26 مهر, 1395
پیشنهاداتی به وزارت نفت ؛

ایران چگونه می‌تواند سهم قبلی خود را از بازار جهانی پس بگیرد؟

براساس میزان خوراک نفت خام پالایشگاه های کشور که معادل ۱٫۸ میلیون بشکه در روز است و با در نظر گرفتن سقف تولید نفت خام کشور که به حدود ۴٫۷ میلیون بشکه در روز خواهد رسید، حدود ۲٫۹ میلیون بشکه در روز نفت خام برای صادرات باقی خواهد ماند.

طبق برنامه ریزی وزارت نفت قرار است میزان تولید نفت خام ایران در عرض یک سال پس از رفع تحریم ها به میزان پیش از تحریم برسد و سپس تا سال ۲۰۱۸ به ۴٫۷ میلیون در روز افزایش یابد. به نظر می رسد برای باز پس گیری سهم بازار و مقام دومین تولید کننده نفت اوپک، لازم است ظرفیت تولید نفت خام ایران سریع تر و پیش از رقبایی چون عراق و ونزوئلا افزایش یابد. در این راستا در صورتی می توان به این مهم دست یافت که سهم تولید نفت خام ایران از میزان کل تولید نفت خام جهان معادل سهم ذخائر نفت خام شناخته شده ایران از تمام جهان یعنی حدود ۱۰ درصد قرار گیرد، چنین هدفی در عمل به معنای آن است که تولید نفت خام ایران در ابتدای دهه میلادی ۲۰۲۰، سقف تولید ایران به ۷ میلیون بشکه در روز برسد.

براساس میزان خوراک نفت خام پالایشگاه های کشور که معادل ۱٫۸ میلیون بشکه در روز است و با در نظر گرفتن سقف تولید نفت خام کشور که به حدود ۴٫۷ میلیون بشکه در روز خواهد رسید، حدود ۲٫۹ میلیون بشکه در روز نفت خام برای صادرات باقی خواهد ماند. البته در صورت کسب هر میزان افزایش در ظرفیت پالایش در داخل یا در خارج از ایران به همان میزان از ۲٫۹ میلیون بشکه در روز صادرات نفت خام کاسته خواهد شد.

بدیهی است باز پس گیری سهم از دست رفته بازار نفت ایران نه تنها از نظر تامین مالی برای دولت ج.ا.ایران اهمیت دارد بلکه نقش آن در تامین امنیت ملی کشور غیرقابل انکار است. رسیدن به هدف ۲٫۴میلیون بشکه صادرات در روز بعد از برداشته شدن تحریم ها در مدت کمتر از یک سال در بازار اشباع شده کنونی چالش بزرگی برای شرکت ملی نفت ایران محسوب می شود. شرکت ملی نفت در کوتاه مدت از طریق عرضه نفت به قیمت های قابل رقابت و تسهیل شرایط پرداخت بهای نفت و آسان گیری در سایر شرایط قراردادی بخشی از بازار ۱٫۲ میلیون بشکه در روز از دست رفته را باز پس بگیرد، لکن برای رسیدن به هدف نهائی رسیدن به میزان صادرات نفت قبل از اعمال تحریم ها، نیاز به کارگیری روش های غیرمرسوم است.

برای این کار ابتدا لازم است به این امر توجه شود که اصلی ترین هدف بازاریابی نفت در ابتدا می بایستی بازار اروپا باشد که در چند سال گذشته ممنوعیت واردات نفت از ایران در آنجا برقرار بوده است. ایتالیا مهم ترین هدف بازاریابی نفت ایران در اروپا می باشد. این کشور در کنار کشورهای چین، ژاپن، هندوستان و کره جنوبی مهمترین واردکننده نفت خام ایران قبل از اعمال تحریم ها به شمار می رفت. در حال حاضر اصلی ترین واردکنندگان اروپائی نفت خام ایران قبل از وضع تحریم ها یعنی ایتالیا اسپانیا و یونان از نظر اقتصادی آسیبپ ذیرترین کشورها در اروپا به شمار می آیند و به شدت در حال تلاش هستند برای صدور کالاهای و خدمات خود بازارهای مناسبی بدست آورند. استفاده از این نیاز کشورهای اروپائی به افزایش صادرات کالا و خدمات می تواند عرضه نفت خام به آن کشورها از طریق معاملات پایاپای تسهیل نماید و به شرکت نفت کمک نماید تا بتواند در پالایشگاه های این کشورها سهم مناسبی در راستای سیاست بلندمدت خود)کاهش خام فروشی(به دست بیاورد.

از سوی دیگر برای موفقیت سیاست نفت در برابر انجام پروژه توسط کشورهای واردکننده نفت از ایران لازم است بیشترین تاکید برای بکار گرفتن پروژه هایی باشد که برای تولیدات خود به انرژی نسبتا بیشتری برای هر واحد تولید خود نیاز دارند مانند صنایع پتروشیمی، فولاد و تولید آلومینیوم. چون علاوه بر دسترسی به انرژی داخلی فراوان و ارزان در داخل کشور به همراه نیروی کار تحصیل کرده، احداث چنین صنایعی در ایران به ایجاد اشتغال مورد نیاز در ایران نیز کمک خواهد کرد.

استفاده از نفت برای پرداخت پروژه های انجام شده می تواند بازارهای برای صادرات نفت ایران ایجاد نماید. در گذشته نیز از طریق صادرات نفت پروژه های عظیم ملی نظیر کارخانه فولادسازی مبارکه نقش آن در رفع احتیاجات نظامی و غیرنظامی کشور برای همگان قابل مشاهده است به صورت معامله تهاتری در زمان کمبود شدید ارزی کشور در سال های دهه ۱۹۸۰ به انجام رسید. در میان کشورهای اروپایی ایتالیا؛اسپانیا؛یونان و بلزیک )به دلیل وجود پالایشگاه های متعدد صادراتی در منطقه آنتورپ آن کشور) وارد کننده حدود ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران به آن قاره بودند.

در سال ۲۰۱۰ بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا مجموعا ۱۱٫۱۸ میلون بشکه نفت خام وارد کرد که سهم ایران ۵٫۴ درصد ) ۶۰۹ هزار بشکه درروز( بود. ایتالیا اصلی ترین وارد کننده نفت از ایران به شمار می رفت. در سال ۲۰۱۰ واردات آن کشور از ایران ۲۰۶ هزار بشکه در روزبود که ۳۴ درصد نفت خام وارداتی کشور محسوب می شد. اسپانیا با واردات ۱۵۴ هزاربشکه ) ۲۵ درصد واردات کشور(  و یونان با ۵۷ هزار بشکه ) ۹ درصد واردات کشور(  در ردیف های بعدی قرار داشتند.

چنانچه آخرین آمار واردات اتحادیه اروپا مورد توجه قرار گیرد این مهم مشخص خواهد شد که واردات نفت اعضای اتحادیه بین ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ به میزان ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داشته و در نتیجه اگر ایران بخواهد به میزان همان سهم قبلی خود یعنی (۵٫۴ در صد) واردات نفت اروپا به اعضای آن اتحادیه نفت صادر نماید باید ۵۴۰ هزار بشکه در روز را هدف خود قرار دهد. اصلی ترین رقبای ایران برای رسیدن به این هدف روسیه؛ نروز، نیجریه و عربستان خواهند بود. روسیه به تنهایی حدود ۲۹ درصد نفت اتحادیه اروپا را تامین می کند.

صدور بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه در روز به ایتالیا برای باز پس گیری سهم ۳۴ در صدی از دست رفته در بازار نفت آن کشور بسیار دشوار خواهد بود و تنها زمانی این مهم قابل دستیابی است که روابط استراتژیک با بزرگترین شرکت نفت وگاز ایتالیا یعنی"انی" برقرار شود. این شرکت ۵ پالایشگاه با مجموع ظرفیت ۶۰۰ هزار بشکه در روز و یک پالایشگاه مشترک با شرکت ملی نفت کویت با ظرفیت ۸۰ هزار بشکه در اختیار دارد. سهم ۳۰ درصدی دولت ایتالیا در شرکت "انی" می تواند به گسترش روابط ایران با آن کشور کمک کند. شرکت آمریکایی IbboMnoxxE در ایتالیا، صاحب حدود ۳۹۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایشگاهی به صورت مستقل و یا شراکتی است که در شرایط فعلی ارتباط مستقیم شرکت ملی نفت ایران با آن شرکت خیلی محتمل نیست لذا در کوتاه مدت می توان از توانایی های شرکت های بین المللی تجاری نفتی از قبیل ویتول برای فروش نفت خام به این شرکت استفاده نمود.

در مورد اسپانیا صدور ۲۵۰ هزار بشکه در روز، یونان ۴۰ هزار بشکه در روز و بلژیک ۶۰ هزار بشکه در روز اهداف کمی برای رسیدن به میزان درصدی نفت به این کشورها قبل از تحمیل تحریم ها می باشد. لازم به یاد آوری است که آلمان با بازار نفت خام وارداتی ۱٫۸ میلیون بشکه در روز، فرانسه با ۱٫۱ میلیون بشکه در روز و هلند با ۹۵۰ هزار بشکه در روز در گذشته وارد کننده عمده نفت خام از ایران به شمار نمی رفتند ولی بایستی در گسترش روابط اقتصادی با این کشورها واردات بیشتر نفت خام در مقابل انجام سرمایه گذاری در ایران مورد توجه و تاکید قرار گیرد.

کشور چین با داشتن بالاترین ذخیره ارزی در جهان )حدود ۳٫۸ تریلیون دلار( که سه برابر کشور دوم از این نظر یعنی ژاپن می باشد، می تواند شریک مناسبی برای ایران در سال های بعد از تحریم باشد. ایران می تواند در مقابل افزایش صادرات نفت خام به چین سیستم حمل ونقل ریلی شهری و بین شهری خود را با هدف کاهش مصرف نفت به شدت تقویت نماید. ایران همین طور از طریق شراکت در پالایشگاه های چین و گسترش روابط اقتصادی به صورت نفت در مقابل پروژه می تواند به هدف تبدیل شدن به

دومین صادرکننده نفت به چین بعد از عربستان که نزدیک به ۲۰ درصد از نیاز آن کشور به نفت خام را تامین می کند برسد. ایران برای رسیدن به این مهم می بایستی آنگولا را که حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز به چین صادر می کند پشت سر بگذارد.

بعد از چین هندوستان مهم ترین بازار آسیا برای ایران بشمار می رود. تقویت همکاری با دو شرکت پالایشی عظیم هندوستان یعنی  Reliance و Essar  که مالک بزرگترین مجموعه پالایشگاهی نفت جهان می باشد با تقویت روابط در سایر بخش هائی که این شرکت ها در آن فعال هستند امکان پذیر است. می توان صادرات نفت ایران را به این گروه صنعتی که در حال حاضر قطع گردیده مجددا برقرار کرد. روابط با شرکت نفت پالایشی Essar که در رشته صنایع فولاد، تاسیسات زیربنائی و خدمات فعال میباشد در حال حاضر امکان پذیر است لکن امکان افزایش آن با تقویت همکاری در سایر بخشها میُسر می باشد.

ژاپن، کره جنوبی و تایوان دیگر بازارهای مهم می باشند که آنها نیز برای ادامه روند رشد اقتصادی به صادرات کالا و خدمات متکی هستند. ایران می بایستی برای رسیدن به ۱۰ درصد بازار نفت خام ژاپن تلاش نماید که جایگاه سوم خودرا در آن بازار بعد از عربستان و امارات متحده عربی مجددا به دست آورده وقطر؛ روسیه وکویت را پشت سر بگذارد. لازم به یادآوری است که شرکت های نفتی ژاپنی کاملا در جهت سیاست های دولت متبوع خود عمل می کنند که اولویت خرید نفت را به کشورهائی می دهد که روابط سیاسی نزدیک با آنها داشته باشد.

سهم ایران در بازار نفت کره جنوبی در سال های اخیر در حال کاهش بوده در حالی که بازار ایران برای صادرکنندگان کالاهای مصرفی کره ای که برخی از آنها صاحب پالایشگاه هم می باشند همواره پر سود بوده است. ایران با هدف قرار دادن ۱۰ در صد بازار نفت کره و با اتخاذ سیاست پروژه در مقابل نفت می تواند بازار از دست رفته خود را در آن کشور به دست آورد. با توجه به شرایط مشابه تایوان با ژاپن و کره جنوبی و واردات نفت خام یک میلیونی آن کشور ایران می تواند روی صادرات ۶۰ تا ۸۰ هزار بشکه در روز به آن کشور هدف گذاری نماید. قدیمی بودن پالایشگاه های تایوان و خطر بسته شدن بعضی از آنها فرصت مناسبی است که شرکت نفت ایران در ازای دادن فرصت سرمایه گذاری در ایران خصوصا در صنعت پتروشیمی به شزکت های تایوانی سهم مناسبی در تامین نفت آن کشور بازی کند و سهم خودرا در بازار تایوان به ۱۰ درصد برساند.

نتیجه:::: ژاپن، کره جنوبی و تایوان دیگر بازارهای مهم می باشند که آنها نیز برای ادامه روند رشد اقتصادی به صادرات کالا و خدمات متکی هستند. ایران می بایستی برای رسیدن به ۱۰ درصد بازار نفت خام ژاپن تلاش نماید که جایگاه سوم خودرا در آن بازار بعد از عربستان و امارات متحده عربی مجددا به دست آورده وقطر؛ روسیه وکویت را پشت سر بگذارد. لازم به یادآوری است که شرکت های نفتی ژاپنی کاملا در جهت سیاست های دولت متبوع خود عمل می کنند که اولویت خرید نفت را به کشورهائی می دهد که روابط سیاسی نزدیک با آنها داشته باشد.

سهم ایران در بازار نفت کره جنوبی در سال های اخیر در حال کاهش بوده در حالی که بازار ایران برای صادرکنندگان کالاهای مصرفی کره ای که برخی از آنها صاحب پالایشگاه هم می باشند همواره پر سود بوده است. ایران با هدف قرار دادن ۱۰ در صد بازار نفت کره و با اتخاذ سیاست پروژه در مقابل نفت می تواند بازار از دست رفته خود را در آن کشور به دست آورد. با توجه به شرایط مشابه تایوان با ژاپن و کره جنوبی و واردات نفت خام یک میلیونی آن کشور ایران می تواند روی صادرات ۶۰ تا ۸۰ هزار بشکه در روز به آن کشور هدف گذاری نماید. قدیمی بودن پالایشگاه های تایوان و خطر بسته شدن بعضی از آنها فرصت مناسبی است که شرکت نفت ایران در ازای دادن فرصت سرمایه گذاری در ایران خصوصا در صنعت پتروشیمی به شزکت های تایوانی سهم مناسبی در تامین نفت آن کشور بازی کند و سهم خودرا در بازار تایوان به ۱۰ درصد برساند

مهندس علی خلیلی زاده استاد دانشگاه

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.