23 آبان, 1394
حیدرمستخدمین حسینی در گفتگو با دفاع اقتصادی:

خودکفانبودن در برخی از کالاها امنیت اقتصادی-سیاسی کشور را دچار چالش می‌کند

تعریف واقعی از خودکفایی چیست و در صورت فقدان خودکفایی چه خطراتی اقتصاد ایران راتهدید میکند؟ این سوالات محور مصاحبه با دکتر حیدر مستخدمین حسینی اقتصاددان و معاون وزیر اسبق اقتصاد است. وی سالها معاون رئیس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد بوده و از جمله اقتصاددانی است که به دیدگاههایی همچون استقلال اقتصادی تاکید ویژه ای دارد. گفتگوی “دفاع اقتصادی” را با حیدر مستخدمین حسینی بخوانید.

استقلال اقتصادی یکی از موضوعات اساسی اقتصادی هر کشور به ویژه ایران است. به نظر جنابعالی الزامات اساسی این مفهوم چه ملزوماتی است؟

موضوعات مربوط به استقلال اقتصادی را می شود در حوزه های مختلف و کشورهای مختلف با توجه به تعابیر خاص تعریف کرد. به نظر من کشورهایی همچون مالزی، اندونزی، ترکیه و … که برای خود هویت قائل بودند نمونه های خوبی از تحقق استقلال اقتصادی هستند. مفهوم استقلال اقتصادی این است که تمام نیروهای مسئول یا قوا به یک درک مشترکی از مفاهیم بنیادی اقتصاد رسیده و بتوانند برنامه های آتی را دنبال کنند. بعد از ایجاد درک مشترک در بدنه حاکمبت، تعیین و تعریف مدل الگویی جهت اداره و مدیریت اقتصادی کشور الزام بعدی است که به تحقق استقلال اقتصادی کمک می کند.

در رابطه با مفهوم استقلال اقتصادی مفاهیم مختلفی از جمله خودکفایی، مزیت نسبی و … را بیان میشود. کارشناسان مختلف نسبت های متفاوتی را بین مفهوم استقلال اقتصادی و این مفاهیم برمی‌شمارند. برخی معقدند که این مفاهیم با هم در یک معنا هستند. برخی معتقدن که مزیت نسبی با استقلال اقتصادی در تضاد است. برخی دیگر نیز این مفاهیم را در مفهوم استقلال اقتصادی تعریف می کنند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟

مفهوم استقلال اقتصادی به هیچ عنوان یه معنای خودکفایی تام در همه محصولات نیست. بلکه در خصوص کالاهای اساسی که امنیت ملی کشور را ممکن است به خطر بیندازد، خودکفایی موضوعیت می یابد. در خصوص مزیت نسبی نیز همین طور. در واقع ترکیبی از این دو مفهوم در مفهوم استقلال اقتصادی استفاده می شود. با توجه به این تعریفی که بنده از استقلال اقتصادی داشتم قدم بعدی حضور یک فرمانده اقتصادی در اقتصاد است تا بتواند براساس نظام تصمیم سازی، تصمیم گیرنده اصلی باشد.

برای مثال کاری که در مالزی به دست ماجی محمد انجام شد و یا در ترکیه همین کار به وزیر اقتصاد سپرده شد از جنس همین اقدامات یعنی تعیین یک فرمانده اقتصادی است. به عبارتی دیگر، ماهیت و داشتن یک فرمانده اقتصادی باعث می شود از تصمیم گیری های متفرق جلوگیری شود. این بنیانی است که باید در استقلال اقتصادی شکل بگیرد. اشکالی که ما در کل برنامه های اقتصادی در دولت های مختلف داریم، نبود یک فرمانده اقتصادی است.

برای مثال در حوزه سیاست و دیپلماسی مقام معظم رهبری هدایت این مسئولیت خطیر را به عهده داشتنه و دارند که همین مسئله باعث شده ایشان خود نقشه راه را طرح نمایند. ما در حوزه اقتصادی نیز این را می بینم که ایشان بحث اقتصاد مقاومتی را عنوان کردند اما تا این تاریخ حتی ندیدم که دولت، بدنه دولت یا مراکز پژوهشی مربوط به دولت یک طرحی در رابطه با اقتصاد مقاومتی ارائه دهند. هر کدام از مسئولین به ضام خودشان، برداشت های خودشان را مطرح کردند که باعث ابهامات زیادی بین افراد به خصوص بین دانشجویان اقتصاد شد و آنها می گویند این مقوله به چه معنا است، آیا مفهومش خودکفایی است یا این که باید در چارچوب اقتصاد مقاومتی درهای کشور را ببندیم و هیچ ارتباطی با کشورها نداشته باشیم. بنابراین آنچه که هست برداشت های فردی را دربر می گیرد.

با توجه به الزاماتی که شما فرمودید وضعیت استقلال اقتصادی ما در کشور چگونه است؟ ایران به لحاظ اقتصادی چقدر مستقل است؟

دولت قبلی هیچ زمینه ای را برای مراوده بین المللی در حوزه اقتصادی قائل نبود و دولت کنونی نیز تمام سیاست های داخلی خود را کنار گذاشته و امیدش به پسا تحریم و اجرایی شدن برجام است. در واقع این دولت منتظر شوک بیرونی است که بتواند اقتصاد داخل را به تعویق اندازد. من با این رویکرد مخالف هستم و اعتقاد دارم این رویکرد به معنای عدم استقلال اقتصادی کشور است. اعتقاد دارم تا زمانی که از توانمندی ها و توانایی های دانش داخلی بهره نگیرم و اصلاح نکنیم فضای کسب و کار را نمی توان بهبود بخشید. در فضای کسب و کار، کشور خارجی ما را تحریم نکرده بلکه خودمان تحریم را برای خود درست کردیم. ۵ میلیون نفر بیکار تحصیل کرده داریم که در یکی، دوسال آینده وارد کار می شوند این در حالی است که دولت شرایط کسب وکار را برای آنها فراهم نکرده است. خوب چرا باید فضای کسب و کار این گونه باشد.

پس براین اساس جنابعالی معتقدید که در حال حاضر استقلال اقتصادی کشور مطلوب نیست.

بله؛ زمینه و بسترهای اجرای استقلال اقتصادی وجود دارد ولی هنوز استقلال اقتصادی شکل نگرفته است. در صورتی استقلال اقتصادی شکل می گیرد که برنامه ها را در جهت آن قرار دهیم. برای مثال برنامه پنج سال ششم که در حال تهیه است می تواند بهترین موقع برای اقتصاد بدون نفت باشد؛ البته نه به صورت یک دفعه، بلکه در طول پنج سال ما می توانیم وابستگی نفت را تبدیل به ثروت از منابع داخلی کنیم، البته راهش وجود دارد به طور مثال در بحث مالیات هایی که از مردم دریافت می شود این برنامه را عملی نمود.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.