25 شهریور, 1395

وقتی رسانه ملی تریبون مصرف‌گرایی می‌شود!

رسانه ملی، نهادی است که نقشی تعیین کننده در مدیریت افکارسازی جامعه در این زمینه را دارد. پرداخت رسانه ملی به این موضوع مستلزم تعیین مأموریت، هدف‌گذاری صحیح، مشخص نمودن استراتژی ها سیاست گذاری متناسب با اهداف، برنامه ریزی جامع محتوایی، برنامه سازی مطلوب و مدیریت هوشمند و کارآمد است.

امروزه نقش فرهنگ در اقتصاد از محورهای مورد توجه اقتصاددانان بوده و براین اساس معتقدند که شاخص های فرهنگی، نقش مهمی در زمینه توسعه اقتصادی کشورها ایفا خواهند کرد. شکل اصلی تمام فعالیت های نظام یک کشور از ماهیت فرهنگی آن، رنگ و هویت می گیرد و از آنجایی که رفتار مردم به طور کامل، ریشه در فرهنگ ایشان دارد، لذا فعالیت در زمینه های اقتصادی و یا سیاست‌گذاری در بخش های مختلف، متأثر از فرهنگ آن نظام اجتماعی خواهد بود.
اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد خودکفا، مولد، مستقل و شکوفایی که در برابر همه فشارها بتواند مقاومت کند و ستون های جامعه را به استواری محافظت نماید؛ بنابراین از مهم‌ترین مؤلفه ها و شاخص های اقتصاد مقاومتی باید از خودباوری و اعتماد جامعه نام برد زیرا تا زمانی که جامعه از نظر فکری و فرهنگی به این مرحله از رشد و بالندگی نرسد، هرگز نمی تواند چنین اقتصادی را شکل بخشد.
رسانه ملی، نهادی است که نقشی تعیین کننده در مدیریت افکارسازی جامعه در این زمینه را دارد. پرداخت رسانه ملی به این موضوع مستلزم تعیین مأموریت، هدف‌گذاری صحیح، مشخص نمودن استراتژی ها سیاست گذاری متناسب با اهداف، برنامه ریزی جامع محتوایی، برنامه سازی مطلوب و مدیریت هوشمند و کارآمد است. از این رو در یادداشت حاضر سعی شده است کلیتی از نقش برنامه های درحال پخش از رسانه ملی در این باب مورد نقد و بررسی قرار گیرد. لذا در ادامه علاوه بر تبیین مفهوم مختصر از اقتصاد مقاومتی به اثرگذاری رسانه ملی در این راستا پرداخته خواهد شد.
لزوم فرهنگ‌سازی در زمینه اقتصادی
مقام معظم رهبری، در زمینه ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، پیروی از اقتصاد مقاومتی را تنها راه فائق آمدن برهمه مشکلات اقتصادی می دانند و همواره بر ضرورت تبدیل این سیاست ها به گفتمان فراگیر و رایج ملی تأکید داشته اند. بنابراین، دستیابی به اقتصاد مقاومتی به عنوان اصلی ترین راهکار تحول اقتصادی، نیازمند بسترسازی و ایجاد شرایط و زمینه هایی است که در صورت عدم تحقق آن نمی توان به شکل گیری اقتصاد مقاومتی در بستر جامعه، امیدوار بود.
تأکید مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد و فرهنگ و مطالعات کارشناسانه در این خصوص، اهمیت بررسی موضوع اقتصاد مقاومتی را در حوزه فرهنگی می رساند. اقتصاد مقاومتی را به طور خلاصه می توان اقتصادی عنوان کرد که در آن علاوه بر تعامل پویا با دنیای خارج و استفاده از امکانات تجارت آزاد، امنیت اقتصادی کشور حفظ شده و نوسانات محیط بین المللی اقتصادی و تهدیدهای آن، کمترین تأثیر سوء را بر روند بلندمدت متغیرهای کلان اقتصاد داشته باشد. چنین اقتصادی مسلماً باید از تمامی توانمندی های خود برای استفاده حداکثری از ظرفیتها استفاده کند. لازمه تحقق اقتصاد مقاومتی که بخش جدایی ناپذیر آن نیز هست، فرهنگ می باشد. اقتصاد مقاومتی اگرچه در مرحله اجرا عوامل اقتصادی دارد، ولی پایه و اساس آن را فرهنگ تشکیل می دهد. لذا به منظور اجرایی نمودن اقتصاد مقاومتی و استفاده بهینه از ظرفیت های کشور به برخی زیرساخت ها نیاز است که مهمترین آن مفهوم فرهنگ‌سازی در زمینه اقتصادی، به‌ویژه اقتصاد مردمی است.
در حالی که دشمن تمام تلاش خود را برای به سرانجام نرسیدن اقتصاد مقاومتی، به کار گرفته است و به دنبال آن است که از طریق دشوار نشان دادن زندگی اقتصادی بر مردم، اعتماد و دلبستگی ایشان را به نظام کاهش داده و نظام جمهوری اسلامی را از درون به سمت ضعف، پیش ببرند؛ فرصت های به وجود آمده از طریق پوشش خبری و رسانه ای فعالیت های بین المللی ورزشی را مغتنم شمرده و حداکثر بهره برداری را دارند. علاوه بر آن با برجسته نمودن فاصله سطح زندگی عامه مردم و زندگی به تصویر کشیده شده از الگوهای معرفی شده، زمینه های نارضایتی مردم از زندگی خود را ایجاد خواهد کرد.
رسانه های بیگانه دریافته اند که مردمی کردن تفکرات و چارچوب اقتصادی مطلوب، تنها راه پیشبرد اهدافشان می باشد، لذا از طریق چهره سازی و معرفی الگوهای شاخص، یک الگوی تجملاتی را به مردم القا کرده و درصدد معرفی سبک زندگی تجملاتی به عنوان سبک صحیح زندگی به مخاطبان خود در سایه تلاشی جدی و مستمر می باشند.
برنامه ها و تبلیغات درحال پخش از طریق رسانه ملی مؤید این است که رسانه ملی نیز ناخواسته در این زمین بازی گرفتار شده و در راستای این هدف، گام برمی دارد. یکی از معضلات اصلی پیش روی کشور در زمینه فرهنگ اقتصادی، مصرف گرایی می باشد.
تبلیغاتی که بعضاً در بین برنامه های تلویزیونی پخش می شود مقوّم تبلیغات شدید بازرگانی و تجاری، مدگرایی و عطش شدید به روز و جدید بودن، گرایش تولیدات به سمت زود فرسوده شدن و از کارایی افتادن، مصرف بیش از درآمد، مصرف شدید کالاهای خارجی، مصرف متظاهرانه، مصرف مبتنی بر ایجاد نیازهای کاذب، مصرف هویت‌ساز، مصرف طبقه ای، مصرف غیرقابل اشباع، مصرف منفعلانه، مصرف نمادین و نشانه ای، مصرف کالاهای لوکس و تجملاتی، مصرف بیش از شأن، مصرف همراه با اسراف و تبذیر (ریخت و پاش) و… بوده است.
 باید در نظر داشت که تبلیغ کالاهای خارجی که مشابه کیفیت داخلی دارند از طریق رسانه های داخلی، زمینه بی توجهی و بی اعتمادی مردم به کالاهای باکیفیت داخل و توقف چرخ تولید و بیکار شدن هموطنانمان را فراهم خواهد کرد.
لذا در ارتباط با اصلاح استراتژی رسانه ملی در زمینه تربیت اقتصادی، نکات زیر را یادآور می شویم:
– اگر رسانه های داعیه دار اقتصاد مقاومتی، منفعل، زمینگیر و درپس کلیشه باشند، نمی توانند در میان رسانه های مطرح رقیب موفق عمل نمایند. در میدان جنگ نرم و جنگ رسانه ای، رسانه هایی موفق هستند که یک سرو گردن بالاتر از سایرین قرار گیرند و قدرت خود را به رخ دیگران بکشند.
– امروز رسانه های غربی با تمام توان درحال تزریق دیدگاه ها و نظرات خود درخصوص سبک زندگی در جامعه ما هستند و بخش عمده‌ای از مشکلات کنونی ما نیز به دلیل همین هجمه رسانه ای و فرهنگی دشمن و بی اطلاعی و مطالعه کم مردم در این زمینه است و وظیفه اصلی ما جبران این خلأ می باشد.
– با توجه به این نکته که مردمی کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتی است؛ برنامه ها میبایست با چهره سازی، از چهره های شاخص و برجسته هنری به عنوان یک الگوی مطلوب و به حق اقتصادی استفاده نموده و از این طریق سبک زندگی اسلامی را سبک زندگی صحیح و کارآمد به جوانان معرفی کند.
– آموزه هایی در زمینه میزان کار مفید، بهره وری، وجدان کاری، توجه به کیفیت در تولید داخلی و… میبایست به یکی از اولویت های رسانه ها تبدیل شود.
– رسانه ملی در زمینه پخش برنامه های تلویزیونی میبایست به تریبونی برای معرفی هنرمندانه کالاهای باکیفیت داخلی برای مردم جامعه تبدیل شود و این تریبون وظیفه دارد تا مخاطبان را با برانگیختن حس وطن دوستی و غیرت نسبت به سایر هم میهنان، تشویق به حمایت و استفاده از کالاهای داخلی نماید و در میان ایشان مصرف کالاهای خارجی را فعلی قبیح معرفی نماید.
– مصرف گرایی، اسراف و تبذیر در رسانه ملی یک کشور اسلامی جایی نداشته و این مهم، میبایست در جریان پوشش رسانه ای فعالیت های ورزشی بین المللی نیز برای مخاطبان جوان، منعکس شود.
در کلام آخر، برنامه های تلویزیونی میبایست از تریبون معرفی، تبلیغ و ترویج کالاهای تجاری خارجی و یک ابزار سرگرم کننده صرف، تبدیل به تریبونی برای تربیت صحیح اقتصادی آینده سازان ایران اسلامی شود.

منبع : فردا

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.