24 مهر, 1395
مدیران وزارت نیرو بخوانند؛ برای کاهش تلفات در صنعت برق چه کنیم؟

نسبت اقتصاد مقاومتی در برنامه ششم توسعه!

هدف اصلی اقتصاد مقاومتی استفاده از ظرفیت های بالقوه و بالفعل کشور در تمامی بخش ها است تا با اتکا به توان داخل اقتصاد کشور مقاوم باشد. این مهم ترین موضوعی است که در متن اقتصاد مقاومتی نهفته و باید در تدوین برنامه ششم نیز مورد توجه قرار گیرد.

در حالی دولت لایحه برنامه ششم به مجلس ارائه کرده است که همگان بر این موضوع تصریح دارند اقتصاد مقاومتی بایستی محور و مرکزیت برنامه ششم توسعه باشد. قدر مسلم هر اندازه این نسبت برنامه با اقتصاد مقاومتی قوی تر و نزدیک تر باشد امید به آن است که اجرای برنامه امیدبخش اتفاقات خوب در کشور باشد. اما نکته حایز اهمیتی که وجود دارد این است که متاسفانه اقتصاد مقاومتی نه تنها در سطح کلان به ویژه تدوین برنامه های کلان توسعه ای دیده نمی شود بلکه در سطح پایین تر نیز مورد بی توجهی قرار می گیرد.

هدف اصلی اقتصاد مقاومتی استفاده از ظرفیت های بالقوه و بالفعل کشور در تمامی بخش ها است تا با اتکا به توان داخل اقتصاد کشور مقاوم باشد. این مهم ترین موضوعی است که در متن اقتصاد مقاومتی نهفته و باید در تدوین برنامه ششم نیز مورد توجه قرار گیرد. خوشبختانه در کشور فرصت های بسیاری وجود دارد که بارها مقام معظم رهبری به استفاده بهینه از آن اشاره تاکید نموده است. در صورتی که چندان توجهی به این ظرفیت ها تاکنون نشده است. کشور ما دارای ویژگی های فراوانی است. از یک طرف شرایط اقلیمی و زیستی منحصر به فردی داریم و از طرفی دیگر دارای نیروی انسانی باهوش، خلاق و مستعدی هستیم. قاعدتا چنین ویژگی های بایستی سبب آن شود کشور را به گونه ای مدیریت کنیم که هیچ عامل خارجی نتواند ما را با چالش های اقتصادی روبرو نماید. این امر در سایه برنامه ریزی جهت استفاده از ظرفیت های داخلی محقق می شود.

منظور از برنامه، یک برنامه ریزی واقعی و بلند مدت می باشد. متاسفانه در هیچ یک از بخش های کشور برنامه ریزی بلند مدت وجود ندارد. نه در بخش کشاورزی، نه دربخش صنعت، نه در بخش انرژی و نه در هیچ بخش دیگری نگاه مسئولان بلند مدت نبوده است و صرفا عمور به روز مرگی گذرانده شده است. به هر بخشی که توجه کنیم خواهیم دید هیچ استراتژی بلند مدتی وجود ندارد و در بهترین حالت برنامه های یک ساله تدوین شده است. همین عارضه در تدوین برنامه های توسعه ای نیز مشهود است.

وقتی می توان به اهداف اقتصاد مقاومتی نائل شد که بر اساس قابلیت ها و توانمندی های کشور و طبیعتی که در کشور وجود دارد برنامه ریزی بلند مدت نمود. به طور مثال در وزارتخانه نیرو سرمایه گذاری های مختلفی انجام می شود ولی چون در نگهداری آن ضعیف عمل می شود خسارت ها و هزینه های زیادی به اقتصاد تحمیل می گردد. تجربه نشان داده که متاسفانه در این وزارتخانه صرفا به امر سرمایه گذاری توجه می شود و کسی به فکر نگهداری از این سرمایه گذاری نیست و یا توان آن را ندارد. در صورتی که در دنیا امر سرمایه گذاری به همان میزان مهم است که نگهداری از آن سرمایه گذاری اهمیت دارد. در وزارت نیرو صرفا به دنبال جذب سرمایه برای توسعه می باشند در صورتی که توانایی حفظ وضعیت موجود را ندارند.

به طور مثال در شبکه برق کشور میزان تلفات و هدر رفت انرژی حدود ۲۰ درصد است. در شرایط موجود که  73 هزار مگاوات نیروگاه داریم یک درصد تلفات برابر است با ۷۳۰ مگاوات تلفات. متوسط تلفات کشورهای  OECD حدود ۵/۶ درصد متوسط تلفات جهانی ۵/۸ درصد است، متوسط تلفات کشورهای غیر OECD 5/10 درصد است، متوسط خاورمیانه نیز ۵/۱۲ درصد است. مقایسه این آمارها نشان می دهد که سهم هدر رفت انرژی در شبکه برق کشور به نسبت آمارهای جهانی بسیار بالا است. اگر این ۲۰ در صد را نصف کنیم یعنی ۱۰ درصد شود دیگر حدود ۵/۷ میلیارد دلار برای ایجاد نیروگاه نیاز نخواهیم داشت. به عبارت دیگر اگر بتوانیم اتلاف و هدر رفت انرژی را در شبکه توزیع برق به نصف کاهش دهیم به میزان ۵/۷ میلیارد دلار صرفه جویی خواهیم کرد. این یعنی همان اقتصاد مقاومتی.

اقتصاد مقاومتی یعنی این که با هزینه کم و بهره وری بالا با کیفیت ترین خدمات را ارائه کنیم. یکی از مصادیق تحقق اقتصاد مقاومتی یعنی همین مثالی است که به آن اشاره شد. یعنی وزارت نیرو فقط در بخش تلفات سالانه حدود ۵/۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری بیهوده نموده و شاهد تلفات و هدر رفت انرژی است. اگر همین ۱۰ درصد از میزان تلفات انرژی کاهش پیدا کند بیش از ۲ میلیارد دلار سوخت کمتر مصرف می کنیم و حدود ۲۵ میلیارد کیلو وات ساعت برق را می توان فروخت. این میزان از برق به علت هدر رفت در شبکه توزیع بخش از بین می رود.

مشکل دیگری که وزارت نیرو با آن مواجه است این است که به دلیل راحتی، وزارت نیرو بیشتر بر توسعه نیروهای گازی سرمایه گذاری نموده است در حالی که راندمان نیروگاه ها پایین است. هر یک درصد راندمان معادل حدود ۱۲۰ میلیون دلار به قیمت امروز نفت خام انرژی مصرف و از بین می رود. جالب اینجاست که مسئولین علت اصلی مصرف بالای برق را مردم و شبکه خانگی عنوان می کنند. در صورتی که ما در شبکه خانگی به این میزان تلفان و هدر رفت انرژی نداریم.

در سیاست های اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف کاهش شدت جریان مطرح است درصورتی که شدت جریان در شبکه خانگی در حد تلفات خود شبکه و تشکیلات نیست. عرضه انرژی در کشور معادل ۱۶۰۰ میلیارد بشکه نفت خام است که از این میزان حدود معادل ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام در شبکه یا گم می شود و یا تلافات داده می شود. پس اگر این ساختار اصلاح گردد و میزان هدر رفت برق به طور قابل توجهی کاهش یابد صرفه جویی اساسی در مصرف انرژی و هزینه ها صورت می گیرد. برای اصلاح فنی ساختار هیچ نیازی به متخصصین و یا تکنولوژی خارجی نیست. با تکیه بر مهندسین داخلی این امر قابل تحقق است.

وقتی که شما به بخش صنعت و معدن نگاه می کنید متوجه می شوید که هیچ برنامه ای در این بخش وجود ندارد. تاکنون هیچ سند و برنامه ریزی برای ۲۵ سال آینده بخش صنعت و معدن کشور تهیه و آماده نشده است. در صورتی که این موضوع یک امر قانونی است  مجلس در خصوص آن دولت را موظف نموده است تا این سند راهبردی و بلند مدت را تهیه نماید. مسلما اگر چنین برنامه ای صورت نگیرد تمامی اقدامات دیگر بی فایده خواهد بود.

همین رویه در بخش کشاورزی نیز وجود دارد. حتی در بخش کشاورزی وضعیت ما بدتر از بخش های دیگر است. علی رغم این که بارها گفته می شود در کشور با کمبود آب مواجه هستیم ولی فرصت اول ایران بعد از نیروی انسانی کشاورزی است. اینکه چه چیزی را در چه زمانی و چگونه بکاریم، موضوع بسیار مهمی است. این در حالی است که متاسفانه تاکنون هیچ راهبردی در این زمینه در بخش کشاورزی تعریف نشده است. آیا این که در شهری به نام اصفهان به مشکل کمبود آب برخود کردیم آیا علت فقط مسائل اقلیمی است. چرا باید علی رغم گذشت این همه سال تاکنون یک سند آب در کشور نوشته نشده است.

برای مدیریت صحیح آب باید بدانیم که در کدام منطقه چه مقدار آب داریم و چه نوع آب داریم. در حال حاضر ۳ نوع آب وجود دارد. اساسا مقوله آب بحث مفصلی است که برای استفاده درست از آن باید با نگاه دقیق بررسی شود. این که برخی از مسئولین عنوان نموده اند که مسئله آب کشور به تحریم ها مربوط می شود بسیار حرف غلطی است. کشوری مانند ترکیه از نظر وسعت ۴۸ درصد خاک ایران است. ولی ۸۰۰ هزار هکتار کشت گلخانه ای دارد. در صورتی که ما ۸ هزار کشت گلخانه ای داریم به عبارت دیگر یک هزارم آنها. در چنین وضعیتی مشخص است که در مسئله آب با مشکل مواجه خواهیم شد. باید در بحث کشاورزی متناسب با اقلیم هر استان محصول مورد کشت آن حوزه را تعریف کرد. البته باید این برنامه ریزی به گونه ای تعریف شود که کشاورز نیز متضرر نشود. این امکان وجود دارد. در بخش معدن نیز این گونه است به طور که از ظرفیت های این بخش به درستی استفاده نمی شود.

استفاده درست از ظرفیت های کشور نیازمند برنامه ریزی است. تا برنامه ریزی نباشد فرصت ها و ظرفیت های کشور مشخص نخواهد شد و لذا سرمایه گذار نمی تواند به طور صحیح و هدفمند سرمایه گذاری نماید و ممکن است در صورت سرمایه گذاری نیز متضرر شود. به باین دیگر در نبود برنامه ریز سرمایه گذاران نمی دانند چه باید کنند. این اقتصاد، اقتصاد مقاومتی است. به بیان دیگر در چارچوب اقتصاد مقاومتی بایستی برای استفاده حداکثری از امکانات و ظرفیت های کشور فرصت ها شناسایی و برنامه ریزی درست صورت و در معرض فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران قرار گیرد. 

همانطور که اشاره شد تنها در دو سال اخیر که اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده بلکه در طول سال های پیش از آن نیز در امور زیر بنایی و زیر ساخت ها با یک روزمرگی افراطی مواجه هستیم به طوری که هیچ برنامه ریزی بلند مدتی برای استفاده هدفمند از امکانات کشور صورت نگرفته است. اگر به دنبال تحقق اقتصاد مقاومتی هستیم بایستی ابتدا در امور زیر بنایی سند ملی آب آماده شود. سپس براساس آن سند راهبردی کشاورزی تهیه گردد. در ادامه نیز سند صنعت و معدن در نهایت سند انرژی کشور تهیه گردد.

نتیجه::: اقتصاد مقاومتی بایستی محور و مرکزیت برنامه ششم توسعه باشد. قدر مسلم هر اندازه این نسبت برنامه با اقتصاد مقاومتی قوی تر و نزدیک تر باشد امید به آن است که اجرای برنامه امیدبخش اتفاقات خوب در کشور باشد. اما نکته حایز اهمیتی که وجود دارد این است که متاسفانه اقتصاد مقاومتی نه تنها در سطح کلان به ویژه تدوین برنامه های کلان توسعه ای دیده نمی شود بلکه در سطح پایین تر نیز مورد بی توجهی قرار می گیرد. در شبکه برق کشور میزان تلفات و هدر رفت انرژی حدود ۲۰ درصد است. در شرایط موجود که  73 هزار مگاوات نیروگاه داریم یک درصد تلفات برابر است با ۷۳۰ مگاوات تلفات. متوسط تلفات کشورهای  OECD حدود ۵/۶ درصد متوسط تلفات جهانی ۵/۸ درصد است، متوسط تلفات کشورهای غیر OECD 5/10 درصد است، متوسط خاورمیانه نیز ۵/۱۲ درصد است. مقایسه این آمارها نشان می دهد که سهم هدر رفت انرژی در شبکه برق کشور به نسبت آمارهای جهانی بسیار بالا است. اگر این ۲۰ در صد را نصف کنیم یعنی ۱۰ درصد شود دیگر حدود ۵/۷ میلیارد دلار برای ایجاد نیروگاه نیاز نخواهیم داشت. به عبارت دیگر اگر بتوانیم اتلاف و هدر رفت انرژی را در شبکه توزیع برق به نصف کاهش دهیم به میزان ۵/۷ میلیارد دلار صرفه جویی خواهیم کرد. این یعنی همان اقتصاد مقاومتی.

مهندس محمود محمدخانی استاد دانشگاه

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.