4 دی, 1394
گفتگوی تفصیلی دفاع اقتصادی با مدیرعامل مرکز فابا:

رسانه به راحتی میتواند خرید و مصرف کالای وطنی را به جامعه القا کند

دکتر محمد مراد بیات،‌ مدیرعامل مرکز فابا( مرکز فرهنگ سازی و آموزش بانکداری الکترونیک شبکه بانکی کشور) در گفتگو با خبرنگار دفاع اقتصادی با بیان اینکه یک نگرش خرده نسبت به سرنوشت کشور نگرش جمعی به کشور، شهر و … است که متاسفانه این نگرش در طول سال های اخیر مخدوش شده و بیشتر به سمت “من گرایی” حرکت کرده ایم، گفت: یکی از موانع اصلی بر سر راه تحقق اصلاح الگوی مصرف همین نگرش موجود در جامعه است….

در ادامه این گفتگوی تفضیلی تقدیم می گردد.

یکی از مباحثی که در چارچوب اقتصاد ایران و اقتصاد مقاومتی از مسائل مهم و مورد تاکید است، بحث اصلاح الگوی مصرف است. به نظر جنابعالی الزامات اصلاح الگوی مصرف چیست؟

همانطور که شما استحضار دارید یک مشکل یا یک معضل را نمی توان با تکیه بر یک علل یا عامل مشخص حل نمود. بلکه باید مجموعه ای از این علل و عوامل را مد نظر گرفت. تصور من این است که باید روی نگرش جمعی ما ایرانی ها توجه ویژه ای شود. ما یک نگرش خرده نسبت به سرنوشت کشورمان داریم که این نگرش این است که جامعه ما، کشور ما، شهر ما و … و مجموع این ها در جاهایی مخدوش شده و بیشتر به سمت “من گرایی” حرکت کرده یعنی شهر من، منافع من، پست من، جایگاه من و … بر این اساس لزوما گاهی ممکن است افراد جامعه، سرنوشت خود را در منافع جمعی نبینند. به نظر من در نگاه اول باید بتوانیم این موضوع را بسط دهیم. یعنی بفهمیم و توجه کنیم همه در یک کشتی قرار داریم. اگر این کشتی سوراخ شود آب وارد آن می شود و جان همه ما به خطر می افتد. باید روی “نگرش جمعی” مردم فرهنگ سازی شود. همانطور که در هر مقطعی این نگاه را تقویت کردیم به نتایج بسیار گران قدری رسیده ایم.

به عنوان نمونه به کدام برهه از تاریخ معاصر می توان اشاره کرد؟

نمونه نگرش جمعی را می توان در جنگ ۸ ساله بین ایران و عراق که توسط غرب بر ما تحمیل شد، مشاهده کرد. همین روح جمعی و نگاه جمعی سرنوشت ایران را تغییر داد و هر کس از هر جای ایران نسبت به سرنوشت ایران یک عرق، همیت و جدیت ویژه ای را داشت. در زمان حال نیز ما نیاز داریم این روحیه در جامعه بارور شود. در سال های اخیر این روحیه خدشه دار شده است.

در رابطه با الزامات اصلاح الگوی مصرف مسئله بعدی این است که بعد از تغییر نگرش باید رفتارمان را تغییر دهیم و برای تغییر آن چند مسئله را مدنظر داشته باشیم. اول اینکه طبق قاعده ای که هم در متون به آن تاکید شده و هم متون علمی آن را ثابت کرده است، همیشه مردم در راه بزرگان شان حرکت می کنند. برای ایجاد یک فرهنگ در کشور باید بزرگان آن کشور پیشرو و پیش قدم باشند و جلوتر از بقیه آحاد جامعه حرکت کنند. در مقوله اصلاح الگوی مصرف و به طور ویژه مصرف کالای داخلی باید ملاحظه کرد آیا مدیران ایرانی از کالای ایرانی استفاده می کنند تا مردم ایران نیز از کالای ایرانی استفاده کنند. وقتی مدیران از خودروهای خارجی ، مبلمان وارداتی و … استفاده می کنند که برندش از بهترین برندهای خارجی است، مسلما دیگر انتظار خرید کالای داخلی را نمی توان از آحاد مردم داشت. وقتی شعار داده می شود که در بدنه جامعه، رفتارمان را اصلاح کنیم اگر مدیران و مسئولان جامعه خود عامل نباشند، این عمل غیر ممکن است. تا زمانی که شکاف بین نظریه و رفتارها از بین نرود این اتفاق نمی افتد. اگر در عمل کاری را متناقض با نظریه و گفتارمان انجام دهیم قطع به یقین آن مشکل را در متن جامعه و فرآیند عمومی جامعه نمی توان حل کرد. نکته بعد این است بعد از اشاره به این دو راهبرد باید به سمت راهکارها برگردیم. به طور مثال برای اصلاح الگوی مصرف باید استانداردهای لازم را در تولیدات داخلی استفاده کرد. اگر کالای داخلی کشور مرغوب نباشد و از کیفیت لازم برخوردار نباشد اگر همه این موضوعات حل شود طبیعتا در موقع مصرف به آن گرایش پیدا نمی کنیم. ما باید استانداردهایی را در تولید داخلی به وجود آوریم و این موضوع ساز و کارهای خاص خود را می طلبد. ما در تولیدات داخلی نیاز به نظارت دقیق و مسائلی از این قبیل را داریم. مسئله دیگری که در دنیای امروز باید به آن توجه شود مدنظر داشتن موضوعات داخلی است. ممکن است ما لزوما از کالای داخلی استفاده کنیم که نه عاقلانه است و نه ممکن ولی باید مزیت هایی که در دنیای امروز وجود دارد را مد نظر داشته باشیم. برای مثال بخش کشاورزی مزیت ما است. در بخش کشاورزی همیشه کالاهای خوب مدنظر ما است به طوری که قدرت رقابت با کالاهای خارجی را نیز دارد. ولی ایراد جدی که باید به آن توجه شود این است که چرا با وجود انگور خوب و اقلام خوب دیگر، انگور خارجی یا اقلام خارجی را وارد کشور می کنیم.

وقتی در تولیدات داخلی مزیت هایی وجود دارد این مزیت توان رقابتی به شمار می آید و می تواند در دنیا، منطقه و… به رقابت بپردازد. ما باید این مزیت ها را سرلوحه کارمان قرار دهیم. در واقع نباید این مزیت ها مخدوش شوند. وقتی فرش، خشکبار و اقلام دیگر ما حرف اول را در کشور می زنند در واقعه مزیت رقابتی و قدرت صادرکردن آن بیشتر از کشورخارجی است. ما باید این دستاوردها را حفظ و به آن توجه کنیم. در حوزه هایی که مزیت رقابتی نداشتیم و در آن ضعف داشتیم با نکاتی که کم و بیش عرض کردم به سمت آن حرکت کنیم یعنی داشته ها را حفظ کنیم و تلاش کنیم که نداشته ها را از نبود به بود تبدیل کنیم. در بازار و دنیای امروز باید داشته های کشور حفظ شود مبادا به این داشته ها خدشه وارد کنیم.

دفاع اقتصادی: بحث فرهنگ سازی چگونه باید اتفاق افتد؟ اگر بخواهیم این فرهنگ سازی انجام شود و من به ما تبدیل شود این فرهنگ سازی باید از کجا شروع شود؟ آیا این فرهنگ سازی متولی دارد؟ نقش رسانه در این عرصه چیست؟

دکتر بیات: در کشور ما همه مسئول هستند ولی بعضی از افراد مسئولیت شان بیشتر از دیگر افراد است. منتهی تصور من در فرهنگ سازی این است که اولا باید با آمارها و دلایل مستحکم و غنی جامعه را متقاعد کرد. اگر ما از روند آمار و دلایل مستحکم استفاده کنیم به مشکل و بن بست برنمی خوریم.

دفاع اقتصادی: چگونه می توان جامعه را متقاعد نمود؟

دکتر بیات: فرض بفرماید در مصرف آب به مردم می گوییم اگر در مصرف آب دقت نکنید تابستان سال آینده آبی برای مصرف ندارید. وقتی به مردم گفته شود منابع آبی ما این مقدار است و میزان سهم آب ما امسال این مقدار است مردم می فهمند که مصرف بیشتر از این مقدار در سال بعد ما را با بحران کمبود آب دچار می کند. دومین موضوع در بحث فرهنگ سازی این است که در گفتمان حضور و نقش مدیران پررنگ و مهم است. یک ایراد جدی که ما درکشور داریم این است که گفته ها با عمل ها تفاوت های فاحشی دارند. در واقع کشور ما مشکل اصلاح الگوی مصرف دارد، آب ندارد، و … اما در گفتمان میزان کمتر به این آثار توجه می شود. مدیران کشور بیشتر درگیر ریاست، سیاست و خود درگیری هستند. بنابراین مجموعه ای از مشکلات کشور در قبل، بیش و پیش از هر چیز انعکاس اش در گفته های مدیران است. زیرا صحبت های همین مدیران است که از رسانه پخش و در انظار عموم فرهنگ سازی می شود.

نکته بعدی این است که اگر این مشکلات و مسائل در میان گفته های مدیران طلبه پیدا کند جامعه متقاعد می شود، منتهی به این شرط که نظریه یا گفته های آنها با رفتارشان شکاف نداشته باشد. به عنوان مثال اگر از کمبود آب صحبتی می شود این کمبود آب باید سرلوحه رفتار مدیران قرار گیرد و ما هم شاهد آن باشیم. در سال های قبل که مشکل آب نبود می شنیدم حضرت امام وقتی یک لیوان آب را برایشان می آوردند اگر نصف آب را می نوشیدند نصف دیگر آب را در پوش می گذاشتند تا در زمان دیگر از آن استفاده کنند. اگر مشاهده کنیم می بینم این عمل برای فرهنگ یگ جامعه بسیار موثر است. یا در زمینه اصلاح الگوی مصرف وقتی گفته می شود کالای داخلی استفاده شود نباید هیچ مدیری از میوه خارجی که مارک خارجی استفاده کند.

وقتی دوربین صدا و سیما در اتاق و جلسات مدیران می چرخد نباید مبلمان خارجی را نشان دهد. اگر مسئولین و مدیران کشور به اصلاح الگوی مصرف اعتقاد دارند باید از همین الان این برنامه را شروع کنند. این که مدیران به مردم بگویند کالای خارجی استفاده نکنید ولی خودشان از کالای خارجی استفاده کنند، دیگر مردم به این گفته ها توجه نمی کنند. یکی از موفقیت ها در طول ۸ سال دفاع مقدس این بود که فرماندهان جنگ پشت خط نمی ماندند تا فقط دستور بدهند که سرباز روی مین برود بلکه خودشان جلوتر از همه حرکت می کردند. اگر در ۸ سال دفاع مقدس این روند نبود با بضاعت اندکی که در تسحیلات نظامی داشتیم دیگر امکان پیروزی در جنگ وجود نداشت. امروزه اگر عرصه، عرصه رقابت و مبارزه در عرصه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، مدیران ما همان حکم فرمانده در دفاع مقدس را دارند که خودشان باید پیشتاز باشند. اگر مدیران ما پیشتاز باشند شک نکنید که فرهنگ سازی در کشور ما درست می شود. اما امروزه هرچه بیشتر در مورد فرهنگ سازی گفته می شود کمتر عمل می شود که دلیلش به شکاف گفته های مدیران و رفتارشان بر می گردد.

آقای دکتر سهم رسانه ها در فرهنگ سازی چه میزان است؟

همه حرف‌های مدیران از طریق رسانه ها پخش می شود. برای مثال صدا و سیما اگر اتاق یک مدیر را نشان دهد، خودش گویا است و بهتر از هر تحلیلی نشان می دهد که این مدیر دارد کالای ایرانی مصرف می کند. از طرفی گفته های مدیران است که از طریق رسانه منتشر می شود. در کل رسانه ها محور، انتقال گفته ها و رفتار مدیران و ارتباط جامعه با آنها هستند. امروزه عصر، عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات است. بخشی از این ارتباطات به حوزه رسانه بر می گردد. موضوعاتی که بنده برای شما گفتم همه از طریق سایت ها، مراجع مکتوب، مراجع دیداری و شنیداری و … منتشر می شود. پس رسانه ها نقش اصلی را در ارتباطات و اطلاعات دارند. در واقعه رسانه رگ ها و مویرگ هایی هستند که پیام ها را به جامعه منتقل می کنند و این پیام ها را از جامعه گرفته و به دیگران انتقال می دهد. بنابراین اگر این مویرگ ها در جامعه وجود نداشته باشد اگر دنیا هم تصفیه خون خوبی داشته باشد جامعه امکان زیست را ندارد.

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.