7 مهر, 1395

کار آفرینی یکی از مصداق های اقتصاد مقاومتی

هنرمند و کار آفرین سمنانی:باید از تعلقات گذشت ومثل جریان آب بود که از حتی خوش منظره ترین ها هم می گذرد ولی اگر یه جا بماند به مرداب تبدیل می شود. دلبستگی طبیعتا دل مشغولی ایجاد می کند واین دست وپاگیر انسان است.هر چه فرد دلبستگی کمتری داشته باشد رها تر است.

کار آفرینی یکی از مصداق های اقتصاد مقاومتی است که مقام معظم رهبری همواره بدان تاکید داشته اند. چه خوب است که پیشگامان در این عرصه بانوان که کانون هر گروه و جکع هستند، باشند.

گفتگوی خانم عمرانیک کار آفرین وهنرمند موفق سمنانی با شاخه طوبی را در ادامه بخوانید.

 خودتان را معرفی کنید.

عذرا عمرانیک هستم متولد ۱۳۵۹٫دانش آموخته رشته علوم آزمایشگاهی .

 با توجه به اینکه رشته تحصیلی شما متفاوت با کار شماست، به چه علت به این کار آمدید؟

یک مدت در بیمارستان مشغول به کار بودم اما بعد از تولد پسرم دیگر نتوانستم به آن کار ادامه دهم .

بعد از مدتی که پسرم بزرگتر شد احساس روزمرگی کردم ،انگار تمام روز شبیه هم دیگر شده است ودر درونم خلا وجود دارد و این با روحیات من سازگار نبود.

به فرهنگسرای کومش مراجعه کردم و تصمیم گرفتم خودم را با یک رشته هنری سرگرم کنم، دوره کلاس های سرامیک را شروع کردم و در حدود ۲سال آموزش دیدم.

بعد از مدتی با تشویق استادم یک نمایشگاه انفرادی از کارهای سرامیکم در فرهنگ سرا برگزار کردم. در اولین نمایشگاه با استقبال مواجه شدم. من قبل از آن از کارها یکی درست می کردم که در نمایشگاه مراجعه کنندگان درخواست داشتند که بیشتر تولید کنم.

همین باعث ایجاد یک جرقه در ذهنم شد که این کار را از حالت تفریحانه خارج کنم وبه عنوان یک کار آنرا ادامه دهم.

با مشورت استادم تصمیم گرفتم کارگاهی را در فرنگسرای کومش اجاره کردم وبه صورت حرفه ای مشغول به این کار شدم.

 خانواده شما با انجام این کار مخالف نبودند؟

من در دوران دبیرستان هم به هنر علاقه داشتم ودوست داشتم این رشته را بخوانم اما به دلیل اینکه درسم خوب بود خانواده ام تمایل داشتند که من رشته تجربی را انتخاب کنم که من هم به خاطر خانواده ام قبوا کردم .اما خوب هر انسانی بالاخره به اصل خود برمی گردد وبه آنچه علاقه دارد مشغول می شود حتی اگر سالیان سال از زندگی اش گذشته باشد.

الان هم برای انتخاب پسرم دستش را باز گذاشتم.

 شروع کار برایتان سخت نبود؟

به هر حال در ابتدا یک هزینه های اعمال شد ولی خدارا شکر با فروش کارهایم پول خرید مواد اولیه جدید واجاره کارگاه در می آمد.

من در اولین نمایشگاهی که گفتم، خیلی فروش داشتم به خاطر همین برای شروع اولیه کمی پول در دست داشتم وبرایم خیلی سخت نبود البته من حمایت های بی دریغ همسرم را هم داشتم.

من بیشتر مشکلات درباره بحث های تکنیکی کار بود، چون اصولا کسی که کارگاه می زند خودش بایدتجربه کار در کاگاه های بزرگ را نیز داشته باشد وبرای من که در این کار جوان بودم وتجربه بزرگ وزیادی نداشتم خیلی سخت بود.

التبه این مشکلات تکنیکی بعد از گذشت چند سال بازهم هست وبرای حتی بهترین ها هم مشکلاتی وجود دارد.

 علت این مشکلات تکنیکی چیست؟

متاسفانه با اینکه ما سمنان قطب سفال کشور هست اما هنوز کارگاهی برای آموزش وبررسی مشکلات  در حین پخت یا قبل وبعد از آن وجود ندارد. همه هنرمندان خودشان به صورت تجربی به این مسائل اگاه شدند وبه همین علت حاضر نیستند در اختیار دیگران قرار بدهند چون برایش سالیان سال زحمت کشیدند.

اما به نظر من درست نیست اگر این هنرمندان آموخته های خودش را در اختیار جوانان قرار دهد این حرفه خیلی زود پیشرفت می کند وانقدر وقت در آزمون وخطا هدر نمی رود.

 توصیه می کنید افراد برای فراگیری این رشته از دانشگاه اقدام کنند یا دوره های آموزشی که در فرهگسرا یا مراکز دیگر وجود دارد کفایت می کند؟

مسلما وقتی شالوده ی یک کار از نظر علمی کلید بخورد خیلی حرفه ای تر وموفق تر خواهد بود. وقتی کسی ۴سال به صورت حرفه ای آموزش دیده باشد در کنار اساتید برجسته  خیلی بهتر می تواند کار کند نسبت به کسانی که فقط به صورت تجربی در کاگاه ها این آموزش ها رادیده اند.

البته اگر دانشگاه وآموزشگاه تلفیقی انجام شود خیلی بهتره است . همانطور که  دانشجو در دانشگاه این کار را انجام می دهد بهتر است به صورت تجربی و واقعی این کاررا در کارگاه ها، به صورت تجربی نیز تجربه کند.

 اشاره کردید علت رهایی کارتان در آزمایشگاه به دنیا آمدن فرزندتان بود،هیچ گاه بعد از اینکه فرزندتان بزرگ شد به این فکر نیفتادید که کارتان را بار دیگر در بیمارستان شروع کنید؟

شاید خیلی ها به من این را گفته باشند یا خیلی ها فکر می گویند که کار بیمارستان هم حقوق خوبی دارد و هم اینکه رشته تحصیلی من است، اما در حقیقت من یک علت بزرگتر هم برای رهایی کارم داشتم وآن عدم تطابق روحیه من با کار بیمارستان است.

روحیه ظریفی دارم که بعد از رهایی بیمارستان به آرامش رسیدم .

 در ۲سالی که ذکر کردید چه آموزش هایی دید؟

آموزش مدل سازی، قالب سازی ، مادر قالب سازی ، رنگ ونقاشی، نقاشی روی سرامیک ولعاب کاری.

شاخه طوبی: اگر کسی مثل روز اول شما بخواهد کار را شروع کند چه پیشنهادی دارید؟

من روزی که کار را شروع کردم حتی زیر صفر بودم چون حتی فرق سرامیک با کاشی را نمی دانستم .در واقع من در ابتدا برای سفال نام نویسی کرده بودم که به صورت اشتباهی سرکلاس اقای زیارتی نشستم وآنجا با کار آشنا شدم وهمین باعث علاقه وادامه کار من شد.

اما بعد ها من آموزش های سفال هم دیدم چون اگر این کار را نمی کردم حسرتش را می خوردم.

توصیه من اینست که با صبر و پشتکار این کار را شروع کنند واز ابتدا اصولی کار را انجام دهند.

 تا الان پیش آمده که چیزی را بسازید و از فروش یا شکسته شدن آن ناراحت شوید؟

اوایل خیلی این اتفاق می افتاد وخیلی ناراحت می شدم .اما این درس وحقیقت دنیاست که هیچ چیز برای انسان باقی نمی ماند حتی عزیز ترین چیزی که ساخته دست خودت است و روح انسان این را بعد از مدتی می پذیرد.

باید از تعلقات گذشت ومثل جریان آب بود که از حتی خوش منظره ترین ها هم می گذرد ولی اگر یه جا بماند به مرداب تبدیل می شود.

دلبستگی طبیعتا دل مشغولی ایجاد می کند واین دست وپاگیر انسان است.هر چه فرد دلبستگی کمتری داشته باشد رها تر است.

 اولین کاری که درست کردید در خاطرتان هست؟

قطعا در خاطرم هست.۲تا تابلو ماهی بود که هردو را هدیه دادم .من خیلی از کارهایم را هدیه دادم .

 کارگاه آموزشی هم دارید؟

بله در همین مکان من به تدریس هم مشغولم. در تابستان کلاس ها به صورت فشرده برگزار می شد، با هزینه خیلی خوب واینکه تمام وسایل هم با من است که در اختیارشان قرار می دهم.

 به عنوان کلام آخر حرفی دارید؟

ممنون از شما که راه رفته یما را بازگو می کنید ومسبب تشویق دیگران می شوید . به بانوان عزیز هم می گویم ترس را کنار بگزارید ودر این راه وارد شوید وبرای خود وبرای دیگران تولید شغل کنید.

منبع : شاخه طوبی

مطالــــب مرتبط
بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.