شدید فروش شرکتهای تولیدی داخلی خواهیم
شد. شرکتهای آمریکایی که به دنبال سود بیشتر هستند، از بازار خام ایران )به دلیل تحریمهای خود آمریکا( استفاده نموده و
سودهای فراوانی را کسب خواهند نمود. این مطلب علاوه توسعهی شرکتهای آمریکایی هزینههایی را که آنها به دلیل اعمال
تحریمها تحمل کردند را نیز از محل ایران و به هزینهی تعطیل شدن تولیدات داخلی ایران تامین میکنند.
ArKay Beverages
در واقع میتوان گفت آمریکا و به طور کلی همهی کشورهای تحریم کننده، هزینههای بسیاری را برای تحمیل تحریمها به
ایران و یا دیگر کشورها تحمل میکنند و آمریکا که عامل اصلی تحریمهای اخیر ایران بود نیز از این قاعده مستثنی نیست.
بنابر این دولت آمریکا به این نتیجه رسیده که بهترین راه برای تامین هزینههای تحمیل تحریمهای اخیر به ایران خود بازار
ایران است. واردات کالاها و خدمات به بازار ایران از دو جهت برای دولت آمریکا )و نه فقط صنایع و شرکتهای تولیدی( سود
خواهد داشت. اول برای صدور اجازهی صادات کالا به ایران درآمدی نصیب دولت آمریکا خواهد شد و ثانیاً با افزایش سود
شرکتها مالیات پرداختی آنها نیز به دولت افزایش خواهد یافت و این خود منبعی دیگر برای تامین هزینههای تحمیل تحریمها
خواهد بود.
۷-۳-مسیری برای واردات قاچاق از آمریکا
واردات و مجوزهای وارداتی از شرکتهای آمریکایی قطعا راه را برای قاچاق کالا از آمریکا به ایران باز میکند. محدودیت در
کنترل همهی کالاها و خدمات واردات از طریق واردات انبوه باعث میشود مسیری برای واردات کالاهای قاچاق و غیر مجاز
به داخل کشور باز شود. البته این مسأله برای واردات انبوه از هر کشور دیگری نیز صادق است و تنها منحصر به واردات از
آمریکا نیست.
۸-۳-قدرت یافتن در بازارها ایران برای کنترل متغیرها
شاید در ابتدا ورود چند کالای محدود مانند نوشابه و … به بازار ایران چندان اهمیت نداشته باشد. اما باز شدن درهای واردات
از کشوری مانند آمریکا، قطعا باعث هجوم سرمایه داران برای تجارت از این کشور خواهد شد که گسترش واردات کالا از
آمریکا را نتیجه خواهد داد. افزایش سهم کالاهای وارداتی کشوری مانند آمریکا در بازار ایران خود تهدیدی به حساب میآید
که متغیرهای اقتصادی ایران از کنترل نیروهای داخلی خارج میشود. تغییر نرخ ارز، تغییر قیمتهای داخلی آمریکا، رکودها و
کاهش تولیدات در آمریکا و … همه میتواند بر اقتصاد ایران نیز اثر گذار باشد و به نوعی بازار ایران را وابسته به بازارهای
کشوری میکند که به دلیل بزرگ بودن اقتصاد چندان تاثیری از قطع ارتباط یا کاهش فروش در بازار ایران نخواهد دید. این
خود تهدیدی بر اقتصاد ایران محسوب میشود که باید برای آن تدابیری اندیشید و از آن پیشگیری کرد.
۹-۳-خارج شدن مدیریت افکار عمومی از دست نیرویهای داخل
مدیریت افکار عمومی و تغییرات تحولات اقتصادی کوچک میتواند منجر به تغییرات و تحولات اجتماعی بسیار بزرگی شود
که به عنوان نقطهی شروع تلقی میگردد. یکی از روشهای تاثیر بر افکار عمومی فروش کالاها و خدمات به مردم است که
روش استفاده از آن، نوع کالا و خدمات، برندسازی و جلب اعتماد، تبلیغات و شیوههای تبلیغی و حضور در رسانهها میتواند از
موارد موثر باشد. بنابر این یکی از مسئولیتهای اجتماعی هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی که شرکتهای تولیدی
عهدهدار آن هستند، مدیریت افکار عمومی و توسعهی فرهنگ مصرفی و اقتصادی مردم است.
اگر برندهای آمریکایی در ایران به طور گسترده وارد شود، میتواند این مدیریت افکار عمومی و فرهنگ سازی اقتصادی و
مصرفی را در دست بگیرد و بنابر این مدیریت آن از دست نیروهای داخلی خارج خواهد شد. در صورت تحریم، یکی از
موثرترین روشهای مقابله، مدیریت افکار عمومی در این جهت است که تحریمها اثری نداشتند و کنترل رفتارها و واکنشهای
مردم اولین گام در این مسیر است. در صورت توسعهی واردات از آمریکا این ابزار از دست مدیران کشوری خارج خواهد شد.
۴- روشهای مقابله با تاثیرات منفی برندهای آمریکایی
حال لازم است بر اساس اثراتی که واردات و نفوذ برندهای آمریکایی در کشور خواهد داشت، روشهایی برای مقابله با آن
پیشنهاد دهیم تا مسیری را برای تفکر بیشتر در این زمینه باز کند.
روش اول: جلوگیری کلی از واردات
اولین راهی که برای جلوگیری از اثرات منفی و مقابله با تاثیرات بیان شده از واردات کالا و نفوذ برندهای آمریکایی به ذهن
میرسد، جلوگیری کلی از واردات است. یعنی از ابتدا اجازهی ورود کالاها از برندهای آمریکایی که تهدیدهای مذکور را ایجاد
میکند را ندهیم. البته این روش برای همهی کشورها به طور همزمان جوابگو نیست. زیرا کشور نیازهایی دارد و یکی از
روشهای توسعهی اقتصادی و رفع نیازهای مذکور واردات است. لذا توسعهی روابط تجاری و بین الملل و استفاده از تقسیم
کار از اصول اساسی توسعهی اقتصادی محسوب میشود. اما میتواند واردات از یک کشور خاص که بیشترین تهدید بر بازار
ایران محسوب میشود و معنای توافقات را تغییر میدهد، را ممنوع و یا بسیار محدود کرد و از تجارت با سایر کشورها منتفع
شد و نیازها را بر طرف نمود.
روش دوم: روشهای مکمل
در صورتی که جلوگیری کلی از واردات صورت نگرفت به هیچ عنوان نمیتواند به طور کامل اثرات بیان شده را تحت کنترل
در آورد و آنها را خنثی کرد اما سیاستهایی در جهت کاهش تاثیرات آن باید به صورت مکمل انجام شود. این سیاستها عبارتند
از:
۱٫فرهنگ سازی
۲٫ وضع تعرفههای سنگین بر واردات از آمریکا
۳٫تشویق مصرف کنندگان به مصرف کالای داخلی توسط دولت
۴٫جلوگیری از تبلیغات گسترده کالاهای آمریکایی در رسانه های داخلی به ویژه رسانه ملی
۵٫تشویق و حمایت از تولید کنندگان داخلی به تولید کالاهای با کیفیت بالاتر و جایگزینی آنها در برنامه بلند مدت به
جای کالاهای وارداتی
۶٫آگاه سازی مردم از تاثیر مصرف کالاهای داخلی بر هویت فرهنگی، ملی و مذهبی آنها
۷٫نظارت بیشتر بر جزئیات فعالیتهای کالاهای خارجی و نمایندگیهای آنها و جلوگیری شدید از قاچاق کالا در
جریان واردات انبوه

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.