15 شهریور, 1395

اگر بازی جنگ اقتصادی بر علیه ما گردد

علی رغم اینکه ایالات متحده از یک تاثیر شدید اقتصادی بر یکی از متحدهایش جلوگیری کرده، هزینه زیادی برای این عمل پرداخته است و آن هم تیرگی روابط با چین بوده و اتحادیه اروپا بوده. در این سناریو دیده می شود که سوییفت به عنوان ابزار جنگ اقتصادی بر علیه آمریکا استفاده شده است. همان طور که در گذشته وزارت خزانه داری هشدار داده بود در این سناریو سوییفت به زمین فوتبال جنگ اقتصادی بین کشورها تبدیل شده است.

مقدمه این مقاله را از اینجا بخوانید

قسمت اول این مقاله را از اینجا بخوانید

قسمت دوم : اگر بازی جنگ اقتصادی بر علیه ما گردد

از روش سنتی تا روش سایبری مقابله با تحریم

بازیگران متخاصم در مقابل تحریم ها در کنار روش های سنتی از روشهای سایبری هم برای مقابل با تحریم ها استفاده می کنند. مثلا روسیه اعلام کرده است که سیستم پیغام رسانی مالی دیگری (که هزینه بیشتری دارد) را استفاده خواهد کرد. همچنین اعلام کرده اند که یک سیستم انتقال پیام جایگزین سوییفت با همکاری چین راه اندازی خواهد کرد (اگرچه مشخص نیست بانک های دیگر به دلیل هزینه حیثیتی آن از این سیستم جایگزین استفاده کند). متخصصان بانکی معتقدند که اگر سیستم جایگزین سوییفت توسط روسیه و چین راه اندازی شود برای رقابت با سوییفت کنترل کمتری بر روی فعالیت های غیر قانونی می گذارد و فضا را برای فعالیت های ایران و دیگر بازیگران متخاصم باز می کند.

همچنین محاکمه شرکت ترکیه ای نشان داد که ایران از روش سنتی over-invoicing  استفاده کرده تا پول را جا به جا کند. به این صورت که یک شرکت فروش کشتی های لوکس، ۵.۲ تن شکر قهوه ای را با قیمت ۲۴۰ دلار برای هر پوند خریداری کرده است که ارز جا به جا شود. این کانال توسط اتحادیه اروپا برای فعالیت ها بشر دوستانه باز گذاشته شده بود.

در یک روش دیگر ایران کشتی های خود را با پرچم کشورهای دیگر مثل تانزانیا و با نامهای غیر فارسی جدید جا به جا می کرد و با آنها تسلیحات و کالاهای غیر قانونی منتقل می کرد. همچنین برای مقابله با تحریم نقت ایران از روش انتقال نفت از نفت کشهای خود به نفت کشهای دیگر کشورها برای فروش نفت به کشورهای دیگر در جنوب شرقی آسیا استفاده می کرد. این روشها به طور کامل مستند می شدند و وزارت خزانه داری کشورهایی که از این روش استفاده می کردند را به لیست تحریم ها اضافه می کرد.

با تولد روش های سایبری جدید و مکانیزم های انتقال پول جدید روشهای جدید مقابله با تحریم را برای فعالیت های غیر قانونی فراهم می کند. استفاده از روشهای انتقال پول مجازی مثل استفاده از bitcoin، می تواند  روشی برای دور زدن تحریم های سوییفت باشد. اگرچه هنوز اقدامی در این راستا انجام نشده است است.

تهدیدهای آینده: استفاده از جنگ اقتصادی سایبری بر علیه آمریکا

در حالی که مقابله با تحریم ها از طرف بازیگران متخاصم یک تهدید به حساب می آید، استفاده از جنگ اقتصادی بر علیه ایالات متحده تهدیدی به مراتب جدی تر خواهد بود. در اکتبر سال ۲۰۱۴ یک گروه فلسطینی دادخواستی را تهیه کرد که بر اساس آن از سوییفت می خواست که اسراییل را از این شبکه قطع کند. سوییفت این بیانیه را رد کرد و اعلام کرد که سوییفت در جایگاهی نیست که کشوری را تحریم کند و به تماس ها در این راستا پاسخ نخواهد داد. هر چند که سوییفت به این درخواست پاسخ منفی داد، اما اگر اتحادیه اروپا این تصمیم را تصویب کند مانند مورد ایران سوییفت مجبور می شود که آن را اجرا کند.

اسراییل مدت هاست که هدف جنگ اقتصادی قرار دارد. به عنوان مثال تحریم اسراییل توسط اعراب که از ۴۰ سال پیش آغاز شد، ۴۵ میلیارد دلار هزینه به اسراییل تحمیل کرد. همچنین از حدود ۱۵ سال پیش کمپین BDS[1]  به راه افتاد که به عنوان یک جنگ اقتصادی وسیع به حساب می آید. این کمپین شرکت ها و موسسات مالی را مجاب می کند که با دولت و نهادهای اسراییلی رابطه برقرار نکنند. به نظر می رسد که بحث کمپین BDS در اروپا در حال گسترش می باشد. با وجود اینکه این تحریم بر علیه اسراییل بوده، می تواند بر علیه آمریکا و دیگر متحدانش نیز اعمال شود. در نتیجه باید درک درست از مانیفست این جنبش داشته باشیم.

ماجرای زیر سناریویی است که می تواند توسط رقبای جهانی بر علیه آمریکا اعمال شود و از سوییفت به عنوان زمین فوتبال در درگیری های منطقه ای علیه آمریکا استفاده شود.

سناریوی فرضی: سوئیفت و بحران در دریای چین جنوبی

در دریای چین جنوبی رقابتی دائمی بر سر جزایر پاراسل و اسپرتلی در جریان است که به وجود منابع نفت و گاز در آن بر می گردد. در سالهای اخیر چین، ویتنام و مالزی ساخت و سازهای وسیعی در این مناطق داشته اند. به طور خاص چین به شدت در حال ساخت سکوهای نفت و گاز و اسکله های دریایی است که منجر به اعتراضاتی در ویتنام شده است و همچنین مورد انتقاد ایالات متحده قرار گرفته است.

حال سناریو زیر را در زمینه درگیری بین چین و ایالات متحده را در نظر بگیرید:

چین به ساخت و ساز در این منطقه ادامه می دهد و تنش ها بین چین و ویتنام بالا می رود. ویتنام از جامعه جهانی می خواهد که چین را محکوم کند. سپس هر دو کشور حضور خود را در منطقه پررنگ تر می کنند و رزمایش هایی هم برگزار می کنند که تنش را به حد کم سابقه ای می رساند. در همین حال حادثه ای برای یک کشتی فیلیپینی رخ می دهد و دو تن از سرنشینان آن مجروح می شوند. در نتیجه فیلیپین دو کشتی برای کمک رساندن به مجروحین می دهد اما چین اجازه نمی دهد که آن کشتی ها به کشتی حادثه دیده (سیرا مادرا) برسند و ادعا می کند که آنها تسلیحات نظامی حمل می کنند. این ماجرا تنش را بالاتر می برد و باعث می شود که کشتی های چینی به آنها نزدیک تر شوند. دولت و مردم فیلیپین عصبانی می شوند و از آمریکا می خواهند که در این مسئله دخالت دیپلماتیک کند. بعد از جلسه خصوصی چین با مقامات آمریکایی، دولت چین اعلام می کند که گشت ساحلی خود را برای انتقال مجروحین به منطقه اعزام خواهد کرد. البته تنها با این شرط که تمام افراد کشتی به چین منتقل بشوند و با پرواز به مانیل بروند. فیلیپین این درخواست را رد می کند چرا که فکر می کند دولت چین قصد دارد کشتی حادثه دیده را از منطقه بیرون ببرد و تسلط خود را بر این منطقه گسترش دهد.

ایالات متحده سعی می کند تا با مذاکره دیپلماتیک مسئله را حل کند اما با اوج گرفتن مسئله موضع طرفهای درگیر غیر قابل تغییر می شود. علی رغم اینکه توافقنامه دفاعی فیلیپین و آمریکا صراحتا آمریکا را مجبور به دخالت نمی کند، اما فشارهای داخلی کنگره و رسانه ها دولت را وادار می کند که از متحدش حمایت کند و در مقابل چین بایستد. در همین راستا ایالات متحده به صورت علنی حرکت چین را محکوم می کند و اعلام می کند که آماده است که مجروحین را با هواپیما منتقل کند. همچنین اعلام می کند که چین فیلیپین و دیگر کشورها که بر دریای چین جنوبی ادعا دارند مرزهای اقتصادی خود را مشخص کنند.

با دخالت آمریکا در حیاط خلوت چین، دولت چین را به فکر استفاده از تحریم اقتصادی می اندازد (دولت چین قبلا از این ابزار استفاده کرده است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۰ بر سر به رسمیت شناختن تایوان، صادرات مواد معدنی خام به ژاپن را ممنوع کرده بود)، اما چین به دلیل رابطه دوجانبه وسیع با واشنگتن برای تحریم محتاطانه برخورد می کند.

تحریم مستقیم آمریکا ممکن است صادرات چین به آمریکا را مختل کند و رشد اقتصادی چین را کاهش دهد. به همین دلیل چین تصمیم می گیرد که متحدین آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد که آمریکا از دخالت در این منطقه دست بکشد. در نتیجه چین تحریم هایی در زمینه اکتشاف و استخراج نفت و گاز بر فیلیپین اعمال می کند. همچنین تحریم های ثانویه ای بر بانکهایی که با فیلیپین در این زمینه رابطه مالی دارند وضع می کند.

در هر مرحله آمریکا سعی می کند که تاثیرات تحریم های چین را خنثی کند و شرکت های آمریکایی جای شرکت های اروپایی که از رابطه با فیلیپین دست کشیده اند را می گیرند. پکن در مورد بنگاه های آمریکایی که کالا و خدمات نفت و گاز به شرکت های فیلیپینی ارائه می دهند هشدار می دهد، اما به دو دلیل تحریم های ثانویه را بر شرکت های آمریکایی اعمال نمی کند:

  1. ممکن است منجر به درگیری اقتصادی مستقیم با آمریکا شود
  2. قرارداد های جایگزین با آمریکایی ها برای فیلیپین هزینه زیادی در پی دارد.

با بسته شدن حساب های فیلیپین در اروپا، بانکهای فیلیپین به مبادله با بانکهای آمریکایی روی می آوردند و در پی آن دولت چین به آنها فشار می آورد که اگر به رابطه با فیلیپین ادامه دهند رابطه چین با آنها قطع خواهد شد و بانکهای آمریکایی هم با توجه به اهمیت رابطه با چین در برابر فیلیپین، از رابطه با شرکت های فیلیپینی دست می کشند.

سپس دولت فیلیپین از آمریکا می خواهد که در این ماجرا دخالت کند و اجازه ندهد که رابطه فیلیپین با سیستم مالی بین المللی قطع شود. دولت آمریکا هم به بانک مرکزی فشار می آورد که راه حلی برای این مشکل بیابد. اما مشکل این است که بانکهای خصوصی آمریکا بر اساس میزان ریسک خودشان تصمیم می گیرند و دولت نمی تواند آنها را مجبور به رابطه با شرکت های فیلیپینی کند.

وقتی که زیرساخت های تحریم سوییفت آماده می شود، دولت چین برای قطع شدن ارتباط بعضی از شرکت های فیلیپینی با سوییفت و تارگت۲ شروع به رایزنی با اروپا می کند. اما اروپا معتقد است که رفتار غیر قانونی شرکت های فیلیپینی به حدی نرسیده است که بانک های آنها از این شبکه ها حذف شوند. در نتیجه چین برای هشدار دادن به اروپا روابط خود با بعضی شرکت های اروپایی را کاهش می دهد. همزمان اقتصاددان های چین اظهار می کنند که ما نباید سهام شرکت های اروپایی (به طور خاص ایتالیایی و یونانی) را خریداری کنیم و باید آنها را واگذار کنیم. بر اساس نظر تحلیل گران اروپایی و آمریکایی به فروش گذاشتن سهام شرکت های ایتالیایی و یونانی توسط چین این کشورها را زمین گیر می کند و در نتیجه به اتحادیه اروپا ضربه می زند.

در پی این تهدیدات و تحلیل ها اتحادیه اروپا تصمیم می گیرد که درخواست چین را بررسی کند، اما ابتدا اتحادیه اروپا به آمریکا اعلام می کند که این اتحادیه برای جلوگیری از تهدیدات چین مجبور به قطع ارتباط بعضی بانکها و افراد فیلیپین از سیستم سوییفت خواهد بود و به آمریکا فشار می آورد که موضوع را از طریق دیپلماتیک حل کند و به خواسته های چین در منطقه دریای جنوبی چین تن در دهد.

در نتیجه این اتفاقات علی رغم اینکه ایالات متحده از یک تاثیر شدید اقتصادی بر یکی از متحدهایش جلوگیری کرده، هزینه زیادی برای این عمل پرداخته است و آن هم تیرگی روابط با چین بوده و اتحادیه اروپا بوده. در این سناریو دیده می شود که سوییفت به عنوان ابزار جنگ اقتصادی بر علیه آمریکا استفاده شده است. همان طور که در گذشته وزارت خزانه داری هشدار داده بود در این سناریو سوییفت به زمین فوتبال جنگ اقتصادی بین کشورها تبدیل شده است.

آیا آمریکا برای مقابله با چنین سناریویی آمادگی دارد؟ چه برنامه های سیاسی و اقتصادی باید انجام شود تا ایالات متحده بتواند چنین شرایطی را مدیریت کند؟ در قسمت بعد پیشنهاداتی ارائه می شود که به دولت برای داشتن رویکرد مناسبی برای دفاع اقتصادی کمک می کند.

[۱] Boycott, Divestment and Sanction

قسمت سوم این مقاله را از اینجا بخوانید

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.