3 آبان, 1394
چرا اقتصاد را باید مقاوم کرد؟

۶ پیشنهاد برای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی

وابستگی اقتصاد به خارج، اقتصاد داخلی را در مواجهه با فشارهای خارجی آسیب‌پذیر می‌سازد. در این شرایط، اقتصاد مقاومتی، اقتصاد داخلی را از این خطرات محافظت نموده و در مسیر رشد و توسعه رهنمون می‌نماید.

دکتر خسرو پیرایی؛ آنچه از مفهوم اقتصاد مقاومتی استنباط می‌شود، عبارت است از ایستادگی، مقاومت و حفظ روند رو به رشد اقتصاد داخلی در برابر ضربه‌های خارجی و خطراتی که اقتصاد داخلی با آن مواجه می‌گردد. در واقع اقتصاد مقاومتی به منظور تضمین آسیب پذیر نبودن اقتصاد داخلی در مقابل تحریم و تهدیدات خارجی ضرورت پیدا می‌کند. وابستگی اقتصاد به خارج، اقتصاد داخلی را در مواجه با فشارهای خارجی آسیب پذیر می‌سازد. در این شرایط اقتصاد مقاومتی، اقتصاد داخلی را از این خطرات محافظت نموده و در مسیر رشد و توسعه رهنمون می‌نماید.

در خصوص اقتصاد مقاومتی تعاریف متعددی مطرح شده است. اما بر اساس ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از جانب مقام معظم رهبری (۲۹ بهمن ۱۳۹۲)، اقتصاد مقاومتی را می‌توان به صورت زیر تعریف نمود. اقتصادمقاومتی همان اقتصادبومیوعلمیبرآمدهازفرهنگانقلابیواسلامیاست.
تحقق اقتصاد مقاومتی الزامات متعددی را نیاز دارد. در زیر به مواردی از این الزامات به طور خلاصه اشاره می‌گردد.
 اهمیت دادن به کار و تلاش: نظام هستی براساس کار و تلاش استوار می‌باشد. کار و تلاش زمینه ساز اعتماد به نفس و بالندگی اقتصاد و لازمه قطع وابستگی و رشد و شکوفایی اقتصاد است. استقلال، عزت و سربلندی در سایه کار و تلاش بدست می‌آید.
اهمیت دادن به تولید: در هر جامعه ای تولید نقش اساسی و محوری دارد. تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در گرو اهمیت دادن به تولید می‌باشد. ثمره کار و تلاش، تولید است. تولید نه یک ضرورت بلکه امری حیاتی برای غنا و دوام اقتصاد به حساب می‌آید.
رعایت انضباط مالی و اقتصادی: رعایت انضباط مالی و پولی و مبارزه با فعالیت‌های نا سالم، رانت جویی و غیر شفاف و از بین بردن هر گونه روزنه فساد از الزامات اقتصاد سالم و پویا بوده و لازمه اقتصاد مقاومتی می‌باشد. از آن جایی که فساد همان کسب مال و ثروت بدون کار و تلاش و تولید می‌باشد، می‌توان انضباط مالی و اقتصادی را مکمل اهمیت دادن به کار و تلاش و تولید دانست. اقتصادی که مبتنی بر فساد بوده و فاقد انضباط مالی و پولی است و در آن امور دلالی و واسطه گرایی حاکمیت دارد و فعالیت‌های غیر مولد جذاب می‌باشند در برابر تهدیدات خارجی نمی‌تواند مقاومت نماید.
توزیع عادلانه درآمد و ثروت و از بین بردن فقر: هدف نهایی رشد و توسعه برخورداری آحاد جامعه از امکانات و مواهب زندگی و رفاه می‌باشد. توزیع ناعادلانه درآمد و ثروت و شیوع فقر با معیارهای توسعه سازگاری نداشته و مانع پایداری اقتصاد و مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی می‌گردد.
توجه نمودن به تولیدات و کالاهای داخلی: تولید ملی مهم‌ترین رکن اقتصاد مقاومتی بشمار می‌آید. اولویت دادن به کالا و تولیدات داخلی و مقابله با رواج مصرف کالا و تولیدات خارجی از ضرورت‌های اقتصاد مقاومتی است. اصلاح الگوی مصرف در جهت حمایت از تولیدات داخلی را می‌توان تفسیری برای اقتصاد مقاومتی بحساب آورد. صرفه جویی و ساده زیستی و پرهیز از اسراف و تجمل گرایی زمینه ساز اقتصاد مقاوم و پویا می‌باشد.
جلوگیری از خروج سرمایه از کشور: بدون تردید سرمایه چه به شکل پول، نیروی کار، دارایی و ثروت، انسان و هر شکل دیگر نقش مهم و تعیین کننده ای در پیشرفت و توسعه اقتصادی دارد. سرمایه رکن اصلی تولید و هر فعالیت می‌باشد. سرمایه، تولید جامعه را توسعه می‌دهد. سرمایه انسانی نقش اصلی و مهم در بهبود بهره وری و بالا بردن استاندارد زندگی دارد. اهمیت آموزش و پرورش در ابداع و نوآوری و بکارگیری فن آوری جدید غیر قابل انکار است. همچنین پیشرفت تکنولوژی و فن آوری، بازده آموزش و پرورش را افزایش داده و موجب ارتقا مهارت و افزایش تقاضا برای نیروی کار ماهر و تحصیل کرده گردیده و رشد و شکوفایی اقتصاد را بدنبال دارد. بنابراین خروج سرمایه از کشور به هر شکل بویژه سرمایه انسانی لطمه جدی به اقتصاد کشور زده و اقتصاد ملی را در برابر هر گونه ضربه آسیب پذیر می‌سازد. لازم است به صورت یک اصل پذیرفته شود که: هر گونه خروج و یا به عبارت صحیح تر فرار سرمایه از کشور، با توجه به خسارات جدی که بر اقتصاد ملی تحمیل می‌نماید امر غیر معمول و غیر قابل قبول تلقی گردد. خروج و فرار سرمایه از کشور به منزله از دست رفتن منابع و فرصت‌ها می‌باشد.
مسأله ای که سالیان متمادی اقتصاد کشور از آن رنج می‌برد، وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت و گاز و یا به عبارت دیگر بیماری هلندی می‌باشد. وفور منابع طبیعی که باید فرصت و نعمت برای اقتصاد باشد، وقتی مخل و مانع رشد و توسعه می‌گردد، دیگر نه نعمت بلکه نقمت است. از این موضوع به عنوان “بلای منابع” یاد می‌شود. در خصوص اقتصاد ایران اتکا به درآمد نفت و گاز چنین حکمی را دارد. این بلای منابع طبیعی (درآمد نفت و گاز) مانع توسعه و رشد و پویایی اقتصاد ملی می‌گردد و پی آمدهای آن تحت عنوان بیماری هلندی شناخته شده که به معنی رکود در دیگر بخش‌ها است. وابستگی به درآمد منابع طبیعی (نفت و گاز) باعث می‌شود اقتصاد داخلی در مقابل تصمیم گیرندگان قیمت در بازارهای جهانی آسیب پذیر گردد. از آن جایی که قیمت نفت در بازارهای بین المللی دچار نوسانات است و تحت تأثیر قدرت‌های سیاسی و خارج از کشور قرار دارد، وابستگی به نفت مشکلات شدید در برنامه ریزی‌های مالی و اقتصادی، کاهش کیفیت، کاهش کارایی و بهره وری و بروز فاجعه مالی می‌شود.
*خسرو پیرائی – دانشیار اقتصاد

منبع : برهان

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.