25 مرداد, 1394

یک دستور‌العمل برای اقتصاد مقاومتی / بخش یکم

پیش‌فرض این نوشتار، پردازش خوانِش دیگری از مفهوم «اقتصاد مقاومتی»، یعنی «مقاومت اقتصادی» است؛ در واقع پرداختن به مبحث از زاویه‌ی نگاه «علم مبارزه».

هدف این نوشتار، پرداختن به مبحث اقتصاد مقاومتی از زاویه‌ی نگاه «علم مبارزه» است. پیش‌فرض این مطلب، به کارگیری و پردازش خوانِش دیگری از این مفهوم، یعنی «مقاومت اقتصادی» می‌باشد. هر مقاومتی که در هر یک از حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی مطرح می‌شود در نسبت با «اشغال و محاصره‌ی» آن حوزه توسط نیروی متخاصم موضوعیت می‌یابد. این حوزه‌های قدرت از حیث صلابت به سه دسته‌ی نرم‌، نیمه‌سخت و سخت نیز قابل تفکیک هستند.

«منازعه‌ی اقتصادی» غرب با ایران در طول دوران پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت و نظام سلطه مسیر اشغال و محاصره‌ی اقتصادی ایران را در دو سطح نرم و نیمه‌سخت، در برنامه‌ای مشخص طرح‌ریزی و پیاده‌سازی نموده است. از این‌رو برای مقابله با دشمن در این جنگ تمام‌عیار، فرآیند «مقاومت» موضوعیت می‌یابد و اقتصاد مقاومتی به عنوان یک گفتمان از این‌جا می‌آغازد. بنابراین بررسی این منازعه باید در دو بُعد نرم و نیمه‌سخت صورت بگیرد و جبهه با «مقاومت اقتصادی» سازمان یابد.

بعد نرم این منازعه از حیث تفکر اقتصادی حاکم در متون علمی و نظام دانشگاهیِ موجود به بحث گذارده می‌شود. بررسی بعد نیمه‌سخت نیز دارای اهمیت است، که از طریق فرآیندهای إعمال فشار در نظام اقتصادی‌ـ‌مالی و از جانب کشورهای مستکبر رقم می‌خورد و به غلط مصطلح «تحریم» خوانده می‌شود.

با توجه به ضرورت سازمان‌دهی جنبش‌های مقاومت در این منازعه‌ی اقتصادی، در ابتدای مبحث به ضرورت شکل‌گیری این جنبش‌ها و ویژگی‌های آن‌ها پرداخته شده است؛ البته اساساً «جنبش‌های مقاومت» در حوزه‌ی قدرت سخت شکل گرفته‌اند، اما بررسی تاریخی جنبش‌های نظامیِ چریکی برای پاسخ به سه سوال کلیدی در این حوزه مطرح است:

۱٫ شکل‌گیری «جنبش‌های مقاومت اقتصادی» در عرصه‌های نیمه‌سخت و نرم چه ضرورتی دارند؟

۲٫ از اساس چه زمانی مسئله‌ی «مقاومت» و ایجاد جنبشی پیرامون آن موضوعیت می‌یابد؟

۳٫ اقدامات اصلی بعد از تشکیل «جنبش مقاومت اقتصادی» چه می‌باشد؟

در نهایت نیز این اقدامات محوری در قالب «دکترین کدآمایی» به عنوان علم این مبارزه و به‌صورت نسخه‌ای برای اجرا تجویز می‌شود و پروژه‌ی SSR غرب علیه مردم ایران که برای تضعیف پایه‌های قدرت انقلاب اسلامی برنامه‌ریزی و عملیاتی شده است نیز تبیین می‌گردد.

بخش یکم

معرفی جنبشهای مقاومت در عرصه‌ی سخت

جنبش‌های مقاومت در واکنش به یک «محاصره و اشغال» شکل می‌گیرند. جنبش‎های ‌مقاومت، زمانی آغاز می‌شوند که جایی مورد اشغال و محاصره قرار گرفته باشد و توان ارتشِ کلاسیک برای مواجهه‌ی با آن وجود ندارد. برای مثال در لبنان ارتش کلاسیک به شکل مرسوم وجود ندارد و ارتش لبنان به پشتوانه‌ی جنبش مقاومت حزب‌الله ‌لبنان است که می‌تواند در مقابل رژیم صهیونیستی ایستادگی کند. همچنین در فلسطین به دلیل نبود ارتش و نیروهای نظامی سازمان‌یافته برای مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی، گروهی از جوانان فلسطینی به‌طور خودجوش جنبش مقاومت راه انداخته‌اند و تلاش می‌کنند که در مقابل اشغال سرزمینشان ایستادگی و مقاومت نمایند. «جبهه‌ی پایداری عرب» در تاریخ سیاسی کشورهای عربی، اصطلاحی بوده است که پیش از این در زمان جمال عبدالناصر[۱] و حافظ اسد[۲] برای مقابله با رژیم صهیونیستی مطرح شد.

«جمال عبدالناصر»

image001«حافظ اسد»

در تاریخ معاصر ایران نیز میرزا کوچکخان در شمال و رئیس‌علی دل‌واری در جنوب زمانی‌که کشور اشغال شد، برای شکستن حلقه‌ی محاصره، جنبش مقاومت پدید آوردند؛ اتفاقی که در جنوب لبنان و فلسطین نیز رخ داد که با شروع حمله‌ی اسرائیل، برای بیرون راندن متجاوزِ اشغال‌گر، جنبش ‌مقاومت به عنوان یک ضرورت موضوعیت پیدا کرد.

جنبش‌های مقاومت در کشورهای مختلف اروپایی نیز وجود داشته‌اند از جمله جنبش مقاومت یوگسلاوی، جنبش مقاومت لهستان، جنبش مقاومت مناطق اشغالی شوروی، جنبش مقاومت فرانسوی‌ها زمانی‌که آلمان آن‌جا را اشغال کرده بود،

جنبش‌های مقاومت در آفریقا و آسیا نیز موضوعیت داشته از جمله: جنبش مقاومت الجزایر زمانی‌که به تصرف فرانسه درآمده بود و جنبش مقاومت ویتنام زمانی که آمریکا آن‌جا را تحت اشغال خود داشت. همچنین جنبش مقاومت افعانستان به رهبری احمد شاه مسعود[۳]، جنبش مقاومت شیعیان در عراق با دو جریان حزب‌الدعوه با محوریت نوری المالکی و مجلس اعلای شیعیان با محوریت مرحوم آیت الله حکیم نیز سابقه داشته‌اند.

دلیل شکل‌گیری تمام این جنبش‌های مقاومت در دو مفهوم کلیدیِ «محاصره» و «اشغال» خلاصه می‌شود؛ چراکه تنها راه برون‌رفت از محاصره، برای شکستن هژمونی و تسلط دشمن، ایجاد این جنبش‌های مقاومت بوده است. اندکی مطالعات تاریخی به ما نشان می‌دهد که شکل‌گیری این جنبش‌ها در بیرون راندن متجاوزین در هر یک از کشورهای مذکور ثمرات گسترده‌ای را در بر داشته است؛ چه این‌که این جنبش‌ها در کشورهایی مانند ایران، لبنان و فلسطین بر مبنای اعتقاد به اندیشه‌های اسلامی شکل گرفته باشند، و چه این‌که در دیگر کشورها برآمده از روحیات ملی‌گرایانه و حتا فطری در حفاظت از کیانِ سرزمینی و حریم ملی‌شان بوده باشد.

ویژگیهای جنبش مقاومت

«جنبش مقاومت» از قاعده‌ی جنگ نامنظم استفاده می‌کند؛ اما منظور از جنگ نامنظم، جنگِ بی‌نظمی نیست؛ بل‌که جنگِ کلاسیک در مقابل جنگِ غیرکلاسیک است. در جنگ کلاسیک از روش‌ها و آئین‌نامه‌های مشخصی بهره می‌برند که در گذشته آزمون شده و حداقل یک‌بار مورد اجرا قرار گرفته است؛ اما جنگِ نامنظم یا غیرکلاسیک به اقداماتی گفته می‌شود که تابه‌حال روش‌های آن تجربه نشده و آئین‌نامه‌ی مشخصی ندارد و اکنون برای اولین بار است که اجرا می‌شوند. به تعبیر چارلی بکویث در کتاب نیروی دلتا[۴]:

«بهترین سرباز جنگ نامنظم، شخصی است که قبلاً بهترین سرباز جنگ منظم بوده باشد».

اما نیروهای چریک با استفاده از روش جنگ نامنظم، ملزومات مصرفی و مایحتاجِ ضروری جنبش‌های مقاومت را که شامل سه عنصر حیاتیِ دارو، غذا و مهمات می‌شود از دو طریق تأمین می‌کنند:

۱٫ نیروی‌های پشتیبانی

۲٫ غنائم دشمن

البته راه‌های دیگری مانند قاچاق، سوء استفاده‌های مالی، پول‌شویی و ارتباط با جریان‌های فاسد بین‌المللی مبنای کسب درآمد در سازمان‌های چریکیِ فاسد می‌باشد؛ مانند القاعده که در سراسر جهان از راه قاچاق مواد مخدر کسب درآمد می‌کند و کشور کلمبیا که با دارابودن بیش از ۷۰ سازمان‌ چریکی، از طریق گروگان‌گیری، ترانزیت مواد مخدر و… به امرار معاش می‌پردازند.

سازمان‌های چریکی برای به ستوه آوردن دشمن و به‌هم زدن سیادت دشمن در جنگ‌های نامنظم از ۳ نوع عملیات استفاده می‌کنند؛ که عبارتند از: کمین، تاخت و دستبرد.

«عملیات کمین[۵]» یک تاکتیک نظامی است که در آن نیروها باید برای مدت طولانی در موضع مشخصی مستقر بوده و از روش‌های غافل‌گیری و اختفاء برای حمله به نیروهای بی‌خبرِ دشمن استفاده کنند.

«عملیات تاخت[۶]» شامل حملات قدرتمند و غافل‌گیرانه‌ی نیروهای چریک علیه مسیرهای حمل‌ونقل، گروه‌های متفرق نظامی، استحکامات و تأسیسات، شرکت‌های بزرگ اقتصادی و افراد غیرنظامی مشهور می‌باشد.

«عملیات دستبرد[۷]» تکی (حمله‌ای) است محدود به داخل مواضع دشمن که برای اجرای مأموریت ویژه‌ای و بدون قصد نگهداری زمین انجام می‌گیرد. برای مثال عمل‌کرد نیروهای نظامی آمریکا در ابتدای انقلاب در ایران بعد از اِشغال سفارتشان و گروگان گرفتن اعضای سفارت، عملیات دست‌برد نام داشت که به وسیله‌ی آن قصد داشتند سناتورهای آمریکایی را از ایران خارج کنند.

پانویس


[۱] . دومین رئیس‌جمهور مصر در سال‌های ۱۹۵۴تا ۱۹۷۰ میلادی. وی در این سال‌ها تلاش زیادی در جهت آزادسازی فلسطین، تشکیل جنبش کشورهای غیرمتعهد و مقابله با نظام سلطه‌ی غرب بروز داد.

[۲] . رئیس جمهور سوریه در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰ میلادی.

[۳] . لازم به توضیح است که این جریان در افغانستان مقابل جریان طالبان شکل گرفت.

گروه طالبان، زمانی‌که افغانستان به وسیله‌ی شوروی اشغال شده بود، به‌وسیله‌ی آمریکا مبتنی بر دکترین مُسکیتو – به معنای پشه- به وجود آمد تا مانند پشه، خرسِ شرق یعنی شوروی را به ستوه آورد؛ وجه تسمیه‌ی عنوانِ خرس به نقشه جفرافیایی شوروی بازمی‌گردد. (کتاب جنگ جهانی چهارم-کنت دمارانش-نشر روزنامه اطلاعات-ص ۱۲)

image019

[۴]. Delta Force

[۵] Ambush

[۶] Attack

[۷] Sabotage

منبع : کدآمایی

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.