4 آبان, 1394
ظهره‌وند در مصاحبه تفصیلی :

“توهم” در برخی مسئولان و نخبگان دریچه‌ “نفوذ اقتصادی” است

ابوالفضل ظهره وند معتقد است، نگاه متوهمانه در اقتصاد ایران و در مواجهه با نظام جهانی از ریشه های اصلی نفوذ احتمالی دشمن در دوره بعد از برجام است.

تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ از جنبه های مختلف از مجرای «برجام» از جمله در حوزه راهبردی اقتصادی باعث شده است تا کارشناسان به حالات مختلف مساعد در مساله نفوذ اقتصادی توجه کنند. تجربه حضور سرمایه داری غربی چه به عنوان روش اداره کشور با استفاده از پذیرش نخبگان در حاکمیت های ملی و چه به عنوان سیاست های تحمیلی در چارچوب قراردادها و معاهده ها نشان می دهد که ساختارهای اقتصادی جهان سوم هستی خود را از دست داده و عموما بازنده بوده اند. این مساله را با ابوالفضل ظهره وند به بحث گذاشته ایم.

با سلام و تشکر از حضور شما ، آیا رویکرد عملی در تاریخ انقلاب اسلامی با توجه به یکپارچگی موضوعات اقتصادی و سیاست خارجی مبتنی بر پارادایم انقلاب اسلامی بوده است و می توان وضع فعلی را نتیجه عملی انقلاب دانست یا خیر؟  و آیا این میزان انطباق رویکرد عملی کلان اتخاذ شده در مدیریت اجرایی کشور بر مساله نفوذ که رهبر معظم انقلاب در ماه های اخیر به کرات تذکر داده اند اثرگذار است یا خیر؟

ظهره وند: به نظر مشکل اصلی در بروز شرایط کنونی در اقتصاد ناشی از عدم وجود چنین هماهنگی و یکپارچگی است و به عبارتی شرایط کنونی اقتصاد ملموس ترین شاخص از وجود ناکارامدی در دستگاههای حاکمیتی است که هزینه‌های آن را نه تنها نظام یعنی امام و امت متحمل شده‌اند بلکه انگشت اتهام را نیز متوجه انقلاب نموده اند. اقتصاد ایران چون بر پارادایم کلان انقلاب استوار نشده است دارای حفره های زیادی است که به دشمن اجازه نفوذ می دهد. ما در سیاست خارجی نیز نه ظرفیت های امام و امت را به درستی به کار برده ایم و نه شناخت درستی از ساختار نظام جهانی داشته ایم. شناخت دوره های مختلف تقابل نظام اسلامی با قدرت ها از دوران جنگ سرد تاکنون ضروری است. در این دوران ها مناسبات اقتصادی جهانی نیز با سرعت های مختلف تغییر کرده است. در دوران جنگ سرد شرایط بین المللی براساس سیاست تنش زدایی و بر پایه تعادلهای بازدارندگی بین بلوک شرق و غرب استوار بود. هر دو بلوک در حوزه خود امنیت مورد نظرشان را تعریف می کردند. در حالیکه با از بین رفتن بلوک شرق و با وقوع انقلاب اسلامی پدیده جدیدی به نام «قدرتهای جریانی» را در صحنه بین الملل شاهد هستیم که با الهام از ایران به عنوان تنها محور مقاومت جهانی در برابر جریانهای قدرت بین‌المللی در حال گسترش و افزایش هستند. این قدرت جریانی و به عبارتی جریانهای معترض اجتماعی در همه جای جهان اسلام و در اقصی نقاط جهان دیده می شوند. نکته در خور توجه در این میان وجه الهام بخشی ایران است. جریان اعتراضی که در سال ۱۳۵۷ موفق می‌شود نظام سیاسی وابسته به قدرتهای جهانی را سرنگون و با ارایه ایدئولوژی روشن و رهبری مشخص وارد عرصه نظام سازی و ارایه الگویی متفاوت از الگوهای رایج برای اداره جامعه شده و در این راستا با تحمل تهدیدات و فشارهای پایدار مسیر رشد را تا رسیدن به مرزهای علمی و تکنولوژیک طی نماید. تداوم چنین وضعیتی در محیط منطقه و کلاً نظام بین الملل یعنی فروپاشی معادلات حاکم بر مناسبات بین‌المللی. یعنی محدودیت بیش از پیش برای قدرتهای جهانخوار و در راس آن آمریکا. مفهوم محدودیت برای چنین قدرت غول اسا و در حال رشدی یعنی فروپاشی و مرگ.

چرا جمهوری اسلامی ایران تا این اندازه برای آمریکا اهمیت دارد؟ البته برخی معتقدند ایران کشوری معمولی است و اهمیت چندانی ندارد و به شاخص هایی مانند نسبت تولید ناخالص داخلی ایران با آمریکا استناد می کنند. این شاخص و کلیت موضوع را چگونه می بینید؟
ظهره وند: کسانی که ایران را کشوری معمولی می دانند با واقعیت نظام جهانی آشنایی ندارند. ببینید هرچه جریان مقاومت همسو با ایران جلوتر می‌رود وجهه کشورهای آمریکا و هم‌پیمانانش آشکارتر می‌شود و این خود عامل فشار مضاعف بر آنان است. به همین سبب است که اوباما موضوع ایران را بسیار مهمتر از شوروی سابق می‌داند زیرا ما از یک موضع تهاجمی غیرقابل معامله متوجه آمریکا شدیم و آنها را هدف اصلی جریان‌های سیاسی اجتماعی معرفی کردیم و این به صورت نقطه آسیب‌پذیری آمریکا درآمده‌است. در گذشته آمریکا با اتکا به قدرت نظامی به اهداف خود دست می‌یافت در حالیکه در مورد ایران به عنوان یک قدرت نرم و در عین حال یک پارادایم جایگزین آن‌ها را ناگزیر ساخته تا برای مهار و مقابله با آن به قدرت نرم متوسل شوند هرچند که برای رویارویی مؤثر وضعیت جایگزین هم ندارند.

توسل به بدیل‌هایی چون طالبان و القاعده نیز کار ساز نبوده زیرا این جریانات نهایتاً در وجه سلبی توانسته اند اثرگذاری نمایند و در وجه ایجابی کاملاً عقیم و غیر قابل ارایه میباشند و نهایتاً پیگیری این سیاست سبب شده تا آمریکا و متحدینش علی‌رغم تمام شعارهای انسان دوستانه و حقوق بشری فریبنده تبدیل شوند به حامیان تروریست‌های تکفیری آن هم از بدترین نوع آن یعنی داعش که همان القاعده رتوش شده می باشد. امروز شاهد هستیم که امریکاییها در انتهای این سیاستهای نافرجام و بد فرجام به آخرین گام اقدام‌های خود امید بسته اند که آن تجزیه کشورهای منطقه می باشد.

اظهارات اخیر اوباما در قالب تحولات جاری در سوریه و موضوع مبارزه با داعش درخور توجه است و آن تعیین زمان ده ساله می باشد. بنظر ارتباط معنی داری میان این مدت زمانی با زمان ده ساله تعیین شده در توافقنانه برجام و نقشه جدید خاورمیانه وجود داشته باشد. هویت انقلاب باید در تمام شئون بروندادی کشور نمایان باشد. نمی توان با اقتصاد سرمایه داری علیه سرمایه داری به رهبری آمریکا عمل کرد. بسیاری از مسئولان اقتصادی کشور هنوز درک نکرده اند که مختصات اقتصاد انقلابی یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اقتصاد مقاومتی که به برساخته شدن اقتصاد مقاوم می انجامد چیست. متاسفانه مقام های اقتصادی کشور درگیر موضوعات بیهوده هستند و عدم هماهنگی شکلی بین آنها ناشی از عدم درک پارادایم کلان انقلاب است.

با این موضوعاتی که مطرح فرمودید، آیا نامه عجیب انتقادی چهار وزیر به رییس جمهور تنها اختلاف سلیقه ای عادی است و یا ناشی از نبود نگاه واحد اقتصادی یا همان پارادایمی است؟

ظهره وند: هر دو علت قابل جمع است و مباینتی با هم ندارند ضمن آنکه بخشی از عدم وجود گفتمان روشن در حرکت دولت یازدهم همواره در جنبه اقتصادی بروز و ظهور داشته است. در دنیای کنونی و علی الظاهر پررنگ بودن نقش ملتها در همراهی و پشتیبانی کردن از دولتها؛ داشتن برنامه روشن و قابل لمس پیرامون سیاست اقتصادی دولتها در اولویت گفتمان اجتماعی است و ارزیابی عمل‌کرد دولتها همواره با موضوعاتی چون رفاه اقتصادی، میزان اشتغال مؤثر، تأمین قدرت خرید طبقات متوسط و پایین، ارایه کالاهای عمومی، تأمین خدمات بهداشتی، حفظ ثبات و تحرک در بازار سرمایه و…. و کلاً ایجاد فضای امن برای کسب و کار عمومی مورد سنجش قرار می گیرد متأسفانه شاهد هستیم که طی دو سال گذشته عمده تمرکز دولت بر موضوع تنش زدایی با غرب و تلاش در استفاده از ظرفیتهای بیرونی متمرکز بوده و فرصت زیادی در پیگیری انتظارات نظام در قالب طراحی سیاستهای مرتبط با اقتصاد مقاومتی از دست رفته است. در چنین شرایطی این وضعیت آثار خود را در بازار سرمایه و بخشهای اقتصادی نمایان ساخته و رجال اقتصادی دولت یازدهم با این نامه به نوعی تلاش نموده اند تا از خود سلب مسوولیت نمایند. البته در آستانه تصمیم گیری مجلس پیرامون برجام انتشار این نامه می تواند کارویژه ای خاص خود را نیز داشته باشد.

به تازگی مقام های دولت یازدهم مذاکرات پرتکراری را با نمایندگان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی آغاز کرده اند تا با وام گرفتن از آنها به اقتصاد کمک کنند؛ آیا می توان برای بهبود وضع اقتصادی به مناسبات جهانی و وام گیری از نهادهای مالی غربی امید بست؟
ظهره وند: وقتی چنین سؤالی و به عبارتی چنین انتظاری مطرح می‌شود بنظر می رسد که فلسفه و مفهوم انقلاب نیازمند بازخوانی و تبیین مجدد دارد. در منطق داریم که جمع دو چیز نقیض محال است. مگر می‌شود در دنیای کنونی هم شعارها و رویکردهای انقلاب را در قالب استقلال، حاکمیت ملی، دفاع از جهان اسلام و مستضعفین عالم و مقابله با جریان قدرتهای جهانی به سرکردگی آمریکا یعنی دادن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل را سرلوحه رویکردها و گفتمان خود در محیط داخل و بین الملل داشته باشیم و در عین حال از همکاریها و کمکهای نهادهای بین‌المللی بهره مند شویم؟ به عبارتی مگر نهادهای بین‌المللی برای بهبود شرایط اقتصادی و زندگی کشورهای جهان سوم مانند ایران درست شده‌اند که بتوان چنین انتظاری از آنها داشت؟ اگر چنین می‌بود چه نیاز به وقوع انقلاب و ۸ سال دفاع مقدس و تحمل این حجم گسترده از فشارها و تهدیدات خارجی بود. شاه بود و نیازی به افراد متوهم در حاکمیت نبود. این نوع نگاه باعث فراهم شدن زمینه های نفوذ اقتصادی می شود.

گفتمان انقلاب اسلامی در دنیا و در کشور خودمان از چه جایگاهی برخوردار است؟
ظهره وند: امام معتقد بودند و رهبری نیز نشان دادند که اداره جهان به شیوه کنونی دیگر امکان‌پذیر نیست. عدالت و به رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها تنها راه خروج از سراشیبی فقر و نابودی جهانی است. ساختارهای کنونی همچون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان‌های بین‌المللی مراکزی ناعادلانه و ناکارآمد و در خدمت سلطه جهانی می باشند. امروز بیش از هر زمان دیگری کلام حضرت امام(ره) و سخنان رهبر معظم انقلاب در جهان اسلام مخاطب و شنونده دارد. آمریکا نیز دریافته‌است این اندیشه، پژواک و مخاطب جهانی دارد و چنین مخاطبانی با سلاح و سرکوب قابل کنترل و مهار نیستند. لکن متاسفانه سیاسیون و رجال درون حاکمیت با روی آوردن به رویکردهای محافظه کارانه برای بقا در حکومت، نگاه راهبردی و جهانی انقلاب و رهبری را کنار گذاشته‌ و برای حل و فصل مشکلات حاکمیتی موجود، متوجه تعامل با غرب شده‌اند.

نگاه اخیر چه آثار و پیامدهایی برای ایران و قدرت‌های جریانی خواهد داشت؟

ظهره وند: چنین رویکردی به اعتقاد من به منزله نابود کردن اعتماد عمومی به سیستم حکومتی خواهد بود. در عین اینکه خارج شدن از لاک و موضع ایدئولوژیک به معنای از دست دادن ظرفیت‌های ژئوپلتیکی و از دست رفتن مزیت نسبی ما در عرصه سیاست خارجی خواهد بود که خود نهایتاً بستر نفوذ و مداخله آمریکا در محیط داخلی را فراهم خواهد کرد. باید اضافه کرد که در اینصورت قدرت‌های جریانی نیز توان مقاومت خود را از دست خواهند داد زیرا آن‌ها برای ادامه مقاومت و پیشروی خود، به یک الگوی عملی و قابل اجرا نیاز دارند. آنها در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران را یگانه راه این مبارزه می‌بینند.

چرا ایران؟
ظهره وند: انچه که این الگو را تکرار پذیر و دست یافتنی می سازد وجود سه مولفه اساسی برای موفقیت هر جریان اعتراضی و عدالتخواه در کنار هم است: یکی به دلیل وجود ایدئولوژی مشخص؛ دیگری به دلیل رهبری مشخص و سوم تجربه تشکیل حکومت؛ حکومتی که هیچگونه سازگاری با قدرت‌های جهانی نداشته‌است. حال اگر این قدرت از در سازش با قدرت ها درآید، محور مقاومت جهانی اصالتش را از دست خواهد داد. کسانی که امروز دم از لغو تحریم می‌زنند در واقع در حال لغو و حذف انقلاب هستند. باید پذیرفت تحریم، ذاتی انقلابی است که می‌خواهد رکن اصلی مقاومت در برابر جهان‌خواران باشد. مهم این است که ما باید به مسائل و موضوعات ملی از منظر انقلاب اسلامی و از منظر فراملی نگاه کنیم. امروز اگر قدرت جریان‌سازی و الهام‌بخشی را در میان قدرتهای جریانی از دست بدهیم، قدرت‌های جریانیِ بی‌هویت تروریستی، همچون داعش، طالبان و القاعده،به عنوان محصولات نامشروع قدرتهای جهانی به سرکردگی  آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس انقلاب و ایران را نابود خواهند کرد. بنابراین هم برای نجات منطقه و هم برای حفظ انقلاب اسلامی و وحدت سرزمینی باید شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل را قوی‌تر انعکاس دهیم. همچنین باید توجه داشته باشیم که نبرد نهایی در این دیدگاه میان قدرت‌های جریانی با محوریت ایران و انقلاب اسلامی با آمریکا خواهد بود. آمریکا، دشمن ابدی و دائمی انقلاب اسلامی، دشمن عدالت جهانی و سعادت و امنیت بشری است. نباید فراموش کرد که امام(ره) فرمودند ملت عزیز ایران و خمینی تا قطع دست دولت آمریکا کوتاه نخواهند آمد.

استکبار جهانی برای از بین بردن توان جریان‌سازی ایران چه اقداماتی را صورت داده‌است؟
ظهره وند: ذات استکبار تهاجمی است و فرایندی را در ایران در حال پیگیری هستند تا از این طریق ،اولا  تابوی رابطه با آمریکا رااز بین ببرند و ثانیا با ایجاد نگاه متفاوت به موضوعات ملی و مرتبط با امنیت ملی در شکل صف‌بندی‌ داخلی و پیرامون موضوعات راهبردی و ملی از جمله استقلال، تکنولوژی هسته‌ای، مقاومت و … بوجود اورند. آشفته‌سازی افکار نخبگان در قبال مسائل ملی، تشکیک به تحقق‌پذیری آرمان‌های انقلاب و تاریک نشان دادن افق‌های آینده رشد و توسعه کشور، از جمله مأموریت‌های آمریکاست. براساس اظهارات خودشان طراحی‌های آنها عبارت است از؛ ۱- ایجاد گسست‌های قومی و اجتماعی در سایه دامن زدن به اختلافات قومی ۲- تجزیه و کوچک‌سازی کشورها و ۳- ایجاد گسست و بی‌اعتمادی بین مردم و حاکمیت.

برای حفظ جایگاه ایران در منطقه و جهان چه راهکارهایی پیش روی ایران است؟
ظهره وند: اولاً همانطوری که آمریکا در تراز جهانی فکر می‌کند و نخبگانش در تراز جهانی برنامه‌ریزی می‌کنند، انقلاب اسلامی هم که مخاطب جهانی دارد باید نخبگانش جهانی بیاندیشند.
ثانیاً ما باید بتوانیم  باورهای انقلاب را برای مردم تبیین کنیم و بعد براساس همین مبانی مطالبات مردم را روزآمد و عملیاتی کنیم. بطور مثال باید بتوانیم نقش دولت و حکومت در قبال مردم و انقلاب، حکومت خوب و حکمرانی مؤثر، حقوق مردم و مطالبات امام و رهبری از حکومت را برای آنها تبیین کنیم. همچنین باید از روندهای جاری و گذشته طی یک بررسی آسیب شناسانه نقاط ضعف و قوتها اقدام‌ها و سیاستها احصاء و از این طریق راهبردها و سیاستها و شیوه‌های مدیریتی به روز رسانی شود. باید تلاش کرد تا موضع پاسخگویی را در حاکمیت در سایه شفافیت و مواجهه پایدار باپیگیری و تحقق مطالبات امام و امت  حفظ و آن را از رویکردهای محافظه کارانه وزاویه گرفتن از ارمانها صیانت نماییم.
ثالثاً باید به خاطر داشته باشیم که در رأس اهداف امام(ره) و انقلاب اسلامی برقراری حکومت عدل اسلامی، با رویکرد حمایت از محرومین و رفع استضعاف از محیط داخل و نهایتاً از جهان قرار دارد. لازمه دستیابی به این هدف نیز افزایش قدرت مستضعفین در دو وجه فکری و مادی است. نکته دیگر موضوع مقابله با تغییر آرمان‌هاست. تغییر آرمان‌ها یعنی تغییر ریل و رویکرد. وقتی شیطان تبدیل به کدخدا شود بی‌شک تغییر آرمان صورت گرفته‌ است. تغییر ریل یعنی دو قطبی کردن جامعه؛ یعنی پیاده کردن بخشی از جامعه از قطار و باقی نگه‌داشتن بازیگران هم‌فکر در درون قطار. معامله با شیطان برای رفع تحریم به مثابه این تغییر ریل است که معنایی جز تسلیم، گم کردن راه و آرمان‌ها ندارد. سکوت و بی‌تفاوتی نخبگان در این مقطع نیاز راهبردی آمریکا برای پیش‌برد سیاستهایش برای نفوذ در ایران است. همچنین باید توجه داشت نفوذ دشمن زمانی اتفاق می‌افتد که جامعه از تفکر زیستاری دور نگه داشته شود. لذا ما باید تفکر زیستاری (پارادایمی) خود را که به عنوان زیستارجایگزین برای  پارادایم لیبرال دموکراسی است برای مردم و خصوصاً نخبگان به طور مستمرتبیین و مطالبات مردم را بر این پایه شکل دهیم. این تفکر رابطه ما با جهان بیرون، جهان اسلام و مستضعفین جهان را روشن می‌کند. اگر مطالبات زیستاری شکل گرفت  قطعاً مطالبات فردی در سایه تحقق مطالبات جمعی پیگیری و درخواست خواهد شد. مطالبات جمعی و هماهنگ موجب مشارکت جمعی در پیگیری اهداف انقلاب خواهد شد. اهدافی که فرجام پیگیری ان تحقق امنیت جمعی و پایدار باشندگان و مومنان در این نوع از زیستار خواهد بود.

با تشکر از فرصتی که در اختیار تسنیم قرار دادید.

منبع : تسنیم

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.