2 آذر, 1395

طناب آمریکایی بر گردن اقتصاد ایران

بالاخره پس از ماه‌ها مناظره و کشمکش، آمریکایی‌ها دونالد ترامپ را به‌عنوان رییس‌جمهور جدید خود انتخاب کردند و قرار است وی به‌زودی جایگزین باراک اوباما در کاخ سفید شود. اهمیت این دوره از انتخابات آمریکا برای ایران و مشخصاً دولت یازدهم به مراتب از دوره‌های گذشته بالاتر بوده به این دلیل که توافقات هسته‌ای و برجام به تازگی پس از ماه‌ها چانه زنی و نشست‌های سنگین به ثمر نشسته و این توافق نوپا وارد دوران اجرا شده است.

در واقع نگرانی شدید دولت یازدهم از انتخاب فردی جدید به جای اوباما در آمریکا این است که وی مسیر اجرای توافقات را تغییر دهد یا اساساً با نپذیرفتن آن، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران وضع کند که البته چنین نیز شده و در روزهای گذشته تحریم‌های ایران از سوی کنگره آمریکا به‌مدت ۱۰ سال دیگر نیز تمدید شد.
بنابراین ترس و بی‌اعتمادی شدید مقامات ایرانی نسبت به رفتار آینده دولت جدید آمریکا در قبال برجام باعث شده تا در روزهای گذشته واکنش‌هایی از سوی دکترمحمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و شخص رییس‌جمهور درباره واکنش ایران به تغییر مسیر اجرای برجام نشان داده شود. آنها سعی دارند به ترامپ بفهمانند که توافق هسته‌ای توافق بین دولت‌ها نبوده و یک توافق بین‌المللی است؛ بنابراین وی چاره‌ای جز اجرای دقیق آن را ندارد، کاری که حتی توسط دولت اوباما به عنوان امضاکننده توافق برجام هم انجام نمی‌شود.
علاوه‌بر این بیم‌ها، مجلس نمایندگان آمریکا نیز روز چهارشنبه ۲۶ آبان طرح تمدید قانون تحریم‌های ایران را تصویب می‌کند. این قانون که هدف از آن حفظ زیربنای تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران برای استفاده از آن در صورت لغو توافق هسته‌ای و بازگرداندن فوری تحریم‌هاست، برای تمدید نهایی باید در سنا هم به تصویب رسیده و از سوی رییس‌جمهور آمریکا امضا شود.
در ایران اما، طی ماه‌های اخیر دولت با تاکید بر چند دستاورد مهم اجرایی شدن توافقات برجام، به‌دنبال برجسته سازی نقاط قوت این توافق و پوشاندن نقاط ضعف آن بوده و مرتباً بر افزایش میزان تولید و فروش نفت ایران، خرید هواپیما، ورود هیات‌های اقتصادی به ایران، پهلو گرفتن کشتی‌های تجاری خارجی در آب‌های ایران و متعاقباً ورود کشتی‌های ایرانی به آب‌های بین‌المللی و مانند آن تاکید شده است.
برخی کارشناسان و منتقدان می گویند دولت تمام مسائل و مشکلات اقتصادی را به نبود روابط با خارجی‌ها و غرب گره زده در حالی که بی‌توجهی به داخل و عدم استفاده از ظرفیت‌های بومی؛ همچنین سوء مدیریت و … به مراتب تأثیر بیشتری نسبت به تحریم‌ها در بروز مشکلات پیچیده اقتصادی در ایران داشته است.
آنها معتقدند اگر این‌گونه که دولت از اثرات توافقات هسته‌ای می‌گوید امروز باید آثار رفع تحریم‌ها را در اقتصاد ایران می‌دیدیم در حالی که گشایش‌ها به مراتب کمتر از چیزی بوده که دولت تبلیغ می‌کرد و مردم انتظار آن را داشتند. به عقیده کارشناسان، ایران همچنان در فروش نفت خود مشکل دارد و امکان دریافت کامل منابع آن نیست و به این دلیل مرتباً پول فروش نفت به ریال تبدیل و در مخارج جاری دولت هزینه می‌شود.
گفته می‌شود دلیل اصلی افزایش میزان نقدینگی به رقم تاریخی و بی‌سابقه هزار و ۱۲۲ هزار میلیارد تومان نیز تا حدودی به اشکالات فروش نفت ایران و باقی ماندن تحریم‌ها در این بخش باز می‌گردد و اینکه ایران مجبور است منابع فروش نفت را به ریال تبدیل کرده و در امور جاری هزینه کند. در واقع با وجود اینکه غربی‌ها در قالب برجام پذیرفته‌اند که ایران بتواند سقف تولید و فروش نفت خود را افزایش دهد، اما از آن‌سو در این مسیر اخلال ایجاد کرده و باعث می‌شوند تا ایران نتواند منابع حاصل از فروش نفت را به‌صورت کامل در اختیار داشته و آن را در توسعه زیرساخت‌های کشور هزینه کند.
نگاهی به وضعیت فعلی اقتصادی ایران نیز نشان می‌دهد که میزان نقدینگی در پایان دولت دهم ۴۷۰ هزار میلیارد تومان بوده که حالا با افزایش ۳ برابری به هزار و ۱۲۲ هزار میلیارد تومان رسیده و مانند یک بمب ساعتی در اقتصاد ایران عمل می‌کند به نحوی که هر لحظه امکان انفجار آن و بروز آسیب شدید به زیرساخت‌های اقتصادی کشور وجود دارد.
از سویی باقی ماندن شرایط رکود شدید در فعالیت‌های اقتصادی و کسب و کار نیز باعث شده تا خطر نقدینگی بی‌سابقه هزار هزار میلیارد تومانی را بیشتر کند. نگاه خوشبینانه به عملکرد دولت در توافقات هسته‌ای تلاش ستودنی و خستگی‌ناپذیر تیم مذاکره‌کننده ایرانی و دستیابی به توافقات پس از سال‌ها اختلاف نظر ایران با قدرت‌های جهانی است، اما نگاه واقع‌بینانه به عملکرد دولت این است که متاسفانه برخلاف وعده‌ها و ربط دادن مشکلات اقتصادی به تحریم‌ها و توافقات، اما دولت نتوانسته در بخش اقتصادی نمره مناسبی بگیرد و به شدت عملکرد ضعیفی داشته است.
با وجود اینکه اقتصاد ایران عملاً بدون فروش نفت یا در جریان افت بی سابقه قیمت نفت در سال‌های اخیر آسیب‌های جدی‌ای را متحمل شده، اما اثر واقعی افزایش تولید نفت به بیش از یک میلیون بشکه در روز یا رفع موانع فروش نفت ایران به سایر کشورها نیز در اقتصاد ایران مشاهده نمی‌شود و رکود همچنان فشار بی‌سابقه‌ای را به ارکان کسب‌و‌کار و تولید وارد می‌کند.
یک تحلیل درباره نگرانی دولت از اقدامات ناگهانی دونالد ترامپ در منحرف کردن مسیر اجرای برجام این است که اساساً چیزی از اجرای برجام عاید ایران نشده که ترامپ بخواهد آن را متوقف کرده یا بر آن تأثیر منفی بگذارد. به نظر می‌رسد دولت یازدهم که در آخرین ماه‌های فعالیت خود قرار دارد همچنان در مقابل کوهی از مشکلات اقتصادی حل نشده و وعده‌های به سرانجام نرسیده قرار دارد و قطع به یقین نتوانسته در زمینه گشایش‌های اقتصادی و معیشتی در زندگی مردم عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
نقدینگی به رقم بی‌سابقه رسیده، نرخ بیکاری افزایش یافته و تعداد بیکاران به بیش از سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده، کاهش نرخ تورم به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد دولت یازدهم در زندگی مردم ملموس نیست و از آن‌سو بانک مرکزی می‌گوید در ۶ ماهه اخیر از قدرت خرید مردم حدود ۵۰ درصد کم شده، طبق گزارش بانک جهانی ایران در تمامی شاخص‌های محیط کسب‌‌و‌کار در سال ۲۰۱۷ تنزل دارد؛ همچنین کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که با ادامه روند فعلی، تورم دورقمی به‌زودی به اقتصاد ایران بازخواهد گشت.
به نظر می‌رسد دولت دیگر فرصت چندانی برای حل همه این مسائل بزرگ اقتصادی نخواهد داشت و به‌زودی نیز با ورود رسمی دونالد ترامپ به کاخ سفید، با مشکلات و درگیری‌های جدیدی در اجرای برجام هم مواجه خواهد شد. غربی‌ها یک‌بار دیگر نشان دادند که قابل اعتماد نیستند و نباید همراهی آنها را راهکار پایان یافتن همه مسائل و مشکلات اقتصادی ایران بدانیم و با طناب پوسیده آمریکایی‌ها به چاه برویم.

منبع : صبح نو

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.