2 آبان, 1394
دکتر ابراهیم رزاقی در گفتگو با "دفاع اقتصادی" مفهوم استقلال اقتصادی را تبیین کرد

امام معتقد بود کالایی که در داخل تولید نمی‌شود نباید مصرف کرد

دکتر ابراهیم رزاقی استاد اقتصاد دانشگاه تهران معتقد است: آنچه در قانون اساسی و وصیت نامه امام خمینی آمده است نشان میدهد ایشان به شدت با مصرف کالای خارجی مخالف بوده و بر این باور بوده کالایی که مشابه آن در داخل تولید میشود نباید وارد کشور شود، همچنین سعی کنیم کالایی که در داخل تولید نمیشود و ضروری هم نیست وارد کشور نکنیم….

آیا استقلال اقتصادی یک اصل مهم برای یک اقتصاد است؟ دکتر ابراهیم رزاقی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران معتقد است که تبعیت از نظام سرمایه داری و لیبرالی، حرکت در جهت وابستگی بیشتر اقتصادی است چرا که مبنا و فلسفه نظام سرمایه داری مبتنی بر وابستگی است. وی با بیان اینکه استقلال مطلق وجود ندارد، اذعان داشت که با مراجعه به متن قانون اساسی و اندیشه امام خمینی می توان به ماهیت استقلال اقتصادی پی برد. سایت “دفاع اقتصادی” در گفتگو با دکتر ابراهیم رزاقی استاداقتصاد دانشگاه تهران درباره پیامدهای منفی مستقل نبودن یک اقتصاد به گفتگو نشسته است که در ادامه میخوانید…

از چه زمانی موضوع استقلال و وابستگی مطرح شد؟

اگر نگاه تاریخی به این مسئله داشته باشم این سوال پیش می آید که چرا ۱۷۰-۱۸۰ کشور دنیا استقلال اقتصادی ندارند. قبل از پیدایش سرمایه داری، همه کشورها به لحاظ اقتصادی مستقل بودند. حتی کشورهایی که مستعمره شده بودند مانند هند. حتی آن زمانی که فرمانداری انگلیس بر هند حاکم بوده است.
دولت انگلیس برای سودآوری ، تولید هندی را تشویق می‌کرد. حتی این تولیدات را به جاهای مختلف از جمله انگلیس صادر می کرد.
ولی زمانی که انقلاب صنعتی رخ می‌دهد ورق بر می‌گردد. صنعت هم چند ویژگی عمده دارد. ویژگی اصلی صنعت، این است که می‌تواند بی‌نهایت تولید کند. وقتی که بی نهایت هم تولید می کند با دو مشکل روبرو می شود. کشور تولید کننده مواد اولیه به اندازه کافی ندارد و دیگری به دلیل ساختار نظام سرمایه داری ثروت به طور عادلانه بین طبقات توزیع نمی شود و به دست طبقه معینی می رسد. لذا بسیاری از افراد از حداقل ها هم محروم می شوند، یعنی اکثریت احتیاج دارند ولی پول ندارند که بخرند، یعنی تقاضای موثر. در چارچوب انقلاب صنعتی اول باید کشورهای تحت سلطه مازاد مواد اولیه خود را به کشورهای سلطه گر یعنی انگلستان بفروشند و در عین حال همین کشور باید نیازهای صنعتی شان را از انگلستان تامین نمایند!

پس نظام سرمایه داری ضد استقلال است؟

سرمایه‌داری با هر گونه استقلال اقتصادی مخالف است، یعنی سرمایه داری معتقد است کشورها نباید نیازهای خودشان را برطرف کنند و با این موضوع مخالف است.
امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود می‌فرمایند که کالایی که در داخل تولید نمی‌شود، چرا باید مصرف کنیم. یعنی زمانی باید کالایی را مصرف کنیم که در داخل تولید شود. اگر این طرز فکر در کشورها حاکم باشد، دیگر نظام سرمایه داری نمی‌تواند بقا داشته باشد مگر به شکل خاص.
چارچوب فرهنگ، ایدئولوژی و فلسفه سرمایه داری که مبتنی بر زیاده خواهی، سود و لذت حداکثری است، شرایطی را در جامعه ایجاد می کند که افراد به آنچه دارند نیز قانع نخواهند بود. تحت سیطره چنین فضایی همه کشورهای جهان محکوم به این هستند که استقلال اقتصادی نداشته باشند. اولین کشوری هم که چنین اتفاقی برای آن افتاد، کشور هند بود.
پس در نظام سلطه اقلیت مستقل و استعمارگر هستند و اکثریت وابسته و تحت سلطه؟
بله. طبق تئوری سرمایه داری در دنیا فقط انگلستان بایستی مستقل می‌شد. در مقابل این طرز فکر، فردریک لیست آلمانی انتقاد کرد و گفت اگر این گونه باشد ما هیچ وقت صنعتی نمی شویم. فردریک لیست از نظریه آدام اسمیت ایراد می‌گیرد و مقوله منافع ملی و جلوگیری از رقابت کالاهای انگلستانی با کالاهای آلمانی را مطرح می کند. فردریک لیست معتقد است تا زمانی که کالاهای داخلی(آلمانی) به سطح تکنولوژی کالاهای انگلیسی نرسیده اجازه عرض اندام کالاهای انگلیسی را نباید داد. بعد از توانمندی تولید داخل آنگاه می توان با کالاهای انگلیسی رقابت کرد. وی می گوید در بازار قطعا بین بازیکنان کهنه کار و حرفه ای و بازیکن تازه کار، قدیمی ها برنده خواهند شد.
به این ترتیب کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه ای مانند ایران که می خواهد مستقل در حوزه سیاسی و اقتصادی باشد باید سرمایه داری را سرنگون کند؟
بله. سرمایه داری به هیج وجه استقلال کشورهایی از جمله در حال توسعه را نمی تواند تحمل کند. نکته بعدی این است که کشورهایی که به لحاظ سیاسی مستقل هستند زمانی که تصمیم بر استقلال اقتصادی می گیرند، با تهاجمات مختلفی مواجه می شوند. تهاجماتی مانند تهاجم نظامی، کودتا و ….
نظام سلطه در هر کشوری که استقلال سیاسی یافته و به دنبال استقلال اقتصادی به طرق مختلف از جمله کودتا و … سعی می کند تا سیاستمداران همفکر و مدافع سرمایه داری را بر حکومت بنشاند. به ویژه اگر آن کشور دارای مواد اولیه ارزشمندی از جمله نفت نیز باشد. بعد از کودتا معمولا این کشورها به سمت صادرات مواد خام و از طرف دیگر تامین کالاهای مورد نیاز خود از واردات حرکت می کنند.
اگر این کشورها، به استقلال اقتصادی برسند و در مقابل تهاجم نظام سلطه دوام بیاورند، سم مهلکی برای سرمایه داری خواهند شد. چرا که مواد اولیه داخلی شان را به خودشان استفاده خواهند کرد و تبدیل به فراورده می کنند. و نیازهای خود را نیز خودشان تامین خواهند کرد و بحران نظام سرمایه داری نیز تشدید خواهد شد. پس برای نظام سرمایه داری، وابستگی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه، امری حیاتی است.

آیا در دنیا کشوری را می‌توان نام برد که استقلال اقتصادی دارد؟

انگشت شمار هستند

آیا می توان استقلال مطلق داشت؟ مثلا کشوری مانند کره شمالی که همه درها را به روی خود بسته است. آیا استقلال هم نسبی است؟

وقتی می گوییم استقلال، طبق انچه که در متن قانون اساسی آمده و فرمایشات امام خمینی(ره) یعنی آنکه چیزی که تولید نمی کنیم، مصرف نکنیم. اگر استقلال اقتصادی هم نداشته باشیم، نمی توانیم استقلال سیاسی خود را حفظ کنیم. ما یک کشور اسلامی و حامی عدالت هستیم و از طرف دیگر دائم در حال مبارزه با دشمن و اجنبی هستیم. استقلال معانی مختلفی دارد. هیچ کشوری استقلال مطلق ندارد. استقلال اقتصادی مطلق غیرممکن است که محقق شود.

پس استقلال، واژه‌ای نسبی است؟

بله.

یک اصطلاحی داریم به نام وابستگی متقابل. وابستگی متقابل یعنی اینکه در اموری، من به شما وابسته ام و در امور دیگری نیز شما به من وابسته هستید. اگر ضربه بزنید، ضربه خواهید خورد. این مسئله با این حالت کشور ما که ماده خام می فروشیم و نیازهای خود را از طریق واردات تامین می کنیم، فرق می‌کند.

بازارهای جهانی در اختیار کشورهای صنعتی است و لذا می توانند ماده خام و نفت ما را نخرند و یا قیمت کاهش دهند و لذا ضربه بزنند.من نظر فردریک لیست را قبول دارم که می گوید اول باید توان داخلی، تولید داخلی قوی شود و توان رقابت با کالای خارجی را داشته باشد، بعد از آن می توان بازار را آزاد کرد. به طور مثال در خصوص توان دفاعی خوب عمل کردیم. غالب تجهیزات مورد نیاز را خود تولید نمی کنیم لذا هیچ کس نمی تواند از این طریق کشور را تهدید کند.
البته یک نکته وجود دارد. وقتی که می گوییم استقلال نسبی است، این سوال مطرح می شود کجاها لازم است مستقل باشیم و کجاها وابسته؟ در پاسخ به این سوال یک معیار می توان تعریف کرد. در خصوص هر کالایی باید این سوال را مطرح کرد که اگر قرار شد کالا را از خارج تامین کنیم و در مواقعی اجازه واردات آن را ندادند آیا اقتصاد و امنیت کشور دچار چالش خواهد شد؟ این بهترین معیار است. در تامین نیاز داخل باید به گونه ای عمل کرد که توان دفاع در مقابل تحریم و تهاجم دشمن وجود داشته باشد.
این نگاه بنده هم مبتنی بر متن قانون اساسی و اندیشه امام خمینی(ره) و اقتصاد مقاومتی است که بر ایستادگی و استقلال اقتصادی تاکید می کنند. اگر ما به طرف لیبرالی حرکت کنیم، اقتصاد را با جهان بینی سرمایه داری مدیریت کرده ایم که این همان ضد استقلال است.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.