نکته مهم در این زمینه این است که درون زایی و برون گرایی دو عامل مکمل در مسیر توسعه است. به عبارت دیگر نمی توان با اتکای صرف به یکی از این دو عامل، به پیشرفت رسید. نسخه هایی که صرفا بر درون زایی تاکید می کند و برون گرایی را مورد توجه قرار نمی دهد، جامعه را به انزوا می کشد چرا که تمامی ارتباطات با خارج از مرزها را قطع کرده و امکان استفاده از پتانسیل های بیرونی را سلب می کند. برخی نیز برای رسیدن به پیشرفت، صرفا بر برون گرایی تاکید می کنند و شرط اصلی توسعه را در اخذ کمک از کشورهای توسعه یافته و پیروی سیاسی و اقتصادی از آنان می دانند. این نسخه از توسعه نیز به دلیل در نظر نگرفتن “درون” و ظرفیت های درونی، نمی تواند پیشرفت را در جامعه نهادینه نماید. بدین معنا که میزان و درجه پیشرفت این جوامع در ارتباط بسیار بالایی با وضعیت کشورهای توسعه یافته و میزان کمک به آنها دارد. اگر کشورهای توسعه یافته به هر دلیلی حمایت های خود را از این کشورها قطع نمایند، آنها دچار مشکلات فراوان می شوند. این “وابستگی” اقتصادی، ثمره عدم فعال شدن ظرفیت های درونی و رشد صرفا بادکنکی و غیرحقیقی یک اقتصاد است.

یک جامعه برای رسیدن به پیشرفت، بایستی بدون نادیده گرفتن امکاناتی که در خارج از مرزها فراهم است، ظرفیت های درونی خود را فعال نماید و چرخه ای با ثبات و درونی در جهت رشد و رفاه خلق نماید.