8 مهر, 1395

اقتصاد مقاومتی بدون حمایت‌ دولت هرگز رخ نمی‌دهد

استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف گفت: چه دلیلی دارد که دولت در همه موارد اقتصادی و امور جاری آن دخالت می‌کند؟ متاسفانه ریشه دخالت دولت‌ها در امر اقتصاد آنچنان قوی و مستحکم است که مشخص نیست چه زمانی ریشه‌اش خشکانده می‌شود.

تولید و اقتصاد یکی از مهمترین عوامل توسعه یافتگی و قدرت در هر کشوری است، لذا هر مملکتی با دارا بودن آن همانند یک واکسن ملت خود را از هر گزند و آسیبی‌های بین المللی حفظ کند. اگر یک جامعه دارای یک اقتصاد شفاف و اصولی باشد و به پتانسیل و ظرفیت داخلی خود اتکا کند، علاوه بر پیشرفت‌های علمی و صنعتی، در عرصه بین‌المللی و اقتصاد جهانی نیز می‌تواند حرف‌های فراوانی داشته باشد. یکی از بهترین روش‌ها برای این امر، حمایت از اقتصاد ملی است.

اقتصاد ملی یا همان اقتصاد مقاومتی، اصطلاحی است که با ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی جامعه شده است. داروی شفابخشی که می‌تواند کشور را از این بی‌نظمی مالی نجات دهد به شرطی که مرگ سهراب به زمانش نرسد.

"محمدمهدی نایبی" استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف در خصوص بررسی شعار سال "اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل " و همچنین توسعه ملی در ایران با صبر و حوصله به سوالات ما پاسخ داد.

 

آقای دکتر در ابتدا بفرمائید معنا و مفهوم توسعه ملی چیست؟

توسعه ملی درلغت به معنای رشد کردن و پیشرفت نمودن در راستای منافع کشور است. منافعی که باید با دقت و مطالعه به ارزیابی و برای کسب آن اقدام کرد تا کمترین آسیبی به کشور تحمیل شود.

 

آیا ما واقعاً یک کشور توسعه یافته محسوب می‌شویم؟

در برخی صنایع می‌توانیم ادعا کنیم که توسعه یافتگی مناسبی داریم اما در کل می‌توان گفت خیر. ما مولد محصولات خام هستیم اما در فرآوری محصولات ضعف داریم. برای نمونه با توجه به اینکه کشور ما یک کشور نفتخیز است اما با صادرات نفت به کشورهای خارجی و تبدیل فرآوری‌های خاص در  مقصد، همان محصول را به قیمت چند برابر یک بشکه نفت خریداری میکنیم که امری قابل قبول نیست.

 

دولت صندوقی به نام صندوق توسعه ملی دارد که هدف آن حمایت از تولیدات داخلی است اما آیا از این صندوق واقعا حمایت می‌شود؟

صندوق توسعه ملی برای رشد کشور نیازمند آن است که در امر بودجه، به اما و اگرها و تبصره ها منتهی نشود. یکی از مهمترین روش‌های حمایت از صندوق توسعه ملی افزایش بودجه آن است که بایستی به صورت جدی به آن توجه ویژه شود لذا در قانون باید مصوبه‌ای تعیین شود که از بودجه کل کشور و فروش نفت درصدی از آن به صورت متناوب، سال به سال به صورت صعودی به صندوق توسعه ملی واریز شود.

استاد یکی از انتقادات فراوان نسبت به اقتصاد کشور، حضور دولت در امور جاری اقتصاد و بخش خصوصی است. این امر را چگونه ارزیابی میکنید؟

یکی از بدترین ایرادات وارده به اقتصاد کشور ما حضور شرکت‌های دولتی در کنار شرکت‌های خصوصی  است. در واقع هر نوع بیزنس که در ایران فعال می‌شود، مدتی بعد نیز از صفر تا صد آن در دست بخش دولتی است. چه دلیلی دارد که دولت در همه موارد اقتصادی و امور جاری آن دخالت می‌کند؟ متاسفانه ریشه دخالت دولت‌ها در امر اقتصاد آنچنان قوی و مستحکم است که مشخص نیست چه زمانی ریشه‌اش خشکانده می‌شود.

رهبر معظم انقلاب شعار سال ۹۵ را اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل نامیدند. چرا رهبری اینقدر بر اقتصاد مقاومتی تاکید دارند؟

رهبری همیشه دغدغه اقتصادی داشته‌اند چرا که معتقدند اگر موضوع اقتصاد حل شود، بسیاری از مشکلات جامعه هم درست می‌شود. اگر اقتصاد پویا باشد، صنعت هم پویا خواهد بود، ورزش هم پویا خواهد بود، کارخانجات و بیمارستان‌ها هم پیشرفته و پویاتر خواهند بود. با نگاهی به اسامی سال‌های قبل می‌توان به این نکته پی برد که رهبری بیش از یک دهه پیش تمامی شعارهایشان در زمینه اقتصادی و تولید ملی یا همان اقتصاد مقاومتی است، این نکته یعنی اینکه رهبری مهمترین مشکل کشور را بحث اقتصاد می‌داند و همیشه سعی در تذکر و تشریح مسایل اقتصادی برای مردم و مسئولین هستند.

علت این امر چیست؟

علت مشخص است چون رهبری می‌داند که اقتصاد کشور بیمار است و برخی از سیاست‌های اقتصادی دولت کاملاً به ضرر مملکت است که بایستی اصلاح شود.

شما صحبت از اقتصاد سیاسی کردید؟ آیا این اقتصاد برای کشور نافع است یا خیر؟

ببینید یکی از سیاست‌های ممکن در عرصه اقتصاد که از سوی دولت اجرا می‌شود اینکه در جایی که باید فقط بخش خصوصی امورات را در دست بگیرد، شرکت‌های دولتی و شبه دولتی وارد مناقصات می‌شوند و به راحتی هر چه تمام بخش خصوصی را شکست داده و پیروز مناقصه می‌کردند. نتیجه این امر این می‌شود که دیگر رقابتی برای شرکت‌های دانش بنیان و خصوصی وجود ندارد و به علت اینکه دولت هم از بخش خصوصی به خوبی حمایت نمی‌کند با ورشکستی و تعطیلی آنان مواجهه هستیم.

یعنی عدم رشد اقتصاد کشور را خود دولت می‌دانید؟

صد البته چرا که یکی از عوامل مهم در عدم رشد مناسب اقتصاد کشور، تصدی‌گری آنان در امور اقتصادی است.

برای حل این موضوع چه نسخه‌ای را پیشنهاد می‌کنید؟

برای درمان این درد، رهبری یک نسخه بسیار عالی تجویز کرده‌اند اما افسوس که مسئولین دولت‌ها، همچون یک بیمار بداخلاق و خودسر ، به حرکت خود ادامه می‌دهند. رهبری در خرداد ۱۳۸۴ با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، یک نوع انقلاب اقتصادی را در ممکلت ایجاد کردند اما افسوس به علت سوء مدیریت و تصمیم‌های غلط ، به هیچ عنوان استفاده نشد و نتوانستیم هنوز و بعد از ۱۰ سال از ویژگی‌های بارز آن به نحو احسن استفاده کنیم. علاوه بر این دولت در اجرای آن اشتباهات فاحشی انجام داد چرا که شرکت‌های دولتی به شرکت‌های شبهه دولتی واگذار شد و این امر باعث انتقادات فراوان بسیاری بود. البته این همه ماجرای دراماتیک اقتصاد ایران نیست.

برای حل مشکلات اقتصادی باید هدف گذاری دقیقی بشود این اهداف را می توانیم در چه مواردی مطرح کنیم؟

دو عامل اساسی باعث شده است که اقتصاد ایران همچون انسان بسیار چاق کند حرکت کند، و آن دو این هستند که اقتصاد ایران علاه بر دولتی بودن ، شدیداً نیز به پول نفت نیز وابسته است.

علاوه بر آن یکی از ایرادات دیگر اقتصاد کشور عدم هدف گذاری در برخی نقاط قوت کشور است. هیچ کشوری نمی‌تواند در تمامی زمینه‌ها سرآمد باشد در واقع باید بر روی چند پروژه مهم اقتصادی که کشور در آن موضوع بسیار مستعد است، مانور دهیم و از سایر پروژه‌ها و اقدامات اقتصادی و صنعتی حمایت‌های بانکی مناسبی انجام دهیم. مثلاً کشوری مثل ترکیه فقط در عرصه پوشاک و صنعت توریسم سرمایه‌گذاری کرده است. یا چین در صنعت موبایل که هووآوی یکی از نمونه‌های بارز آن است، توانست با دادن اعتبار فاینانس‌های بسیار عالی و قوی و حمایت‌های بی‌شائبه از صنعت خود، امروزه به یکی از برندهای معروف تبدیل شود.

آقای دکتر شما به عنوان یک محقق در عرصه مخابرات itc جایگاه ایران در این صنعت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در صنعت ای تی سی ارزشی بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار هزینه می‌شود که سهم ایران در این زمینه بسیار بسیار ناچیز است؛ چرا که به علت تصمیم‌گیری های غلط دولتی در دهه اخیر شرکت‌های بسیار پویا و قوی در کشور ورشکسته شدند.

اقتصاد مقاومتی چه زمانی به سرانجام می‌رسد؟

اقتصاد مقاومتی بدون حمایت‌های دولت هرگز رخ نخواهد داد. در ایران قیمت اجناس با افزایش دلار و تورم ارتباط مستقیم دارد اما چون مسئولین ما از اعتراضات مدنی هراس دارند از اینکه نتوانند پیروز انتخابات باشند با تصمیم گیری‌های سریع و لحظه‌ای به دنبال جذب آرا مردمی هستند.

لطفا کمی در رابطه با سوابق تحصیلی و کاری خود توضیح دهید.

سال ۶۳ از دبیرستان پاسداران قزوین دیپلم ریاضی گرفتم و با کسب رتبه یک منطقه ۲ در کنکور سراسری در کنکور سراسری راهی الکترونیک شریف شدم. در سال ۶۷ و ۶۹ با رتبه اول موفق به دریافت لیسانس و سپس فوق لیسانس از دانشگاه شریف گشتم و چون در آن سال تنها دانشگاهی که دکترا داشت تربیت مدرس بود به این دانشگاه رفتم و در سال ۷۳ به عنوان اولین فارغ التحصیل دکترای مخابرات کشور فارغ التحصیل شده و عضو هئیت علمی دانشگاه صنعتی شریف شدم. کار را سال ۶۴ از جهاد دانشگاه شریف شروع کردم و تا سال ۶۹ با جهاد همکاری داشتم و آخرین سمتم مسئولیت حوزه ی الکترونیک بود. سال ۶۹ در پژوهشگاه علوم تکنولوژی وزارت دفاع مشغول به همکاری شدم. این همکاری تا سال ۷۳ ادامه داشت و بعد از آن در صنایع شهید باقری وزارت دفاع مشغول به کار شدم و تا ۷۶ ادامه دادم و سپس شرکت رسافن را تاسیس کردم و از آن به بعد فعالیت کاریم به جز دانشگاه منحصراً در شرکت خودم و به صورت خصوصی بوده است.


 فعالیت‌های شرکت رستافن به چه صورتی است؟

زمان تاسیس شرکت دغدغه اصلی من این بود که اگر بتوانیم برای نخبگان زمینه کاری فراهم کنیم که مجبور به مهاجرت نشوند و هنوز هم این را یکی از افتخارات خودم می‌دانم که توانستم دسته‌ای از دانشجویان مستعد را در داخل کشور مشغول به کار کنم.

شرکت از آن ابتدا هم کارهای نظامی داشته و هم غیر نظامی که به طور کامل در زمینه سیستم‌های الکترونیکی و مخابراتی است و تاکنون به فضل الهی توانسته ایم کارهایی را در شرکت انجام دهیم که اغلبشان برای اولین بار در کشور اتفاق افتاده است.

ما دوبار در جشنواره خوارزمی برنده شدیم و سه بار جایزه کارآفرینی برتر را گرفتیم. شرکت در زمینه غیرنظامی فعالیت دارد از جمله برای صداوسیما در زمینه پخش تصاویر دیجیتال، محصولات مختلفی که از خارج وارد می‌شد را ساختیم که بعضی از این محصولات بسیار مهم و استراتژیک است. در زمینه‌های دفاعی نیز در رابطه با رادار و سیستم‌های شنود راداری کارهای مهمی توانستیم انجام دهیم که واقعاً مایه افتخار است و بسیاری از آنها با محصولات روز جهان برابری می‌کند.


عموماً تصور این است که اگر شرکتی توانسته رشد کند حتماً به دلیل توجه ویژه‌ای از سوی وزیر یا مقامات بالاتر است اما این طور نیست. ما در ابتدا ۳ نفر پرسنل داشتیم و دو پروژه ۱-۲ میلیونی. اولین ساخت دستگاه ضبط و پخش پیام برای یک موزه بود و دومی مهندسی معکوس تجهیزات موبایل خارجی. ما سه نفر که خودمان ۱۵ سال در جاهای دولتی کار کرده بودیم با این پروژه ها شروع کردیم بعد رسیدیم به پروژه‌های ۱۰ میلیونی و ۲۰ میلیونی و بیشتر.

در این سالها بارها مسئولین عوض شدند اما نیازشان به ما باقی ماند. چون کار شرکت براساس یک توان حقیقی شکل گرفته بود و آنها پتانسیلی را در شرکت ما می‌دیدند که در جای دیگری وجود نداشت. یک اشکالی که در فرهنگ ما وجود دارد این است که می‌خواهیم ره صد ساله را یک شبه برویم. ولی جهش‌ها معمولا از یک نقطه کوچک شروع می‌شوند. افق بلند را باید دید اما گامها را باید یکی یکی برداشت. به هرحال کار شرکت ابتدا با ۲-۳ نفر شروع شد و در حال حاضر کارکنان شرکت ۴۰۰ نفر هستند و ۳۰۰ نفر هم در شرکت‌های وابسته به ما مشغول کارند بطوریکه در مجموع ۷۰۰ نفر مشغول کارند.

خدماتی که شما ارائه می‌دهید مربوط به دولت است یا بخش خصوصی؟

کارفرمایمان عمدتا دولتی هستند. در ایران به دلیل حاکمیت دولت بر اقتصاد کشور کارفرمای اغلب شرکت‌های بزرگ خصوصی و دولتی، خود دولت است و البته این یک مخاطره جدی هم هست. وقتی طرف شما مردم باشند معیار قضاوت آنها کیفیت، قیمت و برندسازی خواهد بود و همین هاست که تعیین کننده است. اما وقتی کارفرمای شما دولت است خیلی عوامل دیگر هم دخیل می شود و تصمیم گیری‌ها به اندیشه و نگاه فردی که در آن زمان مسئول است بستگی پیدا می کند.

سطح علمی افراد شرکت شما در چه حد است؟

حدود ۶۰% پرسنل ما لیسانس و بالاتر از دانشگاه‌های مختلف هستند. البته تعدادی استوانه‌ هستند که از دانشگاه شریفند اما داریم کسانی را که از دانشگاه آزاد آمده‌اند و الآن از استوانه مجموعه ما شده‌اند. ۴۰% هم در بخش‌های تولیدی هستند که تحصیلاتشان پایین تر است.


شما در مقوله ارتباط صنعت و دانشگاه حرکت کردید. شما به صنعت مراجعه کردید یا صنعت به شما؟

ما صنعت درست کردیم. دیدگاه من این است که ما اصلا صنعتی نداریم که بخواهد با دانشگاه ارتباط داشته باشد. تعریف صنعت چیست؟ این است که دور کشور حصار بکشیم و هیچ چیز وارد نکنیم تا تولیدکنندگان داخلی بتوانند تولید کنند یا صنعتی که بتواند رقابت کند؟ با تعریف من صنعت آن است که بتواند محصول قابل قبول برای دنیا ارائه دهد. اما ما چه چیزی برای ارائه به جهان داریم که کیفیت داشته باشد؟ اگر صنعتی این چنین باشد آن وقت به طور طبیعی نیازمند به تحقیق می شود و به سراغ دانشگاه می رود اما اگر جایی یک حصار کشیدند و گفتند هرچه ما ساختیم باید بخرید این دیگر صنعت نیست و نیازی هم به دانشگاه ندارد. دانشگاه کار خود را می کند و صنعت هم کالای کم کیفیت تولید می کند.


آیا بین دانش آموختگان دانشگاه و قابلیت جذب نیروی انسانی متخصص در شرکت‌های صنعتی توازن برقرار است؟ چه راهکاری را در زمینه پیشنهاد می‌کنید؟

من معتقدم که ما در زمینه توسعه صنعت و نیروی انسانی دچار یک عدم توازن شده ایم و یکی از مهم ترین عوامل فرار مغزها هم همین است که باعث می شود ما الآن در زمینه فرار مغزها رتبه اول دنیا را داشته باشیم. شما ببینید ما در سال ۵۷ چند دانشگاه و موسسه آموزش عالی داشتیم و الآن چقدر داریم. رشد در این زمینه یک رشد نمایی بوده درحالی که در زمینه تولیدات صنعتی خطی است. حاصل این عدم توازن این می شود که اداره ی کار اعلام می کند آمار بیکاری فارغ التحصیلان دو برابر متوسط جامعه است. ما برای اینکه توسعه صنعتی را شتاب دهیم باید استراتژی داشته باشیم. یک کشور نمی تواند در دنیای امروز در تمام زمینه‌ها سرآمد باشد. ما باید با توجه به مزایای بالفعل و پتاسیل‌های موجود خودمان و با نگاه به موقعیت‌هایی که در بازارهای جهانی داریم ۴ – ۳ زمینه مهم را که می‌توانیم در آن سرمایه‌گذاری نماییم مشخص کنیم تا ظرف ۱۰ سال در آن سرآمد شویم.

 

روند بنیاد ملی نخبگان را با توجه به تسهیلاتی که در این زمینه ارائه می‌دهد چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این کارها خوب است اما آیا شرایط اقتصادی که کشور دارد به گونه‌ای هست که این فرد بتواند یک کار موفق را ایجاد کند؟ البته این لایحه حمایت از شرکت‌های دانش بنیان به نظر من کار مهمی بود اما من از تصویب آن خبر ندارم. درآمد نفت می‌تواند صرف کم شدن مالیات و ارزان شدن بیمه شود تا رشد راحت‌تر صورت بگیرد. تمام تمهیدات ما باید به گونه‌ای باشد که شرایط رشد را فراهم کند. مهمتر از همه این است که به جز دادن چیزهای بلاعوض آن هم در بعضی مقاطع، توسعه صنعتی داشته باشیم و تا وقتی که کشور متکی به درآمدهای نفتی است این کار امکان‌پذیر نیست.


چه پیشنهادهایی برای بنیاد دارید؟

بنیاد باید تمام این مسائل را پیگیری کند. البته عمده آن در لایحه حمایت از شرکت‌های دانش محور در حال پیگیری است و اگر شکل بگیرد خیلی موثر است به علاوه اینکه باید فرهنگ سازی کرد. ما باید دائم تبلیغ کنیم تا در ذهن  تمام مسئولین‌مان این موضوع نهادینه شود که صنعت High-tech یعنی ناموس ملی درحالی که الآن صنعت نفت ما اینگونه است. البته یک سری کارهای موقتی هم می‌توان انجام داد. مثلا جای اینکه نخبگان خودشان بروند ما آنها را بفرستیم و زمینه تحصیلشان را هم خودمان تعیین کنیم متناسب با نیازمان تا ارتباطشان با خارج ریشه‌ای نباشد. مثلاً اینکه سالی یکبار پول بلیط رفت و برگشتشان را بدهیم تا با ایران در ارتباط باشند. وقتی شخص می‌رود و دیگر بر نمی‌گردد همه چیز را فراموش می کند. یکی از مهم ترین چیزها همین بحث پژوهانه تحصیلات تکمیلی است.


به نظر شما مشکل از کجاست؟
به نظر من رشد دادن تکنولوژی در یک کشور کار ۲۰ ساله است. دولت‌ها ۴ ساله‌اند و این یک تعارض است که حتی شده با گره زدن این مسئله به رهبری یا عنصری که دوام بیشتری داشته باشد باید آن را حل کرد والا شدنی نیست. ما نیاز به یک مسیر مستمر داریم و باید بهترین اشخاص را برای اینگونه مسائل انتخاب کنیم و بگذاریم کارشان را انجام دهند. مسئله دیگر تداخل وظایف بین وزارت علوم و صنایع است اگر فناوری برایمان مهم باشد برای معاونت فناوری باید کسی را انتخاب کنیم که مقتدر و دست راست رئیس جمهور باشد و تمام اختیارات را داشته باشد تا بتواند هماهنگ‌کننده این دو وزارتخانه باشد. چون وزارت علوم کارش تحقیقات بنیادی است و وزارت صنایع هم در زمینه‌ای که کارش مربوط به High-tech است بسیار ضعیف است.


تاثیر اساتید را در تشویق نخبگان به مهاجرت چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اغلب اساتید اگر تشویق به رفتن می‌کنند تشویق به آنجا ماندن نمی‌کنند. دلیل تاثیرپذیری زیاد بچه‌ها در دانشگاه‌ها این است که فقط یک تفکر به آنها ارائه شده و در یک محیط بسته بوده‌اند و چیز دیگری ندیده اند و حرف دیگری نشنیده اند و یکباره در دانشگاه می بینند که چیزهای دیگری هم هست و درهای دیگری به سوی آنها گشوده می شود. این روش خوبی نیست که ما یک طرفه کار کنیم. بهتر است که تفکر های دیگر را هم ببینند و بشنوند.

و جمله آخر؟
مهمترین چیز این است که انسان، انسان باشد. کارآفرینی چیزی نیست که ما برای آن آفریده شده باشیم. ما برای بازی آفریده نشدیم. همه اینها که در دنیاست مایه پرورش جسم است و انچه مهم است پرورش روح است. من گمان نمی‌کنم کسی که فرصت بین ۱۶-۱۷ سالگی تا ۲۷-۲۸ سالگی را از دست بدهد دیگر بتواند کاری بکند. البته هیچ وقت راه بسته نیست اما کار خیلی سخت می‌شود. مثالی که امام در این زمینه می‌زنند مثال خارکنی است که روز به روز ضعیف‌تر میشود و خار قوی‌تر. تا وقتی که ریشه‌های رذائل ضعیف است باید کاری کرد. به امام گفتند نصیحتی بکنید. گفت هر چه هست در جوانیست. تا قبل از ۲۰ سال دوره‌ایست که می توان در آن تغییر کرد.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی بسیج مهندسین صنعتی

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.