24 مهر, 1395

صنایع فرهنگی؛ مکمل اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه

بررسی وضعیت اشتغال در کشورهای توسعه یافته آنان را متقاعد ساخته است که صنایع دستی و سنتی را به‌عنوان مکمل اقتصادی مورد توجه و حمایت قرار دهند.

هنرهای دستی و صنایع اصیل، نمایشگر فرهنگ و تمدن اقوام است و با تاریخ هنر پیوند عمیقی دارد. میراث‌های فرهنگی و هنری که در طول قرون به آیندگان منتقل می‌شود، دارای ارزش معنوی زیادی است و بر پشتوانه‌های فرهنگی – هنری گذشتگان بنا شده است.

نقش صنایع فرهنگی در اقتصاد جوامع در حال رشد به عنوان مکمل فعالیت‌های اصلی باعث شده اقتصاددانان در ملاحظات خود به این رشته توجه خاصی مبذول داشته باشند و آن را به‌عنوان اهرم قوی در حل مسائل اقتصادی و راه حل مناسبی در چاره‌یابی بحران‌ها به کار گیرند. نمونه بارز این موضوع، درک حمایت و تقویت صنایع دستی و روستایی در تمام کشورهای در حال رشد است.

بررسی وضعیت اشتغال در کشورهای توسعه یافته آنان را متقاعد ساخته است که صنایع دستی و سنتی را به‌عنوان مکمل اقتصادی مورد توجه و حمایت قرار دهند.

همچنین، شاخص‌های کشورهای توسعه نیافته در توسعه صادرات، اقتصاد تک محصولی یا اتکا به چند قلم محصول اندک صادراتی است. در ضمن اکثر این کشورها بیشتر صادر کننده مواد خامی‌نظیر نفت، پشم، پنبه و مس و اقلامی‌ نظیر این‌ها هستند. متاسفانه تجربه به دست آمده از بازرگانی بین‌المللی نشان داده است، با کوچک‌ترین نوسان در بهای جهانی این مواد، حیات اقتصادی ملت‌ها تهدید می‌شود و گاه رو به نابودی می‌رود. از طرفی بنیان اقتصادی کشورهای در حال توسعه به گونه‌ای است که برای اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی و حتی در مواردی برای تامین حداقل نیازهای خود به ارز احتیاج دارند و این امر در گرو امکان صدور مواد اولیه و محصولاتشان به خارج است. بنابراین توسعه صادرات بر پایه صنایع فرهنگی، علاوه بر ارزآوری می‌تواند در شرایط بحرانی در این کشورها راهگشا باشد.

در سال‌های اخیر صدور کالاهای صنایع دستی نه‌تنها از سوی کشورهای جهان سوم، بلکه از سوی کشورهای پیشرفته نیز مورد توجه قرار گرفته است. به‌ویژه کشورهای مهد صنایع دستی می‌کوشند تا با اتخاذ تدابیر حمایتی و سیاست‌های تشویقی، موجب رشد و توسعه صنایع دستی به عنوان یکی از اقلام مهم صادراتی شوند. 

وضعیت صنایع فرهنگی در اقتصاد کشورهای اسلامی از آن‌جا که محصولات و صنایع فرهنگی بیش از سایر محصولات و صنایع، وابسته به رفتار و زمینه‌های اجتماعی هستند، شایسته است وضعیت صنایع فرهنگی در کشورهای اسلامی‌ مورد توجه قرار گیرد.

به نظر می‌رسد وجود زمینه‌های مشترک فرهنگی و دینی و شرایط نسبتا مشابه از نظر سطح توسعه‌یافتگی از یک سو و وجود دغدغه‌های به نسبت مشابه در خصوص حفظ و اشاعه فرهنگ غنی اسلامی ‌از سوی دیگر بتواند میان این کشورها قرابت ایجاد کند و این ملت‌ها را به سمت گفت‌و‌گو و آموختن از یکدیگر سوق دهد.

در این بخش، مطالعه آیسسکو تحت‌ عنوان راه‌های گسترش صنایع فرهنگی در جهان اسلام به عنوان یک منبع منسجم مورد استفاده و استناد قرار گرفته است.

میراث اسلامی، با تمامی‌ عناصر و اشکال متنوع خود، جوهری غنی برای صنعت محتوا و بستری محکم برای فعالیت‌های فرهنگی ارایه می‌دهد. این میراث فرهنگی جهانی، سرشار از مصنوعات معماری، هنرها، ادبیات، اندیشه‌ها و سایر جلوه‌های فرهنگی است، اما کشورهای اسلامی ‌علیرغم منابع قدرت، تنوع فرهنگی و جمعیت عظیم و روبه افزایش، هزاره سوم را به عنوان مصرف‌کنندگان فناوری‌هایی آغاز کرده‌ا‌ند که خود مستعد کسب و ایجاد آن هستند.

واضح است که در عرصه تولید محصولات فرهنگی، رقابتی نابرابر و نامتوازن میان کشورهای پیشرفته و غربی با کشورهای اسلامی ‌وجود دارد. به نحوی که کشورهای اسلامی‌ ضمن ضعف در تولیدات فرهنگی، به مصرف‌کنندگان بزرگ تولیدات غربی مبدل شده‌اند.

به طور کلی، حجم فعالیت‌های فرهنگی اقتصادی در کشورهای اسلامی‌کم است. برای نمونه می‌توان به صنعت کتاب و سینما اشاره کرد. کتاب، مجله و روزنامه از مهم‌ترین محصولات فرهنگی به حساب می‌آیند. میانگین جهانی روزنامه‌های منتشره به‌ازای صد نفر، ۷۱ نسخه است که این شاخص برای کشورهای در حال توسعه ۷۱، کشورهای عربی ۷۷ و کشورهای پیشرفته ۵۷۱ نسخه یعنی ۷ برابرکشورهای عربی است؛ همچنین، لازم به ذکر است که کتاب، بازاری ۵۷ میلیارد دلاری دارد و حجم تولید جهانی به ۳۵۸ هزار کتاب در سال می‌رسد. سهم هر شهروند کشورهای صنعتی از این بازار ۲۷۸ کتاب و سهم شهروندان کشورهای در حال توسعه ۲۲ کتاب است که نسبت نامتوازن ۱۲ برابری را نشان می‌دهد.

حجم انتشار و تیراژ کتاب در کشورهای اروپایی نسبت به کشورهای اسلامی ‌و در حال توسعه همواره بالاتر بوده است.

انتشارات فرهنگی، به ویژه کتاب از مهم‌ترین زمینه‌های تبادل اقتصادی است که مرحله مهمی ‌در تولید و توزیع محسوب می‌شود و فرصت‌های شغلی زیادی برای افراد در مراحل مختلف تولید، انتشار و توزیع کتاب فراهم می‌آورد، اما کتاب ابزاری نیست که در حد قوانین عرضه و تقاضا باقی بماند. تصمیمات مربوط به تولید و تیراژ آن تنها مطابق با نیازهای اقتصادی نیست، بلکه ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک نیز صنعت کتاب و روزنامه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.

مشکلات متعددی در زمینه صنعت کتاب در کشورهای اسلامی ‌مطرح است، از جمله ضعف فناوری، کمبود نیروی کار ماهر، هزینه‌های بالای تولید و حمل و نقل، اعمال سانسور، مشکلات فروش، ضعف تبلیغ و ترویج کتاب، وابستگی به کمک‌های دولتی، فقدان روش‌های توزیع موثر، مشکلات حقوق مالکیت فکری، هزینه نسبتا بالا در مقایسه با قدرت خرید مردم، ضعف ارتباط موثر نویسندگان و روشنفکران خلاق با خوانندگان، ضعف آموزش و…

به جز کتاب، یکی از صنایع فرهنگی مهم روز، صنعت سینماست. شمار زیادی افراد از نویسنده فیلمنامه گرفته تا بازیگر، عکاس، کارگردان و مهندس صدا، طراح صحنه، ترانه‌سرا، خواننده و غیره در زنجیره تولید این صنعت فعال هستند. سینما که قبلا ۵۰ حرفه مرتبط را در بر‌می‌گرفت، امروزه مشتمل بر ۷۰۰ حرفه مختلف است. سینمای روز و حرفه‌ای به سرمایه‌گذاری اساسی و فناوری پیشرفته نیازمند است.

وضعیت صنعت تولید فیلم جهان را می‌توان در چهار دسته خلاصه کرد:

بیش از ۲۰۰ فیلم در سال با وضعیتی نسبتا پایدار در کشورهای انگلوساکسون (امریکا، انگلیس، کانادا و استرالیا) با تولیدات خوش‌ساخت و بیش از ۲۰۰ فیلم دیگر در سال که سرمایه لازم اغلب توسط بخش خصوصی تامین می‌شود.

کشورهای اروپای غربی با میانگین ۴۵۰ فیلم در سال که فیلم‌ها به زبان‌های مختلف بوده و معمولا از حمایت و منابع دولتی برخوردارند.

برخی کشورهای آسیایی تولید انبوه فیلم  دارند. مثلا سالانه هند با ۳۸۷ فیلم، فیلیپین با ۷۲۵ فیلم و  هنگ‌کنگ با ۸۷۷ فیلم در رده این کشورهای آسیایی قرار دارند.

تولید فیلم متوسط بین ۵۰ تا ۷۷۷ فیلم در سال با وضعیتی ناپایدار و بی‌نظم که شرایط تولید آن‌ها وابسته به شرایط تکنیکی، اجتماعی و اقتصادی است. مثلا در آسیا کشور پاکستان و تایلند که تراکم جمعیتی بالایی دارند، سالانه به ترتیب ۵۷ و ۷۷۷ فیلم تولید می‌کنند. در امریکای لاتین کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین و مکزیک سالانه ۳۵، ۷۱ و ۵۰ فیلم می‌سازند. همچنین در اروپای شرقی، کشورهای عربی و اسکاندیناوی، آمار ساخت فیلم بین ۵۰ تا ۷۰ فیلم در سال است.

بیش از ۱۰ کشور نیزبه دلایل مختلف، تولیدات سمعی و بصری ضعیفی دارند.

به هر صورت، آمار دقیق‌تر، سلطه صنعت فیلم امریکا را بر جهان ثابت می‌کند. آمار حضور فیلم‌های امریکایی در امریکای لاتین ۷۲ درصد و در آفریقا ۱۰ درصد است. در برخی از کشورهای اروپایی مانند سوئد نیز این آمار در حال رشد است.

کشورهای اسلامی‌ از نظر موقعیت صنعت سینما بین گروه‌های دوم و سوم قرار می‌گیرند. این کشورها هر چند به لحاظ کمی، ‌آمار خوبی ندارند ولی بعضا جوایزی را در جهان به خود اختصاص می‌دهند.

در حالی‌که کشورها به طور متوسط سالانه نیاز به اکران ۵۲۰ فیلم دارند، در کشورهای عربی که اکثریت کشورهای اسلامی را تشکیل می‌دهند، بین ۸۰ تا ۱۰۰ فیلم اکران می‌شود و برای جبران این کمبود، این کشورها مبادرت به واردات فیلم از منابع مختلف و عمدتا ازکشورهای  امریکا، ایتالیا، انگلیس، فرانسه و هند می‌کنند. به این ترتیب، مناطق اسلامی‌آفریقا، آسیا و جهان عرب به بازار محصولات فرهنگی امریکا، آسیا و اروپا تبدیل شده است.

در صنایع پشتیبان فرهنگی نیز اکثر کشورهای عربی برای تامین مواد مورد نیاز تولید و پخش محصولات فرهنگی خود، به واردات متکی هستند و با صرف هزینه‌های هنگفت، خطر هدر رفتن این سرمایه‌ها را که می‌تواند به پیشرفت فرهنگی و امنیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منجر شود، به جان می‌خرند.

منبع : ماهنامه دانش بنیان

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.