%d8%ad%d8%b1%db%8c%d8%b1%db%8c
18 آبان, 1395
عضو اتاق بازرگانی در گفتگو با سایت دفاع اقتصادی:

اشتباه دولت در بی توجهی به بنگاههای کوچک؛ اینکار ضد اقتصاد مقاومتی است!

بحث SMEها چند دهه ای است که در دنیا به عنوان بنگاههایی که می توانند باعث تحرک اقتصادی شوند مطرح است. SME ها دارای ویژگی­ هایی از جمله چابک بودن، قابلیت جابجایی و برنامه ریزیهای کوتاه مدت، زودبازده و سریع هستند.

مجید رضا حریری عضو اتاق بازرگانی است. او هم اکنون جانشین اسداله عسگراولادی در اتاق مشترک ایران و چین است. وی معتقد است ما برای کل اقتصاد کشور هیچ استراتژی نداریم بنابراین در خصوص نقشه راه پیشرفت اقتصادی کشور در بخش های مختلف برنامه مشخصی تدوین نشده است. هنوز مشخص نیست که بطور کلی در اقتصاد کشورمان به کجا می خواهیم برویم و قرار است به آنجایی که می خواهیم برسیم چند درصد آن امور به عهده صنعت و معدن، چند درصد به عهده کشاورزی، چند درصد به عهده خدمات، چند درصد به عهده وزارت خارجه و … است. بنابراین هیچ درصد معینی را هدفگذاری و مشخص نکردیم در حالی که هر کدام باید نقشی داشته باشند. او میگوید:  آنچه که به عنوان اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده این طور نبوده که به رهبری الهام یا وحی شود بلکه ابلاغیه ایشان حاصل فکر و بررسی دقیق وضعیت اقتصاد کشور همراه با نظر کارشناسان خبره است. به طور قطع ایشان اگر به اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها راه حل اقتصاد کشور اشاره می کنند در بررسی وضعیت واقعی، تنگناها، مشکلات، ظرفیت ها و توانمندی های اقتصاد ایران به این نتیجه رسیده اند.  تقریبا در حوزه کارشناسی و علمی کسی را نداریم که مخالف توسعه صنایع کوچک و متوسط باشد بلکه همه معتقد هستند که راه حل برون رفت از وضعیت کنونی اقتصاد ایران، اشتغال با توسعه صنایع کوچک و متوسط است. حاصل گفتگوی سایت دفاع اقتصاد را با مجیدرضا حریری بخوانید

 

در این گفتگو قصد داریم با شما به بررسی صنایع کوچک و متوسط(SME) بپردازیم. در ابتدای بحث بفرمایید که چقدر SME ها آنگونه که در دنیا جاافتاده اند در ایران مورد توجه قرار گرفته اند و چه میزان آنگونه که در دنیا تعریف شده اند در ایران به آن پرداخته شده است؟

مجیدرضا حریری: بحث SMEها چند دهه ای است که در دنیا به عنوان بنگاههایی که می توانند باعث تحرک اقتصادی شوند مطرح است. SME ها دارای ویژگی­ هایی از جمله چابک بودن، قابلیت جابجایی و برنامه ریزیهای کوتاه مدت، زودبازده و سریع هستند. تعاریفی که در دنیا راجع به بنگاههای کوچک و متوسط شده بسته به محل زندگی و اقتصادی که آن کشور با آن اداره می شود متفاوت است. به عنوان مثال یکی از کشورهایی که SME به عنوان مبنای اقتصاد آن بعد از بانکداری و خدمات مالی مطرح است کشور هنگ کنگ است. در برخی از کشورها واحدهای صنفی که غیر از بنیان­گذار آن صنف فرد دیگری که مشغول به کار در آن واحد است، بنگاه کوچک تعریف می شود. اما در کشور ما تعریف قانونی وجود دارد و آن هم بر اساس سقف کارگری است. بنگاه ها براساس میزان نیروی کار تقسیم بندی می شوند. بنگاه های کوچک به واحدهایی اطلاق می شود که تعداد کارگران آن کمتر از ۱۰۰ نفر هستند و بنگاههای متوسط نیز دارای کارگران تا سقف ۱۰۰ نفر است. اما نکته اصلی این است کهمتاسفانه عدم وجود استراتژی در تمام زمینه های اقتصادی است . علی رغم داشتن تعریف سازمانی، نهاد و معاونت مطلوب در وزاتخانه معدن و تجارت اما یک استراتژی کلی برای اقتصاد کشور نداریم و به طبع آن نیز استراتژی کلی برای اقتصاد و برای صنعت کشورمان نداریم. بر همین اساس در حوزه صنایع کوچک ومتوسط برنامه ریزی و استراتژی مشخصی نداریم. در صورتی که بنگاههای کوچک و متوسط بنگاههایی هستند که می توانند بار عمده ای ازاقتصاد کشور که در راستای تولید ملی و درآمد و اشتغال به دوش بگیرند و از سهم نفت در اقتصاد کاهش دهند.

بنابراین اقتصاد ایران حق مطلب را در خصوص صنایع کوچک و متوسط اداء نکرده است؟

مجیدرضا حریری: ما برای کل اقتصاد کشور هیچ استراتژی نداریم بنابراین در خصوص نقشه راه پیشرفت اقتصادی کشور در بخش های مختلف برنامه مشخصی تدوین نشده است. هنوز مشخص نیست که بطور کلی در اقتصاد کشورمان به کجا می خواهیم برویم و قرار است به آنجایی که می خواهیم برسیم چند درصد آن امور به عهده صنعت و معدن، چند درصد به عهده کشاورزی، چند درصد به عهده خدمات، چند درصد به عهده وزارت خارجه و … است. بنابراین هیچ درصد معینی را هدفگذاری و مشخص نکردیم در حالی که هر کدام باید نقشی داشته باشند.

با توجه به اینکه در اقتصاد ایران بیشتر شرکت­های مادر و بزرگ قدرت و  توان حیات دارند و سهم عمده ای از اقتصاد را به خود اختصاص داده اند به نظر شما توسعه SMEها چقدر متناسب با شرایط اقتصاد ایران است؟

مجیدرضا حریری:در دهه ۴۰ شمسی تصمیم بر آن شد که دولت در صنایع مادر و بزرگ نیز مانند صنایع فولاد، صنایع خودرو سازی و …. وارد شود که شاهد انقلاب سفید در تاریخ ۶ بهمن بودیم. بعد از انقلاب آن صنایع بزرگ به دست بخش خصوصی بود. تا اینکه با قوانینی که بعد از انقلاب در خصوص ملی شدن صنایع بومی مصوب و وضع شد، مدیریت صنایع بزرگ کشور به دولت سپرده شد. این صنایع بزرگ که مدیریت آن به دست دولت انجام می شود در فضای رقابتی زیاد سرپا نیستند و اگر زنده هستند به دلیل آن است که همیشه از طریق یک سرم به یک منبع خوبی وصل هستند و آن هم منابع و حمایت های دولتی است. آنچه که امروزه معضل اقتصاد کشور ما است و بیشتر از همه چیز بزرگترین مشکل پیشروی جمهوری اسلامی است مقوله بیکاری است. بیشترین و موثرترین راه حلی که می تواند برای جوانان تحصیل کرده و فارغ تحصیل کشور اشتغال ایجاد کند، توسعه صنایع کوچک ومتوسط است. به دلیل آن که ایجاد یک شغل در صنایع کوچک و متوسط به مراتب ارزان تر از ایجاد یک شغل در صنایع مادر و بزرگ است. بررسی آمارها نشان می دهد که توسعه صنایع کوچک و متوسط به مراتب بیشتر از توسعه صنایع بزرگ می توانند در افزایش درآمد، اشتغال موثر باشند. در خصوص صنایع کوچک و متوسط آمارها در دست دولت است و ما آمارهای قابل اکتفایی در دست نداریم که بخواهیم راجع به آن بحث یا صحبتی داشته باشیم. اما آنچه که مشخص است این است که سهم صنایع کوچک و متوسط در اشتغال به نسبت سرمایه گذاری بسیار ناچیز و پایین تر از صنایع بزرگ و مادر است. از نظر سهم درآمدها  بخش عمده ای از اقتصاد کشور با صنایع مادر اداره می شود اما از نظر اشتغال آنان سهم کوچکی به عهده دارند. به طور مثال درصنعت فولاد با این حجم و سهم اقتصادی که بالای صدها میلیارد دلار برای آن هزینه و سرمایه­گذاری شده است، اما میزان اشتغال زایی آن به نسبت حجم سرمایه گذاری شده بسیار پایین است در حالی که شما با کسرهای بسیار کمتر از یک دهم آن هزینه می توانید در صنایع کوچک و متوسط ایجاد اشتغال کنید. همچنین باید توجه داشت که در صنایع کوچک و متوسط همیشه احتمال این که بتوانیم به نیروی تکنولوژی خوب و بومی اتکاء کنیم بسیار بالا است.

با توجه به شرایط موجود یکی از بندهایی که در اقتصاد مقاومتی به ان تاکید شده بحث صنایع کوچک و متوسط است که رهبری نیز در اول سال به آن اشاره نموده اند و در بندهای ابلاغیه اقتصاد مقاومتی نیز به آنها اشاره شده است. به نظر شما پرداختن و توجه به صنایع کوچک و متوسط به چه میزان ضرورت دارد. در حالی که هنوز اقتصاد ایران با مشکلات ناشی از تحریم ها دست و پنجه نرم می کند، مشکلات ساختاری در اقتصاد کشور حل نشده است و همچنان سهم بالای اقتصاد ایرات دولتی و نفتی است. در چنین شرایطی توسعه و تقویت صنایع کوچک و متوسط چقدر می­تواند موجب رفع مشکلات شود و رونق اقتصادی را به ارمغان بیاورد؟

مجیدرضا حریری: آنچه که به عنوان اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده این طور نبوده که به رهبری الهام یا وحی شود بلکه ابلاغیه ایشان حاصل فکر و بررسی دقیق وضعیت اقتصاد کشور همراه با نظر کارشناسان خبره است. به طور قطع ایشان اگر به اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها راه حل اقتصاد کشور اشاره می کنند در بررسی وضعیت واقعی، تنگناها، مشکلات، ظرفیت ها و توانمندی های اقتصاد ایران به این نتیجه رسیده اند.  تقریبا در حوزه کارشناسی و علمی کسی را نداریم که مخالف توسعه صنایع کوچک و متوسط باشد بلکه همه معتقد هستند که راه حل برون رفت از وضعیت کنونی اقتصاد ایران، اشتغال با توسعه صنایع کوچک و متوسط است. آنچه در فضای نظر اتفاق می افتد با آنچه در فضای عمل اتفاق می افتد دو چیز متفاوت است. به عبارتی دیگر بیشترین حمایت هایی که دولت در سالیان متمادی در چند دهه اخیر کرده متمرکز بر بنگاههای بزرگ مانند فولادسازی، پتروشیمی، خودروسازی و … است. شما می بینید که در هر جایی که اقتصاد ما دچار تنگنا می شود دولت اگر منابعی برای تزریق داشته باشد آن را به بنگاههای مادر و بزرگ تزریق می کند و آن تزریق ویژه ای که باید به صنایع کوچک و متوسط داشته باشد را ندارد و دلیل آن نیز این است که ما همیشه می گوییم اقتصاد کشور ما متکی بر دولت است و دولت در آن دخالت زیادی دارد. دلیل آن نیز این است که بنگاههای موثر در اقتصاد کشور بزرگ ودولتی هستند یا در جریان آن خصوصی سازی که انجام شده به دستگاههای متصل هستند که مدیریت آن به دولت بر می گردد. این در حالی است که صنایع کوچک و متوسط این امکان را می دهد که توجه زیادی به ظرفیت های بخش خصوصی شود و اگر بخش خصوصی یاد بگیرد و در بنگاههای کوچک ومتوسط مدیریت خود را اعمال کند و آنجا قدرتمند شود به طبع در بنگاههای بزرگ نیز می تواند بنگاههای کوچک و متوسط ایجاد کند. رشد بنگاههای کوچک و متوسط می تواند یا سبب تبدیل شدن به بنگاههای بزرگ شود و یا با ترکیب چند بنگاه کوچک و متوسط، یک کنسرواسیون در بنگاه های بزرگ تشکیل گردد.

پس توسعه صنایع کوچک و متوسط یک سیاست اقتصادی در راستای توسعه خصوصی سازی است. مجیدرضا حریری: منظور از بخش خصوصی سازی، بخش خصوصی سازی واقعی است نه بخش خصوصی که تحت عنوان خصولتی است و نه بنگاههای عمومی و نهادهای دولتی. به عبارتی بخش خصوصی یعنی جایی که سرمایه بنگاه و مدیریت بنگاه برای بخش خصوصی است. بیش از ۹۰ درصد از سرمایه و مدیریت بخش خصوصی کشور در بنگاههای کوچک و متوسط متمرکز شده است و اگر این ها میدان پیدا کنند و اجازه فعالیت آزادانه در اقتصاد داشته باشند تحولات شگرفی را در اقتصاد شاهد خواهیم بود.

در اقتصادی که شفاف، رقابتی و آزاد باشد، این بنگاه ها هم قابلیت تجمیع دارند و هم قابلیت رشد دارند. به همین مناسبت بخش خصوصی می تواند در یک پروسه زمان بندی شده و برنامه ریزی شده طی یک جریان زمان بندی مشخص تبدیل به بنگاه های بزرگ شود. راه حل این موضوع هم این است که اقتصاد کشور باید از بند ناف دولت و نفت جدا شود و از طرفی بنگاههای کوچک و متوسط خود را تقویت کند.

با توجه به این که واحدهای صنعتی نیمه فعال و یا زیر ظرفیت مشغول کار و برخی نیز در حال ورشکستگی هستند در این شرایط اگر بخواهیم SMEها بپردازیم از کجا باید شروع کرد یا به عبارتی دیگر چه اقدامی را باید در اولویت قرار داد و بر چه موضوعی باید تاکید و چه شروطی را باید در کار اجراء کرد؟

مجیدرضا حریری: این که امروزه بنگاههای اقتصادی اعم از بنگاههای بزرگ، متوسط و کوچک در چه وضعیتی هستند خیلی وضعیت آنها با هم فرق نمی کند. همه در یک وضعیت بد قرار دارند. منتهی بنگاههای بزرگ به دلیل این که منابع مالی بزرگ و منابع بزرگ بانکی را در اختیار دارند به نوعی وام ها و تسهیلات بانکی نیز به بنگاه های بزرگ تعلق دارد. حتی در شرایط امروز به نسبت سرمایه مشکلات در بنگاههای بزرگ بسیار بزرگ تر و بیشتر از مشکلاتی است که در بنگاههای کوچک و متوسط است.

در شرایطی می توانیم این بنگاهها را نجات دهیم که فضای کسب و کار خود را برای رشد فعالیت اقتصادی مناسب کنیم به شرط این که اقتصاد کشور ما شفاف، رقابتی و آزاد باشد. در شرایط شفاف بودن، رقابتی بودن و آزاد بودن باید این اجازه را بدهیم تا بنگاههای بزرگ، متوسط و کوچک هر کدام که مدیریت نا کارآمد، تکنولوژی قدیمی یا بازار مصرف از دست رفته ای دارند واز وضعیتی نا مناسب برخوردارند به مرگ طبیعی بمیرند. هیچ اتفاقی هم نمی افتد. در دنیا همه بنگاهها یکی یکی از بین می روند و در عوض بنگاه های دیگری جایگزین آنان می شوند.در دو دهه اخیر بنگاههای بزرگی وجود داشته اند که دیگر وجود خارجی ندارند حال چه بنگاههای کوچک ومتوسط و چه بنگاههای بزرگ.

به عبارتی ورود و خروج به بازار امری طبیعی است؟

مجیدرضا حریری: به طور مثال ۲۰ سال گذشته برند و شرکتی بزرگ مانند کوداک در یک شهر آمریکا بود ولی امروزه وجود خارجی ندارد و هیچ کسی هم نسبت به این موضوع عزا نگرفته است. یا در همین پنج سال اخیر برندی به نام نوکیا که یک شرکت بسیار بزرگی بود امروزه اصلا وجود ندارد، خوب این اشکالی ندارد اگر بنگاهها بمیرند- البته به شرط این که آنها را نکشند و در یک بازار شفاف، آزاد و رقابتی به مرگ طبیعی بمیرند.- اصلا ایراد ندارد. قاعده یک بازار رقابتی همین است. منتهی در کشور ما از مرگ بنگاهها جلوگیری می شود.

با مسکن و آمپول.

مجیدرضا حریری:درست است. در حالی که این شرایط برای کل اقتصاد کشور ما ضرر دارد. درست است که این بنگاهها نجات پیدا می کنند اما کل اقتصاد کشور ما در رانتی که ایجاد می شود، شفافیت ندارد و … از بین می رود. به دلیل این که سعی می کنیم این بنگاهها را حفظ کنیم. در صورتی که شما می بینید بنگاهها در محیط آزاد در شرایطی که فضای کسب و کار، یک فضای آزاد و رقابتی است و در کمال شفافیت فعالیت خود را ادامه می دهند به عبارتی دیگر هرکسی که ماند، ماند و هرکسی که از بین رفت، رفت این اتفاق بزرگی نیست زیرا در مقابل هر بنگاهی که می میرد بنگاههای بزرگ و کوچک دیگری تاسیس می شود زیرا جریان اشتغال جریان سیار است که ادامه دارد.

با توجه به این که در گذشته نیز سیاست حمایت از بنگاههای زود بازده داشتیم و در عمل نیز شکست خورد، به نظر شما در حال حاضر چقدر دولتمردان و قانون گذاران و سیاست گذاران درک درستی ازSME ها دارند؟ متاسفانه در اقتصاد ایران هرگاه حرف حمایت به میان می آید صرفا حمایت مالی و تسهیلات مورد توجه قرار می گیرد؟

مجیدرضا حریری:دقیقا بر اساس همین درک است که یک بزرگتری به نام دولت منابع مالی گسترده حاصل از فروش نفت را در اختیار دارد. هرجا که بحث حمایت به میان می آید این تصور ایجاد می شودکه دولت باید پولی خرج کند، تعریف ما از حمایت تا همین اندازه است. اگر حمایت ها به همین منوال باشد جز ایجاد رانت و استفاده از منابع مالی دولتی به صورت رانتی حاصل دیگری نخواهد داشت. همین اتفاق در خصوص شرکت های دانش بنیان رخ داده است. شرکت های دانش بینان به جای اینکه محفلی برای رشد صنایع دانش بنیان، اشتغال و درآمد شود، در برخی از موارد سبب ایجاد رانت برای جذب منابع مالی شده است.

اشکال در کجاست که همچنان این تصور غلط از حمایت وجود دارد؟

مجیدرضا حریری:اشکال این است که بنگاههای زود بازده ای نداریم که براساس تکیه بر بازار شکل بگیرد. بنگاهی که اسمش زود بازده است خود را به منابع مالی دولتی وصل نمی کند و  بنگاهی دانش بنیان است می بایستی با اتکاء به دانش نوینی که در محصولاتش دارد بتواند سهم مناسبی از بازار را دریافت کند. اما برعکس در اقتصاد ایران زمانی که شرکتی دانش بنیان شد، می خواهد به یک منبع مالی وصل شود و رانت دریافت کند و این از عدم شفافیت است یعنی یک نفر باید تشخیص دهد که من دانش بنیان هستم و پای یک سند را امضاء کند که نشان دهد من دانش بنیان هستم و مرا معرفی کند تا یک رانتی دریافت کنم. اما اگر این ها به صورت طبیعی به عبارتی دیگر اگر بانکداری سالم، شفاف، رقابتی و خصوصی بود آن بانک تشخیص می دهد که به کدام بنگاه، وام وتسهیلات دهد که آینده درخشانی دارد و می تواند منابع مالی را به آن بانک برگرداند. اما همه چیز در مملکت ما فرمایشی، دولتی، براساس رانت و منابع نفتی شکل می گیرد وهرکس سعی می کند خودش را به این دسته بندی که به منابع مالی وصل است وصل کند تا منتفع شود.

در واقع ساختارها ثابت است و این صورت هاست که تغییر می کند؟

مجیدرضا حریری:بله درست است.

اگر بخواهیم توسعه صنایع کوچک و متوسط را دردستور کار قرار دهیم، فضای بازار چه میزان آمادگی این سبک از بنگاه داری را دارد؟ فعالان اقتصادی ما چه میزان با فضای بنگاه داری آشنا هستند به عبارتی دیگر اگر در این فضا وارد شوند آیا از پس آن برمی آیند؟

مجیدرضا حریری:امروز متاسفانه بخش خصوصی کشور در شرایط خوبیقرار ندارد. به طور کلی این فضا وجود ندارد. بخش خصوصی در ۳۰ سال گذشته به شدت ضعیف و اعتماد به نفس خود را از دست داده است و ظاهرا شبه دولتی شده است. بنابراین ما احتیاج به یک برنامه زیر بنایی داریم. همان طور که می دانیم باید به سمت شفاف سازی اقتصاد، آزاد کردن اقتصاد و رقابتی کردن اقتصاد حرکت کنیم. اگر این اتفاق صورت نگیرد هرطور بچرخیم سر همین جایی هستیم که امروز هستیم. فراموش نکنید که یک روزی بنگاههای کوچک و متوسط در این مملکت تشکیل شد مانند کفش ملی که بعد از مدتی تبدیل به یک بنگاه بزرگی شد که توانست بخش عمده ای از محصولات خود را صادر کند. یک روز در این مملکت بنگاه کوچکی به نام مخمل کاشان تشکیل شد که بعد از مدتی آن نیز به یک بنگاه بزرگ اقتصادی تبدیل شد که توانست در سرتاسر منطقه محصولاتش را صادر کند. اما متاسفانه امروز دیگر خبری از این برندها نیست. راه حل فقط و فقط این است که اقتصاد کشور شفاف، رقابتی و آزاد باشد.

 

 

نتیجه::: مجیدرضا حریری عضو اتاق بازرگانی: به طور قطع اگر آیت اله خامنه ای  به اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها راه حل اقتصاد کشور اشاره می کنند در بررسی وضعیت واقعی، تنگناها، مشکلات، ظرفیت ها و توانمندی های اقتصاد ایران به این نتیجه رسیده اند.  تقریبا در حوزه کارشناسی و علمی کسی را نداریم که مخالف توسعه صنایع کوچک و متوسط باشد بلکه همه معتقد هستند که راه حل برون رفت از وضعیت کنونی اقتصاد ایران، اشتغال با توسعه صنایع کوچک و متوسط است. آنچه در فضای نظر اتفاق می افتد با آنچه در فضای عمل اتفاق می افتد دو چیز متفاوت است. به عبارتی دیگر بیشترین حمایت هایی که دولت در سالیان متمادی و در چند دهه اخیر کرده متمرکز بر بنگاههای بزرگ مانند فولادسازی، پتروشیمی، خودروسازی و … است. شما می بینید که در هر جایی که اقتصاد ما دچار تنگنا می شود دولت اگر منابعی برای تزریق داشته باشد آن را به بنگاههای مادر و بزرگ تزریق می کند و آن تزریق ویژه ای که باید به صنایع کوچک و متوسط داشته باشد را ندارد و دلیل آن نیز این است که ما همیشه می گوییم اقتصاد کشور ما متکی بر دولت است و دولت در آن دخالت زیادی دارد. دلیل آن نیز این است که بنگاههای موثر در اقتصاد کشور بزرگ ودولتی هستند یا در جریان آن خصوصی سازی که انجام شده به دستگاههای متصل هستند که مدیریت آن به دولت بر می گردد. این در حالی است که صنایع کوچک و متوسط این امکان را می دهد که توجه زیادی به ظرفیت های بخش خصوصی شود و اگر بخش خصوصی یاد بگیرد و در بنگاههای کوچک ومتوسط مدیریت خود را اعمال کند و آنجا قدرتمند شود به طبع در بنگاههای بزرگ نیز می تواند بنگاههای کوچک و متوسط ایجاد کند. رشد بنگاههای کوچک و متوسط می تواند یا سبب تبدیل شدن به بنگاههای بزرگ شود و یا با ترکیب چند بنگاه کوچک و متوسط، یک کنسرواسیون در بنگاه های بزرگ تشکیل گردد.

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.