2 آبان, 1394
یادداشت دکتر حسین صمصامی برای

تئوری “مزیت نسبی” مخالف استقلال اقتصادی است!

فرض کنید خودرو در کشور تولید نشود و در مقابل از آمریکا بهترین خودرو با تعرفه صفر وارد شود. اگر فرض تجارت آزاد همیشه برقرار باشد، خوب است. اما اگر در دنیای امروز که فرض تجارت آزاد حاکم نیست، چند کشور تصمیم به تحریم ایران بگیرند دقیقا مانند همین شرایط کنونی، آنگاه تکلیف چیست؟

دکتر حسین صمصامی/ سرپرست سابق وزارت اقتصاد و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

در تجارت بین‌الملل معمول که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و اتفاقا همین متون مبانی عمکلرد سازمان های بین‌المللی است، بحثی وجود دارد به نام “خودکفایی.”
خودکفایی به این مفهوم است که هر کشور به اندازه تولید خود، مصرف می‌کند و این کشور هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارد. لذا اقتصاد بسته ای دارد. در تجارت بین‌الملل انواع و اقسام تجارت بیان می‌شود. با عنایت به این مطلب مقوله استقلال و خودکفایی دو موضوع مانع¬الجمع نیستند. یعنی این دو موضوع قابل جمع با یکدیگر هستند. این گونه نیست یک کشور مستقل لزوما هیچ وابستگی ندارد. به بیان دیگر کشور مستقل می تواند هم خودکفا باشد و هم نباشد.
این بستگی به نوع نگاه به موضوع دارد. در حال حاضر کشورهای پیشرفته با توجه به پتانسیل داخلی خود، در عین حال که مستقل و خودکفا هستند، تجارت خارجی هم دارند.

در دنیا برخی از کشورها به ویژه آنهایی که به لحاظ منابع، فقیر هستند مانند ژاپن، مواد اولیه مورد نیاز خود را به ناچار وارد می کنند. تقریبا در بسیاری از کشورها در عین حال که استقلال اقتصادی دارند، باکشورهای دیگر نیز مراودات تجاری دارند. این استقلال به معنای، مفهوم رایج در متون تجارت بین الملل نیست. (نه وارد می‌کند و نه صادر)

معنای استقلال به لحاظ اقتصادی این است که ما برای انجام امور جاری، رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال، سرمایه گذاری و … وابسته و متکی به خارج نباشیم. در عین حال که از آنان استفاده می‌کنیم ولی به آنان متکی نیستیم. اینجا این سوال مطرح است که آیا چنین مسئله ممکن است؟ یعنی استقلال و وابستگی در کنار هم باشد؟
برای توضیح دقیق‌تر به انواع تجارت باید اشاره‌ای کنم. در تجارت بین الملل دو نوع تجارت وجود دارد. یک نوع تجارت، “تجارت بین صنعتی” است. در تجارت بین صنعتی، یعنی اینکه کشوری کالایی را تولید و صادر می کند و کالای دیگری را نیز وارد می کند. آن کالایی را که وارد می کند الزاما می تواند در داخل تولید ننماید. آن کالا می تواند، استراتژیک و اساسی باشد. براساس تئوری های متداول مزیت نسبی، هر کشور کالایی را که در آن مزیت نسبی دارد، در داخل تولید می‌کند و در کالایی که مزیت نسبی ندارد، وارد می‌کند و نفع در تولید غیرمستقیم آن کالا است.
مثلا فرض کنید اگر بخواهیم این را به شرایط اقتصاد ایران تطبیق دهیم، در قالب این تئوری ما نباید خودرو تولید کنیم. چون که در تولید خودرو مزیت نسبی نداریم و در عوض می توان در کالاهای سنتی و صنعتی دیگری که در آن مزیت نسبی داریم، تولید کنیم. در چنین شرایطی اصلا استقلال کشور زیرسوال می رود. کشوری که بر مبنای تئوری مزیت نسبی عمل می کند به لحاظ اقتصادی استقلال ندارد.

به طور مثال فرض کنید خودرو در کشور تولید نشود و در مقابل از آمریکا، آلمان و ژاپن بهترین خودرو با تعرفه صفر وارد شود و در اختیار مردم قرار گیرد. اگر فرض تجارت آزاد همیشه برقرار باشد، خوب است. اما اگر دردنیای امروز که فرض تجارت آزاد حاکم نیست، چند کشور تصمیم به تحریم ایران بگیرند دقیقا مانند همین شرایط کنونی، آنگاه تکلیف چیست؟

در چنین شرایطی دیگر نمی توانیم خودرو در داخل داشته باشیم چرا که اجازه هیچ وارداتی نداریم و از طرف دیگر تکنولوژی تولید آن را نیز نداریم.
در این شرایط دیگر، همین پژو و پراید را هم دیگر نخواهیم داشت، چرا که تکنولوژی همین را نیز از بین بردیم و کارخانه ها را تعطیل نموده‌ایم. لذا چنین کشوری دیگر مستقل نیست. در حال حاضر کشورهای پیشرفته و غربی تجارت خود را دیگر براساس مزیت نسبی تنظیم نمی کنند( برخلاف آنچه که مطرح می کنند و در کتب آموزشی در دانشگاه ها تدریس می شود.) در عین حال که استقلال خود را حفظ کرده‌اند در تجارت جهانی وارد شده اند، اما تجارت آنان استقلال آنان را خدشه دار نمی کند. این تجارت نوع اول است. بنابراین تجارت نوع اول، بر مبنای مزیت نسبی، استقلال کشور را به خطر می اندازد و وابستگی ایجاد می نماید. در حال حاضر دنیای غرب با نفوذی که بر مبانی نظری تجارت دارد، فضای علمی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه را به گونه ای مدیریت می کنند که کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به سمت تجارت نوع اول حرکت کنند. یعنی مزیت نسبی. الحاق به سازمان تجارت جهانی سیاستی در همین راستاست.
اما تجارت نوع دوم که عمدتا کشورهای پیشرفته به خاطر پیشرفت تکنولوژی شان بر این مبنا رفتار می کنند، عبارت است از تجارت”میان صنعتی”.
در تجارت میان صنعتی، کشورها تنوع کالا را در دستور کار قرار می دهند بدون آنکه کوچکترین خدشه ای به استقلال اقتصادی شان وارد شود. به طور مثال یک کشور پیشرفته، خودرو در سطح استاندارد جهانی تولید می‌کند و در مقابل اجازه واردات خودرو را نیز می دهد. مانند رقابت آمریکا و ژاپن در صنعت خودروسازی. کشوری موبایل با بالاترین تکنولوژی تولید می کند و در مقابل موبایل نیز وارد می کند. یعنی یک کالای مشخصی وارد و صادر می شود. اگر در چنین شرایطی کشور مقابل اجازه واردات ندهد، استقلال کشور اول آسیبی نمی بیند، چرا که خود آن کالا را تولید می کند. لذا این کشورها در عین حال که استقلال دارند، مبادرت به تجارت خارجی هم می کنند. متاسفانه دنیای غرب به کشورهایی از جمله ایران نسخه تجارت اول را تجویز می کنند در حالی که با اتخاذ تجارت دوم می توان هم استقلال را حفظ کرد و هم مبادلات تجاری با دنیا داشت. بدون شک یک نقشه نفوذ غرب بر اقتصادهایی مانند ایران است.

بدون دیدگاه

نظرات بینندگان

نظرات بینندگان

پر کردن قسمت ستاره الزامی میباشد.