6 دی, 1394
عماد افروغ در گفتگوی تفصیلی با دفاع اقتصادی :

برای نخریدن کالای خارجی توسط مردم، فرهنگ سازی نکردیم؛ توقع بیجا داریم!

دکتر عماد افروغ جامعه شناس میگوید بعد از انقلاب به جای اینکه بسیاری از ساختارهای نادرست را اصلاح کنیم، اما، در این راستا حرکت نکردیم!

و نکته جالب اینکه توقعات بیجا هم داریم. افروغ در گفتگوی تفصیلی با دفاع اقتصادی با انتقاد از رفتار برخی از مسولان در عمل به فرمان ۲۴ بندی اقتصاد مقاومتی میگوید: اگر می خواهیم کشور با اقتصاد مقاومتی اداره شود باید با ایجاد انگیزه و فرصت ، زمینه را برای استفاده از قابلیت ها و فعلیت های مهارتی مردم و شایستگی ها فراهم کنیم. گفتگوی تفصیلی دفاع اقتصادی را با دکتر عماد افروغ بخوانید.

 

 

با توجه به این که شرایط کنونی کشور به نوعی است که در یک جنگ اقتصادی قرار داریم، یکی از وجوه مهم در این جنگ که بسیار تاثیرگذار است، مسئله فرهنگ و به طور خاص سبک زندگی است. حضرتعالی در این جنگ اقتصادی، چه وزنی برای فرهنگ و سبک قائل هستید؟

عماد افروغ: من مایلم برای پاسخ به هر سوالی نگاه ساختاری به وضعیت کشور از گذشته تا کنون داشته باشم. ممکن است بنده برای فرهنگ وزنی قائل باشم ولی معتقدم عواملی به فرهنگ خط می دهد و حتی باعث ایجاد فرهنگ و باز تولید آن می شود که باید بیشتر به این عوامل توجه کرد. این به آن معنا نیست که من برای فرهنگ اعتبار و ارزشی قائل نیستم،  ولی نیاز است گاهی سیاست، فرهنگ و اقتصاد را در شرایط ساختاری ایران مورد رصد قرار داد.

معمولا وقتی تاکید بر فرهنگ می شود بلافاصله سراغ مردم می رویم و گریبان مردم را در بخش های مصرف، الگوی مصرف، سبک زندگی و … می گیریم در حالی که این دید اشتباه است. من می توانم به جرات بگویم که اگر ریشه ساختاری مسائل در جامعه دیده نشود، این فریب و توهین به مردم است.

برای مثال در نظریه فرهنگی فقر با غفلت از عوامل ساختاری و مربوط به روابط نابرابر قدرت، ریشه فقر در خود مردم و خرده فرهنگ ها تعریف می شود. ما از توزیع نابرابر روابط قدرت و به اصطلاح منابع کمیاب اجتماعی غافلیم، سوال من این است، آیا ظرف ساختاری برای تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور مهیا شده؟ آیا ما به سمت تمرکز زدایی رفته ایم؟ آیا به سمت برون رفت از اقتصاد نفتی حرکت کرده ایم؟ آیا از جوشش انقلاب و دفاع مقدس عبرت گرفته ایم؟ ما در خصوص شیوه اقتصادی حاکم بر کشور در سطح منبع درامدی چه تفاوتی با زمان شاه می بینیم؟ آیا واقعا    از اقتصاد نفتی خارج شده ایم؟ کشوری که بیش از ۴۲ درصد درآمدهایش از منابع معدنی باشد را دولت راننی می گویند در حال حاضر چند درصد از منابع درامدی ما از نفت به دست می آید؟

پس از منظر حضرتعالی هیچ اقدام موثری در حوزه اقتصاد مبتنی بر آموزه های دینی و ارزشی انقلاب اسلامی صورت نگرفته است.

عماد افروغ: بله. ما فرصت های خوبی را از دست داده و می دهیم و بارها گفته شده فکری باید کرد، زیرا حل مسائل اقتصادی فقط حل مسائل اقتصادی نیست. اگر به سمت اقتصاد مقاومتی بروید، اگر زیر ساخت ها را اصلاح کنید، اگر به سمت آمایش سرزمین بروید، اگر قابلیت های نهفته  در سرمایه های انسانی را فهم کنید، یک حرکت فرهنگی است، زیرا دفاع مقدس فقط یک دفاع از سرزمین و یک حرکت امنیتی نبود بلکه یک حرکت فرهنگی بود. متاسفانه این نگرش سیستمی نیست. بلکه نگاه ها ذره ای و جزیره ای است. ما شرایط ساختاری ایران رافهم نکردیم و نفهمیدیم که اگر به سمت برون رفت اقتصاد نفتی و تمرکز زدایی حرکت کنیم، یک حرکت فرهنگی انجام داده ایم یعنی دست نیاز به سمت مردم برای مشارکت دراز نکرده ایم. منتهی ما این مسائل را نمی بینیم. شما می دانید که برخی نمی خواهند این مسائل دیده شود. به بیان دیگر برخی نمی خواهند و نمی گذارند ضعف های ساختاری، سیاست زدگی ها، اقتصاد نفتی و تمرکز گرایی ها دیده شود. حال با این وضع به مردم می گوییم کالای برند خارجی استفاده نکن. این که مردم کالای خارجی استفاده نکنند، خوب است ولی ما باید زیر ساخت ها را اصلاح کنیم.

من نمی گویم فرهنگ مهم نیست، مهم است و وزن هم دارد ولی باید دقت کنیم که از چه منظری به آن نگاه می کنیم. به اصطلاح می توان اینها را فریب دهنده نیز دانست. من اصلا نمی خواهم کسی را متهم کنم. تا موقعی که شما تحلیل ساختاری نکنید و بسترهای لازم را فراهم نکنید می توان گفت که این ایده ها باز تولید کننده یک واقعیت تلخ ساختاری است.

اگر ممکن است مثالی بزنید

به عنوان مثال در یک مقطع از نظام سرمایه داری می گفتند، بیکاری ناشی از بی عاری است. در این جا شما باورتان شد که چون فرد تنبل است بیکار است در حالی که اصلا این طور نبود و نظام سرمایه داری آن را القاء می کرد. زیرا سرمایه داری ذاتا ضدکار و اشتغال است ولی برای رد گم کردن این بحث را باب کرد. تحلیل گران گفتند که سرمایه داری ضد اشتغال و کار است و این موضوع دارد انحراف ایجاد می کند.

من می خواهم کمی ذهن ها به سمت اهمیت زیرساخت ها سوق داده شود. برای ارتقاء اعتماد مردم باید زیر ساختارهای لازم ایجاد شود تا مردم به ما اعتماد کنند. این اعتماد هم با حلوا، حلوا کردن ایجاد نمی شود. ما باید این اعتماد را ایجاد کنیم تا مردم احساس کنند دست نیازی به سویشان دراز شده که می خواهد از مهارت هایشان استفاده کند، درست چیزی که در جنگ و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد.

به فرهنگ دفاع مقدس اشاره نمودید. این اعتماد در فرهنگ دفاع مقدس چگونه شکل گرفت.

عماد افروغ: در رابطه با دفاع مقدس این که چگونه شکل گرفت و اصلا چه کسی دستور داد تا گروهها را شکل دهند و … باید بگویم همه این مسائل به صورت خود جوش شکل گرفت. چون باورها به ارزش های مردم پیوند خورده بود. حتی اسامی که روی واحدهای نظامی می گذاشتند حکایت از اعتقادات، باورها، ارزش های مردم و خرده فرهنگ های مردم داشت که تماما از پایین بود. از بالا نبود. تمهیداتی را که هم که در سطح بالا اتخاذ میشد، از پایین بود.

من از شما یک سوال دارم، تا به حال چقدر در اقتصاد تلاش کردیم که جوشش از پایین صورت بگیرد؟ وقتی می خواهیم نخبگان را معرفی کنیم چه اندازه از نخبگانی یاد کرده ایم که از هیچ، همه چیز ساخته اند؟ چند بار به سراغ بی سوادی رفتیم که مهارت عملی بالایی دارد و از هیچ، همه چیز می سازد؟ ما همیشه به سراغ افرادی رفتیم که خودمان این فرصت را برایش فراهم کردیم. اگر می خواهیم کشور با اقتصاد مقاومتی اداره شود باید با ایجاد انگیزه و فرصت ، زمینه را برای استفاده از قابلیت ها و فعلیت های مهارتی مردم و شایستگی ها فراهم کنیم. متاسفانه بعضا ما فرصت ها را در اختیار کسانی قرار داده ایم که شایستگی لازم را ندارند؛ نه شایستگی فنی و نه شایستگی علمی و تخصصی و فرهنگی و اجتماعی.

منظورتون از این فاصله چیست؟

عماد افروغ: انقلاب اسلامی یعنی چه؟ اصلا انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت؟ با چه قابلیت و چه فعلیتی شکل گرفت؟  آنچه که انقلاب اسلامی را شکل داده همان باید علت بقای آن باشد. نظریه پردازان انقلاب اسلامی می گویند مردمی ترین انقلاب در سده بیستم است. همه این ها پیام دارد. مگر نمی گوییم دفاع مقدس مردمی ترین دفاع مردمی است پس این ها همه پیام دارد منتهی به این امر توجه نمی شود و اگر حرفی هم زده می شود فقط در حد یک حرف است.

آیا می توان بین فرهنگ و اقتصاد اولویت قائل شویم؟

عماد افروغ: اگر بخواهیم به صورت انتزاعی و صرف نظر از شرایط مادی و ساختاری بگوییم اولویت با کدام است، اولویت با فرهنگ و اندیشه است. ولی در شرایط فعلی و کنونی نباید از شرایط ساختاری اقتصادی و سیاسی غافل شد. اگر من یک نگرش سیستماتیک داشته باشم که دارم، نمی خواهم صرفا ذهن گرای صفر باشم بلکه می گویم ذهن و عین را باید با هم دید. به رغم این که برای اندیشه بشر ارزش زیادی قائلم اما برای تاریخ، زمان، مکان، سیاست و اقتصاد نیز اعتبار قائلم. امروزه روزی که ما در آن هستیم، معتقدم سیاست زدگی و اقتصاد زدگی ما، فرهنگ ما را خراب کرده است. یعنی اگر بدون در نظر گرفتن شرایط کنونی جامعه که همان بحث زمان، مکان، تاریخ و … است، به سراغ فرهنگ برویم، غافل شده و تحلیل غلطی به دست داده ایم و ذهن را به جایی که نباید ببریم، برده ایم.

با توجه به واقعیت هایی که الان در اقتصاد ایران وجود دارد برای اصلاح این فرهنگ چه راهکارهایی را سراغ دارید؟

عماد افروغ: دقت داشته باشید که تا به حال ما چه اندازه تمرکز زدایی در کشور انجام داده ایم؟ تحقیقات ما نشان می دهد که نرخ تمرکز زدایی از قبل از انقلاب بیشتر هم شده، همه این ها شاخص دارد، حرف نیست.

منظور جنابعالی تمرکز گرایی در حوزه اقتصاد است؟

عماد افروغ: منظور تمرکز گرایی در اداره کشور است که به آن فقدان آمایش سرزمین می گویند. مثلا استان های ما استقلال نسبی دارند یا نه؟ تصمیم گیری متمرکز است یا غیر متمرکز و …. از زمانی که کشور می خواست تمرکز گرا شود با اقتصاد نفتی همراه شد. قبل از انقلاب در کشور تصمیم گیری ها متمرکز بود. تصمیم گیری متمرکز با برنامه ریزی متمرکز، اطلاعات متمرکز، خدمات متمرکز و …همراه شد که اصطلاحا رابطه ای به نام رابطه مرکز پیرامون به وجود آمد. یعنی مترو پلی به نام تهران و وجود چند شهر اصلی. اصطلاحا شبکه شهری کهکشانی ما زنجیره ای شد. متاسفانه بعد از جنگ از الگوی آن استفاده نکردیم. هم اکنون به نظر می رسد با توجه به تراکم سیاست ها و رفتارهای غلط و نسبتا نهادینه شده،  رجعت به آن الگو نوعی ریسک باشد. اما باید این ریسک را پذیرفت.

شما می دانید که نحوه توزیع یارانه غلط است و اصل یارانه برای پر کردن شکاف طبقاتی بود نه این که پولدارها و متمول ها مانند ضعیفان از آن بهره مند شوند. حالا در دولت گذشته یک اشتباهی شد و ما تذکر هم دادیم حالا چرا این دولت نمی تواند این مسئله را حل کند، چون فضا سیاست زده است. سیاست زدگی حاکم اجازه نمی دهد حاکم دست به تغییرات اساسی بزند. همه می گویند توزیع یارانه ها غلط است پس بیاییم این غلط را برداریم. در کشور ما جرات عمل وجود ندارد.

اگر بخواهم به یک مساله فرهنگی توجه دهم، به فقدان جرات فقدان عمل در مقامات اشاره می کنم. وقتی هم می گوییم چرا جرات عمل ندارید می گویند ما اطلاعات نداریم. این حرف برای یک حاکم قابل قبول نیست. یکی از مسائلی که می توان بر آن انگشت گذاشت، بی توجهی به عمل است. برخلاف دهه اول و دوران دفاع مقدس که مسئله عمل حرف اول را می زد الان هیچ کس عمل نمی کند و همه منشور می نویسند که این منشورها هم اشکال دارد. چون برخواسته از عمل و زمینه های عملی نیست، بنابراین ضمانت عملی هم ندارد. اما حتی با فرض این که در تنظیم این منشور ها به مهارت ها و توانایی ها هم توجه شده است کماکان مساله بی توجهی به عمل به قوت خود باقی است. یعنی در این مملکت اگر بخواهم به یک مساله فرهنگی دیگر علاوه بر فقدان جرات عمل در مقامات مسٰول اشاره کنم این است که در این مملکت حرف صرف جواب می دهد و برای عده ای  کارکرد دارد. یعنی دو مساله فقدان عمل و تظاهر. اگر ریشه فرهنگی را بخواهم بگویم چیست، می گویم فقدان آمایش سرزمین، اقتصاد نفتی و تمرکز گرایی حاکم.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.