تحریم اقتصادی از مهم‌ترین ابزارهایی است که غرب از ابتدای انقلاب بکار برده است. باوجوداینکه تحریم‌ها اقتصادی می‌باشند، اما اثرات و نتایج مورد انتظار از آنان طبیعتاً فقط اقتصادی نیست. با توجه به چنین شرایطی ملاحظه می‌شود که غرب یک جنگ تمام‌عیار را علیه انقلاب اسلامی به‌کاربرده است. این جنگ دارای ابعاد گوناگونی همچون اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و غیره است. طبیعتاً برای هرکدام از این عرصه‌ها نیز ابزارها و اهداف متفاوتی در نظر گرفته است که از آن‌ها برای مقابله با نظام اسلامی استفاده می‌کند.

جنگ همه‌جانبه غرب علیه انقلاب یک واقعیت گریزناپذیر است؛ اما سؤال اساسی این است که آیا در عرصه اقتصادی، ما آرایش مقابله با دشمن را بکار برده‌ایم. مشاهده می‌شود که دشمن از هر جبهه‌ای به ما حمله کرده است و از همه توان خود هم استفاده می‌کند. پس ما در شرایط جنگ به سر می‌بریم و باید ما نیز متقابلاً پدافند مناسبی داشته باشیم. نکته این است که بحث بر سر جنگ اقتصادی نیست، بلکه موضوع این است که جنگ اتفاق افتاده است و از همه جوانب نیز در حال پیشرفت است، پس شرایط جنگی است. حال که شرایط جنگ است، آیا ما نباید رویکردها و سیاست‌گذاری‌های خود را متناسب با فضای جنگ اعمال کنیم؟

پاسخ این سؤال روشن است. باید اقتصادی طراحی شود که متناسب با شرایط جنگ همه‌جانبه به‌پیش برود. نباید عرصه جنگ را محدود در اقتصاد کرد. درواقع در هنگام سیاست‌گذاری اقتصادی نباید تصور کرد که دشمن به ما حمله اقتصادی کرده است، بلکه باید این‌گونه اندیشید که دشمن ازلحاظ سیاسی و فرهنگی و اجتماعی غیره به ما حمله‌ور شده است و ما در هنگام تعیین سیاست‌های اقتصادی به همه جوانب توجه کنیم.

اقتصاد جنگ در این مسیر با دو مانع اساسی روبروست: خصومت‌های اقتصادی خارجی و خصومت‌های اقتصادی داخلی. منظور از خصومت‌های خارجی همان سیر تحریم‌هایی است که از بدو انقلاب اقتصادی آغازشده است. تحریم‌هایی که روز بروز بیشتر می‌شوند. حتی با به سرکار آمدن دولت یازدهم هم که ماحصل شعارهایش اصلاح روابط اقتصادی با استفاده از دیپلماسی هوشمند بوده است هم در این روند خللی ایجاد نشده است. به‌عنوان نمونه در همین راستا وزارت خزانه‌داری آمریکا در جدیدترین اقدام خود ۹ شخص و نهاد ایرانی را تحریم کرد. سابقه هم نشان داده است که این مسیر همچنان هم ادامه خواهد داشت تا زمانی که به هدف اصلی که همان تغییر ساختار نظام است دست پیدا بکنند.

خصومت‌های اقتصادی داخلی شاید اثرگذارتر از خصومت‌های خارجی هم باشند. منظور از خصومت‌های داخلی صرفاً این نیست که عده‌ای در داخل کشور مشغول دزدی و اختلاس و کلاه‌برداری و موضوعاتی از این قبیل هستند. البته این موارد را هم شامل می‌شود و قطعاً باید برخورد نظام‌مندی با آنان صورت بگیرد؛ اما مقصود اصلی در این قسمت مجموعه رفتارهای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و دولت است که خود به‌صورت غیرعمدی در نقش یک بازیگر مخالف با پیشرفت انقلاب اسلامی نقش ایفا می‌کند.

مثلاً در بعد مصرف‌کننده رفتارهایی همچون: احتکار خانگی کالا، ولع افزایش مصرف، اصرار بر مصرف کالاهای خارجی و تبدیل کالاهای مصرفی به کالای سرمایه‌ای مواردی ازاین‌دست هستند. در بعد تولیدکننده مصادیقی چون: کاهش تولید، احتکار کالا و افزایش بی‌رویه قیمت‌ها نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. برخی رفتارهای مسئولین هم مانند بی‌توجهی به دانش و منطق علمی در سیاست‌گذاری، بی‌برنامگی و عدم ثبات سیاست‌ها تأثیرات منفی زیادی را به دنبال دارد.

تمرکز بر خصومت‌های داخلی و اصلاح آن‌ها از طریق ساختارهای فرهنگی و اقتصادی می‌تواند بخش عمده‌ای از مشکلات اقتصادی را حتی باوجود تحریم‌های اقتصادی شدید حل کند. البته این امر مستلزم یک برنامه‌ریزی دقیق است که باید در شرایط جنگ چه اقتصادی را طراحی کرد. نقش فرهنگ در این عرصه بسیار اساسی است و با بالا رفتن سطح فرهنگ اقتصادی مردم و تولیدکنندگان و مسئولین بسیاری از مشکلات را حل کرد.