1 دی, 1394
مقاله اختصاصی معاون وزیر اسبق اقتصاد برای دفاع اقتصادی:

موفقیت اقتصاد مقاومتی تنها در گرو یک برنامه ی ساده اقتصادی تلقی نشود

از ورود اندیشه ی توسعه به ایران بیش از یکصد سال می گذرد ، لکن تا کنون نتوانسته ایم به دالان تفکر یکسان پیرامون وفاق در توسعه ی ملی پای بگذاریم . این است که در یکصد سال گذشته نتوانسته ایم به صورتی استمرار و مداوم در مسیری گام نهیم که امروزه دست کم ، درآمد سرانه ای متناسب ، قدرت انتخابی وافر ، آزادی های سرشار ، حداقلی از فقر و رفاهی نسبی عدالت محور را داشته باشیم. و این به معنی وارد نشدن در جرگه ی کشورها ی موسوم به توسعه یافته و یا اقتصادها نو ظهور است . بنابراین اندیشه کردن در باب توسعه هنوز دغدغه ای است که علی القاعده در ذهن هر ایرانی وجود دارد و پرداختن به آن لازم و ضروری است .

دکتر حیدر مستخدمین حسینی- اقتصاددان و معاون وزیر اسبق اقتصاد

مساله ی توسعه ی اقتصادی از دل مشغولی های همیشگی علم اقتصاد و اقتصاددانان بوده است .آشکار است که توسعه ی اقتصادی کماکان مساله ای حائز اهمیت در علم اقتصاد جدید است .اما چه عواملی دست به دست هم داد تا گرایشی به نام اقتصاد توسعه در میان گرایش های اقتصادی مطرح شود ؟

یکی از این عوامل ، انقلاب به اصطلاح کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی سابق در ۱۹۱۷ بود ، که باعث رواج سیاست های تمرکز گرا و دولت مداری شد که به نام سیاست های صنعتی شدن سریع معروف شد . عامل دیگر کاهش قدرت کشورهای بزرگ و استعمارگر و استقلال کشورهای مستعمره بود که منجر به شکل گیری کشورهای در حال توسعه گردید.

عامل سوم رکود بزرگ در ۱۹۲۹ و ترس سیاست مداران و اقتصاددانان از ضعف بازار آزاد و رقابتی و سیاست های مبتنی بر دولت حداقلی و آزادی های اقتصادی و احساس نیاز به حضور بیش از پیش دولت بود که از طریق جان میدارد کینز نظریه پردازی شده و به حضور پررنگ دولت در اقتصاد مشروعیت بخشید.

این سه عامل دست به دست هم داد و سبب ظهور گرایشی به نام اقتصاد توسعه شد ، نه با تاکید بر حضور پررنگ دولت به منظور ایجاد رشد و توسعه ی اقتصادی بوده است .

بر اساس نظریه های اقتصاد کینزی که تاکنون در قالب مرکانتلیسم ، اقتصاد آزاد ،اقتصاد کینزی ، اقتصاد مارکسیستی مطرح گردیده است و در ۴ دهه گذشته دولت ها حسب مورد و گرایش های فکری خود از آن بهره جسته اند و یک اقتصاد التقاطی را بر کشور تحمیل کرده اند و در شرایط جدید اقتصاد ایران که با مشکلات زیر ساختی ، فرا ساختی ، زیر ساخت های مناسب و تحریم ها مواجه شده ، مقوله ی اقتصاد مقاومتی وارد ادبیات اقتصاد سیاسی کشور گردید و داعیه ی یک راهکار جدیدترین خروج از بحران اقتصادی دارد.

موضوع اقتصاد مقاومتی تدبیری است که در برابر جنگ اقتصادی و هم چنین جنگ نرم و با لحاظ اهداف استراتژیک مطرح گردید و مفهومی است برای مقاوم سازی ، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود در اقتصاد و تعیین مدل جدیدی برای اداره و مدیریت اقتصاد کشور. سیاست گذاری برای اصلاح الگوی مصرف نیز نقطه شروع اقتصاد مقاومتی است زیرا مصرف ، تولید را جهت می دهد و این دو در کنار هم ، جهت سرمایه گذاری را مشخص می کنند .

افزایش بهره وری در تولید ، شکل گیری روحیه ی فرهنگ درست اقتصادی ، تولید ملی و حمیت ایرانی ، خودداری از اسراف و ضایع کردن کالاها و منابع طبیعی و حفظ فضای زیست محیطی و…امکان تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی را افزون می کند.

اقتصاد مقاومتی می تواند در زمره ی مکتب اقتصادی قرار گیرد که با بهره گیری از مبانی پایدار علم اقتصاد در رویارویی با هیچ نظام اقتصادی نیست ، بلکه در تقابل با اقتصاد وابسته ایست که خود و مصرف را به کشور تحمیل کرده است .

این مکتب و تفکر اقتصادی در مقابل اهداف اقتصادی سلطه ، استراتژیک ، تاکتیک و برنامه ی اجرایی دارد و سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی سازی آن بر اساس جهان بینی وایدئولوژی ، اهداف مشخصی را مدل سازی میکند.

تفکر اقتصاد مقاومتی، ریاضتی نیست ،محدودیت نیست ، لاکن عقلانیت را برای زیر سلطه نرفتن اقتصادهای وابسته به کار می گیرد و باید هر چه بیشتر به سمت محدود کردن استفاده از درآمد حاصل از منابع نفتی و رهایی از اتکای اقتصاد کشور به این منابع حرکت کرد .

درآمد حاصل از فروش نفت که باید ثروت تلقی شود واز درآمد آن برای سرمایه‌گذاری های زیر بنایی و نه مصرفی بهره جست .اتفاقی که سالیان سال و پی در پی وعده ی آن داده شده ، لکن در هیچ مقطعی عملیاتی نگردید و حال با طرح موضوع اقتصاد مقاومتی به این مهم باید دست یافت.

اقتصاد مقاومتی نبایستی برای مقطع خاص و ویژه ی زمانی مشخص که کشور درگیر جنگ است ، چه جنگ سخت افزاری و چه جنگ نرم افزاری و جنگ اقتصادی معنا پیدا کند .اقتصاد مقاومتی را باید یک اندیشه استراتژیک برای نه تنها اداره ی اقتصادی کشور بلکه برای اداره ی فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، هنری و….کشور تلقی کرد .با کمک و همراهی و همکاری تمامی اندیشمندان وخوش فکران عرصه های مختلف به تهیه و تدوین و برنامه ی استراتژیک بلند مدت ، میان مدت و کوتاه مدت نشست.

موفقیت اقتصاد مقاومتی تنها در گرو یک برنامه ی ساده ی اقتصادی نباید تلقی شود ، مهمی که دولت و بسیاری آن را تنها محدود به این تفکری دانند. نگرش این چنینی با کوچک ترین تغییر شرایط اقتصادی مثل افزایش قیمت نفت ، رنگ خواهد باخت. مهم راهبردی اندیشیدن در قبال پدیده هایی چون توانایی و توانمندی و بهره جستن از ظرفیت ها و قابلیت های اقتصادی کشور است .

برای تحقق و عملیاتی نمودن آن بهره گیری از ماهیت فرهنگ ملی، زمینه های اجتماعی، پشتوانه ی هنر و سیاست لازمه ی آن لقی می شود.درست مصرف کردن تنها زمینه ی اقتصادی و درآمدی نیست ، که با افزایش یا کاهش درآمد تغییر یابد .باور به مصرف درست نیاز به فرهنگ سازی دارد ، مصرف درست آب ، برق ، انرژی و…مصرف درست درآمد ، قطعا” نیازمند به زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، هنری و سیاست دارد تا سرمایه گذاری بر این باور صورت گیرد.

بنابراین تهیه و تدوین اقتصاد مقاومتی تنها نباید بسنده به چارچوب های اقتصادی باشد یا گشایشی که در ارتباط با مذاکرات ۱+۵ یا برجام می تواند صورت گیرد و اقتصاد مقاومتی را در حد یک برنامه ی مبارزاتی با تحریم ها بداند و بنابراین با لغو تحریم ها ، چارچوب های تفکر سیستمی که می تواند برای اقتصاد مقاومتی مطرح باشد ، کنار گذاشته شود.

 

 

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.