22 آذر, 1394
یادداشت اختصاصی فرشاد مومنی برای

به مفهوم استقلال اقتصادی نگاه جناحی و سیاسی نشود!

یک مسئله مهم و بزرگ در اقتصاد و جامعه ما، که یکی از زیربناهای بازتولید توسعه نیافتگی است، این است که برخورد ما عموما چه در سطح سیاست گذاران و چه در سطح نخبگان فکری و چه در سطح عمومی با مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز، یک برخورد سهل انگارانه و ساده گیرانه است.

دکتر فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

یک مسئله مهم و بزرگ در اقتصاد و جامعه ما، که یکی از زیربناهای بازتولید توسعه نیافتگی است، این است که برخورد ما عموما چه در سطح سیاست گذاران و چه در سطح نخبگان فکری و چه در سطح عمومی با مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز، یک برخورد سهل انگارانه و ساده گیرانه است. واقعیت این است که مفهوم استقلال اقتصادی یکی از پیچیده ترین و پرمناقشه ترین مفاهیم در تاریخ شکل گیری دولت ها است و پویایی ها و تغییرات این مفهوم به لحاظ مضموم هم یکی از پیچیده ترین عرصه معرفت بشری است و شناخت عوامل موثر بر آن هم بسیار تعیین کننده و سرنوشت ساز است.

به نظر می رسد شاید یکی از بزرگترین خلاهای معرفتی که موجب بازتولید توسعه نیافتگی در ایران می شود این است که کار فکری عمیق بر روی مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز مثل توسعه، عدالت، استقلال و … صورت نمی گیرد. یکی از دریغ ها و تاسف های بزرگ در جامعه ما این است که نظام پاداش دهی اقتصادی و اجتماعی به گونه ای تعیین شده که انگیزه برای کارهای ژرف و عمیق درباره مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز ایجاد نمی کند و به همین خاطر هم در مطالعه ای که شخصا به سفارش وزارت ارشاد در مورد کل کتاب های تالیفی و ترجمه ای انتشار یافته به زبان فارسی در دهه ۱۳۷۰ انجام دادم، به وضوح نشان دادم اثر این نهاد و نظام انگیزشی و پاداش دهی کج کارکرد این شده است که کمترین میزان پژوهش و اثر انتشاری به حوزه های استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی برمی گردد. به نظر می رسد با این نوع برخورد سهل انگارانه و سطحی ما می توانیم ریشه های فکری عقب افتادگی کشورمان را توضیح دهیم.

کاستی دیگری که وجود دارد این است هم در مورد مفهوم استقلال و هم در مورد مفهوم سلطه در فضای کم رغبت و پاداش نسبت به کارهای ژرف و عمیق باعث شده تلقی هایی که از این مفاهیم حتی در سطح نظام تصمیم گیری کشور مطرح شود، تلقی های سطحی باشد. و باعث شده کسانی که در مورد مسئله سلطه و سازوکارهای اعمال آن صحبت می کنند، از ادبیات و استدلال و شواهدی بهره می گیرند که آنان در بهترین حالت منعکس کننده بخشی از سازوکارهای اعمال سلطه در سال های میانی قرن ۱۹ هستند.

بنابراین اگر تصور ما این باشد که وقتی راجع به مفهوم استقلال اقتصادی صحبت می کنیم، همگی می دانیم در مورد چه چیزی صحبت می کنیم، من باید قاطعانه عرض کنم این تلقی دقیق و کارشناسی و صحیح نیست. واقعیت این است که ما در این زمینه با چالش های بسیاری بزرگی مواجه هستیم و این چالش های بسیار بزرگ از جمله باعث این شده نظام های نظارتی ما هم در این زمینه بسیار عقب افتاده و ناکارآمد هستند. بنابراین سنجش روند های عمق بخشنده به استقلال اقتصادی در ایران، در نهایت ناکارآمدی و آشفتگی قرار دارد.

اینکه افکار عمومی با مفاهیمی از جمله استقلال اقتصادی آشنا گردند، ضروری است ولی از طرف دیگر گوشزد می کنم این مفاهیم، مسائلی نیستند که بشود با چند عبارت کوتاه به حل و فصل آنان نایل شد. بایستی یک برنامه نظام وار در سطح نهادهای اصلی تصمیم گیر کشور به وجود آید.

توجه شما را به این نکته جلب می کنم. بر این مسئله با تاکید گوشزد می کنم تلاش کنیم فهم عمومی از مسائل کلیدی را تا سرحد ممکن عمیق، ژرف و متعالی کنیم. به واسطه اینکه آن فهمی از مفاهیم کلیدی که هویت جمعی پیدا می کند، سقف قابلیت تحقق و عینیت بخشی به آن مفاهیم را مشخص می کند. به اعتبار دیگر ما استقلال را در حدی که می فهمیم، محقق می کنیم و نظام تصمیم گیری و برنامه های توسعه و بودجه های سالانه و نظام آموزشی و پژوهشی ما هم از این قاعده مستثنی نیستند. واقعیت این است که ما در این زمینه بیش از حد کم کاری کرده ایم و نظام آموزشی و پژوهشی ما از این زاویه مورد مواخذه قرار گیرد.

همچنین از همین زاویه نیز به این مسئله می توان پی برد آن کسانی که بیش از حد دعوت می کنند تا مسائل حیطه اندیشه به بازار سپرده شود، تا چه حد از ناتوانی بازار در این زمینه غافل هستند. از ساختار کنونی عرضه و تقاضا برای این مفاهیم کلیدی ملاحظه می شود که تقریبا میزان کارهای علمی صورت گرفته درباره صورت بندی مفهوم استقلال نزدیک به صفر است و طبیعتا اگر همین روند ادامه یابد به شرحی که در تجربه دولت های نهم و دهم دیده شد. در حالی که ما غیرمتعارف ترین رجز خوانی ها را در مورد نظام سلطه صورت میدهیم در برابر کوچکترین تلنگرهایی باید زانو بزنیم و اراده تحمیلی آنان را بپذیریم.، بسیار اسف بار خواهد بود. من امیدوارم مفاهیم بزرگ و ارزشمندی از جمله استقلال، توسعه، عدالت اقتصادی تاجایی که امکان دارد دستخوش بازی های جناحی و سیاسی قرار نگیرد و به شکل مناسبی به آنان پرداخته شود.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.