24 شهریور, 1395
یادداشت اختصاصی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس برای دفاع اقتصادی:

مهمترین تفاوت برنامه ششم با ۵ برنامه قبلی!

یکی از اشکالات اساسی به برنامه‌های ۵ ساله توسعه وارد است داده‌های ورودی است که مبنای تحلیل و ارائه پیش بینی ها قرار می‌گیرد. این داده ها در طول سالیان مختلف هیچ گاه انطباق و سازگاری چندانی با واقعیت‌های اقتصاد کشور نداشته است و این موضوع یکی از دلایل ناکامی برنامه های توسعه در اقتصاد ایران است.

پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی

اقتصاد ایران در طول سال های بعد از جنگ برنامه های توسعه ۵ ساله را پشت سر گذاشته است. در طول ۵ برنامه توسعه قبلی یکی از ایرادات اساسی عدم انطباق ورودی داده ها با واقعیت های کشور بوده است. متاسفانه آن چیزی که به عنوان یکی از اشکالات اساسی به برنامه های ۵ ساله توسعه وارد است این موضوع می باشد که داده های ورودی که مبنای تحلیل و ارائه پیش بینی ها قرار می گیرد انطباق و سازگاری چندانی با واقعیت های اقتصاد کشور ندارد. همین مسئله سبب ایجاد انحراف در تدوین و اجرای برنامه های توسعه در طول چند دهه اخیر شده است. متاسفانه این داده ها متناسب با واقعیت های میدانی در بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور نبوده است. براین اساس یکی از خطاهای عمده برنامه ای در اقتصاد کشور و بخش های مختلف کشور همین موضوع بوده است که از این منظر حایز اهمیت است. این رویه همچنان ادامه دارد و شاهد دچار همین خطای برنامه ای هستیم. به بیان بهتر در حال حاضر در تدوین برنامه ششم توسعه هدف گذاری عملکرد دوره ۵ ساله برنامه هیچ تناسبی با واقعیت های میدانی امروز متغیرهای کلان مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی ندارد. انتظار بر این بود که با توجه به مشکلات کنونی اقتصاد کشور و مدل اقتصاد مقاومتی دیگر شاهد چنین عدم سازگاری هایی نباشیم. وجود چنین مسئله هایی در پیشبرد اقتصاد کشور یک چالش عمده است. مسلما در چنین شرایطی که ورودی ها منطبق بر  واقعیت ها نیست، استفاده از ظرفیت ها مخدوش خواهد شد.

از این منظر برنامه ششم با دیگر برنامه های قبلی یک تفاوت جدی دارد و آن این است که عدم سازگاری داده با واقعیت های اقتصاد کشور نسبت به برنامه های قبلی در بالاترین سطح خود قرار دارد. به بیان دقیق تر یکی از برنامه هایی که تطابق ش با واقعیت در پایین ترین سطح ممکن قرار دارد، برنامه ششم است. در برنامه های قبلی اشکالات در حدی نبوده است که در حال حاضر در برنامه ششم توسعه شاهد آن هستیم. برنامه ششم کاملا با واقعیت ها مغایر است. لایحه ای که دولت ارائه کرده اگر نگوییم اصلا ولی می توان گفت که کمترین تطابق را با واقعیت دارد. آن چه که دولت در لایحه خود ارائه کرده که اصلا نمی توان عنوان برنامه را برای ان انتخاب کرد، مجموعه اهدافی است که دسترسی به آن بسیار سخت و نشدنی است چرا که تدوین کننده ان منطبق با واقعیت این هدف گذاری های کمی را لحاظ نکرده اند. به طور مثال یکی از نمونه ها و مثال هایی که به خوبی بر این موضوع صحت می گذارد تعیین نرخ رشد اقتصادی ۸ درصد در برنامه ششم توسعه است. اگر به امار قدری نگاه کنیم، امارها به می گویند که به طور متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور در ۵ سال اخیر حدود ۲ درصد بوده است. قدر مسلم در شرایط کنونی که رکود بس بیشتر از ۵ سال قبل بر اقتصاد کشور حاکم است، دستیابی به نرخ رشد اقتصادی ۸ درصد امری بعید و نشدنی است. و لذا در ابتدای امر هدف گذاری ۸ درصد زیرسوال و دارای ابهام جدی است. از این دست موارد در لایحه برنامه ششم بسیار می توان یافت که بیانگر آن است رویکرد واقع گرا در تدوین برنامه مبنای عمل نبوده است و آنچه که پیشنهاد شده صرفا ارزوهای دولت بوده است. دولت به جای پیش بینی و عمل به واقعیت ها عمدتا آمال و آرزوهای خود را در برنامه نوشته است. لذا این برنامه اصلا قابل تحقق نیست.

مسئله بعدی که در خصوص لایحه برنامه ششم توسعه محل سوال جدی است، عدم توجه به اقتصاد مقاومتی می باشد. اقتصاد مقاومتی از معدود موضوعات استراتژیک و کلان کشور است که متفق القول تمامی کارشناسان اقتصادی، فرهنگی کشور فارغ از گرایشات سیاسی شان بر روی آن تاکید دارند. همین مسئله یک فرصت استثنایی و مغتمی برای دولت تا بتواند از تمام ظرفیت های علمی و اجرایی کشور جهت تحقق این موضوع استفاده کند. این در حالی است که دولت در تدوین سند مهمی به نام برنامه ششم توسعه اصلا توجهی به اقتصاد مقاومتی نداشته است. توجه به اقتصاد مقاومتی به قدری مهم است که اگر در ۵ سال آینده در برنامه ششم به سیاست های اقتصاد مقاومتی توجه نکنیم به هیج عنوان نمی توانیم به اهداف مورد نظر خود در اهداف کلان اقتصادی کشور برسیم. متاسفانه یکی از اشکالات اساسی برنامه ششم این است که رویکرد اقتصاد مقاومتی در آن دیده نشده و یا کم رنگ دیده شده است. برنامه ششم خیلی بهتر از این می توانست نوشته شود. در برنامه ششم به هیچ وجه به سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی توجه نشده است.

علی رغم اینکه مجلس توجه جدی به موضوع اقتصاد مقاومتی دارد و برای عملیاتی کردن آن تمهیدات لازم را در برنامه ششم توسعه و بودجه امسال در نظر خواهد گرفت، اما دولت در عمل هیچ برنامه ای برای اقتصاد مقاومتی ندارد. شعارهایی از سوی مسئولان اجرایی پیرامون توجه به اقتصاد مقاومتی داده می‌شود، اما در عمل شاهدیم که توجه به سیاست‌‌های اقتصاد مقاومتی در برنامه ششم توسعه ملموس نیست.

به نظر می رسد در یک نگاه کلان عدم رویکرد برنامه ای دولت در اسناد بالادستی را می توان ریشه همین مشکل نام برد. به طور کل رویکرد برنامه ای چندان در دولت وجود ندارد. نگاه دولت یازدهم برنامه ای نیست و اعتقادی به برنامه ندارد. به همین دلیل است که در تدوین برنامه ششم نه تنها به صورت برنامه ای عمل کرده بلکه اقتصاد مقاومتی را نیز در برنامه های خود مدنظر قرار نداده است. چنین عارضه ای در دستگاه فکری هم برای دولت و هم برای متغیرهای کلان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور چالش آفرین خواهد شد.

در شرایط کنونی اقتصاد کشور که با مشکلات متعددی از جمله تحریم ها، اقتصاد پسابرجام، رکود اقتصادی مواجه هستیم، لزوم برنامه ریزی منطبق بر اقتصاد مقاومتی را بیش از بیش تاکید می نماید. توجه به سیاست‌‌های اقتصاد مقاومتی در شرایط، پسابرجام، از یک طرف ضدتحریم عمل می کند و از طرف دیگر با تکیه بر توان داخلی و سرمایه و نیروی کار بومی، موجبات رونق اقتصادی و بهبود معیشت مردم را فراهم خواهد کرد. لذا به همین اعتبار توجه به اقتصاد مقاومتی شاه کلید حل مسائل کلان کشور است که متاسفانه از سوی دولت مورد غفلت جدی در برنامه ها و عمل قرار گرفته است.

نتیجه: یکی از اشکالات اساسی به برنامه‌های ۵ ساله توسعه وارد است داده‌های ورودی است که مبنای تحلیل و ارائه پیش بینی ها قرار می‌گیرد. این داده ها در طول سالیان مختلف هیچ گاه انطباق و سازگاری چندانی با واقعیت‌های اقتصاد کشور نداشته است و این موضوع یکی از دلایل ناکامی برنامه های توسعه در اقتصاد ایران است.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.