19 آبان, 1394
عضو اتاق بازرگانی در گفتگو با دفاع اقتصادی:

متاسفانه مسئولان به جای تهاجم در جنگ اقتصادی فقط دفاع می‌کنند!

مجید رضا حریری، عضو اتاق بازرگانی تهران، در گفتگو با خبرنگار دفاع اقتصادی با بیان اینکه در حال حاضر در یک جنگ تمام عیار اقتصادی قرار داریم، گفت: به علت ضعف ساختاری اقتصاد، اقتصاد کشور توان رقابت در این جنگ را ندارد. وی با اشاره به اینکه بایستی خود را مقاوم کنیم تا بتوانیم در این کارزار به پیروزی برسیم، خاطرنشان کرد: راه مقاوم سازی اقتصاد همان اقتصاد مقاومتی است که مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند.

همان طور که قریب به اتفاق، تمامی کارشناسان معتقدند از چند سال پیش تاکنون اقتصاد ایران در یک جنگ اقتصادی تمام عیار قرار گرفته است. به نظر شما ایا این اعتقاد در مسئولان عالی رتبه اقتصادی کشور هم وجود دارد؟

در چند سال گذشته در شرایطی قرار داشتیم که غربی ها و به طور کل دشمن مسائل سیاسی را به حوزه اقتصاد کشاندند که نتیجه آن تحریم هایی شد که از چهار سال گذشته تا الان دست به گریبان ما شده است و ما را وارد یک جنگ تمام عیار اقتصادی نموده است. این اتفاق به معنای آن است که نمی شود اقتصاد را از سیاست جدا کرد. ما در دنیا مشکل اقتصادی نداشتیم بلکه مشکل ما سیاسی بود که آن را تبدیل به یک جنگ اقتصادی کردند. من فکر نمی کنم کسی اعم از مسئول و غیر مسئول به طور مسئول و غیر مسئول این جنگ اقتصادی را حس نکند و همه معتقدند که درحوزه اقتصاد به صورت خصمانه با ما برخورد می شود.

ایا این اعتقاد به صحنه عمل هم کشیده شده است؟ به بیان دیگر در شرایطی که ما در جنگ اقتصادی قرار داریم و همگان به آن اذعان دارند مسلما بایستی در چارچوب حفظ منافع ملی باید اقداماتی را انجام داد. آیا شما در صحنه عمل این اقدامات را می بیند؟ یعنی متناسب با این جنگ اقداماتی انجام دادیم؟

اقتصاد ما درون یک جنگ از پیش تعیین شده افتاد. به اعتقاد من مسئولان اقتصادی فقط به دنبال راه های برون رفت از این جنگ هستند نه راه های تهاجمی و تدافعی. این جنگ، جنگی است که بر اساس اقدامات اشتباه اقتصادی دولت دهم به اینجا رسیده است و ما را رساند به این نقطه که الان مشاهده می کنید. این جنگ نه مدیریت درستی داشت و نه تبعاتش پیش بینی شد لذا دست کم گرفتن دشمن و تبعات جنگ ما را در مهلکه ای انداخت که برون رفتنش به این سادگی ها نیست.

شما می فرمایید مسئولان به دنبال خروج از جنگ هستند یا این که می خواهند در این جنگ پیروز شوند؟

اقتصاد کشور در طول چند دهه اخیر به شدت وابسته به مرزها بود به طور مثال از مجموع وارداتی که در چند دهه اخیر صورت گرفت همیشه بیش از ۸۰ درصد واردات ما مواد اولیه، کالاهای واسطه ای و سرمایه ای بوده است، که آن هم به خطوط تولید می رفت. یعنی خطوط تولیدی به تنهایی ۸۰ درصد واردات ما را جذب می کنند. یعنی اگر ما بخواهیم دور کشورمان دیوار بکشیم قادر به تولید داخلی نیستم چرا که تولید داخلی ما از نظر مواد اولیه، ماشین آلات، کالاهای سرمایه ای و کالاهای واسطه وابسته به کشور خارج است. این وابستگی در اقتصاد کشور اجتناب ناپذیر است یعنی با توجه به این وابستگی نمی توانیم در تولیدات خود خودکفا باشیم. آن کسی که دور کشورش دیوار بکشد و هیچ تعاملی با کشورهای دیگر ندارد (مانند کره شمالی) مجبور است برای زنده ماندن در نهایت خود را به قدرتی مانند چین متصل شود. من معتقدم اقتصاد محل تعامل است.

در صحبت هایتان به یک نکته اشاره کردید و آن هم این بود که اقتصاد ما توان رقابت در این کارزار اقتصادی را ندارد. به نظر شما چه باید کرد تا این پتانسیل در اقتصاد کشور به وجود آید، به بیان دیگر چگونه می توانیم توان مقابله با هجمه های اقتصادی را در اقتصاد کشور افزایش دهیم؟

اگر بخواهیم به مقاومت اقتصادی کشور را در مقابله هجمه های اقتصادی افزایش دهیم باید به طرف اقتصاد مقاومتی برویم. اولین چیزی که من از اقتصاد مقاومتی می فهمم این است که اقتصادی داشته باشیم که در آن بر پایه ظرفیت های داخلی تولید و بخشی از این تولیدات را در دنیا عرضه کنیم. به عبارتی دیگر اقتصادی داشته باشیم که درون نگر و برون زا باشد یعنی اقتصادی که بتواند از پتانسیل های درونی اش استفاده کند و با دنیای خارج ارتباط گیرد این اقتصاد همان اقتصاد مطلوبی است که در اقتصاد مقاومتی به دنبال آن هستیم. برای رسیدن به چنین اقتصادی باید مقدماتی را فراهم کنیم. یکی از اصلی ترین الزامات این است که اقتصاد باید شفاف و آزاد باشد نه رانتی و غیر شفاف.

منظورتان از شفاف بودن چیست؟ یک مصداق بفرمایید

مجید رضا حریری: شفاف بودن یعنی اگر قرار است کاری در زمینه اقتصادی صورت گیرد باید مقررات برای همه یکسان باشد. اگر در زمینه اقتصادی کاری صورت می گیرد باید مقررات برای همه یکسان باشد. در هیچ جای دنیا باب نیست که ۵۰۰ بانک وابسته به مراکز نظامی وجود داشته باشد در حالی که در کشور ما این بانک ها مختص نیروی انتظامی، سپاه و ارتش است. این بانک ها باعث غیر شفاف بودن اقتصاد می شوند که نتیجه اش فساد اقتصادی است که هر چند سال شاهد آن هستیم.

تاثیر درآمدهای نفتی در شفاف سازی و یا غیر شفاف سازی اقتصاد به چه اندازه است؟

درآمد نفتی چیز بدی نیست، ما باید از آن درست استفاده کنیم ولی نفت در حیطه دولت است و دولت تصمیم می گیرد که پول نفت چگونه خرج شود. اگر در یک سالی نفت ملی شد ما باید بدانیم پول نفت چقدر است، در کجا خرج می شود. در حالی که ما هیچ کدام از این اطلاعات را در هیچ دولتی نداشتیم. به طور مثال شما همین الان هم نمی دانید نفت را چند می فروشند و کجا هزینه می کنند. در شرایط تحریم می گویند این اطلاعات از اسرار محرمانه است ولی در شرایط غیر تحریم نیز اطلاعات را به ما نمی گویند. دوره جنگ دوره ای بود که توقع اتخاذ استراتژیک اقتصادی را در دوره نداشتیم ولی بعد از جنگ هم نیامدیم استراتژیک توسعه ملی برای اقتصادمان تعریف کنیم.

ببینم از ۱۰۰ در صد درآمد چقدر باید از کشاورزی، چقدر از صنعت و معدن، چقدر از تجارت و خدمات تهیه شود. با این بیان اگر درآمد نفتی ما زیاد باشد یک معظل است و اگر کم باشد یک معظل دیگر به وجود می آید. اقتصاد مریض ما به گونه ای است که چه ۲۰ میلیون دلار درآمد نفتی داشته باشیم، چه سالی ۱۲۰ میلیون دلار درآمد نفتی داشتیم همچنان اقتصاد ما ناتوان و ناسالم بوده و هست. در دهه های ۸۰ و۹۰ هم سالی ۲۰ میلیارد دلار درآمد داشتیم ولی باز هم اقتصاد ما ناتوان بود. در دولت آقای خاتمی ما کمترین درآمدهای نفتی و بزرگترین دستاوردهای اقتصادی را داشتیم که آن هم به دلیل اعتمادی بین مردم و دولت بود.

مهم ترین نکته ای که اقتصاد ما را از چنین حالتی بیرون می آورد، شفاف سازی اقتصادی است. باید هر مسئول و هر مدیری تکلیفش مشخص شود که چه مقدار پول می گیرد کجا خرج می کند، آن کسی هم که تولید می کند باید معلوم شود چه تولید می کند. چه میزان تولید می کند و چند می فروشد. همه این ها باید شفاف باشد.

همچنین اقتصاد باید آزاد باشد یعنی دست دولت نباشد تا همه بتوانند فعالیت اقتصادی کنند. اقتصاد باید رقابتی باشد تا همه بتوانند در فضای رقابتی کار کنند نه این که به دلیل پست و مقام، ارتباط و… بتوانند کار اقتصادی کنند. تا هنگامی که اقتصاد شفاف نباشد وضع به همین منوال است.

با توجه به فرمایش شما، به این نتیجه می‌توان رسید که در وهله اول، توان اقتصادی کشور در حال حاضر در رویارویی با جنگ اقتصادی ضعیف است و در وهله دوم برای تقویت این توان بایستی به سمت اقتصاد مقاومتی حرکت کرد. به نظر شما شرایط کنونی اقتصاد چقدر مهیای تحقق اقتصاد مقاومتی است؟ آیا با توجه به سیاست هایی که دولت در پیش گرفته می توان امید تحقق آن را داشت؟

متاسفانه شرایط اصلا مناسب نیست. شرایط کنونی اقتصاد ایران مانند انسانی است که سخت ترین دوره زندگی خود را می گذراند. شما در نظر بگیرد اقتصاد کشور مانند یک وزنه برداریست که به دنبال قهرمان شدن در سطح جهانی است ولی در حال حاضر این قهرمان سرطان گرفته است و در حال موت می باشد. شما نمی توانید به این قهرمان مریض وزنه بدهید بلکه باید او را درمان کنید تا زنده بماند بعد.

همین زنده نگاه داشتن نیز بخشی از مراحل تقویت است.

بله همین طور است.

اقداماتی که تاکنون در عرصه تقویت اقتصاد کشور و تحقق اقتصاد مقاومتی صورت گرفته را چگونه ارزیابی می کنید؟

الان ما چاره ای جز پرداختن به مسائل روزمره اقتصاد کشور نداریم. منظورم از روزمره یعنی اینکه باید به روزمرگی سپری کنیم و مقام معظم رهبری ابلاغیه خصوصی سازی را به دولت دادند ولی نتیجه اش این بود که مجری خصوصی سازی دولت بود. از ۱۰۰ میلیارد دلار خصوصی سازی که برای کشور انجام شد بیش از ۹۰ میلیارد دلار آن به پرداخت دیون و بدهی دولت، حقوق کارمندان دولت، بیمه و … تخصیص داده شد. مقدار زیادی از آن نیز به سهام عدالت تخصیص داده شد که مدیر آن هم دولت بود . مقام معظم رهبری که از دولت نخواسته بود تا اموالش را به بخش خصوصی بفروشد، بلکه ایشان به صراحت گفتند دولت نباید مدیریت در بخش خصوصی، صنعت و تجارت را داشته باشد، زیرا دولت تولیدگر و صنعت گر خوبی نیست اما مدیریت تمام جاهایی که خصوصی شده است باز توسط دولت هدایت می شود. علت آن است که دولت ها باید در مقابل مجلس جوابگو می‌بودند.

همه این مسائل به دلیل عدم نگاه استراتژیک و برنامه است در نتیجه ما سر نقطه آغازمان هستیم. یعنی زمانی که مقام معظم رهبری چشم انداز بیست سال را ابلاغ کردند قرار بود وضعیت ما در منطقه در خیلی چیزها اول شویم ولی الان وضعیت منطقه نسبت به آن سال ها بدتر است و نمره منفی گرفتیم. به همین دلیل یک تجدید نظر کلی باید در مورد اقتصاد کشور گرفت شود.

به علت عدم نگاه استراتژیک است که در جنگ اقتصادی کاملا منفعل هستیم؟

بله، چون ما برنامه ای نداریم. بایستی اقتصاد را در بستر یک برنامه مدون و استراتژی منسجم بر پایه توان داخل هدایت کرد. برای این مسئله نیز نیاز به اصلاحات ساختاری داریم.

منظور از اصلاحات ساختاری هم شفاف سازی است؟

همین است، دولت باید پای خود را از اقتصاد بیرون ببرد. دولت باید بپذیرد، هر کس وظایف خودش را انجام دهد یعنی مسئولان سیاسی وظیفه سیاسی خودشان را انجام دهند و مردم به عنوان صاحبان این کشور، کار اقتصادی کنند. این مستلزم کوچک شدن دولت است. دولت باید کوچک شود و وظایفش را به دست مردم بسپارد و خود فقط برنامه ریزی کند. دولت باید ناظر و هدایت کننده باشد نه مجری.

 

 

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.